باید به جنگ وخونریزی کنونی خاتمه داده شود

باید به جنگ وخونریزی کنونی خاتمه داده شود

اعلامیه به مناسبت

حملات دهشت افگنانه بالای نوجوانان در لوگر وغرب کا بل

یازدهم می ۲۰۲۱

هنوز خون شهدای حملهٔ جنایتکارانه بالای ده ها جوانی که غرض آمادگی برای امتحان کانکوردرمهمانخانه ای در پل علم ولایت لوگر جمع شده بودند، خشک نشده که دهشت افگنان دست پروردهٔ کشور های خارجی حمام خون دیگری را در مقابل مکتب سید الشهدا  دشت برچی هنگامی که  شاگردان بعد از ختم درس ازمکتب خارج میشدند، با یک موتر بمگذاری شده  و دو ماین متعاقب آن ایجاد کردند. این یک جنایت ویک حملهء سازمان یافته واز قبل نقشه و پلان شده بالای معصوم ترین قشر جامعه یعنی اطفال ودوشیزگان  نوجوان از خانواده های بی بضاعت بود که بخاطر آیندهٔ بهترخود و اعتلای وطن با شوق وعلاقمندی تمام درس میخواندند. ارقام تلفات این جنایت وحشتناک است. مراجع رسمی از۸۵ کشته و ۱۴۷ زخمی صحبت میکنند وعده ای از متعلمین هنوز هم لادرک اند. شهدای قربانی این جنایت در تپه ای در غرب کابل که توسط مردم محل بنام تپهٔ معارف نامگذاری شده، دفن گردیده اند. بخاطر قربانیان این دو حمله  نه تنها مردم دشت برچی و قریهٔ اکبر خیل، بلکه همه مردم افغانستان در داخل و خارج از کشور ماتمدار اند .

حملهٔ مورخ ۱۲ ثوربر ده ها تن جوانان قریهٔ اکبرخیل ولسوالی ازرهٔ ولایت لوگر که تشنهٔ معرفت وتحصیل بوده و  همراه با معلم ریاضی شان کورس آمادگی کانکور را در مهمانخانهٔ خیریهٔ شهرپل علم  دایر کرده بودند، جان ۲۳ جوان را گرفت و ۱۱ تن دیگر را زخمی ساخت.  قریه دار اکبر خیل به خبر نگاران گفت که همه مردم قریه درآتش این ماتم میسوزند. یکی از مادران بنام بابو گفت که شوهرش زمانیکه در کابل درمسیر خاک جبار رانندگی میکردتوسط ماین جاسازی شده توسط طالبان کشته شد. پسر بزرگش را داعش در ننگرهار کُشت و آخرین فرزند ومایهٔ امیدش واحد الله را انفجار ۱۲ ثور لوگر از او گرفت. به اٍثرجنایت هولناک مکتب دختران در دشت برچی نیز خانواده ها به غم و ماتم عزیزان شان نشسته اند. یک خانواده ۳ فرزندش را درین حادثه دلخراش از دست داده است.هموطنی در صفحه فیسبوک خود نوشته “شفاخانه علی‌جناع رفتم، نوجوانی کنار جنازه ‌ای تنها و نا امید نشسته بود، پرسیدم فامیل و اقارب ات کجاست؟ گفت مادرم شفاخانه عالمی پیش خواهر زخمی‌ام رفته، پدرم شفاخانه استقلال دنبال جنازه خواهر بزرگترم رفته و این جنازه‌ هم خواهرم‌ است این است وضعیت خانواده ها در افغانستان.”

 دشت برچی طی سالهای اخیر هدف حملات جنایتکارانهٔ زیادی قرار گرفته است. حمله برمرکز آموزشی “کوثردانش” ، کورس موعود، کلپ ورزشی میوند وحمله بر شفاخانهٔ صد بسترنسائی و ولادی،  و حالا حملهٔ جنایتکارانه برمکتب دختران. سیاه اندیشه ترین گروه ها که عقل ومنطق را درجریان شستشوی مغزی در مدارس پاکستان از دست داده اند، در عقب این حملات وحشیانه قرار دارند. تقبیح این جنایات تروریستی توسط مقامات دولتی افغانستان ومجامع بین المللی دیگر برای قربانیان و فامیل های شان کافی نمیباشد. مردم از همه جناح ها انتظار دارند تا بعوض تقبیح و محکوم کردن، عملاً دست به اقدامات عملی برای جلوگیری از همچو جنایات ، دستگیری و مجازات عاملین آن بزنند.

کمیتهٔ حقوق بشر فارو بدین نظر است:

جنگ تحریک طالبان بعد از اعلام تاریخ خروج قطعی و بدون قید وشرط قوای خارجی از افغانستان،  فاقد هرنوع توجیه و انگیزهٔ قابل قبول برای مردم این کشور میباشد. پس چرا این جنگ ختم نمی شود. ملا هیبت الله در پیام عیدی خود «تاسیس یک نظام خالص اسلامی» را هدف اساسی سلاح گرفتن توسط تحریک طالبان دانسته و گفت « اگرتحقق این هدف از طریق مذاکره ممکن شود، حاضر به آتش بس خواهد بود.» بعبارهٔ دیگرطالبان میخواهند دولتی از نوع امارت قبلی خویش را برمردم افغانستان تحمیل کنند. این خواست طالبان با در نظر داشت تجربهٔ مردم از امارت سالهای ۹۰عملی به نظر نمیرسد. ملا هیبت الله و همکاران شان باید بدانند که مردم افغانستان خواستارختم فوری جنگ میان طرفین درگیر اند. فارو از این خواست مردم با قاطعیت دفاع میکند. تحریک طالبان میتواند منحیث یک حزب سیاسی از طریق بدست آوردن آرای مردم در انتخابات برای رسیدن به اهداف خویش مبارزه کند.

حمله بر مکاتب چه در لوگر و یا غرب کابل باشد وهر جائی از کشور که هدف آن کشتار شاگردان معارف و کودکان بی دفاع باشد  ومنجربه قربانی گردیدن کودکان و نوجوانان گردد، مصداق جنایت علیه بشریت است ، انجام این جنایت در حالی صورت گرفته که هیچ طرف جنگ مسؤلیت آنرا بدوش نگرفته است. فارو خواهان تعقیب جدی این موضوع و مجازات عاملین آن در اسرع وقت میباشد. شورای امنیت مؤسسهٔ ملل متحد نیز خواستار دستگیری و مجازات عاملین، سازماندهندگان و تمویل کنندگان انفجار های مقابل مکتب دختران دشت برچی شده است. فارو این مصوبه را قدم خوب میداند. مشروط به اینکه صرف در حرف باقی نماند و دول عضو شورای امنیت، مقامات ذیربط در دولت افغانستان را در زمینهٔ عملی شدن این خواست از نظر تخنیکی و استخباراتی مساعدت کنند. 

تا زمانیکه جنگ ادامه یابد، خطر وقوع حملات دهشت افگنانه در هر محل و قریه بر بستر این جنگ موجود است.  اهالی و بخصوص جوانان مقیم محلات ، نباید همه امید شان را به ارگان های دولتی ببندند، آنها باید با چشم و گوش باز ترساحه زیست و مؤسسات تعلیمی ناحیه و قریه خود را تحت نظر داشته و با دیدن حالات غیر عادی آن را مستندسازی کنندو همزمان با ارگان های امنیتی موْظف در محل  بخاطرجلوگیری از حادثه قبل از وقوع آن همکاری و در صورت وقوع حادثه عملکرد دهشت افگنان و پولیس را مستند سازی کنند. دردورانی که جنگ در سوریه بشدت جریان داشت و مناطق ملکی مورد حملهٔ جوانب ذیربط قرار میگرفت، جوانان قادربه تهیهٔ هزاران عکس، فلم ضبط صدا، اسناد و غیره شده و عکس آنرا به افرادقابل اعتماد خویش در خارج از سوریه فرستادند و حالا در اروپا آرشیفی از این اسناد وجود دارد که برای محاکمهٔ آینده عاملین جنایات آماده میباشد.

صندوق حمایت از کودکان  ملل متحد( یونیسف)  حادثهٔ مکتب دختران دشت برچی را “حمله وحشت انگیز” خوانده و اعلام نموده که “خشونت در اطراف مکاتب به هیچ وجه قابل قبول نیست. مکاتب باید محل صلح باشند و جایی که اطفال بتوانند با احساس امنیت و حفظ مصونیت به بازی، آموزش و اجتماعی شدن بپردازند.” اما تنهااذعان به وقوع این جنایت کافی نمیباشد. بطور مثال یونیسف میتواند مردم محل را درساختن یک موزیم کوچک که بکس های درسی و کتابچه های هریک از این کودکان در آن نگهداری شود، خاطرهٔ این کودکان را پایدار سازد و خاطره این جنایت هولناک هم ثبت تاریخ گردد و نسل های آینده از ماهیت دهشتگرانه مسلمان نماها آگاه شوند.

«کمیتهٔ حقوق بشر فارو»

استراتژی جدید اتحادیه اروپا در مورد برگشت دادن پناهجویان رد شده

استراتژی جدید اتحادیه اروپا در مورد برگشت دادن پناهجویان رد شده

کمیسیون اتحادیه اروپا قصد دارد شمار بیشتری از مهاجرانی را که بدون داشتن حق اقامت در این اتحادیه به سر می‌برند، به کشورهای شان بازگرداند. این اتحادیه استراتژی جدیدی را برای بازگشت داوطلبانه مهاجران معرفی کرد

یلوا یوهانسون، کمیسار امور داخلی اتحادیه اروپا روز سه شنبه در بروکسل گفت: «تنها یک سوم از مهاجرانی که در کشورهای عضو اتحادیه اروپا به سر می‌برند و اقامت ندارند، به کشورهای مبدای شان بازمی گردند». از میان این گروه در حدود ۳۰ درصد به صورت داوطلبانه بازگشت می‌کنند.

مارگاریتیس شیناس، معاون رئیس کمیسیون اتحادیه اروپا گفت: «همه می‌دانند که عملکرد اتحادیه اروپا در زمینه پس فرستادن مهاجران خیلی خوب نیست». او ادامه داد که اما برگشت داوطلبانه مهاجران هزینه کمتری دارد و موثرتر است. 

برخی از کشورهای اروپایی برای تشویق این گروه از مهاجران به بازگشت داوطلبانه، هزینه‌های سفر را به عهده می‌گیرند و در سازمان دهی آن نیز اشتراک دارند. برخی اوقات این گروه از مهاجران برای آغاز یک زندگی جدید در کشورهای شان کمک مالی دریافت می‌کنند.

به گزارش اداره مهاجرت آلمان فدرال (بامف) در سال ۲۰۱۹ بیش از ۱۳ هزار تن در چارچوب برنامه مشترک حکومت فدرال و ایالات به صورت داوطلبانه به کشورهای شان برگشت کردند.

جهت معلومات بیشتر به اینجا اشاره نمایید

سرآغاز فاجعه به مناسبت ۷ و ۸ ثور

سرآغاز فاجعه

به مناسبت ۷ و ۸ ثور


  از آن جا که شناسایی حیثیت ذاتی کلیه اعضای خانواده ی بشری و حقوق یک سان و انتقال نا پذیر آنها اساس آزادی، عدالت  و صلح را در جهان تشکیل می دهد. از آن جا که عدم شناسایی و تحقیر حقوق بشر منتهی به اعمال و وحشیانه گردیده است که روح بشریت را به عصیان واداشته و ظهور دنیای که افراد  بشر در بیان عقیده ی خود ، آزاد و از ترس و فقر فارغ باشند، به عنوان بالا ترین آمال بشر اعلام شده است. از آن جا که اساسا حقوق انسانی را را باید با اجرای قانون حمایت کرد؛ تا بشر به عنوان آخرین علاج به قیام بر ضد ظلم و فشار مجبور نگردد.     اساسی‌ترین و ابتدایی ترین  حقوقی است که هر فرد به طور ذاتی، فطری و به صرف انسان بودن از آن بهره‌مند می‌شود. این تعریف ساده عواقب و بازتاب اجتماعی و سیاسی مهمی را برای مردم و حکومت‌ها به دنبال دارد. مطابق اعلامیه جهانی حقوق بشر و سایر اسناد بین‌المللی این حقوق ویژگی‌هایی همچون جهان شمول بودن، سلب ناشدنی، انتقال ناپذیری، تفکیک‌ناپذیری، عدم تبعیض و برابری طلبی، به هم پیوستگی و در هم تنیدگی را دارا است. از این رو به تمامی افراد در هر جایی از جهان تعلق دارد و هیچ‌کس را نمی‌توان به صرف منطقه جغرافیایی که در آن زیست می‌کند، از حقوق بشر محروم کرد ضمن اینکه همهٔ افراد فارغ از عواملی چون نژاد، ملیت، جنسیت موقف اجتماعی،  سیاسی، فرهنگی  و غیره در برخورداری از این حقوق با هم برابر و یکسانند و در این خصوص کسی را بر دیگری برتری نیست. این شامل حقوق طبیعی یا حقوق مدنی که در قوانین ملی و بین‌المللی موجودند می‌شود. دکترین و فعالین حقوق بشر، در فعالیت‌های بین‌المللی خود در زمینه حقوق بین‌الملل، نهادهای جهانی و منطقه‌ای، سیاست‌های دولتی و در فعالیت‌های سازمان‌های غیردولتی، اساس و شالودهٔ سیاست‌های عمومی و اختصاصی در این زمینه را بنا نهاده است. در واقع می‌توان گفت در صورتی که جامعهٔ جهانی در فضای صلح، با یک زبان مشترک اخلاقی، گفتگو و مباحثه کنند، این زبان مشترک اخلاقی، در واقع، حقوق بشر نامیده می‌شود. با این وجود هنوز امروزه دکترین حقوق بشر، نظریه‌هایشان را در این مورد با شک و تردید بیان می‌کنند و مباحثه آن‌ها بیشتر در زمینه محتوا، ماهیت و چگونگی توجیه حقوق بشر است. در واقع، پرسش بحث‌برانگیز همانا خود معنای حق یا حقوقی است که باید به رسمیت شناخته شود و این بحث در گفتمان‌های فیلسوفان همچنان ادامه دارد. 

منشور حقوق بشر کوروش کبیر که به عنوان «اولین منشور حقوق بشر» در جهان شناخته می‌شود، در پایه‌های شهر بابل قرار داده شده‌بود و اکنون در موزه بریتانیا نگاه‌داری می‌شود، قابل دقت است.پس از کشتار زیر نام جنگ جهانی دوم و  با تشکیل سازمان ملل متحد، آن سازمان نقش مهمی در زمینه حقوق بشر بین‌الملل ایفا کرده است. سازمان ملل با توسعه نهادهای حقوقی و زیرمجموعه‌ها، گفتمان‌های بین‌المللی بشردوستانه را توسعه داده است. فلسفه حقوق بشر، به بررسی مبانی اساسی مفهوم حقوق بشر می‌پردازد و محتوای آن را به نقد می‌کشد. رویکردهای نظری متعددی وجود دارد که قصد آن توضیح چرایی و چگونگی تبدیل حقوق بشر، به بخشی از انتظارات جامعه است. یکی از قدیمی‌ترین فلسفه‌های غرب در مورد حقوق بشر، حاصل اندیشه حقوق طبیعی است که از دلایل مختلف فلسفی یا دینی نشات گرفته است. دیگر نظریه در این زمینه، بر این اساس  است، که حقوق بشر، رفتار اخلاقی را در نظر دارد

ثورح ۱۳۵۷ سر آغاز فاجعه

کشور خدا داد افغانستان به حیث منطقه ی حائل برای دو امپراطور قرن ۱۹ و بیست تزاری روسیه و بریتانیا ی کبیر ایجاد شد. از زمان پیدایش این جغرافیا در این منطقه تضاد های استعماری گاه خاموش و گاهی هم آشکار در روابط بین المللی تبارز کرده است. رویکرد برگشتن سردار داوود خان در قبال روابط نزدیک با قصر کرملین ، دولت مردان  کرملین را وا داشت تا با یک کودتای نظامی باند خلق  و پرچم را در قدرت سیاسی وارد صحنه نماید 

از آغازین روز های حاکمیت دولت پوشالی، با شعار کشتار و در بند کردن رقبای سیاسی و ایدئولوژیک پرداخت و در چهارده سال قدرت شان افغانستان را تبدیل  به یک  ویرانه، تمام زیر ساخت های اقتصادی، فرهنگی و سیاسی را از بیخ و بن برباد کرد.

مردم مظلوم کشور را جوقه جوقه به کشتار گاه و روشن فکران و آگاهان سیاسی را به شکنجه گاه ها و پولیگون ها سوق دادند.

دولت افغانستان عضویت جامعه ی جهانی را پذیرفت و پایبند به تامین و رعایت تمام میثاق و کنوانسیون های بین المللی شد، که به آن ملحق گردیده بود.  یکی از آن میثاق ها و کنوانسیون های بین المللی رعایت و تامین حقوق بشری است.

در جریان چهارده سال حاکمیت باند خلق و پرچم؛ همه ساله این دولت به نقض حقوق بشری متهم دانسته شده است. 

با تحول و تغییر در ساختار سیاسی و نظامی کشور ، به تاریخ ۸ ثور تنظیم های جهادی حکومت را شکل می دهند. با ایجاد دولت اسلامی افغانستان شالوده های نظامی، سیاسی، فرهنگی، اقتصادی افغانستان از هم می پاشد و هر تنظیم  جهادی مناطق و محلاتی را با گروه های جهادی خویش قلمرو حاکمیت خود اعلام می کنند. جنگ و جهاد هر یک بر علیه دیگری اعلام می شود و کشور و مردم مظلوم را بخاک و خون می نشانند. تخریب تمام زیر بنا های نظامی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و تاسیسات ملکی و دولتی از جانب تنظیم ها با حاکمیت های محلی شان نشانه از بربریت و تفکر قرون وسطایی شان است. حدود هفتاد پنج هزار مردم بیگناه و مظلوم کشور در جنگ و جهاد تنظیمی کشته شده اند. نقض حقوق بشری به شکل حاد و بی پیشینه در تمام نقاط کشور مشهود و مسلم است. 

نا امنی ها، جنگ ها و راه گیری ها مشکل اساسی برای ترانزیت کالا های پاکستانی برای کشور های آسیای میانه،  پروژه انتقال گاز و نفت از آسیای میانه به اروپا از طریق عبور از خاک افغانستان،  دولت های آمریکا،  بریتانیا،  پاکستان و اعراب را به آن 

 واداشت تا راه حل و  چاره ی پیدا کنند. آمریکا  و بریتانیا به حیث دولتهای تضمین کننده، عربستان سعودی با کمک های مالی و پاکستان هم با ایجاد ظرفیت های بشری برای پیشبرد آن پروژه های بزرگ مالی، سیاسی و اقتصادی گام های را برداشتند. با کمک های مالی و نظامی توانستند تعداد زیادی از گروه های جهادی در مسیر راه را یا بردارند و یا هم با پول بخرند. برای پیاده سازی پروژه های بزرگ مالی- اقتصادی،  افغانستان یکدست و زیر سیطره یک گروه خواست پاکستان و دیگر کشور های جهانی بود. در جریان پاک سازی طالبان با پشتیبانی پاکستان و اعراب و قدرت های بزرگ جهانی ، به کشتار ها، تخریب های تمام زیر ساخت ها اقتصادی و فرهنگی و گروه های قومی دست زدند و از هیچ تجاوز و خون ریزی آبا نورزیدند. در جریان حاکمیت به شدت قومی- دینی امارت اسلامی طالبان،  مردم زیان های بیشماری دیدند. کشتار گروه های قومی خاص در مزار شریف،  یکاولنگ، سوختاندن مزارع و تاکستانها ، نگهداشتن نصف از انسان ها در چهار دیواری خانه، بستن مکاتب، دانشگاه ها، عدم عرضه خدمات ابتدایی به مردم، خاموش کردن صدای مردم، نبود روزنامه و نشرات و بدار کشیدن رادیو و تلویزیون  و در ملا عام حتی استادیوم ورزشی کابل سنگسار و کشتار همه و همه حکایت از نقض حقوق بشر را دارد.

صلصال و شاهمامه در حدود قرن های سوم تا پنجم میلادی توسط دستان نادارترین ها تراشیده شد. این تندیسها در سازمان یونسکو مربوط سازمان ملل متحد بنام میراث های فرهنگی بشری ثبت است.
برای اولین بار اورنگزیب پس از حمله به خراسان و با هجوم به بامیان در سال ۱۶۸۹ م  با استفاده از آلات و ابزار دست داشته آنزمان،  پا های این تندیسها را تخریب کرد.
در سال ۱۸۹۲ امیر عبدالرحمن  پس از حمله به بامیان در کنار کشتار انسانها، چهره صلصال و شاهمامه را به فکر خام دینی اش ویران نمود.
به فتوای امیر المومنین ملا محمد عمر آخوند در ۱۱ مارچ ۲۰۰۱ به کمک مالی، معنوی پاکستانی ها، تخریب کامل این تندیسها صورت گرفت.
اورنگزیب،  امیر عبدالرحمن و امیر المومنین ملا عمر با خود نفرین بشریت را به گور بردند و لکه ننگ و تاریک را برای ابد در پیشانی دارند.”

با ایجاد حکومت عبوری که به اساس یک ترفند ناکام درشهر  بن کشور آلمان بود، یکبار دیگر زمینه برای نقض حقوق بشر مساعد شد.

 رژیم های افغانستان در مقاطع از تاریخ به پیمان ها، میثاق ها و کنوانسیون های بین المللی ملحق شده و ملزم به رعایت از آن ها بوده است. با استناد به موارد قانونی چون قانون اساسی افغانستان دولت ملزم به رعایت تمام نورم ها و قوانین قبول شده بین المللی می باشد.

: قرار آتی

 ۱.میثاق بین المللی حقوق اقتصادی،  اجتماعی  و فرهنگی دارای ۳۱ ماده . تاریخ تصویب م .م 

۱۶ دسامبر ۱۹۶۶

 الحاق افغانستان ۲۴ آپریل ۱۹۸۳

۲. میثاق بین المللی حقوق سیاسی و مدنی ۵۳ ماده

۱۶ دسامبر ۱۹۶۶ ملل متحد 

الحاق ۲۴ آپریل ۱۹۸۳

۳. کنوانسیون بین المللی رفع هر نوع تبعیض نژادی ۲۵ ماده در ۲۱ دسامبر ۱۹۶۵

الحاق ۵ آگوست ۱۹۸۳

۴. کنوانسیون بین المللی منع شکنجه در  ۳۳ ماده

۱۰ دسامبر ۱۹۸۴ ملل متحد 

الحاق ۲۶ آپریل ۱۹۸۷

۵. کنوانسیون بین المللی رفع هر نوع تبعیض علیه زنان در ۳۰ ماده 

۱۸ دسامبر ۱۹۷۹

الحاق ۵ مارچ ۲۰۰۳

۶. کنوانسیون بین المللی حقوق کودک در ۵۴ ماده

۲۶ جون ۱۹۸۷

الحاق ۲۷ آپریل ۱۹۹۴

۷. پروتکول اختیاری منع فروش کودک  در ۱۷ ماده 

۱۹ اکتبر ۲۰۰۲

الحاق ۱۹ اکتبر ۲۰۰۲

۸. پروتکول اختیاری منع شمولیت کودکان در برخورد های مسلحانه ۱۳ ماده

۲۴ سپتامبر ۲۰۰۳

الحاق ۲۴ سپتامبر ۲۰۰۳

۹.کنوانسیون امور پناهندگان  در ۴۶ ماده

تصویب ۱۹۹۵

الحاق و امضا ۲۰۰۵

۷. کنوانسیون امور پناهندگان در ۴۶ ماده

تصویب سال ۱۹۹۵

الحاق ۲۰۰۵

۸. پروتکول  اختیاری منع شمولیت کودکان در برخورد های مسلحانه در ۱۳ ماده

 ۲۴ سپتامبر ۲۰۰۳

الحاق ۲۴ سپتامبر ۲۰۰۳

۹. پروتکول اختیاری منع فروش کودک در ۱۷ ماده

۱۹ اکتبر ۲۰۰۲

الحاق ۱۹ اکتبر ۲۰۰۲

با در نظر داشت آنچه در بالا آمده است ، دولت افغانستان بر اساس امضا و تعهد در امر اجرایی آن میثاق ها و کنوانسیون ها، ملزم به رعایت آن هاست.

در جریان بیست سال حاکمیت به اصطلاح دموکرات و آزاد؛ تمامی نورم ها و اساسات زندگی انسانی چه از جانب حکومت کنندگان و چه ازجانب حامیان بین المللی شان نقض گردیده است.

آمریکا سرکرده ستمگران از امضای کنوانسیون جنایات جنگی و محاکمه شدن خود داری کرده است. دیگر دولتهای حامی جنگ و تجاوز هم چندان وقعی به دادگاه بین المللی لاهه  نمی دهند.

در چهل و دوسال حقوق بشر در افغانستان از جانب حاکمان، گروه های مافیائی جنگی  و جهادی و دولت های مهاجم نقض شده است. حق به دادگاه کشانیدن عاملین آنرا مردم ستم دیده و مظلوم کشور و قربانیان این خشونت ها دارند.

برای تحقق آن باید فریاد شد و جنایت کاران چهل و دو سال جنگ ، کشتار و تجاوز را باید به دادگاه کشاند.

نمی بخشیم و نه هم فراموش می کنیم. 

با درود های گرم

دیده بان دادخواهی مردم افغانستان  شعیب لعلی 

گزارش کنفرانس بین المللی ( آنلاین) فارو بنام

” با دفاع از حقوق مدنی و هویت سیاسی زنان به پیشواز 8 مارچ “

بمناسبت روز جهانی همبستگی زنان – هشتم مارچ

بخاطرگرامیداشت از روز همبستگی جهانی زن به همت کمیتهٔ زنان (فارو) کنفرانسی زیر نام ” با دفاع از حقوق مدنی و هویت سیاسی زنان به پیشواز 8 مارچ ” را بروز هفتم مارچ  ۲۰۲۱بدلیل شیوع کوید-۱۹  از ساعت پنج عصر تا ساعت هفت شام بصورت مجازی ( انلاین ) تجلیل گردید، ورود مهمانان و اشتراک کنندگان از ساعت ۱۶:۴۰ دقیقه برای برسی صدا و تصویر اغاز شد، مهمانها و سخنرانان مراسم بعد از سلام و احوالپرسی و اشنائی با یکدیگر  روز همبستگی جهانی زن را برای زنان تبریک گفتند، از جمله خانم فرشته ضیایی رئیس انجمن  زنان علیه تبعیض یکی از انجمنهای عضو فارو در سویدن با استفاده از فرصت معرفی خود بر ضرورت اتحاد و مبارزه مشترک زنان برای پایان دادن انواع تبعیض عیله زنان را الزامی و ضروری دانسته و ارزوی برابری حقوق زن  مرد را نمودند.

کنفراس راس ساعت پنج عصرآغاز یافت. نخست خانم رویا قادر عضو هئیت اجرائیه فدراسیون سازمانهای افغانهای مقیم اروپا (فارو) برنامه کنفراس را جهت اطلاع حاضرین در کنفرانس بخوانش گرفت. و گفت کنفرانس امروز ما با اشتراکت خانمها و آقایان از کشورهای مختلف منجمله داخل کشوربرگزارمیگردد.  

گرداننده برنامه : خانم رویا قادر عضو هئیت اجرائیه (فارو) با ابراز سپاس از حضور مهمانان از همکار ان تخنیکی خواست تا سرود میهنی استاد اولمیر را پخش کنند و بعد از پخش سرود از خانم لونا ولی خواهش نمود که کنفرانس را رسما افتتاح نمایند.

همکار ان تخنیکی برنامه :آقای علی دلیری عضو هیأت مدیره ومنشی (فارو)  و آقای انجنیر خالد نعمت عضو کمیته جوانان (فارو)

.جهت مشاهده گزارش کامل لطفاً به لینک زیر اشاره فرمایید

داونلود گزارش کامل روز زن

مطلب تحلیلی از محترمه ملالی موس نظام به مناسبت روز بین المللی زن

گرامی با خاطرهٔ قيام های حوت مردم هرات کابل

اعلامیه

 گرامی با خاطرهٔ قيام های حوت مردم هرات  کابل

پانزدهم مارچ ۲۰۲۱

امسال چهل دو سال از  قيام پُرافتخار مردم هرات درمقابل استبداد خشونتباررژیم کودتاه گران هفت  ثوری  ميگذرد،  قيامی كه اشتراک کنندگان آن به حکومت جبار و مطلق العنانی حزب دموکراتیک خلق نه گفتند و در برابر آن ایستادند.

اين خیزش که بصورت خودجوش وبدون رهبری شخص یا حزب مشخصی براه افتاد،  پشتیبانی مردم شریف هرات را با خود داشت وچنان گسترده و وسيع شد كه بسيار سريع قسمت زیادی از مردم هرات از دور ترين روستاها با قيام كنندگان پيوستند و با عمل مشترک خود نه تنها كاخ  تره كي وامين  در كابل، بلکه کاخ کرملین را هم به لرزه درآورد. این قیام حکام غرق درنشهٔ ودکای روسی را در شرایط ناگواری قرار داد، تره کی و امین، این جلادان زمان وقتی متوجه شدند که فرقه هرات سقوط کرده و میدان هوائی شیندند هم در محاصره قیام کنندگان بود، فهمیدند که کنترول هرات از دست شان خارج شده و دیگر توان  مقابله  با اين  قیام مردمي را ندارند دست التماس به دامن اربابان روسي شان دراز کردند و با تمام قوا  مردم شریف هرات را از هوا و زمین گلوله باران كردند و بخاک و خون کشاندند.

رهبران حزب شهنواز تنی را از لوای قندهار با تمامی ماشین جنگی دست داشته و قطعات کمکی به کمک گماشتگان دیگرشان یعنی نظیف الله نهضت والی وقت هرات، سید مکرم قوماندان فرقه هفده هرات و عبدالحی یتیم رئیس استخراج ذغال سنگ ومنشی کمیتهٔ حزبی هرات ، فرستاد تا ان جانیان را از مرگ حتمی نجات دهند وبه سرکوب جبارانهٔ مردم هرات بپردازند.  نظامیان تحت رهبری شهنواز تنی و قوای هوائی رژیم درهماهنگی با شوروی وقت یک هفته از زمین وهوا برمواضع قیام کنندگان در شهر و روستاها یورش بردند. سپس عملیات دستگاه جهنمی اگسا تحت رهبری اسدالله سروری برای شکنجه ونابودی فزیکی بدون محاکمهٔ هزاران شهریان و روستائیان مظنون به اشتراک در قیام برای دوهفتهٔ دیگر ادامه یافت. قرار اظهارات شهود عینی، شواهد و روایات منابع معتبر در این جنایت بیش از ۲۴ هزار نفر را اعم از زن و مرد، طفل و جوان همراه با خانواده هایشان با یورش زمینی، هوائی وحملات بگیر و بکُش استخباراتی بخاک  وخون کشیدند.

در بارهٔ قیام خود جوش ومردمی، اما فاقد رهبری واحد وانسجام بیست و چهارم حوت ۱۳۵۷هرات که شهر را برای سه روزآزاد ساخت، مقالات زیادی نگاشته شده، اما به درسهائی که از این قیام باید گرفته میشد کمتر پرداخته شده که بصورت مختصر به چند نکته ان در این اعلامیه اشاره میگردد.

اگر مردم در مقابل جنایتکاران وحدت نظروعمل داشته باشند، حاکمیتهای تحمیلی و دست نشانده را ولو تا دندان مسلح باشند، میتوانند شکست بدهند. حاکمیت وابسته به اتحاد شوروی آنوقت در فرقه هرات سلاحهای مدرن را دسترس داشت و با وصف موجودیت مستشاران ارتش سرخ در فرقه و میدان هوائی شندند در مقابل قیام همگانی مردم شکست خوردند.

قیامهای خود جوشی که رهبریت متمرکز نداشته باشد ممکن است دست آورد آنی داشته باشد، وقتی پشت جبهه و ارتباط سیستماتیک با سایر نقاط کشور قبل از قیام سازمان داده نشود، میتواند حماسه بیافریند و تجربه ای یا باشد برای سایر نقاط ، اما اکثراً دست آورد آن پایا نمی باشد ولو ضربهٔ آن به دشمنان مردم کاری هم باشد.

شناخت کافی از دشمن و امکاناتش وانتخاب شیوهٔ مبارزهٔ مؤثربه همان اندازه ضرور است که اگاهی سازمان دهندگان مقاومت از مناسبات حاکم درجامعه.

اهمیت اطلاع رسانی به مردم برای بسیج بیشتر در صورت توطئهٔ دشمن برای حفظ دست آوردهای بدست امده و از آن طریق برای هماهنگی با سایر نقاط یک کشور پهناور مانند کشور ما یک ضرورت فوری خیزش مردمی است.

بر اساس اسناد کمیته مرکزی و وزارت خارجهٔ شوروی که درکُتُب منتشره از جانب جنرالان روسی که دراشغال سهم داشتند افشا شده است، درجریان قیام هرات نورمحمد تره کی ازهمتایان روسی اش با تضرع خواستار مداخلهٔ نظامی روسها و ارسال نظامیان روس شده بود. روسها در آن زمان امتناع کردند اما بنا به گفتهٔ برخی از آگاهان داخلی در حملات هوائی بر قیام کنندگان هرات سهم گرفتند. با کشته شدن تره کی و تنها ماندن امین در میدان و انجام قیام ۱۴ اسد ۱۳۵۹بالا حصار از طرف خود نظامیان ارتش، روسها متوجه شدند که حتی ارتش هم به رژیم دست نشانده وفادار نیست وبخاطر حفظ رژیم تحت الحمایهٔ خود تصمیم به اشغال گرفته این تصمیم را بتاریخ ۶ جدی ۱۳۵۹ عملی ساختند.

هنوز دوماه از اشغال نگذشته بود که کابلیان دلیر، همانگونه که گلیم اشغالگران انگلیس را از شهر خود برچیده بودند، در برابر اشغالگران روس نیز دست به تظاهرات بسیار گسترده زدند. اینبار نعرهٔ الله اکبردر بامهای منازل باشندگان شهر و نواحی اطراف آن، طنین انداز فریاد اعتراض و خشم مردم علیه اشغالگران روس و دست نشاندگان اش بود. تظاهر کنندگان فریاد میزدند: روس ها از ملک ما بیرون شوید! مرگ بر روسها! مرگ بر ببرک کارمل! ما استقلال میخواهیم!

خون در رگ پرچمداران نصب شده توسط روس و خود روسها خشک شده بود. زیرا قادر نبودند همه مردم شهر را بکشند یا سرکوب کنند. ارادهٔ شهریان کابل برای ادامهٔ مبارزه قوی و قاطع بود. به روز سوم حوت مردم همچو هراتیان دلیر با چاقو و چکش از خانه هایشان برآمدند و حمله کنان بردفاترحزبی و ماموریتهای پولیس، یعنی مراکزی که از آنها بتاریخ دوم حوت بالایشان فیر شده بود، دشمن را خلع سلاح نموده و بطرف مرکز شهر پیش میرفتند که هیلیکوپتر های جنگی روسی از هوا و اعضای مسلح حزب و ارتش از زمین آنها را زیر آتش گرفتند. طبعاً در این جنگ نا برابر روس ها موفق به سرکوب شدند. صد ها کشته و گرفتاری وسوق هزاران تظاهر کننده بشمول شاگردان مکاتب به زندان پل چرخی پرده از چهرهٔ گرگی بنام ببرک کارمل که در آغاز ورود به کابل پوست گوسفند پوشیده بود، برداشت.  برندهٔ اصلی این قیام  مردم کابل بود. آنها پیام اعتراض شدید شان به اشغال را به وضاحت به روسها انتقال دادند. یکی از جنرالان روسی سال ها بعد از آن نوشت: « بعد از قیام سوم حوت ما خود را در افغانستان مصؤن احساس نمی کردیم».

فدراسیون سازمانهای افغانهای مقیم اروپا ( فارو) یاد جانباختگان و قربانیان خیزش مردم هرات  وقیام سوم حوت کابل را گرامی میدارد و به روان پاک همه شهدای این حماسه افرینان درود میفرستد. مردم ما  جنایات هولناک حاکمان وقت را نه فراموش خواهند کرد و نه خواهند بخشید. زیرا کودتا و فرو ریختن شیرازهٔ ثبات کشور، دعوت از بیگانه به اشغال وطن وسرکوب مردم توسط ح.د.خ.ا راهشگای تداوم جنایتهای ۴۲ ساله ایست که هنوزهم در کشور ما هر روزه از مردم ما قربانی میگیرند.

یاد و خاطرات جانبازان قیام های هرات و کابل  گرامی باد!

فدراسیون سازمانهای افغانهای مقیم اروپا ( فارو)

اعلامیه فارو بمناسبت قیام عمومی مردم هرات

ياد قيام ٢٤ حوت ١٣٥٧ مردم هرات را عليه استبداد گرامي ميداريم

امسال چهل دو سال از  قيام ظفر مند مردم هرات درمقابل کودتاه گران هفت  ثوری سال 1357 ميگذرد،  قيامي كه به حاكميت مطلق العناني حزب دموكراتيك خلق در آنزمان و گماشته گان  بدور از خرد و بی  تدبير انها، ني گفتند و ايستادند.

رهبران حزب شهنواز تنی را از لوای قندهار با تمامی ماشین جنگی موجود به کمک دست پروردگان دیگرش مانند نهضت الله تهذیب والی وقت، سید مکرم قوماندان فرقه هفده هرات و عبدالحی یتیم گماشته گان سر سپرده امین که رئیس استخراج ذغال سنگ هرات بود فرستاد. تا از مرگ حتمی ان جانیان را نجات دهند و دستور کشتار مردم هرات درهماهنگی با شوروی وقت دو هفته از زمین وهوا بر شهر و روستاها یورش بردند، قرار اظهار شواهد عینی و بیشتر منابع معتبر در این جنایت بیش از 24 هزار نفر را اعم از زن و مرد، طفل و جوان همراه با خانواده هایشان با یورش تانک و توپ بخاک  خون کشیدند.

اين خیزش چنان گسترده و وسيع بود كه بسيار سريع همه مردم هرات از دور ترين روستاها با قيام كنندگان پيوستند وكاخ جنايتكاران حاكميت تره كي امين را در كابل بلرزه درآورد، حاكميت سرمت ازباده های  روسی را در شرایط ناگواری قرار دادند، ترکی و امین جلادان زمان وقتی متوجه شدند که فرقه هرات نیز سقوط کرده و میدان هوائی شیندند هم در محاصره قیام کنندگان قرار دارد، و دیگر توان  مقابله  با اين  قیام مردمي را ندارد دست التماس به دامن باداران روسي اش ( برژنف و گروميكو) زدند.  تا از زمين و هوا مردم هرات را  گلوله باران كنند و بخاک و خون کشند.

در باره حادثه بیست و چهارم حوت 57 هرات مقالات زیادی نگاشته شده اما درسی که از این قیام باید گرفته میشد کمتر پرداخته شده که بصورت مختصر به چند نکته ان در این اعلامیه اشاره میگردد.

اگر مردم اتحاد منسجم در مقابل جنایتکاران داشته باشند حاکمیتهای تحمیلی و دست نشانده را ولو تا دندان مسلح باشند، میتوان شکست داد.

حاکمیت وابسته به اتحاد شوروی آنوقت که در فرقه هرات پراز سلاحهای مدرن آنوقت بود با موجودیت مستشاران ارتش سرخ در فرقه و میدان هوائی شندند در مقابل قیام همگانی مردم شکست خوردند.

قیامهای خود جوشی که رهبریت متمرکز نداشته باشد ممکن است دست آورد آنی داشته باشد، وقتی پشت جبهه و ارتباط سیستماتیک با سایر نقاط کشور قبل از قیام سازمان داده نشود، فقط میتواند تجربه ای یا باشد برای سایر نقاط برای ضربه زدن به دشمنان مردم .

اگاهی سازمان دهندگان مقاومت از مناسبات حاکم درجامعه به همان اندازه از اهمیت برخردار است که شناخت کافی از دشمن ضروری است.

اهمیت اطلاع رسانی به مردم برای بسیج بیشتر در صورت توطئیه دشمن برای حفظ دست آوردهای بدست امده و از آن طریق برای هماهنگی با سایر نقاط یک کشور پهناور مانند کشور ما یک ضرورت فوری خیزش مردمی است.

جنایت حاکمان دست نشانده حزب در هرات تنها منجر به قربانیان 24 حوت گردید، و حزب د.خ.ا دست از کشتار برنداشتند و از خشم مردم نیاموختند که چه، بعد از قیام به خانه های مردم در شهر و دهات یورش میبردند و هزاران نفر دیگررا دستگیر بدون محاکمه به جوخه های اعدام بردند، شکنجه کردند و هزاران خانواده را بی سرپرست ساخت ویا آواره ساخت.

قیام مردم سلحشور هرات در برهه ای از زمان اتفاق افتاد که  در هرگوشه سرزمین ما جوانه های مقاومت در حال رستن بود، قیام حماسی مردم هرات به سرعت اخبارش در سراسر کشور و جهان پخش گردید و نقطه عطفی در گسترش مقاومت ضد استبدادی و جایتاکار دیکتاتوران حاکم دهه  شصت خورشیدی را رقم زد.

کشف گورهای دسته جمعی در اطراف و اکناف شهر و روستاهای هرات نه تنها شاهدی از جنایت هولناک حادثه 24 حوت 1357 و دستگیرهای بعدی بلکه مربوط به تمام دوره حاکمیت استبدادیست که آن دوره در هرات بوقوع پیوست بلکه همه گورهای دسته جمعی در سرتاسر کشور بیانگر یک دوران وحشتی ایست که تیغهای ادمکشی را در سرزمین ما دسته کرد. 

فدراسیون سازمانهای افغانهای مقیم اروپا ( فارو) یاد جانباختگان و قربانیان خیزش مردم هرات را گرامی میدارد و بروان پاک همه شهدای این حماسه افرینان درود میفرستیم، همچنان این جنایت هولناک حاکمان وقت را نه فراموش خواهیم کرد و نه خواهیم بخشید، زیرا آغاز جنایت ح.د.خ.ا راهشگای تداوم جنایتهای 42 ساله ایست که هنوزهم در کشور ما هر روزه از مردم ما قربانی میگیرند.

یاد و خاطرات جانبازان قیام مردم هرات گرامی باد.

فدراسیون سازمانهای افغانهای مقیم اروپا ( فارو)

خانه نیشین ساختن کارمندان زن، جواب مناسب به تروریستان نیست

اعلامیه

خانه نیشین ساختن کارمندان زن، جواب مناسب به تروریستان نیست!

هالند، ۸ مارچ۲۰۲۱

به مناسبت روز جهانی زن

امسال روز جهانی زن در فضای پُر از تهدید و دلهره برای زنان کشور ما فرا رسید. عقب گرایان سیه دل با انواع دسایس در پی خاموش ساختن شمعی اند که طی بیست سال اخیر به همت زنان سخت کوش و آهنین ارادهٔ افغانستان بار دیگر روشن گردیده و نور ولو کمرنگ آن مایه امیدی برای زنانی است که خواهان برچیده شدن بساط هر نوع تبعیض و ستم جنسیتی اند. آنچه به این دسایس زمینهٔ مؤفقیت میدهد، طرح ها وسیاست های جدید قدرتهای بزرگ بر مبنای منافع استراتیژیک شان برای کشور ما میباشد که عواقب آن نه تنها شمع افروخته شده توسط زنان، بل حقوق مدنی و سیاسی همه افراد ملت را تهدید میکند.

همزمان با روند مذاکرات تحمیلی به اصطلاح «صلح» دوحه که با حرکت سنگ پشت واره اش با تردیده ها و ابهامها جریان دارد،  دهشت افگنان طالب، گروه حقانی، شبکه تروریستی القاعده، داعش و بنیاد گرایان داخلی همسو و همباورشان در کشور با هماهنگی زور مندان داخلی با ایجاد رعب و وحشت به کشتار خبر نگاران، کارمندان رسانه ها، فعالین حقوق بشری وفعالان جامعه مدنی و مردم ملکی جنایت می آفرینند. به همین سلسله زنان کارمند در تلویزون انعکاس یکی پی دیگری توسط ترور های هدفمند در داخل شهر جلال آباد ترورشدند. هنوز خون ملاله میوند گویندهٔ این تلویزیون خشک نشده بود که به تاریخ ۱۲ حوت تروریستان دست به کشتار هدفمند شهناز، مرسل، و سعدیه سه کارمند بخش دوبلهٔ این تلویزیون زدند. چشم افغانهای داخل و خارج از کشور که در داغ قتل این ژورنالیستان جوان میسوزند بطرف مقامات محلی ولایت ننگرهار و ادارهٔ تلویزیون انعکاس دوخته شده بود و منتظر اتخاذ تدابیر امنیتی خاص برای امن ساختن سفرکارمندان زن از خانه تا تعمیر تلویزیون بودند، که خبرتسلیم شدن کامل ادارهٔ تلویزیون انعکاس به تروریستها یعنی خانه نشین ساختن همه کارمندان زن و تصمیم به عدم استخدام زنان، در آستانهٔ ۸ مارچ  در رسانه ها انتشار یافت.

هیچ گروهی مسؤلیت ترور این سه دُخت جوان را نگرفت. طالبان بعد از امضای توافقنامه با امریکا بیشرمانه بعد از انجام کشتار و جنایت انکار میکنند. ازجانب دیگر حکومت هم در اکثر موارد به تسلیت گفتن و محکوم کردن اکتفا میکند ودر تعقیب عاملین این جنایات جدیت و صداقت ندارد. آقای میاخیل یکی از مدیران تلویزیون انعکاس در یک برنامهٔ گفتگو در تلویزیون طلوع گفت: « بعد از قتل ملاله والی به ما گفت که قاتل دستگیر شده و از نتیجهٔ تحقیقات شما را مطلع میسازیم.  چندی بعد که خواستار معلومات شدیم به ما گفته شد که قاتل در جنگ کشته شد. آیا امکان دارد که یک زندانی در جنگ کشته شود؟ » این در حالیست که درکنوانسیون ژنو مصوب ۱۹ آگست ۱۹۴۸ و پروتوکولهای الحاقی مصوب هشتم جون ۱۹۷۷ که بوضاحت، مقررات و قوانین بشردوستانه در زمانهای جنگ را بیان میدارد چنین آمده «خبرنگار هنگام کار در مناطق جنگی، غیر نظامی به حساب می‌آید و از حقوق غیرنظامیان در زمان جنگ برخوردار می‌باشد. در این اسناد تصریح شده است که طرفین مخاصمه نباید خبرنگار را هدف حمله قرار دهند اما این روند مشروط به این است که خبرنگار از هر گونه فعالیت نظامی خودداری کند». تخلف از قوانین بشردوستانهٔ جنگ جنایت جنگی محسوب میگردد که یکی از جرایم علیه بشریت است. مرتکب این نوع جرایم در خارج از کشور محل جرم نیز قابل تعقیب و مجازات میباشند. اما  طالبان و گروه های متحد اش  از رهائی قریب الوقوع خود در چوکات توافقنامهٔ دوحه مطمئن اند و با دست آزاد دست به هر نوع جنایت جنگی میزنند. در جمع ۵ هزار زندانی که قبلآً آزاد شدند بیش از ۹۰۰ پاکستانی هم شامل بود.

فدراسیون سازمانهای افغانهای مقیم اروپا(فارو) درحالی که ترور این بانوان را یک عمل نامردانه و جنایت جنگی دشمنان امنیت کشوردانسته و آنرا به شدت محکوم میکند، عقب نشینی دراماتیک ادارهٔ تلویزیون انعکاس را نیز اقدام بز دلانه و منافی اخلاق میداند. ادارهٔ تلویزیون انعکاس باید بداند که این عقب نشینی به تروریستها جرأت بیشتر میدهد و در آینده باج دهی های بیشتری را به این اداره تحمیل خواهند کرد. در عقب این جنگ علیه آزادی بیان در افغانستان، دستگاه استخبارات نظامی پاکستان (ای اس ای) قرار دارد. نزدیکی ننگرهار به مرز پاکستان، این ولایت را در برابر دسایس آی.اس.آی ضربه پذیر تر میسازد. آی.اس.آی  وسایر حامیان بین المللی تروریستها برای  برگرداندن دشمنان مدنیت و حاملین افکارمتحجراجنبی به قدرت، طرح های پیاپی را به خورد مهره های شطرنج خود در داخل میدهند تا زمینهٔ بحران و جنگ داخلی دیگری را در افغانستان ایجاد کنند.

هئیت اجرائیه فدراسیون سازمانهای افانهای مقیم اروپا (فارو)

چرا موافقتنامهٔ دوحه بعوض صلح به ازدیاد خونریزی انجامید؟

تبصره

چرا موافقتنامهٔ دوحه بعوض صلح به ازدیاد خونریزی انجامید؟

به مناسبت یک سالگی موافقتنامهٔ دوحه

بیست و یک فبروری ۲۰۲۱

تصامیم صلح وجنگ در یک کشورمستقیماً بالای حقوق وسرنوشت انسانهای ساکن در آن کشورتأثیرات منفی یا مثبت دارد. به همین جهت ما افغانهای مقیم اروپا انکشافات در این زمینه را با دقت و نگرانی تعقیب میکنیم. امروز از امضای موافقتنامهٔ امریکا-طالبان دردوحه یکسال میگذرد. دوطرف جنگ در ارزیابی تأثیرات این موافقتنامه بالای زندگی مردم افغانستان مواضع کاملاً متناقض دارند.  برعکس موضع خوشبینانهٔ طالبان، حکومت افغانستان بدین نظر است که این موافقتنامه به طالبان امتیازاتی زیادی داد و آنها را امیدوار به پیروزی نظامی ساخت. نظر مردم که از طرُق مختلف بگوش ما میرسد دیگرخوشبینانه نیست. زیرا آنها طی سال گذشته و با وصف موافقتنامهٔ دوحه بیشتراز ۹۰۰۰ کشته وزخمی داده اند و آتش بس در اجندای پیشنهادی طالبان برای مذاکره، مادهٔ اخیر اجندا میباشد.  بررسی واقعبینانهٔ تحولات یکسال گذشته در شهر ها وروستا های افغانستان نشان میدهد که این موافقتنامه  صرفاً به ازدیاد جنگ و خونریزی انجامیده است. ازحلقات دولتی شنیده میشود که حملات بهاری طالبان که آغاز آن دور نخواهد بود، به مراتب خشونتبار تر از حملات بهار های گذشته خواهد بود. نظامیان حکومت هم به رسانه ها گفته اند که آمادهٔ دفاع اند. بیم آن میرود که خونریزی که اکثر قربانیان خود را از مردم غیرنظامی میگیرد، این بار ابعاد وسیع تر خواهد داشت. قرار بود حکومت جوبایدن این موافقتامه را بررسی مجدد کند. با وصف موجودیت دیپلمات های واقع بین دموکرات چون ریان کراکرسفیر اسبق امریکا در افغانستان امیدی به اصلاح اساسی در محتوی موافقتنامهٔ متنازع فیه دوحه موجود نیست. 

برگردیم به اینکه موافقتنامهٔ دوحه نتوانست طرفهای افغانی را به رسیدن به یک راه حل کمک کند. از نظر فارو علت این ناکامی، محتوی طالبان پسند  خود موافقتنامه و کوته بینی عنعنوی و پاکستان محوری سیاست های ایالات متحده در منطقه وبخصوص درمورد افغانستان است. این مشکلات راه پیروزی مذاکرات را با دشواری هائی که عبوراز آن برای هیأت مذاکره کنندهٔ جانب دولت افغانستان، بس دشوار و در مواردی غیرقابل عبور، مواجه خواهدساخت. دشواری های این توافقنامه را فارو درماه  می سال ۲۰۲۰،   طی هشدارنامه ئی با کمسیون اتحادیهٔ اروپا شریک ساخته بود که اینک برخی از آنها را مختصراً بر میشمریم:

 مذاکره با گروه جنگی ضد دولت افغانستان درغیاب نمایندهٔ این دولت مشکل اصلی این موافقتنامه است.

تعهد به  طالبان مبنی برخروج نیروهای های نظامی امریکا در چوکات زمانی توافق شده از خاک افغانستان بدون اشاره  به قرارداد استراتیژیک یا حد اقل موافقت حکومت افغانستان، به معنی نادیده گرفتن حکومت افغانستان است. این امر تصادفی نبوده  گام اول درواگذاری مجدد افغانستان بدست پاکستان است.

 دادن موقف رسمی و غیر واقعی به تحریک طالبان با پزیرش درج نام ” امارت اسلامی افغانستان” در توافقنامه، به پافشاری طالبان براحیای مجدد امارت یا دولت اسلامی میدان خواهد داد.

واگذاری دولتسازی  به طالبان در متن توافقنامه. این به معنی رضایت امریکا به اینست که طالبان بعوض نظام کنونی دیکتاتوری مذهبی خود را با استناد به این عبارات بر حکومت فعلی تحمیل کنند.

تجاوز در ساحهٔ صلاحیت دولت افغانستان و تعهد رهائی همه زندانیان طالبان بدون مشروط ساختن رهائی زندانیان به رسیدن به حل سیاسی یا حد اقل پیشرفت قابل ملاحظه در مذاکرات. این تعهد که صرفاً بر منافع سیاسی کوتاه مدت امریکا اتکا داشت، عناصرمهم دیگری چون قانون، عدالت وحقوق بشر را نادیده گرفت. 

رهائی ۷۰۰۰ زندانی دیگر میتواند بحران کنونی را بسیار عمیق تربسازد. قرارمعلوم امریکا عملی شدن تعهداتش را بر دولت افغانستان با تهدید سیاسی و اقتصادی تحمیل کرده ومیکند.

«کمیتهٔ حقوق بشر فدراسیون سازمانهای افغانهای مقیم اروپا (فارو)»

1 2 3 4 5 11