پروژۀ پایپلاین گاز تاپیمیلیارد ها دالر می اورد پایپلاین گاز باقدرت بزرگ

پروژۀ پایپلاین گاز تاپیمیلیارد ها دالر می اورد
پایپلاین گاز باقدرت بزرگ

پساز خروج نیروهای امریکائی از افغانستان،اسیای میانهمعجزه ایرا از سر می گذراند که بر اوضاع و احوال
مربوط به انرژی در منطقهبه صورت جدیاثرگذار است. یکی از ان مسائلی که حکومت جدید افغانستان که
اینکبر کابل مسلط گشته،برنامه ٔ از سر گرفتناعمار پروژۀ عظیم پایپلاین گازاست. در این رابطه صدای
دندانخائیو ژاژخائیایالات متحدۀ امریکا در سراسر جهان به گوش می رسید. و این قابل تعجبهمنیست،
زیرا اهمیت این پایپلاین برای هند و افغانستان با نقش پایپلاین2Nord Stream1
برای المان و روسیه قابل
مقایسه است.پروژۀ تاپی از طریق ترکمنستان، افغانستانوپاکستانتاهندوستان کشیده می شود. از طریق
این پایپلاین در ایندۀ نزدیکبهصد ها میلیارد متر مکعب گاز انتقال می یابد که اقتصاد ملی کشور های اسیائی
را تقویه کرده و ساختار های محلی صنعتیانهارا از اساسدگرگونخواهدساخت.
چندی قبل اعلامیۀ وزیر خارجۀ روسیه،سرگی لاورف،توجههمه را به خود جلب کرد. او در تاشکند اعلان کرد
که روسیه حاضر است که در اعمار این پایپلاین که قبلا ً به خاطر حوادث افغانستان متوقف شده بود، به
صورت فعال اشتراک نماید. ایا اینبهمعنیتصمیمروسیهمبنی بر برگشتانبه اسیای میانهنیست؟ این
پایپلاین روی اقتصادملی کشور هائی که در انها امتداد می یابد، چه تأثیری خواهد گذاشت؟ برای جواب به
این سؤال باید در نخست بدانیم که در این پایپلاین جدید گپ سر چیست؟منابعگازبرایاین پایپلاین از
ساحاتپیدایش گاز درترکمنستان،ًمخصوصااز حوزۀ گالکیونش(Galkynysh)که در معنی “رنسانس”
است، تأمین می شود.ذخائر گاز گالکیونشبعد از ذخائر حوزۀ “جنوبفارس” ایران،ازبزرکترین منابع گاز
در سطحجهان شمرده می شود. در منطقۀ گالکیونش21,4بیلیون متر مکعب گازکشف شده که دو برابر منابع
….. گاز در “حوزۀ فروافتادۀ اورینگوی” روسیه میباشد.

جهت داونلود کامل این مطلب لطفا در اینجا اشاره نمایید.

هشت مارچ وتشدید نقض حقوق زن در افغانستان

هالند، هشت مارچ ۲۰۲۲

هشت مارچ، روز جهانی همبستگی ومبارزه  زنان جهان برای کسب حقوق برابرو آزادیست. از سال ۱۹۰۹ تا اکنون، این روز، روز مبارزه با تبعیض جنسیتی و روز آگاهی و دفاع مشترک از حقوق زنان به حساب می آید.  این روز ده ها سال قبل از آنکه در سال ۱۹۷۵ توسط ملل متحد بحیث روزجهانی همبستگی زنان پذیرفته شود، در امریکا واروپا بحیث روزبین المللی زن، با اکسیونهای حق طلبانه تجلیل میگردید. هشت مارچ نقطهٔ ُاغاز مبارزات دسته جمعی زنان کارگر در شیکاگوی امریکا بود. این زنان آگاهی مبارزاتی شان را مدیون زنان کارگرمبارز و زنان سوسیالیست بودند. سپس زنان کارگر سایر کشور های صنعتی برای کسب حقوق اجتماعی، اقتصادی و سیاسی خویش، با صدا و اکسیون های مشترک،  جاده های کشور های صنعتی را اشغال کردند و توانستند با ادامه مبارزه، طی سالیان متمادی، حقوق معینی را بدست آورند. اینکه امروز زنان اروپا  از لحاظ قوانین و میثاق ها، از حقوقی مساوی با مردان برخوردار هستند، به این معنی نیست که همیشه از حقوق مساوی برخوردار بوده اند. این موقف مساوی دربرابر قانون بصورت تدریجی و در نتیجهٔ مبارزات جهانی زنان آگاه، بدست آمده است. این حقیقت که قبل از جنگ جهانی اول زنان فاقد حق رأی در انتخابات بسیاری از کشور های اروپا بودند، گواه آن است که حقوق سیاسی زنان در اروپا هم کمی بیشتر از یک قرن قبل در نتیجهٔ مبارزات دوامدار زنان برسمیت شناخته شد. حتی امروز در موقف های بالا در حکومت ها و شرکت های اروپائی زنان اقلیت اند.

از چند دهه  بدین سو تجلیل از روز هشت مارچ به حیث روز جهانی زن، در افغانستان نیز مطرح شده است و زنان کشور نیز در این روز در سطح مؤسسات دولتی و پوهنتون ها برگزار میشد و مدتی هم  توسط جامعۀ مدنی محافل متفاوتی برپا گردید. در این گردهمائی ها  ازحقوق پامال شدهٔ زنان در ساحات مختلف و خواست پایان دادن به این وضع تبادل نظر میشد. اما با تأسف زنان فعال جامعهٔ مدنی و احزاب سیاسی تا حال نتوانسته اند افکارحق طلبانهٔ خویش را بیرون از شهر های بزرگ و به قریه های کشور ببرند.

خشونت علیه زن در کشور ما یک پدیدۀ تاریخی است. اما طی ۴۲ سال اخیر که افغانستان طعمهٔ جنگ سرد و میدان جنگ قدرتهای بزرگ است، گراف خشونت و  نقض حقوق زن، به بالاترین درجۀ آن رسیده است. فرامین سه گانهٔ آقای ربانی رئیس دولت اسلامی و تصامیم و پالیسی های امارت های دیروز و امروز طالبان به تبعیض آشکارو وضع محدویتهای غیر مؤجه و قرون وسطائی علیه زنان صبغهٔ رسمی دادند.  حتی طی دو دههٔ به اصطلاح جمهوریت نیز حکمداران و متنفذین محلی وابسته به مافیای دولتی و طالبی خشونتی را  در برابرزنان به نمایش گذاشتند که درهیچ دوره ای سابقه نداشته است. آزار و تجاوز جنسی، سنگسار، شلاق زدن در ملای عام، سوختاندن، قطع اعضا، خودکشی های اجباری، آموزش اجباری انتحاری، اعتیاد، شکنجه، ازدواج های اجباری، ازدواج اطفال، قتل های ناموسی، خشونت خانوادگی، خشونت اجتماعی، خشونت مذهبی، فحشای سازمانیافته، گدایی سازمانیافته با استفادهٔ سوء ازفقر زنان بیوه و اطفال شان ، توهین و تحقیر … همگی چیز هایی ست که علاوه بر جنگ،  بر زنان کشور تحمیل گردیده است. با کشته شدن هر مرد درجنگ، مسؤلیت خانه و اطفال بدوش خانم او افتاده است. زنان با هزار مشکلات این مسؤلیت را بدوش می کشند.

از ماه اگست ۲۰۲۱ بدینسو که طالبان دوباره قدرت را بدست گرفته اند، به گواهی سازمانهای بین المللی حقوق بشر: «جنگ ختم شده اما نقض حقوق بشر و بخصوص حقوق و آزادیهای زنان تشدید گردیده است». طالبان پذیرش اعلامیهٔ جهانی حقوق بشر و همه کنوانسیون ها و میثاقهای ذیربط آن را مشروط به مطابقت آن به برداشت رهبران خویش از شریعت و فقه اسلامی ساخته اند. بعبارهٔ دیگر فتوای رهبران شان مافوق قوانین ملی و بین المللی است. امروز در افغانستان هیچ قانون ملی و هیچ سند حقوقی بین المللی ضمانت تطبیقی ندارد. «فرهنگ معافیت» که طی ۲۰ سال گذشته به نفع همه زورمندان تنظیمی و مافیائی وجود داشت، حالا در انحصار طالبان است.  در چنین شرایطی است که تظاهرات پراگندهٔ ولی صلح آمیزخیابانی زنان تحت شعار « نان، کار، تحصیل و آزادی» بعد از چند ماه ادامهٔ پراگنده سرکوب گردید. در این میان وعدهٔ احیای حق تحصیل برای زنان داده شده است. اما طالبان در قسمت حق کار برای زنان نظر مساعد ندارند و صرف در سکتور های تعلیمی، صحی و پولیس امکانات محدودی برای کار زنان برایشان قابل تحمل است. در تظاهرات امروز در کابل خواست عمدهٔ زنان را «کار» تشکیل میداد. اگر طالبان طرز دید شان به حقوق و آزادیهای زنان را مطابق به مقتضات قرن بیست و یکم عیارنسازند، جنبش زنان در آینده های نه چندان دور با قدرت و سازماندهی بسیار بهتر دوباره به مبارزات شان آغازخواهند کرد. با اختناق و خشونت نمیتوان نیمی از نفوس کشور را به بند و زنجیر کشید.

تجارب زنان جهان و کشور ما نشان میدهد که زنان افغان نباید به حمایت بیرونی دل ببندند، بلکه فقط و فقط بوسیلۀ آگاهی کافی از حقوق شان، متشکل شدن و وحدت  سرتاسری خواهند توانست از شر خشونت های سُنتی و سیاسی که همواره زندگی زنان افغان را دشوار میسازد، نجات یابند.

کمیتهٔ امور زنان فارو

سمندر غوریانی، سابق استاد فلسفه درپوهنتون کابل درمحیط غربت درگذشت

سمندر غوریانی، سابق استاد فلسفه درپوهنتون کابل درمحیط غربت درگذشت!

از درگذشت او مدت کمی میگذرد، بتاریخ ۳ جدی ۱۴۰۰ بستگان عبدالله سمندر غوریانی خبر درگذشت او را تأیید کردند. جامعه فرهنگی افغانستان که غوریانی را از ورای نوشته‌هایش در فلسفه شناخته، مرگ او را برای حوزهٔ علم وفرهنگ افغانستان یک ضایعهٔ بزرگ میداند.

او در سال ۱٣۱۵ خورشيدی در غوریان هرات زاده شد. استاد غوریانی شرعیات را در پوهنتون کابل خواند و مدرک ‎‌ ماستری خویش  را از پوهنتون الازهر مصر بدست آورد. در پوهنتون کابل  فلسفه تدریس می‌کرد و مدتی هم مسئولیت آمریت بخش علوم اجتماعی پوهنتون کابل را به عهده داشت.

استاد غوریانی آثارش را بشکل مقالات علمی و فارغ از تعصبات دینی نوشته است. هر گاه این مقالات به اساس موضوع تقسیم بندی و آثارمتعلق به هر موضوع بشکل کتاب تدوین گردد، از آن کتب ارزشمندی بدست می آید. در اینجا بر حسب مثال به چند اثر از استاد غوریانی نام می گیریم:

ترجمهٔ تخلیصی ازعروه الوثقی سیدجمال الدین افغان

رسالۀ ماتریالیسم دیالکتیک و ماده ومعنی

رسالۀ دیالکتیک مجرد ومشخص

رساله فلسفی درباره برکلیسم در فلسفه

مقالات تحقیقی تحت عنوان تقدم شعور بر ماده که در۱۲شماره از مجله شرعیات پوهنتون کابل به نشر رسید.

مقالاتی راجع به پروازهای کیهانی به اساس تیوری نسبیت انشتاین.

مقالات تحقیقی زیرعنوان زادگاه هنر وزیبایی شناسی

ترجمه مقالاتی ازتوفیق الحکیم دانشمندمعروف مصر

مدتی قبل برخی آثار استاد غوریانی در کتابی تحت عنوان «تأملات فلسفی علامه عبدالله سمندر غوریانی» به همت پروفسور سید حسن اخلاق تدوین و توسط انتشارات امیری در کابل به چاپ رسیده است. این کتاب و سایرمقالات نشرشدهٔ استاد سمندر غوریانی افکار و تحلیلهای او را به نسلهای آینده انتقال خواهد داد.

سمندر غوریانی، درپهلوی اندیشه‌های فلسفی سقراط، ابن سینا و هگل، به معرفی افکار فلاسفهٔ جهان اسلام که چون این سینای بلخی از سرزمین ما برخواسته بودند، چون ملا صدرا،  ملا هادی سبزواری و عبدالرزاق لاهیجی نیز پرداخت. وی در زمانی فلاسفهٔ برخواسته از سرزمینی که امروز به نام افغانستان یاد میشود پرداخت، که نسل جوان با عدم آگاهی از گنجینه های علمی کشور خود، با شور وشوق به آثار فلاسفهٔ اروپائی رو آورده بودند. حال آنکه  افکار فلسفی و آثار طبی این سینا تا قرن ۱۹ مواد اساسی درسی را در پوهنتونهای اروپا تشکیل میداد.

فارو درگذشت این دانشمند شناخته شدهٔ وطن را ضایعهٔ بزرگ برای خانوادهٔ اش و خانوادهٔ بزرگ علما و اندیشمندان افغان در داخل و خارج از افغانستان دانسته وبا اعتقاد به اینکه غوریانی از طریق آثارش در اذهان مردم زنده خواهد بود، نبود فزیکی او را  به مردم افغانستان تسلیت میگوید.

کمیتهٔ فرهنگی فارو