خانه نیشین ساختن کارمندان زن، جواب مناسب به تروریستان نیست

اعلامیه

خانه نیشین ساختن کارمندان زن، جواب مناسب به تروریستان نیست!

هالند، ۸ مارچ۲۰۲۱

به مناسبت روز جهانی زن

امسال روز جهانی زن در فضای پُر از تهدید و دلهره برای زنان کشور ما فرا رسید. عقب گرایان سیه دل با انواع دسایس در پی خاموش ساختن شمعی اند که طی بیست سال اخیر به همت زنان سخت کوش و آهنین ارادهٔ افغانستان بار دیگر روشن گردیده و نور ولو کمرنگ آن مایه امیدی برای زنانی است که خواهان برچیده شدن بساط هر نوع تبعیض و ستم جنسیتی اند. آنچه به این دسایس زمینهٔ مؤفقیت میدهد، طرح ها وسیاست های جدید قدرتهای بزرگ بر مبنای منافع استراتیژیک شان برای کشور ما میباشد که عواقب آن نه تنها شمع افروخته شده توسط زنان، بل حقوق مدنی و سیاسی همه افراد ملت را تهدید میکند.

همزمان با روند مذاکرات تحمیلی به اصطلاح «صلح» دوحه که با حرکت سنگ پشت واره اش با تردیده ها و ابهامها جریان دارد،  دهشت افگنان طالب، گروه حقانی، شبکه تروریستی القاعده، داعش و بنیاد گرایان داخلی همسو و همباورشان در کشور با هماهنگی زور مندان داخلی با ایجاد رعب و وحشت به کشتار خبر نگاران، کارمندان رسانه ها، فعالین حقوق بشری وفعالان جامعه مدنی و مردم ملکی جنایت می آفرینند. به همین سلسله زنان کارمند در تلویزون انعکاس یکی پی دیگری توسط ترور های هدفمند در داخل شهر جلال آباد ترورشدند. هنوز خون ملاله میوند گویندهٔ این تلویزیون خشک نشده بود که به تاریخ ۱۲ حوت تروریستان دست به کشتار هدفمند شهناز، مرسل، و سعدیه سه کارمند بخش دوبلهٔ این تلویزیون زدند. چشم افغانهای داخل و خارج از کشور که در داغ قتل این ژورنالیستان جوان میسوزند بطرف مقامات محلی ولایت ننگرهار و ادارهٔ تلویزیون انعکاس دوخته شده بود و منتظر اتخاذ تدابیر امنیتی خاص برای امن ساختن سفرکارمندان زن از خانه تا تعمیر تلویزیون بودند، که خبرتسلیم شدن کامل ادارهٔ تلویزیون انعکاس به تروریستها یعنی خانه نشین ساختن همه کارمندان زن و تصمیم به عدم استخدام زنان، در آستانهٔ ۸ مارچ  در رسانه ها انتشار یافت.

هیچ گروهی مسؤلیت ترور این سه دُخت جوان را نگرفت. طالبان بعد از امضای توافقنامه با امریکا بیشرمانه بعد از انجام کشتار و جنایت انکار میکنند. ازجانب دیگر حکومت هم در اکثر موارد به تسلیت گفتن و محکوم کردن اکتفا میکند ودر تعقیب عاملین این جنایات جدیت و صداقت ندارد. آقای میاخیل یکی از مدیران تلویزیون انعکاس در یک برنامهٔ گفتگو در تلویزیون طلوع گفت: « بعد از قتل ملاله والی به ما گفت که قاتل دستگیر شده و از نتیجهٔ تحقیقات شما را مطلع میسازیم.  چندی بعد که خواستار معلومات شدیم به ما گفته شد که قاتل در جنگ کشته شد. آیا امکان دارد که یک زندانی در جنگ کشته شود؟ » این در حالیست که درکنوانسیون ژنو مصوب ۱۹ آگست ۱۹۴۸ و پروتوکولهای الحاقی مصوب هشتم جون ۱۹۷۷ که بوضاحت، مقررات و قوانین بشردوستانه در زمانهای جنگ را بیان میدارد چنین آمده «خبرنگار هنگام کار در مناطق جنگی، غیر نظامی به حساب می‌آید و از حقوق غیرنظامیان در زمان جنگ برخوردار می‌باشد. در این اسناد تصریح شده است که طرفین مخاصمه نباید خبرنگار را هدف حمله قرار دهند اما این روند مشروط به این است که خبرنگار از هر گونه فعالیت نظامی خودداری کند». تخلف از قوانین بشردوستانهٔ جنگ جنایت جنگی محسوب میگردد که یکی از جرایم علیه بشریت است. مرتکب این نوع جرایم در خارج از کشور محل جرم نیز قابل تعقیب و مجازات میباشند. اما  طالبان و گروه های متحد اش  از رهائی قریب الوقوع خود در چوکات توافقنامهٔ دوحه مطمئن اند و با دست آزاد دست به هر نوع جنایت جنگی میزنند. در جمع ۵ هزار زندانی که قبلآً آزاد شدند بیش از ۹۰۰ پاکستانی هم شامل بود.

فدراسیون سازمانهای افغانهای مقیم اروپا(فارو) درحالی که ترور این بانوان را یک عمل نامردانه و جنایت جنگی دشمنان امنیت کشوردانسته و آنرا به شدت محکوم میکند، عقب نشینی دراماتیک ادارهٔ تلویزیون انعکاس را نیز اقدام بز دلانه و منافی اخلاق میداند. ادارهٔ تلویزیون انعکاس باید بداند که این عقب نشینی به تروریستها جرأت بیشتر میدهد و در آینده باج دهی های بیشتری را به این اداره تحمیل خواهند کرد. در عقب این جنگ علیه آزادی بیان در افغانستان، دستگاه استخبارات نظامی پاکستان (ای اس ای) قرار دارد. نزدیکی ننگرهار به مرز پاکستان، این ولایت را در برابر دسایس آی.اس.آی ضربه پذیر تر میسازد. آی.اس.آی  وسایر حامیان بین المللی تروریستها برای  برگرداندن دشمنان مدنیت و حاملین افکارمتحجراجنبی به قدرت، طرح های پیاپی را به خورد مهره های شطرنج خود در داخل میدهند تا زمینهٔ بحران و جنگ داخلی دیگری را در افغانستان ایجاد کنند.

هئیت اجرائیه فدراسیون سازمانهای افانهای مقیم اروپا (فارو)

چرا موافقتنامهٔ دوحه بعوض صلح به ازدیاد خونریزی انجامید؟

تبصره

چرا موافقتنامهٔ دوحه بعوض صلح به ازدیاد خونریزی انجامید؟

به مناسبت یک سالگی موافقتنامهٔ دوحه

بیست و یک فبروری ۲۰۲۱

تصامیم صلح وجنگ در یک کشورمستقیماً بالای حقوق وسرنوشت انسانهای ساکن در آن کشورتأثیرات منفی یا مثبت دارد. به همین جهت ما افغانهای مقیم اروپا انکشافات در این زمینه را با دقت و نگرانی تعقیب میکنیم. امروز از امضای موافقتنامهٔ امریکا-طالبان دردوحه یکسال میگذرد. دوطرف جنگ در ارزیابی تأثیرات این موافقتنامه بالای زندگی مردم افغانستان مواضع کاملاً متناقض دارند.  برعکس موضع خوشبینانهٔ طالبان، حکومت افغانستان بدین نظر است که این موافقتنامه به طالبان امتیازاتی زیادی داد و آنها را امیدوار به پیروزی نظامی ساخت. نظر مردم که از طرُق مختلف بگوش ما میرسد دیگرخوشبینانه نیست. زیرا آنها طی سال گذشته و با وصف موافقتنامهٔ دوحه بیشتراز ۹۰۰۰ کشته وزخمی داده اند و آتش بس در اجندای پیشنهادی طالبان برای مذاکره، مادهٔ اخیر اجندا میباشد.  بررسی واقعبینانهٔ تحولات یکسال گذشته در شهر ها وروستا های افغانستان نشان میدهد که این موافقتنامه  صرفاً به ازدیاد جنگ و خونریزی انجامیده است. ازحلقات دولتی شنیده میشود که حملات بهاری طالبان که آغاز آن دور نخواهد بود، به مراتب خشونتبار تر از حملات بهار های گذشته خواهد بود. نظامیان حکومت هم به رسانه ها گفته اند که آمادهٔ دفاع اند. بیم آن میرود که خونریزی که اکثر قربانیان خود را از مردم غیرنظامی میگیرد، این بار ابعاد وسیع تر خواهد داشت. قرار بود حکومت جوبایدن این موافقتامه را بررسی مجدد کند. با وصف موجودیت دیپلمات های واقع بین دموکرات چون ریان کراکرسفیر اسبق امریکا در افغانستان امیدی به اصلاح اساسی در محتوی موافقتنامهٔ متنازع فیه دوحه موجود نیست. 

برگردیم به اینکه موافقتنامهٔ دوحه نتوانست طرفهای افغانی را به رسیدن به یک راه حل کمک کند. از نظر فارو علت این ناکامی، محتوی طالبان پسند  خود موافقتنامه و کوته بینی عنعنوی و پاکستان محوری سیاست های ایالات متحده در منطقه وبخصوص درمورد افغانستان است. این مشکلات راه پیروزی مذاکرات را با دشواری هائی که عبوراز آن برای هیأت مذاکره کنندهٔ جانب دولت افغانستان، بس دشوار و در مواردی غیرقابل عبور، مواجه خواهدساخت. دشواری های این توافقنامه را فارو درماه  می سال ۲۰۲۰،   طی هشدارنامه ئی با کمسیون اتحادیهٔ اروپا شریک ساخته بود که اینک برخی از آنها را مختصراً بر میشمریم:

 مذاکره با گروه جنگی ضد دولت افغانستان درغیاب نمایندهٔ این دولت مشکل اصلی این موافقتنامه است.

تعهد به  طالبان مبنی برخروج نیروهای های نظامی امریکا در چوکات زمانی توافق شده از خاک افغانستان بدون اشاره  به قرارداد استراتیژیک یا حد اقل موافقت حکومت افغانستان، به معنی نادیده گرفتن حکومت افغانستان است. این امر تصادفی نبوده  گام اول درواگذاری مجدد افغانستان بدست پاکستان است.

 دادن موقف رسمی و غیر واقعی به تحریک طالبان با پزیرش درج نام ” امارت اسلامی افغانستان” در توافقنامه، به پافشاری طالبان براحیای مجدد امارت یا دولت اسلامی میدان خواهد داد.

واگذاری دولتسازی  به طالبان در متن توافقنامه. این به معنی رضایت امریکا به اینست که طالبان بعوض نظام کنونی دیکتاتوری مذهبی خود را با استناد به این عبارات بر حکومت فعلی تحمیل کنند.

تجاوز در ساحهٔ صلاحیت دولت افغانستان و تعهد رهائی همه زندانیان طالبان بدون مشروط ساختن رهائی زندانیان به رسیدن به حل سیاسی یا حد اقل پیشرفت قابل ملاحظه در مذاکرات. این تعهد که صرفاً بر منافع سیاسی کوتاه مدت امریکا اتکا داشت، عناصرمهم دیگری چون قانون، عدالت وحقوق بشر را نادیده گرفت. 

رهائی ۷۰۰۰ زندانی دیگر میتواند بحران کنونی را بسیار عمیق تربسازد. قرارمعلوم امریکا عملی شدن تعهداتش را بر دولت افغانستان با تهدید سیاسی و اقتصادی تحمیل کرده ومیکند.

«کمیتهٔ حقوق بشر فدراسیون سازمانهای افغانهای مقیم اروپا (فارو)»

ازحقوق بنیادی آزادی بیان و دسترسی مردم ما به اطلاعات پشتیبانی میکنیم

اعلامیه

ازحقوق بنیادی آزادی بیان و دسترسی مردم ما به اطلاعات پشتیبانی میکنیم!

بیست و شش جنوری ۲۰۲۱

حق بنیادی آزادی بیان و حق بنیادی دسترسی به اطلاعات و معلومات، حقوقی اند که با کار ژورنالیست ها به طور عمده اجرا و تمثیل می شوند، این حقوق در مادۀ ۱۹ اعلامیۀ حقوق بشر، و در میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی ۱۹۶۶ – که افغانستان به آن ملحق است – در مادۀ ۱۹ آن در فقرات ۲ و ۳ صراحت دارد و در مواد ۳۴ و قسماً ۵۰  قانون اساسی کشور نیز تضمین شده است این حقوق  به اندازه ای مهم و اساسی است که می گویند: « آزادی اطلاعات و دسترسی به اطلاعات ومعلومات آکسیجن جامعۀ دیموکراتیک است».و تأمین کنندۀ این آزادی و ممثل این حقوق همین ژورنالیست ها می باشند، به این ترتیب حمله به جان ژورنالیست ها مبین نیت طالب ها مبنی بر درهمکوبیدن حقوق آزادی بیان و خفه کردن دسترسی به اطلاعات و معلومات و کار خبر رسانی یعنی قطع  اوکسیجن جامعۀ دموکراتیک است که به طور فزیکی اعِمال می شود.

رویداد های خونین ترور که اخیراً در شهر های بزرگ کشور- به خصوص در شهر کابل – توسط گروه تحریک طالبان و احیاناً به دست گروه های تروریستی دیگر نظیر داعش و یا دسته های تروریستی نامشخص به عمل می آید،سبب نگرانی جدی تمام هموطنان ما مخصوصاً اقشار تحصیکرده، شامل ژورنالیست ها، متخصصین واعضای جامعۀ مدنی گردیده است، زیرا در این میان به طورعمده ژورنالیست های زحمتکش و فعال ما که در عرصۀ خبر نگاری و خبر رسانی تا حد به خطر انداختن جان های شیرین شان عرق ریزی میکنند، اعضای جامعۀ مدنی، کدر های که در ارگان های دموکراتیک نظیر مؤسسسه شفافیت انتخابات فعال می باشند، جوانان ما که مشغول آموختن علم ودانش اند، زنان کشور که تازه در هوای بالنسبه “آزاد” پر و بال باز کرده اند، آماج این ترور های دهشتبار قرار میگیرند.

تروریستان به طور حساب شده و هدفمند کدر های را که برای یک جامعۀ دموکراتیک مهم اند، مورد حمله قراداده اند. بر علاوۀ ژورنالیست ها، یکی از کارمندان ورزیده و فعال کمیسیون مستقل انتخابات، بعضی از اعضای جامعۀ مدنی، سه افسرپولیس زن در ولایت بلخ، دو قاضی زن در کابل در میان قربانیان این ترور ها دیده می شوند، که مؤید هدفمندی این ترور ها بوده و با سنجش های  محتملاً استخباراتی طرح ریزی گردیده اند.

برای بررسی  وضع موجود بهتر است نقل قول هائی از ژورنالیستانی را که در داخل افغانستان کار وزندگی میکنند، ودر کنفرانس آنلاین افغانهای برونمرزی ۱۷ جنوری سخنرانی داشتند، در اینجا درج کنیم: یکی از این ژورنالیست ها اظهار داشت که  «از ملاحظۀ مسیر طالبان در مذاکرات دوحه دانستیم که آیندۀ آزادی بیان و آزادی مبادلۀ معلومات و خبر رسانی جداً مورد تهدید است؛ ابراز فکر و اندیشه  مبادلۀ معلومات و خبر رسانی از نظر طالب ها پدیدۀ آورده شده ای امریکایی هاست که با رفتن شان این پدیده هم از میان برود، در حالیکه در اسناد عام حقوق بشر این حقوق بنیادی برای تمام عالم بشریت اعلام گشته و در قانون اساسی ما توسط مردان و زنان کشور نیز تسجیل گردیده و توسط جوانان افغانستان که در رسانه ها کار میکنند در عمل پیاده شده است. لذا کدام  تحفۀ امریکایی نمی باشد، این حقوق را به بهای خون همکاران ما  نهادینه ساخته ایم. از جانب جمهوریت دردوحه کدام نماینده ای از ژورنالیست ها وجود ندارد که از نقش کاری و مسلک شان در برابر هیأت طالب حمایت و دفاع صورت گیرد». ژورنالیست دیگری عمیقاً از این نگران بود که مبادا بالای حق بنیادی آزادی بیان و حق دریافت و ارائۀ معلومات که جان کار ژورنالستیک را احتوا میکند، در مذاکرات دوحه “معامله” گردد.

ژورنالیستی که سخنران بعدی بود تحلیل نمود که «در نتیجۀ کار خبرنگاران مردم به آگاهی هائی دست یافته اند که به خاطر حقوق شان در برابر قدرت می ایستند ودر واقع همان نیروی فشار بالای حاکمیت را تمثیل میکنند و امروز رسانه ها به قوۀ چهارم در نظام فعلی در حال مبدل شدن است که این همه رایگان بدست نیامده بلکه بادادن ۱۴۰ کشته، عدهٔ زیادی زخمی و بیش از ۱۵۰۰ شکایت ناشی از خشونت، حمله و تعرض بر جان خبرنگاران در مراجع ذیربط ٍثبت است، به آن دست یافته ایم.  بعد از حملات هدفمند اخیر به جان همکارانم، عده ای از ژور نالیست های ما یا به ترک وطن ناگزیر گردیدند یا به شیوۀ غیر مسلکیی خود سانسوری پناه بردند».

علت اساسی این سیاست ترور و کشتار توسط طالبان وارد کردن فشار بر دولت افغانستان جهت دریافت امتیازات هر چه اضافه تر در مذاکرات جاری در دوحه، فراهم کردن هر چه بیشتر عرصه برای یک نظام بسته و توتالیتیر همانند ۲۰ سال قبل و هدف عمدۀ دیگرعبارت از حذف حق بنیادی آزادی بیان و آزادی اظهاراندیشه و فکر و دریافت و ارائۀ معلومات است که طالبان با کشتار های شان در صدد تحقق این اهداف اند. طالبان  انگار مصمم اند هر جریان و گرایشی را که با نظام بسته و مستبدانۀ شان در تناقض حس گردد، از سر راه بردارند.

ایجاد هراس و در همکوبیدن روحیۀ شهروندان وطن ما مقصد این ترور های طرح ریزی شده است.

این ترور ها در یک پلان کلی جنگ روانی بر علیه وطن ما اعمال می شود.

منظور دیگر این کشتار های فجیع وانمود کردن بی کفایتی، ناتوانی و ضعف دولت افغانستان بوده و همچنان نیرومندی طالب ها در جبهات در حال جنگ با دولت رابه نمایش می گذارد.

بر ما افغانهاست تا با حس مسؤلیت در شرایط پیچیده و حساس فعلی بر اتحاد و یک پارچگی مردم ستمدیدۀ ما تأکید جدی به عمل آوریم، کشورفعلاً در حالت نه کاملاً ولی قسماً در شرایط نیمه جنگی و نیمه اضطراری به سر می برد و لذالازم است تدابیر جدیتر در مورد تأمین امنیت شهروندان رویدست گرفته شود.

کمیتهٔ حقوق بشر فارو با تحلیل وضع کنونی و در نظر داشت تهدیداتی که متوجه آزادی بیان و حق دسترسی مردم ما به اطلاعات است، برمواردآتی تأکید میکند:

 فارو ترور های وحشیانه و غیر انسانی ژورنالیستها، فعالین جامعهٔ مدنی و سایر افراد ملکی را بشدت محکوم نموده، تصریح می نمایند که عاملین این قتل ها صدای آزادی دوست و ترقی خواهانۀ مردم افغانستان را خفه کرده نمی توانند.

از جامعۀ جهانی، به شمول سازمان ملل متحد – بخصوص شورای حقوق بشر و سایر ارگان های حقوق بشری آن –  اتحادیۀ اروپا، انجمن های تخصصی جهانی مانند خبرنگاران بدون مرز و سایر ارگان های ذیربط، توقع برده می شود تا این ترور ها را محکوم کنند و دولت افغانستان در امر مبارزه علیه چنین ترور ها، معاونت های فنی و تخصصی بنمایند تا تهدید های جدی که متوجه حقوق آزادی بیان، دسترسی به اطلاعات و معلومات  و خبر رسانی می باشد، متوقف و منتفی گردد و برای حفظ جان ژورنالیستان ما و سایر متخصصان تدابیری را پیشنهاد نمایند.

دولت افغانستان بر مبنای قانون اساسی مکلف به تعقیب و مجازات مرتکبین این ترور ها می باشد. دولت با جلب همکاری مردم برای حفظ جان آنها، بطور اخص متخصصین رسانه ها و جامعه مدنی  باید تدابیر گسترده، مشخص، شمرده و مورد به مورد را بر بنیاد حرفۀ تأمین امنیت توسط ماهران عرصۀ امنیتی و عرصۀ مبارزه علیه تروریزم – مخصوصاً ارتکاب ترور در شهر ها –  را مطمع نظر جدی  قرار بدهد. آرائه معلومات و آموزش تدابیر امنی در برابر چنین عملیات تروریستی به مردم از طریق رسانه ها نیز در این عرصه ممد واقع شده میتواند.

افغانهای مقیم اروپا ازکمیسیون مستقل حقوق بشر میخواهند تا در رابطه به خواست ژورنالیستها و جامعهٔ مدنی برای داشتن نماینده در  ترکیب هیآت مذاکره کنندۀ جانب جمهوریت در دوحه را، به دولت افغانستان و مجامع بین المللی رسانیده و در این رابطه به آنهامشوره بدهد.  

ازهموطنان عزیز چه در داخل و چه در سرتاسر جهان تمنی میگردد تا به هر طریقی که برای شان ممکن است این ترور های متخصصان کشور – منجمله ژورنالیست ها – را مورد تقبیح قرار داده از مواظبت و تأمین امنیت مطمئن آنان پشتیبانی بنمایند و در قطار حامیان حق آزادی بیان در وطن ما و در سراسر جهان بیایستند.

از ژور نالیست های ممالک منطقه انتظار میرود که حملات تروریستی بر متخصصان و ژورنالیست های افغانستان را محکوم نمایند و بر دول خویش فشار وارد کنند تا از موافقت و یا سکوت در برابر این ترور ها دست بکشند، پشتیبانی از اجرای صحیح شغل  ژورنالیزم و حمایت ژور نالیست ها یک داعیۀ جهانی است که همیشه بر خبرنگاران سیارۀ ما و ژورنالیست های منطقه اثرات خوب و یا نامطلوب متقابل دارد.

– از هموطنان مقیم اروپا انتظار میرود تا با استفاده از همه امکانات دست داشتهٔ خویش برای دفاع از داعیهٔ آزادی بیان و دست رسی به اطلاعات در افغانستان با سازمانها و مراجع تأثیرگذار کشور میزبان خویش تماس گرفته و توجه آنها را به حاد بودن وضع کنونی جلب نمایند. در ضمن افکارعامه د اروپا را باید از طریق مقالات ومصاحبه ها به زبان کشور میزبان در جهت بهبود این وضع بسیچ ساخت.

«کمیتهٔ حقوق بشر فارو»

قطعنامۀ کنفرانس بین المللی به خاطر اعتراض برکشتار های دوامدار، منجمله قتل خبرنگاران در افغانستان

 کنفرانس بین المللی مجازی ضد قتلهای هدفمند و خشونتها علیه خبرنگاران در افغانستان که از طرف یکعده نخبگان، متخصصین و روشنفکران افغانستان با حضور فعال تعدادی از سیاسیون کشورهای اروپائی بتاریخ 17 جنوری 2021  برگزار گردید. در این کنفرانس تعداد زیادی از خبرنگاران و صاحب نظران اشتراک و سخنرانی کردند که جریان آن از طریق شبکه های اجتماعی پخش گردید. در این کنفرانس قتلهای دوامدار، منجمله قتل خبرنگاران در افغانستان شدیداً تقبیح و محکوم گردید.

مضاف بر این روی مفاد کنفونسیونهای بین المللی در رابطه با حقوق بشر و آزادی رسانه ها تأکید و شرح داده شد که آزادی بیان حق اساسی و طبیعی همه انسانها است و برای تحقق کلیه حقوق مندرج در اسناد بین المللی، از آنجمله اعلامیه حقوق بشر، ضروری است که طرفهای درگیر آنها را رعایت کنند، بخصوص:

مطابق متن ماده 19 اعلامیه جهانی حقوق بشر “هر کس حق آزادی عقیده و بیان را دارد که این به معنای حق مزاحمت بر عقاید دیگران نیست و بدون توجه به مرزها، اطلاعات و ایده ها را با هر وسیله می توان جستُ جو، بیان، دریافت و انتشار داد.

کنوانسیون امریکایی حقوق بشر (پیمان سن جوزه کاستاریکا)، کنوانسیون اروپایی حمایت از حقوق بشر و آزادی های اساسی، منشور افریقایی حقوق بشر ودیگر میثاقهای بین المللی حقوق مدنی و سیاسی را با در نظر داشت قطعنامه ۵۹ مجمع عمومی مؤسسۀ ملل متحد، مؤرخ ۱۴ دسامبر ۱۹۴۶ تضمین می کنند که در آن آزادی اطلاعات یک حق اساسی بشر پنداشته می شود.

روی جزء الف قطعنامه ۴۵/۷۶ مجمع عمومی مؤسسۀ ملل متحد، مؤرخ ۱۱ دسامبر ۱۹۹۰، در مورد اطلاعات برای خدمت به بشریت روشنی انداحته شد که حق آزادی بیان را تأمین می کند.

در قطعنامه ۱۹۹۷/۲۷ کمیسیون حقوق بشر مؤسسۀ ملل متحد توضیح گردیده که حق آزادی عقیده و بیان با تأکید مجدد بر اینکه حق زندگی، آزادی، صداقت و امنیت شخص و همچنین آزادی بیان حقوق اساسی بشر را تشکیل می دهند.

همچنین تصریح گردید که کنوانسیونها و اسناد بین المللی شناخته شده حق آزادی بیان را تضمین می کنند واین حق درقانون اساسی افغانستان برای خبرنگاران هم تضمین شده است.

با توجه به رویداد های اخیر در افغانستان و طی سالهای گذشته، دهها روزنامه نگار در حین انجام وظیفه خود از طرف گروهها و دولت های متجاوز به افغانستان به اشکال مختلف به شکل مرموز ترور شده اند. امروز که رسانه ها به قوۀ چهارم در نظام فعلی افغانستان در حال مبدل شدن استند که این پیروزی رایگان بدست نیامده بلکه باقربانی جان 140 خبرنگار و بیش از 1500 شکایت ناشی از خشونتها، حمله و تعرض بر جان خبرنگاران تحقق یافته است.

 بخاطر اعتراض علیه قاتلان و تقبیح این قتلهای هدفمند و رساندن آواز خبرنگاران و خانواده های شان به گوش جهانیان، مخصوصاً مؤسسۀ ملل متحد، بخش کمسیون حقوق بشر، اتحادیه اروپا و دیگر مدافعان حقوق بشر، چندین نهاد و شخصیت های اکادمیک، فرهنگی، سیاسی و رسانه ای در خارج از افغانستان و عده ای دیگر از داخل در این کنفرانس مجازی دور هم جمع شدند. چون عاملین این ترورها از طرف هیچ ارگانی در افغانستان و یا در خارج از این کشور مجازات نمی شوند، شرکت کنندگان این کنفرانس موارد ذیل را به تصویب رسانیده اند:

تامین امنیت، حفظ جان خبرنگاران و مردم نه تنها وظیفه  دولت افغانستان است، بلکه پیگرد، شناسائی و به پنجه قانون سپردن عاملان این قتلها  از وظایف حکومت است که باید انجام دهد.

ترور یک روزنامه نگار فراتر از گرفتن زندگی یک شخص است، زیرا  این عمل جنایت کارانه از همه اولتر آزادی بیان را نقض می کند. از کمسیون حقوق بشرملل متحد و اتحادیه اروپا میخواهیم تا بالای دولت افغانستان و کشورهائیکه در جنگهای نیابتی افغانستان ذیدخل اند، فشارآورند تا طرفین مذاکرات صلح بین الافغانی موضوع آزادی بیان را در صدر اجندای خود بگنجانند.

از سرمنشی  مؤسسۀ ملل متحد تقاضا می گردد که محدودیت آزادیها و حقوق کل افرادجامعه را تامین، ترور و هر نوع خشونت فزیکی را علیه روزنامه نگاران به عنوان جنایات بشری محکوم کنند، زیرا آنها آزادی بیان و در نتیجه سایر حقوق و آزادی های مندرج در اسناد معتبر بین المللی را نقض می کنند.

ما شرکت کنندگان کنفرانس از اتحادیه اروپا میخواهیم تا اعمال جنایت کارانه تروریست ها را بخاطر خفه نمودن آزادی اطلاعات و بیان با هدف جلوگیری از مسیر عدالت تقبیح نموده و بالای طرفین درگیر جنگ فشار آورد.

اشخاص ویا گروپ های که موجب قتل افراد بخصوص خبرنگاران می شوند، بدون درنگ به محاکم معرفی و مجازات شوند.

پاریس، 17 جنوری 2017

برگزار کنندگان این گردهمائی:

 خانۀ فرهنگ افغانستان دربرلین، خانۀ فرهنگ ا فغانستان درهامبورگ، انجمن زنان افغان در برلین

 ، Federation of Afghan Resident Organizations in Europe (FAROE) KVK 30183068

 (فارو)، هواخواهان حزب همبستگی افغانستان در اروپا، جنبش زنان افغانستان

Federation of Afghan Refugee Organizations in The Netherland(FAVON) KVK 40448592

مرکز تحقیقات علوم اجتماعی در فرانسه، و یک تعداد اتحادیه های دیگر.

مصوبات بیستمین مجمع عمومی فارو

اطلاعیه

مصوبات بیستمین مجمع عمومی فارو

بیست و چهار جنوری ۲۰۲۱

در اکتوبرسال ۲۰۰۰ مجمع مؤسس فدراسیون سازمانهای پناهندگان افغان در اروپا (فارو) در شهر سوستربرخ هالند برگزارشد. گزارش مفصل جلسهٔ مؤسس که یک مناسبت فوق العاده بود در جریدهٔ آئینه نشر گردید. سپس هر سال مجمع عمومی فاروبرگزار میگردید، اما گزارش این جلسات که موضوع بحث آن مسائل داخلی فارو بود، در رسانه ها نشرنگردیده است. بیستمین مجمع عمومی فارو که به تاریخهای ۱۲ دسمبر۲۰۲۰ و ۲۴ جنوری ۲۰۲۱ از طریق زوم برگزار گردید، یک مناسبت مهم و تاریخی بود. در این مجمع عمومی اساسنامه و برنامهٔ فارو در روشنی شرایطی که امروزافغان های مقیم اروپا در آن بسر میبرند، مورد بررسی و بازنگری قرار گرفت.

مجمع عمومی با سپاس ازدوستان و اعضای فاروکه با آینده نگری به امور فارو پرداختند،از این نظر پشتیبانی نمود که فارو باید همگام با زمان و شرایط واقعی افغانهای مقیم اروپا، بخصوص نسل جوان در حال تغیرو تحول بوده و جوابگوی خواستهای امروزی مجامع افغانها در اروپا باشد. شرایط افغانستان نیز پیوسته در حال تحول و تغیر است. از آنجائیکه اکثریت افغانها در قدم نخست بحیث پناهنده در اروپا پذیرفته شده اند، عشق به وطن و تمایل ایفای نقشی ولو کوچک در بهبود اوضاع وطن آبائی نزد آنها به قوت خودوجود دارد. ایفای این نقش نیازمند متشکل بودن در یک تشکیلات منظم سرتاسری افغانها در سطح اروپا میباشد. مجمع عمومی بدین نظر است که فارو با وصف داشتن این اوصاف بایست زمینه ساز اتحاد هر چه بیشتر افغانها در اروپا شده عضویت  خود را به طیف وسیع تر نهاد ها و شخصیتهای افغانهای مقیم اروپا ممکن سازد.

نظریات فوق الذکر بایست در تغیراتی که دراساسنامه پیشنهاد شد، تبلور و تجسم دقیق می یافت. به همین سبب تعدیلات آتی در اساسنامه به اکثریت قریب به اتفاق آرا مورد تصویب قرار گرفت:

مادهٔ اول بند نخست نام فارو: در نام قبلی فارو « فدراسیون سازمانهای پناهندگان افغان در اروپا» کلمهٔ پناهندگان حذف و عبارت افغانهای مقیم به عوض آن درج نام فارو در اساسنامه گردید.البته در نامهای پشتو وانگلیسی فارو هم به موازات نام دری تغیرات کوچکی وارد گردیده اما مخفف نام انگلیسی(فارو) و لوگوی آن به همان شکل سابق حفظ شده است. این تعدیل به درخواست آنعده از هموطنان ما وارد شد که در اروپا تولد یا بزرگ شده اند و یا اینکه سالها و بعضاً دهه ها قبل تابعیت کشور میزبان را بدست آورده اند ونام پناهنده را دیگر با واقعیت زندگی شان سازگار نمی بینند. از جانب دیگر عبارت افغانهای مقیم اروپا شامل همه افغانها، بشمول پناهندگان و پناهجویان افغان در اروپا میگردد. حتی پناهجویانی که کارت اقامت مؤقت دارند،  بازهم مقیم دانسته میشوند. ازجانب دیگر در همه بند های مادهٔ دوم اساسنامه یعنی اهداف و وسایل رسیدن به اهداف، بصورت مشخص و جداگانه کلمهٔ پناهجو درج گردیده که بیانگر تعهد فارو به دفاع ازحقوق جمعی پناهجویان افغان در اروپا و دول عضو اتحادیهٔ اروپا میباشد.

در مادهٔ سوم (عضویت) نیز تعدیلاتی بمیان آمد. دربند (ب) مادهٔ سوم اساسنامه تصریح شده بود که هر نهاد متعلق به افغانهای مقیم اروپا که اساسنامه و برنامهٔ فارو را بپذیرد و حق العضویت معینه را پرداخت کند، میتواند عضو فارو شود. اما در بند های بعدی استثناآتی وجود داشت که شاید با معیار های ۲۰ سال قبل قابل توجیه بود اما در شرایط کنونی بایست تا حدی تعدیل و زمینه برای عضویت تعداد بیشتر نهاد های افغانی مساعد ساخته میشد. این کار در بیستمین مجمع عمومی فارو عملی شد و برعلاوهٔ تعدیلاتی در متن اساسنامه، به هیأت اجرائیه بادرج یک بند دیگر در مادهٔ عضویت صلاحیت داده شد تا در موارد صلاح دید، نهاد یا نهاد هائی را بطوراستثنائی به عضویت فارو بپذیرد. اصولاً فارو یک نهاد متعلق به همه افغانهای مقیم اروپا میباشد.

با تحولاتی که در افغانستان در آستانهٔ وقوع اند، تاریخ در برابر افغانهای مقیم خارج بخصوص ما وشما افغانهای مقیم اروپا رسالت و وظایف بزرگی را قرار خواهد داد. صرف از طریق متحد و متشکل شدن در یک تشکل سرتاسری قادر به انجام این رسالت و اجرای این وظایف شده میتوانیم. هیأت اجرائیه جدید فارو که توسط مجمع عمومی سال ۲۰۲۱ انتخاب شده است، از همه نهاد ها و شخصیتهای مستقل که خواستار سهیم شدن در ایفای این رسالت تاریخی اند، دعوت میکند تا با پیوستن یا همکاری با فارو، زمینه را برای کارعملی منسجم اجتماعی  و در نقش یک نهاد متبارز و فعال در اروپا برای کسب توجه جهانیان به رفع نیاز ها و مشکلات مردم افغانستان مساعد سازند.

«هیأت اجرائیهٔ فدراسیون سازمانهای افغانهای مقیم اروپا (فارو)»

کنفرانس آنلاین بین المللی به خاطر اعتراض برکشتار های دوامدار

فراخوان برای اشتراک در کنفرانس آنلاین بین المللی به خاطر اعتراض بر کشتار های دوامدار، منجمله قتل خبرنگاران در افغانستان

سالهاست که قتل مردم بیگناه افغانستان به شیوه های مخلتف به دست طالبان، داعش، گروه حقانی، جهادیها، مافیای دولتی و سایر گروههای تروریستی و بمباردمان های کور متجاوزین کشته می شوند. بعد از “توافقنامۀ صلح امریکا با طالبان” در فبروری 2020، کشتار ها توسط این باندهای پرورش یافتۀ پاکستان به کمک قطر، عربستان سعودی و سایر مداخله گران به اوج خود رسیده‌ و سرزمین ما در گرو تروریسم بین‌ المللی در آمده. از دهها سال به این طرف امنیت در افغانستان از میان رفته و بسیاری اقشار و طبقات مختلف اجتماعی در خون و آتش کشانیده شده اند. حتی طفلی که هنوز به دنیا نیامده، به قتل می رسد و با مادرش یک جا به گورستان فرستاده می شود. باند های تروریستی و همه کشور های تروریست پرور در جنگ های نیابتی شان در افغانستان باهم در تقویۀ تروریسم سهیم می باشند.

یک عده کشورهای خارجی همه امکانات مالی، نظامی، اخلاقی و سیاسی طالبان را فراهم کرده و تعهد نموده اند تا آنها را بر اریکه قدرت بنشانند و یا سهیم سازند. مذاکرات صلح دوحه نیز در خدمت همین سیاست های مزورانه قرار دارد. این بار کشور های به اصطلاح “مدافع حقوق بشر” و “مدافع صلح و امنیت در افغانستان” منافع شان را در به قدرت رساندن طالبان می بینند که زلمی خلیل زاد به نمایندگی از امریکا نیز برای پیاده نمودن سناریوی متجاوزان یک بار دیگر وارد بازار تروریسم پروری شد. بخصوص پاکستان که نتنها مستقیم در غارت چند بعدی و ناامنی کشورما سهم فعال دارد، بلکه برای رویاروئی با هند از افغانستان حد اکثر استفاده را خواهد کرد.

علاوه بر کشتار های دوامدار با انتحار و انفجار، ازچندی بدینسو یک عده افراد بی دفاع توسط گروههای مختلف تروریستی به شکل مرموز با شیوه های جدید جنگی در افغانستان ترور می شوند. و این عمدتاً ناشی از آنست که طالبان در خزان سال 2020 در جنگهای جبهه ئی برای تسلط بر شهر ها در ولایات هلمند، قندهار، ارزگان و بدخشان شکستهای فاحشی خوردند. آنگاه تکتیکهای جنگی خود را به امر سازمان استخباراتی نظامی پاکستان (ISI) تغییر دادند. چنانکه مرکز فرماندهی طالبان یعنی شورای پشاور به تروریست های خود هدایت داد تا در دسته های سه نفره و چهار نفره تقسیم شوند و بدون آنکه از همدیگر اطلاع داشته باشند، به قتل افراد سر شناس جامعه، خبرنگاران و کارمندان رسانه ها بپردازند.

عده ای از این قاتلان که دستگیر شده اند، به این تغییر تاکتیک تروریستان اقرار نموده و در نتیجۀ این تغییر در تاکتیک جنگی، در پهلوی قتل صد ها شهروند کشور که توسط حملات انتحاری و انفجاری صورت گرفته، تنها در عرض کمتر از دو ماه، چندین خبرنگار نیز هدفمندانه از جانب گروههای تروریستی به قتل رسیده اند، به گونۀ مثال:

محل قتل تاریخ قتل جای کار نام شماره
کابل 2020.11.07 طلوع، د افغانستان بانک یما سیاوش 1
هلمند 2020.11.12 رادیوی آزادی الیاس داعی 2
ننگرهار 2020.12.10 تلویزیون انیکاس ملاله میوند 3
کابل 2020.12.10 تلویزیون آریانا فردین امینی 4
غزنی 2020.12.21 الجزیره رحمت الله نیکزاد 5
غور 2021.01.01 رادیوی محلی غور بسم الله عادل 6

منظور طالبان و سایر تروریستان از این همه خونریزی و قتل بیگناهان اینست تا دولت را که با خواسته های مردم در تضاد قرار دارد، زیر فشار قرار دهند، با امید آنکه در چانه زنیهای سیاسی در مذاکرات صلح دوحه امتیاز به دست آورند. سؤال درینجاست که چرا طالبان و سایر گروههای تروریستی، خبرنگاران و کارمندان رسانه ها را به قتل می رسانند؟ دلیل اصلی طالبان و سایر گروههای تروریستی اینست تا خبرنگاران جرأت نکنند که از جنایات روزمرۀ آنها به مردم گزارش دهند. جنایات این گروهها تنها در ویران کردن پل و پلچک، راه و مکتب، لینهای انتقال برق، بند و انهار و تأسیات عام المنفعه که همه دارائیهای مردم اند، خلاصه نشده، بلکه با ایجاد ترس و رعب، وحشت و خونریزی، دُره و قمچین، کیبل و چوب تر، می خواهند که مردم را مطیع خود سازند و جلو هر نوع اعتراض را بگیرند.

جنایات طالبان و دسته های تروریستی از یک طرف و بیکفایتی دولت در حفظ امنیت جان مردم، فساد و حاکمیت مافیائی از طرف دیگر، کشور ما را جزء خطرناکترین کشورهای جهان برای خبرنگاران، رسانه ها و مردم مبدل ساخته اند.

این گروهها نمی دانند که با چنین حرکات تروریستی نه تنها موفقیتی به دست نمی آورند، بلکه نفرت و انزجار مردم از این گروههای خونریز و آدم کش هر روز بیشتر می شود. و در عصر تکنالوژی معلوماتی، جنایات روزمرۀ آنها از انظار مردم نهان نمی ماند و خبرنگاران در دورترین نقاط کشور، پرده ازین جنایات افراط گرایان اسلامی بر می دارند.

ازین لحاظ، جمعی از انجمن ها و نهادهائی که در اروپا فعالیت دارند با عده ای از شخصیتهای مستقل افغانی و سرشناسان اروپائی به تاریخ 17 جنوری 2021 یک کنفرانس بین المللی را از طریق zoom به گونۀ مجازی[1] برگزار می کنند. هدف این کنفرانس تقبیح اعمال جنایتکارانۀ طالبان و سایر گروههای تروریستی در رابطه با قتل خبرنگاران، مردمان بیگناه، اعتراض به بیکفایتی دولت در عدم تأمین امنیت جان مردم و رساندن آواز آنها به گوش جهانیان، منجمله نهاد های بین المللی خبرنگاران است. علاوه بر این تأمین ارتباط با مراجع بین المللی مدافع حقوق بشر، جامعۀ روشنفکری و جوانان افغانستان می باشد تا در برابر این جنایتکاران دژ واحدی را به میان آورند تا بیشتر ازین مردم کشته نشوند و خبرنگاران و مراکز علمی و تحصیلی که چشم و چراغ کشور اند، از بین نروند و اصل آزادی بیان و اندیشه پا برجا بماند.

از همه عزیزانی که در این کنفرانس مجازی اشتراک می نمایند، تقاضا می گردد تا به روز یکشنبه، تاریخ 17 جنوری ساعت 12:30 به وقت برلین با این لینک zoom اجازۀ ورود را حاصل نمایند. (یادداشت: این لینک روز 17 جنوری قبل از ساعت 12:30 فعال نمی باشد).

جهت ورود به سالون کنفرانس لطفاْ اینجا اشاره نمایید

کسانی که به پروگرام zoom دسترس ندارند، می توانند آنرا از انترنت (www.zoom.us) داونلود نمایند.

نمایندگان اتحادیه ها می توانند در این کنفرانس به نمایندگی از نهادهای خویش سخنرانی کنند. در اخیر کنفرانس، گزارشی تهیه و یک قطعنامه به تصویب می رسد تا به رسانه های ملی و بین المللی فرستاده شود. بر علاوه، قضیۀ قتل و کشتار خبرنگاران توسط گروههای تروریستی به مراجع بین المللی فرستاده خواهد شد.

کمیتۀ تدارک کنفرانس

خانۀ فرهنگ برلین

خانۀ فرهنگ هامبورگ

فدراسیون سازمانهای پناهندگان افغان در اروپا (فارو)

هواخواهان حزب همبستگی افغانستان در اروپا

جنبش زنان افغانستان

فدراسیون سازمانها پناهندگان افغان در هالند (فافون)

مرکز تحقیقات علوم اجتماعی در فرانسه

انجمن زنان افغان در برلین

و یک تعداد اتحادیه های دیگر.

شماره های تماس:

هالند: 0031642352255

فرانسه: 0033760670311

آلمان: 004916096848932

پاریس، 12 جنوری 2021


[1] به خاطر شیوع کرونا مظاهرات اجازه داده نمی شود

تجاوز شش جدی، نظر روسها و نقش ابرقدرت رقیب

تجاوز شش جدی، نظر روسها و نقش ابرقدرت رقیب

بیست و چهار دسمبر ۲۰۲۰

در اینکه لشکر کشی روسها برای افغانستان ومردم آن فاجعه بار بود، کمتر کسی در جهان تردید دارد. اما درفرجام ده سال اشغال، سرکوب و ویرانگری در افغانستان،  روسها هم با نظر اندازی به عواقب این ماجراجوئی نظامی برای خودشان، به نتایج دیگررسیدند. امروز رسانه های روسیه شش جدی را یک روز سیاه درتاریخ شوروی وقت می نامند. سابقهٔ این ارزیابی برمیگردد به مصوبهٔ کنگرهٔ دوم نمایندگان مردمی اتحاد شوروی منعقدهٔ دسمبر ۱۹۸۹. در این مصوبه اعلام شده که «مداخلهٔ نظامی در افغانستان از نظر سیاسی و اخلاقی شایسته محکوم نمودن است». بتاریخ ۲۷ دسمبر۲۰۱۸ آژانس خبری بین المللی روسیه بنام اسپوتنیک در نشراتی که به زبان دری برای افغانستان دارد، تحت عنوان «روز سیاه در تاریخ شوروی، به مناسبت روز ورود نیرو های شوروی به افغانستان» چنین نوشت: « در تاریخ ۲۵ دسمبر سال ۱۹۷۹ در ساعت ۱۵:00 بعد از ظهر نیروهای شوروی از سرحد افغانستان عبور نمودند وجنگ افغانستان که ۹ سال و ۱ ماه و ۱۹ روز، مجموعاً ۳۳۳۸ روز، دوام کرد، آغاز گردید. برای پیشبرد این جنگ بیش از ۶۲۰ هزار تبعه شوروی ( طبق معلومات دیگر بیش از یک میلیون نفر) از مرز افغانستان گذشتند».

علل داخلی تجاوز نظامی روسها از نظر سپوتنیک: در رابطه با علل تجاوز نظامی روسها به افغانستان در همین تحلیل سپوتنیک میخوانیم: « در سال ۱۹۷۸ کودتای ثور رخ داد و حزب دموکراتیک خلق افغانستان جمهوری دموکراتیک افغانستان را اعلام داشت. افغانستان به اساس اعلامیه رهبری حزبی، اعمار سوسیالیزم را آغاز کرد. در مسکو از این امربا توجه زیادی استقبال کردند. در رهبری شوروی برای «جهش» افغانستان از فیودالیزم به سوسیالیزم طرفداران زیادی وجود داشت…. شاید، این اولین اشتباه رهبران سالخورده شوروی با درک کورکورانه از مارکسیزم بود. زیرا فقط با اساس سوءتفاهم بزرگ رژیم رویکار آمده در کابل میتوانست به مثابه سوسیالیستی ارزیابی گردد». در مورد فرمان هاو اقدامات نخستین کودتاچیان در همین مقاله میخوانیم: « در کشور، در ماهیت امر، اصلاحات زراعتی با ناکامی مواجه گردید، آن را پیگردها و ستمگری فرا گرفته بود، نورم های دین اسلام بطور خشن پامال میشدند و با عدم درک کامل اقوام و قبایل از مفکوره های سوسیالیستی تلاش های اعمار زندگی اجتماعی طبق نمونه و مثال اتحاد شوروی با ناکامی مواجه میشد. اقوام قیام کردند. جریان مهاجران به خارج از کشور تشدید گردید. مداخلات باندها از پاکستان آغاز شد، بوی جنگ داخلی به مشام میرسید که شورش ضد حکومتی مورخ ۱۵ مارچ سال ۱۹۷۹ در هرات به نقطه اوج آن مبدل گشت. تره کی که امکان دیگر برای تحکیم موقف اش بر مسند قدرت نمی دید، از اتحاد شوروی در مورد ورود نیروها خواهش نمود، تا از بدترین سناریوی انکشاف حوادث جلوگیری نماید. بعدها چنین خواهشات بارها تکرار شدند و نه تنها تره کی، بلکه دیگر رهبران دولتی افغان آن را تکرار میکردند».

عوامل خارجی مداخلهٔ نظامی:

سپوتنیک مینویسد: « در اینجا باید تذکر داد که اوضاع در جهان، در شرق نزدیک و شرق اوسط در اواخر سالهای ۱۹۷۰ به نفع اتحاد شوروی که مواضع آن تضعیف شده بود، انکشاف نمی یافت. امکان از دست دادن افغانستان «سوسیالیستی» در مسکو نهایت دردناک تلقی میشد. در عین حال ایالات متحده مساعی را جهت کشاندن پای اتحاد شوروی به جنگ در افغانستان بعمل می آوردند. بطور مثال به اساس حکم شخص مارشال اوستینوف وزیر دفاع اتحاد شوروی بسیج وسیع قطعات و جز و تام های حوزه های نظامی ترکستان و آسیای میانه در سرحد با جمهوری دموکراتیک افغانستان آغاز گردید. این بزرگترین لشکرکشی اردوی شوروی بعد از ختم جنگ دوم جهانی بود.

در جریان دو هفته ده ها هزار نفر، با هزاران وسایط تخنیکیً تانک ها، هلیکوپترها و زرهپوش ها بسوی سرحد افغانستان به حرکت افتادند. این حرکات نمیتوانست از دید امریکا پوشیده بماند. چرا امریکائیان قبل ازعبورنیروهای شوروی به آنسوی مرزافغانستان هیاهوی برپا نکردند؟ چرا معلومات استخباراتی و مدارک اثباتیهٔ  «تجاوز شوروی» به قضاوت جامعه جهانی گذاشته نشد؟ شاید به خاطری که در واشنگتن زمامداران نمیخواستند بیروی سیاسی کمیته مرکزی حزب کمونیست را که درحال لغزیدن به ماجراجویی مرگباردر افغانستان بود، بهراسانند؟»

تلفات نظامی، انسانی و اقتصادی شوروی: این تلفات را سپوتنیک چنین بر میشمارد: « در جنگ افغانستان  شوروی تلفات بس بزرگ مادی، سیاسی، معنوی و اخلاقی رامتحمل گردید. تلفات رسمی اردوی اتحاد شوروی را بیش از ۱۵ هزار نفر تشکیل داده. تعداد زخمیان ۵۳۷۵۳ نفر (از جمله آنها ۱۰۷۵۱ نفر معیوب ماندند). ولی نظامیان که در خاک اتحاد شوروی در شفاخانه ها به اثر زخم های که در جریان عملیات محاربوی در افغانستان برداشته بودند، میمردند، در احصائیه رسمی تلفات جنگ در افغانستان شامل نمی باشند. به اساس تحقیقات پروفیسور دگروال ولانتین رونوف تلفات واقعی ۲۶ هزار نفر کشته ارزیابی میشوند که از جمله ۲۹۹۰ تن افسر می باشند. از نقطه نظر مالی جنگ برای اتحاد شوروی به بهای تقریباً ۷۰-۸۰ میلیارد دالر تمام شده است. برعلاوه، قیام کنندگان مقدار عظیم تسلیحات و تخنیک محاربوی را از بین برده اند.»

عواقب سیاسی جنگ برای افغانستان: از نظرسپوتنیک: « جنگ شوروی جنگ داخلی دوامدر و رویارویی نظامی نیروهای مختلف داخلی و خارجی در افغانستان را که اینک تقریباً ۴۰ سال ادامه دارد، تحریک نمود. این جنگ بنیادگرایی اسلامی را به شور آورد. مشخصاً در افغانستان در مبارزه با اتحاد شوروی «القاعده» تشکیل شد و اسامه بن لادن نخستین گام های در راه ترور بر میداشت. در همین جنگ اولین هسته های جنبش «طالبان» سازماندهی شدند. از همین جنگ دانه سرطان تروریزم اسلامی ریشه های خود را به سراسر جهان توسعه بخشید… در افغانستان گرسنگی بوجود آمد و اقتصاد شوروی نمی توانست این کشور را تامین کند. بسیاری چیزها برای اتباع خود کشورشوروی کفایت نمی کرد.» سپوتنیک نه به تلفات میلیونی انسانی افغانستان اشاره ئی میکند، ونه به نابودی زیربنا های عنعنوی و جدید اقتصادی افغانستان و نه به تخریب بیش از ۵ هزار قریه و بخشی از باشندگان آن. زیرا از این هراس دارد که همچو اشاره ئی اعتراف غیر مستقیم به ارتکاب جنایات جنگی و ویرانگری روسها در افغانستان تلقی شده و افغانستان غرامات جنگی مطالبه کند.

 عواقب سیاسی جنگ برای شوروی:  سپوتنیک مینویسد: «جنگ نفوذ اتحاد شوروی را تضعیف کرد، به تشدید فشار اقتصادی و تکنالوژیکی بر اتحاد شوروی از جانب غرب منجر گردید و پدیدهای بحرانی را در خود اتحاد شوروی تشدید نمود.جنگ به شکست اتحاد شوروی در «جنگ سرد»، در ساحه نظامی — استراتژیک جهانی بین دو ابرقدرت و از هم پاشی سیستم های اجتماعی-سیاسی و بلاک نظامی، مساعدت نمود.»

این بود نکاتی ازمحتوی مقالهٔ آژانس خبری بین المللی سپوتنیک.

آیا واقعاً امریکا رولی درتجاوز نظامی روسها به افغانستان داشت؟ 

صفحهٔ تاریخ در وبسایت رسمی وزارت خارجهٔ امریکا تا حال در این مورد موضع انکار را دنبال میکند. این صفحه از رئیس جمهور کارتربخاطر طولانی شدن سیاست «منتظرباش و ببین» اش در رابطه با انکشافات ۱۹۷۸ و ۱۹۷۹ افغانستان انتقاد میکند. اما برژنسکی مشاور امنیت ملی جیمی کارتر درجنوری سال ۱۹۹۸ در انترویو با مجلهٔ فرانسوی « له نووئل آبزرواتور» چنین گفته است: « بتاریخ ۳ جولای ۱۹۷۹ رئیس جمهور کارتر نخستین هدایت تسلیمدهی مخفیانهٔ کمک به مخالفین رژیم طرفدار شوروی را امضا کرد. من همان روز به او نامهٔ نوشتم و در آن توضیح کردم که به نظر من این کمک میتواند تجاوز نظامی شوروی به افغانستان را در قبال داشته باشد». در همین انترویو برژنسکی پذیرفت که ادارهٔ کارتر: « آگاهانه به وسعت دان این احتمال پرداخت» که روسها به افغانستان حملهٔ نظامی کنند. برژنسکی سپس اضافه نمود: « در همان روزی که نظامیان روس رسماً سرحد افغانستان را عبور کردند، به رئیس جمهور کارتر نوشتم حالاما آن فرصت را داریم تا به روسها جنگ ویتنام شان را پس بدهیم.»

البته  اینکه حکومت امریکا به تنظیمها کمک مخفی فرستاد یا در برابر تدارکات قبلی نظامی روسها برای تجاوز نظامی به افغانستان قصداً سکوت نموده ومنتظرافتادن روسها به گفتهٔ برژنسکی به تلک بود،  ازمسؤلیت رهبری اتحاد شوروی وقت و روسیهٔ فدراتیو امروز در قبال خسارات بشری، مادی و معنوی و جنایات بیشمار درحق مردم افغانستان نمی کاهد. اما امریکا به سهم خود از نظر اخلاقی در این رابطه مسؤلیت تاریخی دارد. چه قابل پیش بینی بود که عواقب تجاوز نظامی روسیه وعملیات استخباراتی حکومت ایالات متحده در مقابل آن افغانستان را به کشتارگاه مردمش مبدل میسازد. اما حکومت شوروی از یکسو وحکومت امریکا از جانب دیگر برای ارضای بلند پروازی های استراتیژیک خود گزینهٔ زور آزمائی در افغانستان را انتخاب کردند. در طول ده سال اشغال، به گفتهٔ آزانس خبری سپوتنیک حمعاً یک میلیون روس در افغانستان جنگیدند. اینها افغانها را از زمین وهوا به گلوله بستند وحد اقل یک و نیم ملیون انسان کشور ما را به شهادت رسانده و صد ها هزارمعیوب از خود بجا گذاشتند. ابرقدرت دیگر یعنی امریکا میلیار ها دالر برای رسیدن به هدف شکست روسها در افغانستان به کیسهٔ آی.اس.آی ریخت تا آی.اس.آی بحیث اجیرامریکا و بخاطر اهدافی که خود پاکستان در افغانستان داشت با سوار ساختن تنظیمهای خودساخته بر گردهٔ جنبش خودجوش ضد روسی افغانستان، این جنبش را به کجراه اسلام سیاسی کشاند و درمسیر اهداف امریکا و پاکستان هدایت نمود. مردم ما با قربانی های بزرگ روسها را شکست دادند و سر انجام حکومت دست نشانده هم ساقط شد. اما ما حصل پیروزی شان را قبلاً حکومت های پاکستان و عربی و غربی دزدیده بودند و  امریکا و متحدین  به محض رسیدن به اهداف خود ، منطقه را ترک نموده و سرنوشت مردم وکشورافغانستان را به نظامیان پاکستان و دست پرورده های آنها سپردند. بحرانی بشری، امنیتی، اجتماعی و اقتصادی که با کودتای خونین هفت ثور آغاز یافت و با سانحهٔ ۶ جدی گسترش یافت، هنوز هم ادامه دارد اما با بازیگران دیگر. امید چند سال بعد یک برژنسکی دیگرراز های رویداد های اخیر افغانستان را نیزافشا کند.

تبصره:
رهبران حزب منحلهٔ دموکراتیک خلق افغانستان (حزب وطن) که اکنون در اقصی نقاط جهان، بخصوص در اروپا پراگنده اند، هیچگاهی قلم برای نوشتن حقایق دوران قدرت شان بدست نگرفته اند. البته کتابهائی نوشته شده وبا قطع زیبا به چاپ رسیده اند، اما محتوی آنها چیزی جز تقلا برای برائت دادن و قهرمان نشان دادن خود و جناح خود و حمله به جناح های دیگر ندارند. در رابطه با حوادث و رویداد های کشور، این نویسندگان همان دروغ های رسانه های دولتی آن زمان را با همان ادبیات کلیشه ئی ومتروک تکراراً مینویسند. این نوع کتاب ها کمکی به تاریخ نویسان در جهت تثبیت حقایق نمیکند. از جانب دیگربا امتناع از نوشتن حقایق، جنایات انجام شده پوشیده نمی ماند. آن جنایات در واقع از جانب سازمانهای بین المللی حقوق بشر، گزارشگر ملل متحد (داکتر آرماکورا) ، کمیساری عالی متحد برای پناهندگان و ده ها سازمان معتبردیگر مستند سازی شده است.  جنرالهای روس که در افغانستان کار کرده اند نیز کتابهائی نوشته اند که حاوی افشاگری ها حد اقل در مورد افغانهائی که برای شان کار میکردند، میباشند. مقالهٔ سپوتنیک مثالی است از نوشته های سایر رسانه های روسی در مورد رویداد های ۱۴ سال حاکمیت پرچم وخلق. این ها همه مواد مورد استفادهٔ تاریخ نویسان خواهد بود. حقایق را با خود به گور بردن بار مسؤلیت رهبران حزبی و دولتی ئی را که مسؤلیت بحران ۴۲ سالهٔ افغانستان را بدوش میکشند، سنگین تر میسازد، نه سبکتر.

(کمیتهٔ حقوق بشر فارو)

گزارش مجمع عمومی سال ۲۰۲۰ فارو

 (گزارش مجمع عمومی سال ۲۰۲۰ فارو)

شنبه دوازدهم دسمبر 2020 ساعت 13:30 بعد از ظهر

مجمع عمومی دقیقاً به ساعت 13:30 بعد از ظهربوقت امستردام با سخنان مقدماتی و شرح اجندای مجمع توسط محترم علی دلیری منشی فارو آغاز یافت. محترم دلیری گردانندگی مجمع عمومی را بعهده داشتند. مجمع را محترمه لونا ولی رئیس فارو با بیانیهٔ خویش افتتاح نمودند. سپس مجمع مطابق به اجندا ادامه یافت

گزارش فعالیتهای فارو طی سالهای ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۰: این گزارش را محترم دلیری منشی فارو ارائه نمود. محترم  دلیری نخست تشکیلات و شیوهٔ کار هیأت اجرائیه وکمیسیون های ذیربط آن را شرح نموده در مورد فعالیت های دوسال اخیر، بخصوص ساختن آرشیف معیاری و جمع آوری مواد و اسناد کنفرانس ها و منظم شدن اجراآت اداری، تجدید وبسایت فارو، ثبت فارو در لیست شفافیت اتحادیه‌ اروپا و سایر گام های عملی هیأت اجرائیه معلومات ارائه نمود.  در خاتمه از اشتراک کنندگان پرسیده شد که آیا سوالی دارند یا خیراما سوالی موجود نبود. متن کامل این گزارش را وبسایت فارو (www.faroe.info) ملاحظه نمائید. تصویب این گزارش در برنامهٔ مجمع عمومی۲۴ جنوری شامل شده است.

گزارش مالی سالهای ۲۰۱۹ و ۲۰۲۰ و پالیسی دو سال آیندهٔ فارو: گزارش مالی توسط محترم انجنیر احمد شیرزاد مسؤل مالی فارو به مجمع عمومی اعضا ارائه شد. محترم شیرزاد با ارائهٔ گراف ها وارقام وضع مالی فارو در دههٔ اول و دوم موجودیت آن را با هم مقایسه نموده توضیح داد که در دهه نخست فارو بطور بالواسطه به کمک فدراسیون هالند (فافون) سبسیدی کافی برای برگزاری کنفرانسهای سه روزه دریافت میکرد. اما در ههٔ دوم بایست با امکانات کم و بازهم از طریق انجمن های عضو فعالیت خود را با امکانات محدود تر مالی انهم به کمک اعضاء هئیت مدیره با برگزاری کنفرانس های یک روزه ادامه داده است. محترم شیرزاد ارقام مالی فارو طی دوسال گذشته را نیز ارائه نمود که برای جزٍئیات آن به متن کامل گزارش مالی منتشره در و بسایت فارو مراجعه کنید. متن کامل این گزارش را وبسایت فارو (www.faroe.info) را میتوانید ملاحظه کنید. تصویب این گزارش در مجمع عمومی ۲۴ جنوری پلان شده است.

طرح پالیسی دوسال ۲۰۲۱ و ۲۰۲۲: این طرح که ساحات کاری، اولویتها و شیوهٔ کار فارورا مطابق با تعدیلات پیشنهادی اساسنامه در بر می گیرد،  نیز توسط محترم شیرزاد به شکل مختصربوسیلهٔ یک پرزنتیشن ارائه شد. متن کامل این طرح را وبسایت فارو (www.faroe.info) ملاحظه کنید. تصویب طرح پالیسی نیز دربرنامهٔ مجمع عمومی ۲۴ جنوری بعد از تصویب طرح تعدیل اساسنامه در نظر گرفته شده است.

طرح تعدیل اساسنامه: درتابستان سال 2020 یکتن ازحقوقدانان افغان ازکشور فرانسه بر ضرورت و مزایای تعدیل اساسنامه در جهت هموار شدن راه وامکان بیشتر شرایط عضویت برای سایر نهاد های مدنی، توضیحات دادند و ابراز امیدواری کردند که تعدیل اساسنامه در همین جهت باشد. سپس توضیحاتی به ارتباط ضرورت و شیوهٔ قانونی تعدیل اساسنامه توسط محترم احمدراتب فقیری مسؤل کمیتهٔ حقوق بشر فارو به مجمع عمومی ارائه شد. موصوف موارد تعدیل در مواد ۱، ۲، ۳ و ۷ را که در طرح تعدیل درج بود به اشتراک کنندگان قرائت و توضیح کرد. بعد از طرح سوالات به این ارتباط  و از آنجائی که تعدیل اساسنامه یک موضوع حساس و مستلزم دقت میباشد، عده ای از اشتراک کنندگان خواستار آن شدند که برای تعدیل اساسنامه بزودی جلسهٔ عمومی دیگری فراخوانده شود و طرح تعدیل چند روزی قبل از انعقاد مجمع عمومی به اشتراک کنندگان غرض غور وبررسی ارسال گردد. بالای این پیشنهاد اعضای متذکره از طریق الکترونیک راُی گیری صورت گرفت و به اکثریت آرا یعنی ۱۷ رای مثبت در مقابل ۱۱ رای منفی تائید گردید و تاریخ ۲۴ جنوری به توافق آرا بحیث تاریخ مجمع عمومی بعدی تعین گردید.

انتخاب هیأت اجرائیه: این نکتهٔ اجندا نیز به مجمع عمومی ۲۴ جنوری واگذارگردید.

تعین حد اقل حق العضویت اعضا: این نکتهٔ اجندا نیز به مجمع عمومی ۲۴ جنوری واگذارگردید.

در این جلسه علی دلیری منشی فارو گزارش را از فعالیت های فارو از سال 2018 تا دسمبر 2020 را خدمت حاضرین ارائه نمود.

جهت داونلود پی دی اف این گزارش فعالیت های فارو اینجا اشاره نمایید

خطوط کلی پالیسی و برنامه کاری فارو برای سالهای ۲۰۲۱ و ۲۰۲۲

پرزنتیشن پالسی و برنامه کاری فارو برای سالهلهای 2021 و 2022 و گزارش مالی فارو

پیام فارو به مناسبت روز جهانی حقوق بشر و روز ملی قربانیان در افغانستان

پیام فارو به مناسبت روز جهانی حقوق بشر و روز ملی قربانیان در افغانستان که توسط محترم احمد راتب فقیری امروز دهم دسمبر ۲۰۲۰ در گردهمایی کابل از طریق فضای مجازی قرائت شد.

حضار گرامی، قربانیان، بازمانده های قربانیان و فعالین حقوق بشر،

اجازه بدهید  سلامها و تمنیات نیک هیأت اجرائیهٔ فدراسیون سازمانهای پناهندگان افغان در اروپا (فارو) را به مناسبت روز جهانی حقوق بشرو روز ملی قربانیان به شما تقدیم کنم. فارو پلاتفرم مشترک و مرکز هماهنگی فعالیت های ده ها نهاد فرهنگی و اجتماعی افغانها در اروپا است. در قلمرو اتحادیهٔ اروپا تقریباً نیم میلیون هموطن شما زندگی میکنند. اکثریت آنها یا خود قربانی خشونت بوده اند و یا اعضا خانوادهٔ شان. همین درد مشترک، ما افغانهای دور از وطن را با قربانیان داخل کشور پیوند زده است.  فاصلهٔ فزیکی نمیتواند باعث سسستی این پیوند شود. سپاس از مؤسسهٔ حقوق بشر و دموکراسی افغانستان که با دعوت از فارو در این همایش زمینهٔ این صحبت مختصر با شمارا از طریق فضای مجازی  مساعد ساخت.

رویداد های سه روزاخیر در افغانستان یعنی افتتاح رسمی مرکز خاطره ها و گفتگو، اعلام موجودیت شبکهٔ ملی قربانیان و گردهمائی قربانیان که امروز برگزارشده است، برای قربانیان امیدوار کننده اند.  فدراسیون سازمانهای پناهندگان افغان در اروپا از این ابتکارات که نتیجهٔ کار متداوم و عرق ریزی دست اندرکاران آن است، پشتیبانی و قدر دانی میکند. 

وقوع این  رویداد ها همزمان است با روز ملی قربانیان و آغاز مذاکرات محتوائی میان هیأت های دو طرف جنگ افغانستان برای حل سیاسی این منازعه. متأسفانه به قربانیان ملکی جنگ ۴۲ سالهٔ افغانستان هیچنوع نقشی در این مذاکرات داده نشده است و در نبود یک آتش بس دایمی و بدون قید وشرط، هر روز بر تعداد قربانیان افزوده میشود. این بی علاقگی حکام به قربانیان که ناشی ازتسلط  فرهنگ سیاه معافیت زورمندان در کشور است، همواره به بهانه های غیر مؤجه توجیه میگردد. تجربه نشان داده که دوستان خارجی دولت افغانستان نیزاقدام جدی برای ختم فرهنگ معافیت انجام نداده و ظاهراً با آن مشکلی ندارند. مثلاً  در توافقنامهٔ امریکا-طالبان کلمهٔ قربانی اصلاًاستعمال نشده است.  درچنین شرایطی، لازمست عدالتخواهان داعیهٔ قربانیان را با صدای هرچه رساترمطرح سازند.  فعالیتهائی که طی این سه روز شاهد آن هستیم، پاسخیست به این ضرورت. اما نباید به آن اکتفا کرد.

شبکهٔ ملی قربانیان که دیروز رسماً اعلام موجودیت کرد، گام مهمی برای اتحاد قربانیان و وداعیهٔ عدالتخواهی آنها میباشد. فارو به کارنهاد های مدافع حقوق قربانیان که در داخل کشور فعال اند، ارج فراوان میگذارد. آینها با امکانات کم و تحت تهدید مظنونین،  کار شان را با قبول خطر و عرق ریزی با جدیت به پیش میبرند. جا دارد از نام قربانیان مقیم اروپا از این نهاد ها اظهار سپاس کنیم. خواست ما از این نهاد ها ایجاد همکاری میان آنها برمحور منافع قربانیان است.

حضار محترم،

فدراسیون سازمانهای پناهنگان افغان در اروپا درچوکات محدودیت های خارج کشوری، به بلند کردن صدای قربانیان و داعیهٔ عدالتخواهی آنان توجه جدی داشته است. برگزاری دو کنفرانس در مورد عدالت انتقالی و چند سمینار در رابطه با عدالتخواهی  قربانیان، مثالهای این فعالیتها اند. اعتراض فارو و نهاد های عضو اش بر موجودیت مظنونین جنایات بین المللی در صفوف پناهندگان افغانستان توانسته نتایج ملموسی را بوجود آورد. بر اثر فشار عدالتخواهان امروز درچوکات پولیس ملی حد اقل ۶ کشور اروپائی شعبه ئی برای تعقیب جرایم بین المللی فعال گردیده و در هالند چند نفر محاکمه  و عده ئی محکوم شده اند. اما هنوز دربرابر همه مدافعین قربانیان وظایف سترگی قرار دارد. فارو خواهان همکاری با قربانیان داخل کشور بوده  وسعی خواهیم کرد صدای آنها را رسا تر از گذشته به گوش مردم و مقامات اروپا برسانیم.

در خاتمه برای همایش امروز قربانیان استدعای موفقیت نموده امیدواریم روزی فرا رسد که آرزوی قربانیان برای تأمین عدالت به یک واقعیت مبدل گردد.

تشکر از توجه تان

1 3 4 5 6 7 12