هشت مارچ وتشدید نقض حقوق زن در افغانستان

هالند، هشت مارچ ۲۰۲۲

هشت مارچ، روز جهانی همبستگی ومبارزه  زنان جهان برای کسب حقوق برابرو آزادیست. از سال ۱۹۰۹ تا اکنون، این روز، روز مبارزه با تبعیض جنسیتی و روز آگاهی و دفاع مشترک از حقوق زنان به حساب می آید.  این روز ده ها سال قبل از آنکه در سال ۱۹۷۵ توسط ملل متحد بحیث روزجهانی همبستگی زنان پذیرفته شود، در امریکا واروپا بحیث روزبین المللی زن، با اکسیونهای حق طلبانه تجلیل میگردید. هشت مارچ نقطهٔ ُاغاز مبارزات دسته جمعی زنان کارگر در شیکاگوی امریکا بود. این زنان آگاهی مبارزاتی شان را مدیون زنان کارگرمبارز و زنان سوسیالیست بودند. سپس زنان کارگر سایر کشور های صنعتی برای کسب حقوق اجتماعی، اقتصادی و سیاسی خویش، با صدا و اکسیون های مشترک،  جاده های کشور های صنعتی را اشغال کردند و توانستند با ادامه مبارزه، طی سالیان متمادی، حقوق معینی را بدست آورند. اینکه امروز زنان اروپا  از لحاظ قوانین و میثاق ها، از حقوقی مساوی با مردان برخوردار هستند، به این معنی نیست که همیشه از حقوق مساوی برخوردار بوده اند. این موقف مساوی دربرابر قانون بصورت تدریجی و در نتیجهٔ مبارزات جهانی زنان آگاه، بدست آمده است. این حقیقت که قبل از جنگ جهانی اول زنان فاقد حق رأی در انتخابات بسیاری از کشور های اروپا بودند، گواه آن است که حقوق سیاسی زنان در اروپا هم کمی بیشتر از یک قرن قبل در نتیجهٔ مبارزات دوامدار زنان برسمیت شناخته شد. حتی امروز در موقف های بالا در حکومت ها و شرکت های اروپائی زنان اقلیت اند.

از چند دهه  بدین سو تجلیل از روز هشت مارچ به حیث روز جهانی زن، در افغانستان نیز مطرح شده است و زنان کشور نیز در این روز در سطح مؤسسات دولتی و پوهنتون ها برگزار میشد و مدتی هم  توسط جامعۀ مدنی محافل متفاوتی برپا گردید. در این گردهمائی ها  ازحقوق پامال شدهٔ زنان در ساحات مختلف و خواست پایان دادن به این وضع تبادل نظر میشد. اما با تأسف زنان فعال جامعهٔ مدنی و احزاب سیاسی تا حال نتوانسته اند افکارحق طلبانهٔ خویش را بیرون از شهر های بزرگ و به قریه های کشور ببرند.

خشونت علیه زن در کشور ما یک پدیدۀ تاریخی است. اما طی ۴۲ سال اخیر که افغانستان طعمهٔ جنگ سرد و میدان جنگ قدرتهای بزرگ است، گراف خشونت و  نقض حقوق زن، به بالاترین درجۀ آن رسیده است. فرامین سه گانهٔ آقای ربانی رئیس دولت اسلامی و تصامیم و پالیسی های امارت های دیروز و امروز طالبان به تبعیض آشکارو وضع محدویتهای غیر مؤجه و قرون وسطائی علیه زنان صبغهٔ رسمی دادند.  حتی طی دو دههٔ به اصطلاح جمهوریت نیز حکمداران و متنفذین محلی وابسته به مافیای دولتی و طالبی خشونتی را  در برابرزنان به نمایش گذاشتند که درهیچ دوره ای سابقه نداشته است. آزار و تجاوز جنسی، سنگسار، شلاق زدن در ملای عام، سوختاندن، قطع اعضا، خودکشی های اجباری، آموزش اجباری انتحاری، اعتیاد، شکنجه، ازدواج های اجباری، ازدواج اطفال، قتل های ناموسی، خشونت خانوادگی، خشونت اجتماعی، خشونت مذهبی، فحشای سازمانیافته، گدایی سازمانیافته با استفادهٔ سوء ازفقر زنان بیوه و اطفال شان ، توهین و تحقیر … همگی چیز هایی ست که علاوه بر جنگ،  بر زنان کشور تحمیل گردیده است. با کشته شدن هر مرد درجنگ، مسؤلیت خانه و اطفال بدوش خانم او افتاده است. زنان با هزار مشکلات این مسؤلیت را بدوش می کشند.

از ماه اگست ۲۰۲۱ بدینسو که طالبان دوباره قدرت را بدست گرفته اند، به گواهی سازمانهای بین المللی حقوق بشر: «جنگ ختم شده اما نقض حقوق بشر و بخصوص حقوق و آزادیهای زنان تشدید گردیده است». طالبان پذیرش اعلامیهٔ جهانی حقوق بشر و همه کنوانسیون ها و میثاقهای ذیربط آن را مشروط به مطابقت آن به برداشت رهبران خویش از شریعت و فقه اسلامی ساخته اند. بعبارهٔ دیگر فتوای رهبران شان مافوق قوانین ملی و بین المللی است. امروز در افغانستان هیچ قانون ملی و هیچ سند حقوقی بین المللی ضمانت تطبیقی ندارد. «فرهنگ معافیت» که طی ۲۰ سال گذشته به نفع همه زورمندان تنظیمی و مافیائی وجود داشت، حالا در انحصار طالبان است.  در چنین شرایطی است که تظاهرات پراگندهٔ ولی صلح آمیزخیابانی زنان تحت شعار « نان، کار، تحصیل و آزادی» بعد از چند ماه ادامهٔ پراگنده سرکوب گردید. در این میان وعدهٔ احیای حق تحصیل برای زنان داده شده است. اما طالبان در قسمت حق کار برای زنان نظر مساعد ندارند و صرف در سکتور های تعلیمی، صحی و پولیس امکانات محدودی برای کار زنان برایشان قابل تحمل است. در تظاهرات امروز در کابل خواست عمدهٔ زنان را «کار» تشکیل میداد. اگر طالبان طرز دید شان به حقوق و آزادیهای زنان را مطابق به مقتضات قرن بیست و یکم عیارنسازند، جنبش زنان در آینده های نه چندان دور با قدرت و سازماندهی بسیار بهتر دوباره به مبارزات شان آغازخواهند کرد. با اختناق و خشونت نمیتوان نیمی از نفوس کشور را به بند و زنجیر کشید.

تجارب زنان جهان و کشور ما نشان میدهد که زنان افغان نباید به حمایت بیرونی دل ببندند، بلکه فقط و فقط بوسیلۀ آگاهی کافی از حقوق شان، متشکل شدن و وحدت  سرتاسری خواهند توانست از شر خشونت های سُنتی و سیاسی که همواره زندگی زنان افغان را دشوار میسازد، نجات یابند.

کمیتهٔ امور زنان فارو

<<ترجمهٔ نامهٔ فارو به رئیس پارلمان اروپا بمناسبت <<روز های زنان افغان

<<ترجمهٔ نامهٔ فارو به رئیس پارلمان اروپا بمناسبت <<روز های زنان افغان

اول فبروری ۲۰۲۲

موضوع : حقوق بنیادی مردم افغانستان منجمله حقوق اساسی و انسانی زنان که بیش از نصف جامعه افغانستان است 

قابل توجه:  

جلالتماب روبرتا متسولا رئیس  پارلمان اروپا 

کاپی: جلالتمآب جوزپ بورل فونتله نمایندهٔ ارشد اتحادیهٔ اروپا برای امور روابط خارجی و امنیت 

محترمه خانم روبرتا متسولا رئیس پارلمان اتحادیه اروپا 

نخست از همه انتخاب شما را در پُست ریاست پارلمان اتحادیهٔ اروپا به شما صمیمانه تبریک گفته و موفقیت تان را در این پُست مهم خواهانم. فدراسیون سازمانهای افغانهای مقیم اروپا پلاتفرم همکاری ده نهاد اجتماعی، فرهنگی و دادخواهی متعلق به افغانهای مقیم اروپا است که طی ۲۰ سال گذشته فعالیتهای زیادی نه تنها در ساحهٔ  زیست باهمی و سهم گیری پناهندگان و افغانهای مقیم اروپا در زندگی اجتماعی دول عضو این اتحادیه پرداخته بلکه درحد توان در ساحات مردم سالاری و حقوق بشر تحولات داخل افغانستان را نیز تعقیب نموده و با برگزاری کنفرانس ها و سمینار ها زمینهٔ تبادل نظرمیان افغانهای مقیم اروپا  و انتقال تجارب متخصصین افغان به داخل کشوررا  نیز با نگاه مسولانه ترغیب نموده است.  

فارو از ابتکار جلالتمآب شما  برای برگزاری و تدویر نشست ” روز های زنان افغان” که در روزهای اول و دوم فبروری ۲۰۲۲ برنامه ریزی شده است، استقبال میکند و توجه شما،  شرکت کنندگان این نشست ها و مسئولین اتحادیه اروپائی را به ضرورت اقدامات عاجل و استفاده از همه امکانات اتحادیهٔ اروپا برای گرفتن تعهد رسمی از طالبان برای تضمین حقوق اساسی مردم و بخصوص زنان افغانستان جلب میکند..  

ما یقین داریم که شما از اوضاع ناگوار و فقدان امنیت فردی اقشار مختلف چون زنان فعال و اعتراض کننده، هنرمندان،  کارکنان نظامی و امنیتی رژیم قبلی،  از زمان غضب قدرت توسط طالبان بتاریخ ۱۵ اگست مطلع هستید. فدراسیون سازمانهای افغانهای مقیم اروپا بحیث بخش متشکل  بیش از ۵۰۰ هزار افغان مقیم اروپا، اوضاع داخل کشور را با نگرانی شدید تعقیب میکند.  امیدواریم با پیشنهادهای زیردر یافتن راه حل مناسب که بتوانند غاصبین حاکمیت در افغانستان را مهار سازد سهم خویش را ادا نمائیم. 

پیشنهاد ها:  

طالبان با نقص صریح حقوق بشر، بویژه مواد اول، دوم، سوم، پنجم، نهم و دوازدهم و بسیاری از مفاد اعلامیه جهانی حقوق بشر و کنواسیونهای الحاقی ، باعث محروم ساختن زنان و دختران از حقوق بنیادی و انسانی شان مانند تحصیل، کار، مسافرت، ورزش، هنر، تجارت و حضور در زندگی اجتماعی گردیده، نیمی از جامعه را محکوم به نشستن در چهاردیوار خانهٔ میسازد. تأثیرات منفی این نوع پالیسی در برابر زنان نه تنها برای نسل جوان کنونی زنان افغان فاجعه بار است، بلکه تأثیرات ناگوار بر اقتصاد خانواده ها و حالت روحی زنان و اطفال در خانواده داشته،  در طولانی مدت میتواند بر زندگی نسل های آینده تأثیرات مُخرب داشته باشد. این وضع باید برای ما در اروپا غیر قابل قبول باشد.  

انتظارمیرود که دفتر اتحادیه اروپا که فعلا در کابل مستقر گردیده در همکاری با یونما یک کمیته حقیقت یاب راجهت شناسائی جنایت های انجام شده توسط افراد مسلح طالبان، بخصوص سرکوب جنبش خود جوش زنان در کابل، جلال آباد، هرات، غزنی، مزار شریف، قندهارو آزار و اخطاربه خانواده هایشان ایجاد نماید. جنببش خودجوش زنان کابل که متعاقب غضب قدرت توسط طالبان آغاز یافت، با جوش و خروش تا  ده روز قبل علیرغم  تهدید و ارعاب جریان داشت ولی طالبان توانستند با استفاده از سپری مُرچ و زندانی ساختن عده ای ازدختران معترض و خانواده های شان، این اعتراضات راخاموش سازند. حمله برژورنالیستها که معنی حمله بر آزادی بیان را دارد، نیزشدت گرفته است. کمسیون حقیقت یاب میتواند در این زمینهٔ حمله برکارمندان رسانه ها و زندانی ژورنالیست ها، فعالین حقوق بشر و جامعهٔ مدنی  کار مؤثرانجام دهد.  

با توجه به آنچه اکنون جریان دارد خوف آن وجود دارد که طالبان افغانستان را مانند دوران حاکمیت حزب دموکراتیک خلق افغانستان به صحنهٔ  ادامه همان سیاست سر کوب، زندان اعمال شکنجه، ارعاب وایجاد وحشت با وسعت کل افغانستان مبدل سازند.  لذا انتظار میرود که اتحادیه اروپا با تمام ابزار های که در دست دارند، تا زمانیکه  حاکمیت طالبان حقوق بشری افغانها، بخصوص حقوق زنان را تضمین کنند و با برگزاری انتخابات دموکراتیک برای تعین نظام سیاسی آینده موافقت نکنند،  نباید برسمیت شناخته شود. 

از اروپا انتظار میرود تا با رعایت ممنوعیت پرواز اشخاص مشمول لیست سیاه تروریسم ملل متحد در فضای هوائی اتحادیه اروپا، که یکی از دست آوردهای مبارزه با تروریزم است، تفاوت خود را با کشور هائی چون روسیه و پاکستان به نمایش گذارند. سفر انس حقانی مشاور ارشد وزرات داخله کابل و برادر سراج الدین حقانی که مسؤلیت ارتکاب ده ها عملیات و کشتار جمعی نه تنها قتل افغانها بلکه صد ها سرباز و امداد گران اروپائی را نیز بدوش گرفته اند، به ناروی و اشتراک او در نشست ها با سیاسیون اروپا شدیدا نگران کننده است.  

فارو با تاکید بر خواسته های جامعه مدنی و زنان شرکت کننده در کنفرانس اوسلو، بخصوص از خواسته بر حق آنها مبنی بر تشکیل کمسیون مستقل نظارت با صلاحیت در تعامل و همکاری میان دفتر اتحادیه اروپا که فعلا در کابل مستقر گردیده و یوناما متشکل از خانواده های متضرر و قربانیان جنایتها و نمایندگان مردم و سازمانهای حقوق بشری پشتیبانی میکند. این کمسیون میتواند  برای کنترل زندانهای طالبان، دیدار با زندانی های سیاسی، عقیدتی، جنسیتی و کمک درمستند سازی جنایات جنگی که در بیست سال گذشته و دروره بعد از ۱۵ اگست ۲۰۲۲  خاصتاُ بازداشت ها خود سرانه و قتلهای افراد ملکی، اعدامهای صحرائی، در شهر ها و روستا مؤثر واقع شوند.  

فدراسیون سازمانهای افغانهای مقیم اروپا (فارو) 

سمندر غوریانی، سابق استاد فلسفه درپوهنتون کابل درمحیط غربت درگذشت

سمندر غوریانی، سابق استاد فلسفه درپوهنتون کابل درمحیط غربت درگذشت!

از درگذشت او مدت کمی میگذرد، بتاریخ ۳ جدی ۱۴۰۰ بستگان عبدالله سمندر غوریانی خبر درگذشت او را تأیید کردند. جامعه فرهنگی افغانستان که غوریانی را از ورای نوشته‌هایش در فلسفه شناخته، مرگ او را برای حوزهٔ علم وفرهنگ افغانستان یک ضایعهٔ بزرگ میداند.

او در سال ۱٣۱۵ خورشيدی در غوریان هرات زاده شد. استاد غوریانی شرعیات را در پوهنتون کابل خواند و مدرک ‎‌ ماستری خویش  را از پوهنتون الازهر مصر بدست آورد. در پوهنتون کابل  فلسفه تدریس می‌کرد و مدتی هم مسئولیت آمریت بخش علوم اجتماعی پوهنتون کابل را به عهده داشت.

استاد غوریانی آثارش را بشکل مقالات علمی و فارغ از تعصبات دینی نوشته است. هر گاه این مقالات به اساس موضوع تقسیم بندی و آثارمتعلق به هر موضوع بشکل کتاب تدوین گردد، از آن کتب ارزشمندی بدست می آید. در اینجا بر حسب مثال به چند اثر از استاد غوریانی نام می گیریم:

ترجمهٔ تخلیصی ازعروه الوثقی سیدجمال الدین افغان

رسالۀ ماتریالیسم دیالکتیک و ماده ومعنی

رسالۀ دیالکتیک مجرد ومشخص

رساله فلسفی درباره برکلیسم در فلسفه

مقالات تحقیقی تحت عنوان تقدم شعور بر ماده که در۱۲شماره از مجله شرعیات پوهنتون کابل به نشر رسید.

مقالاتی راجع به پروازهای کیهانی به اساس تیوری نسبیت انشتاین.

مقالات تحقیقی زیرعنوان زادگاه هنر وزیبایی شناسی

ترجمه مقالاتی ازتوفیق الحکیم دانشمندمعروف مصر

مدتی قبل برخی آثار استاد غوریانی در کتابی تحت عنوان «تأملات فلسفی علامه عبدالله سمندر غوریانی» به همت پروفسور سید حسن اخلاق تدوین و توسط انتشارات امیری در کابل به چاپ رسیده است. این کتاب و سایرمقالات نشرشدهٔ استاد سمندر غوریانی افکار و تحلیلهای او را به نسلهای آینده انتقال خواهد داد.

سمندر غوریانی، درپهلوی اندیشه‌های فلسفی سقراط، ابن سینا و هگل، به معرفی افکار فلاسفهٔ جهان اسلام که چون این سینای بلخی از سرزمین ما برخواسته بودند، چون ملا صدرا،  ملا هادی سبزواری و عبدالرزاق لاهیجی نیز پرداخت. وی در زمانی فلاسفهٔ برخواسته از سرزمینی که امروز به نام افغانستان یاد میشود پرداخت، که نسل جوان با عدم آگاهی از گنجینه های علمی کشور خود، با شور وشوق به آثار فلاسفهٔ اروپائی رو آورده بودند. حال آنکه  افکار فلسفی و آثار طبی این سینا تا قرن ۱۹ مواد اساسی درسی را در پوهنتونهای اروپا تشکیل میداد.

فارو درگذشت این دانشمند شناخته شدهٔ وطن را ضایعهٔ بزرگ برای خانوادهٔ اش و خانوادهٔ بزرگ علما و اندیشمندان افغان در داخل و خارج از افغانستان دانسته وبا اعتقاد به اینکه غوریانی از طریق آثارش در اذهان مردم زنده خواهد بود، نبود فزیکی او را  به مردم افغانستان تسلیت میگوید.

کمیتهٔ فرهنگی فارو

نقض حقوق بشر در افغانستان توسط طالبان و سکوت جهان

قطعنامهٔ کنفرانس
“نقض حقوق بشر در افغانستان توسط طالبان و سکوت جهان”

شهرهاگ، ۱۲ دسمبر۲۰۲۱

بتاریخ ۱۲ دسمبر ۲۰۲۱، کمیتهٔ حقوق بشرفدراسیون سازمانهای افغانهای مقیم اروپا (فارو) در همکاری با فدراسیون سازمانهای پناهندگان هالند (فافون) برای تجلیل از دهم دسامبر(روز جهانی حقوق بشر) کنفرانسی را در فضای مجازی برگزار نمود. در این کنفرانس، سخنرانان و سایر اشتراک کنندگان به بررسی وضعیت حقوق بشری در آنکشور پرداخته  وبعد از بحث وتبادل نظر  نکات مهم مورد توافق اشتراک کنندگان در رابطه با افغانستان را بشرح ذیل مورد تصویب قرار دادند:

الف- پس منظربحران حقوق بشر در افغانستان بیانگراین حقیقت است که مردم ما از چهل و سه سال بدینسو با بحران حقوق بشر  مواجه بوده، رژیمهای مختلف و ازنیروهای مسلح مخالف شان حقوق بشر را نقض وحیات، آزادی و سلامت جسمی میلیونها انسان این سزمین را از آنها گرفتند.  عوامل داخلی این بحران عبارتند ازبلند بودن فیصدی بیسوادی وعدم آگاهی بخش بزرگی از جامعه از اهمیت رعایت حقوق بشر، کودتای ۷ ثورو پیامد های آن، و جنگ خانمانسوزی که افغانستان را به میدان جنگ و مداخلات بیگانگان مبدل ساخت وحکام مستبد و دیکتاتور. در زمرهٔ عوامل خارجی این بحران میتوان ازتجاوزات نظامی وجنگهای نیابتی قدرتهای بزرگ، صدور متداوم ترور و وحشت از پاکستان به افغانستان که هنوز هم ادامه داشته و از غیر نظامیان افغانستان قربانی میگیرد، نام برد.

ب – به اساس ارقام مراجع بیطرف بین المللی، در بیست سال گذشته هردو طرف جنگ با قتل و جرح غیر نظامیان مرتکب جنایات جنگی شده اند. طالبان، شبکهٔ حقانی و داعش مسؤل فیصدی بلند این جرایم در افغانستان بوده اند. بی جهت نیست که این گروه ها از جانب سازمانهای بین المللی حقوق بشربه ارتکاب شدید ترین اشکال نقض حقوق بشر و جنایات علیه بشریت متهم شده اند و اسمای برخی از رهبران این گروه ها درلیست تروریستهای ملل متحد جا دارد. اما در سال ۲۰۱۹ ایالات متحده با همین گروه طالبان، بدون اینکه رهبران اش ازکدام  محکمهٔ عادلانه برائت گرفته باشند، به مذاکرات مستقیم پرداخت وبا امضای موافقتانامهٔ دوحه در۲۹ فبروری ۲۰۲۰ ایالات متحده موانع دیپلماتیک و سیاسی بازگشت طالبان به قدرت  را از راه برداشت. شورای امنیت ملل متحد نیزهمین سند واگذاری سرنوشت مردم افغانستان بدست طالبان را تصویب کرد. جلسهٔ سیاسی دول عضوناتو هم بر موافقتنامهٔ دوحه صحه گذاشت.  بنابرین ایالات متحده، دول عضو دایمی شورای امنیت و دول عضو ناتودر پیشگاه برای مردم افغانستان از این اعمال خویش مسؤل و جوابگومیباشند.

ج- با در نظرداشت سهم بزرگ طالبان در قتل و جرح غیرنظامیان طی دو نیم دههٔ اخیر، امتناع طالبان از برداشتن گامهای لازم برای کسب مشروعیت داخلی و بین المللی، صلاحیت صدور فرامین  توسط رهبراین گروه اصولا‌ سوال برانگیز میباشند. نخستین فرمان صادره توسط رهبر طالبان عفوه عمومی را اعلام کرد. برمبنای این فرمان مرتکبین شنیع ترین جنایات علیه غیر نظامیان افغانستان بشمول فرماندهان داعش از زندانها رها شدند. عفوه محکومین به جنایات جنگی و جنایت علیه بشریت درعصر ما، نقض حقوق جزائی بین المللی وجفای بزرگ در حق بازماندگان قربانیان آن جنایات است.  خوشبختانه بموجب حقوق جزائی بین المللی این عفوه در خارج از سرحدات افغانستان اعتبار ندارد. از جانب دیگرقوماندانان محلی طالبان از همین عفوه اعلام شده توسط رهبر شان نیز تخطی میکنند و دست به کشتار های هدفمند، محاکمهٔ صحرائی و قتل افسران قوای مسلح بخصوص امنیت ملی رژیم قبلی، ارعاب ژورنالیستان و  فعالین حقوق بشر،  و غیره می پردازند. فرمان جدید ملا هیبت الله آخوند در مورد زنان، با کنار گذاشتن خواست های اساسی زنان برای اعادهٔ حق تحصیل، حق کارو حق اشتراک مساوی با مردان در زندگی اجتماعی و سیاسی کشور، از دیدگاه ایدئولوژیک طالبان به تعویض برخی عنعنات ناپسند در رابطه با ازدواج دختران با احکام شرعی امر میکند. هدف این فرمان در پهلوی شرعی سازی شرایط ازدواج، به احتمال قوی کم ساختن فشارجهانی در رابطه با حقوق زنان و در عین حال امتناع از پرداختن به خواستهای اساسی زنان است.

د- اشتراک کننده گان کنفرانس با درنظرداشت وضعیت جاری کشور، گزارشات سازمانهای بین المللی حقوق بشر، اخبار تائید شده از داخل افغانستان، شواهد  و اظهارات شهود عینی به این باور اند که حقوق انسانی مردم افغانستان در زیر سلطه ی طالبان و سایر گروه های جنگی متحد شان بشدت نقض میگردد. ارادهٔ سیاسی طالبان برای حفظ جان هموطنان شیعه مذهب ما در برابر حملات داعش قابل تردید است.  آنچه اکنون در کشور جریان دارد نقض حقوق بشر بصورت گسترده و سیستماتیک است. اما دول بزرگ جهان،  قدرتهای منطقه و فرامنطقه با وصف آنکه در بقدرت رسانیدن مجدد طالبان به درجات مختلف سهیم بوده اند، در برابر بحران حقوق بشری و بحران حقوق بشردوستانهٔ ناشی از آن با بی مسوولیتی سکوت اختیار کرده اند.
اشتراک کننده گان کنفرانس مواد قطعنامه را به شرح زیر به تصویب رسانیدند:
۱) زنان بیشتر از نصف نفوس کشور را تشکیل می دهند. این نیم نفوس امروز توسط طالبان از حق کار، حق تحصیل و حقوق سیاسی شان بی بهره شده اند؛ لازمست هر چه سريعتر به اين وضعيت پايان داده شود. نخستین قدم باید باز شدن مکاتب عالی، پوهنتون های دولتی و محلات کار بروی زنها بوده و حقوق سیاسی زنان افغانستان اعاده گردد. آزادی جامعه در گرو آزادی زن است. محروم ساختن نیم نفوس کشور از حق کارضربهٔ بزرگی به اقتصاد و انکشاف کشور وارد میکند. کنفرانس به فارو وظیفه داد تا در هماهنگی با فعالین حقوق زنان در داخل کشور، نامهٔ سرگشاده عنوانی مراجع مهم بین المللی در مورد خواستهای زنان کشور از جهان تهیه و به مراجع ذیربط ارسال نماید.

۲)کنفرانس نگرانی عمیق خود را از قتل های هدفمند دگر اندیشان و محاکمهٔ صحرائی برخی نظامیان و مامورین رژیم قبلی منتشره در گزارش ۳۰ نومبر۲۰۲۱ دیده بان حقوق بشر، وخشونت با فعالین جامعهٔ مدنی و ژورنالیستان  ابراز نموده و ارتکاب این جرایم را توسط طالبان بشدت محکوم نمود. اشتراک کنندگان کنفرانس از رهبران طالبان خواست تا از این اعمال جنگجویان خویش جلوگیری کنند.

۳)انتخاب  مسکن وترک مسکن مطابق به مادهٔ ۱۳ اعلامیهٔ جهانی حقوق بشر حق هر انسان است، کوچانیدن اجباری مردم محلات توسط طالبان نقض صریح و آشکاراین مادهٔ اعلامیهٔ مذکورمیباشد. از جانب دیگراین عمل در تضاد با اصل همبستگی میان اقوام افغانستان قرار دارد. کنفرانس خواستار توقف بیدرنگ کوچانیدن اجباری شد.

۴)امروز نود وهفت فیصد باشندگان افغانستان زیر خط فقربسر میبرند و ملت ما درگیربحران اقتصادی بی سابقه میباشد.  به گزارش یونیسف یک میلیون طفل را مرگ ناشی از سوء تغذی تهدید میکند. کار و تولید بعد از بقدرت رسیدن  طالبان کاملاً به رکود مواجه شده است. زحمتکشان که اکثریت جامعه را تشکیل می دهند، بدون کار و عاید اند. بر اساس عُرف و حقوق بین المللی نیروی حاکم در کشور مکلف به ایجاد فرصت های كاری، و به حرکت انداختن چرخ اقتصاد کشور میباشند. افغانستان نیازمند کمک عاجل جهانی برای مبارزه با این وضع است. آنچه مانع کمکهای بین المللی به مردم افغانستان میشود، نقض سیستماتیک حقوق زنان، حقوق بشر و آزادی بیان و رسانه ها توسط طالبان میباشد.  کنفرانس خواستار رفع این موانع از سوی حکام کنونی کشور شد تا از فاجعهٔ بشری جلوگیری شده بتواند.

۵) افغانستان کشوریست با جمعی از اقلیت هاي قومی و مذهبی. در وضع کنونی که قدرت در انحصار گروه طالبان است، اقلیت ها ازمراجع تصمیم گیری در مورد توزیع منابع ملی وتعین نحوهٔ مصرف كمك  های بین المللی  بر اثر سیاست های انحصار طلبانهٔ طالبان  به دورمانده اند؛ کنفرانس با رد شیوهٔ حکومتداری سهامی، بر اشتراک شایسته گان همه اقوام افغانستان در سطوح تصمیمگیری در مورد امور کشوری شد.

۶)کنفرانس سکوت دول منطقه وجهان را بخصوص سکوت کشور هائی را که خود را علمبردار حقوق بشر در جهان معرفی میکنند، درمورد نقض شدید وهمه  جانبهٔ حقوق بشرتوسط گروهی که یک ملت را به گروگان گرفته ومیخواهد ایدئولوژی خود را برآن تحمیل کند، غیرقابل درک دانسته و خواستارآن شدند تا این کشور ها برعلاوهٔ منافع ملی خود به سرنوشت ۳۵ میلیون انسان افغانستان نیز توجه کنند. کنفرانس خواهان آن شد که در چنین وضعی، نباید حکام کنونی افغانستان برسمیت شناخته شوند.

۷)با آنکه فرار مغز ها برای افغانستان یک فاحعه است. تعداد روز افزون مردم بخاطر عدم اطمینان از امنیت شخصی ،  نقض حقوق بشر، فقر و بیکاری در تلاش پناهندگی وطن را ترک میکنند. متأسفانه این هموطنان، به استثنای آنانیکه در چوکات برنامهٔ تخلیه به خارج منتقل میشوند، با دروازه های بسته و هزاران مشکلات دیگر مواجه اند. برخی خود را آتش میزنند و عده ای هم بعد از سالها اعتراض بی نتیجه دهن خود را میدوزند.  دول ثروتمند جهان بخاطر سهم شان در بقدرت رسانیدن مجدد طالبان در برابر مردم افغانستان مسؤلیت اخلاقی دارند. این کشور ها یا در رفع علل پناهندگی اقدامات کارساز کنند یا پناهجویان افغان را با آغوش باز بپذیرند.

۸)در شرایط کنونی که رسانه های داخل کشور ناگزیر از خودسانسوری بخاطر رعایت ملحوظات دیکته شده توسط طالبان اند و یا کاملاً مسدود شده اند، کنفرانس برای بلند نگهداشتن صدای مردم افغانستان و رسانیدن این صدا بگوش جهانیان، برضرورت پلاتفرمهای آنلاین رسانه ای در سطح کشورها توسط ژورنالیستهای متعهد افغان تأکید نمود.

۹)کنفرانس با استقبال از اینکه قضات محکمهٔ جزائی بین المللی مصروف بررسی درخواست څارنوال این محکمه برای اجازهٔ آغاز تحقیقات در مورد مظنونین داعش و طالب در دو دههٔ اخیردر افغانستان اند و به قربانیان و بازماندگان قربانیان این جنایات تا اخیرماه جنوری ۲۰۲۲ وقت داده اند تا شکایات خود را از طریق وبسایت محکمه جزائی بین المللی (www.icc-cpi.int ( ثبت کنند، ازعدم شمولیت نظامیان مظنون دول عضو ناتو در این درخواست، ابراز تأسف کرد.

۱۰)کنفرانس عمل طالبان مبنی برمتوقف شدن کارمیکانیزمهای غیردولتی حقوق بشری چون کمیسیون مستقل حقوق بشر را محکوم نموده بر مهم تر شدن نقش نهاد های حقوق بشری غیر دولتی در خارج از کشورهمچون فارو برای ادامهٔ دفاع از حقوق بشر و پیشبرد داعیهٔ عدالتخواهی تاکید کرد.

۱۱‍)کنفرانس تصمیم سازمان ملل  برای ارسال گزارشگران خاص حقوق بشر به افغانستان را بسنده نداسته و خواستارتجدید نظر بر این تصمیم و ارسال کمسسیون های حقیقت یاب با صلاحیت جزائی از جانب ملل متحد شد.

قطعنامهٔ فوق در (۱۱) ماده به اکثریت آرا از جانب اشتراک کنندگان کنفرانس تصویب شد.

تجلیل از روز جهانی طفل

تجلیل از روز جهانی طفل در شرایطی که اطفال افغانستان از فرق فقر فروخته میشوند!؟در حالیکه ده ها هزار طفل بخاطر عدم دسترسی والدین شان به مواد غذائی صحت شان را از دست داده اند، والدین بخاطر بقای بقیه اعضای خانواده دختران خورد سال شان را میفروشند و ملیلون ها دختر نوجوان بخاطر عقاید افراطی طالبان از درس و تعلیم محروم اند،  جهان مصروف تجلیل از روز جهانی طفل است. آیا دول ثروتمند جهان در این قسمت احساس مسؤلیت می‌کنند؟ وعده های میان خالی درد اطفال افغانستان را دوا کرده نمی تواند.

پیام تسلیت به مناسبت درگذشت استاد حضرت سرابی

پیام تسلیت

باز گشت همه بسوی اوست

با نهایت تاسف و تاثر اطلاع یافتیم که جناب  استاد سابق لیسه استقلال کابل، برادرهمکار همیشگی ما بانو انجنیر صاحب پروین سرابی بدرود حیات گفتند و همه را اندوهبار ساخت.

 شاد روان استاد غلام حضرت سرابی که بعد از فراغت و تحصیلات عالی علوم رشته های حقوق و تاریخ در فرانسه، کمرهمت و خدمت برای معارف و مردمش بست و به حیث یک استاد لایق و با دانش نه تنها به تدریس دلسوزانه در لیسه استقلال مصدر خدمت صادقانه گردیدند بلکه در مبارزات آزادیخوانه و روشنگری جوانان چه در محیط تدریسی و چه در بین مردم نیز سهم آرزنده و رسالت تاریخی اش را متعهدانه ومسئولانه ادا کرد بعد از انکه مورد پیگرد دستگاه خاد قرار گرفت  راهی غزنی گردید و بالاجبار دردهه هشتاد م. مجبور به ترک وطن گردید وبه مبارزات آزادیخواهانه اش در فرانسه ادامه داد.

هئیت مدیره فدراسیون سازمانهای پناهندگان افغان مقیم هالند ( فافون)  این ضایعه بزرگ را از طرف همه اعضاء هئیت مدیره و به نمایندگی از انجمنهای عضوء فدراسیون سفر ابدی آن شاد روان یک ضایعه بزرگ علمی برای جامعه علمی دانسته و این ضایعه را خدمت بانو پروین سرابی، محترم استاد حمید عزیززاده، جمیع بازماندگان آن شاد روان و خانواده محترم سرابی مراتب تسلیت هئیت مدیره فارو و فافون را اعلام داشته، با ابراز مراتب غمشریکی و همدردی در این مصیبت  برای همه عزیزان شکیبائی و صبرجمیل ارزومندیم

هئیت مدیره فدراسیون سازمانهای

پناهندگان افغان در هالند(فافون)

گزارش کنفرانس عواقب تجاوز نظامی امریکا به افغانستان

گزارش کنفرانس

 عواقب تجاوز نظامی امریکا به افغانستان

به مناسبت بیستمین سالروز تجاوز نظامی امریکا به افغانستان

 چهاردهم اکتوبر ۲۰۲۱، هالند

هفتم اکتوبر ۲۰۲۱ مصادف است با بیستمین سالروز تجاوز نظامی نیرو های امریکا و انگلیس بر افغانستان. در آستانهٔ بیستمین سالگرد، نیرو های امریکا و ناتو افغانستان را بر اساس موافقتنامه ئی که با طالبان داشتند، ترک نمودند و رژیمی که به مساعدت و طبق نسخهٔ مورد قبول این کشور ها ایجاد شده بود، سقوط کرد. یقیناً طی بیست سال گذشته افغانستان انکشافات مثبتی را نیز تجربه کرد، اما نگاهی به وضع اقتصادی و اجتماعی بجا مانده از۲۰ سال حضور دول غربی در افغانستان در مجموع تصویر مطلوبی را ارائه نمیکند. برای ارزیابی این اوضاع، به سلسلهٔ  کنفرانس های فدراسیون سازمانهای افغان های مقیم اروپا (فارو)  بتاریخ ۹ اکتوبر ۲۰۲۱کنفرانسی تحت عنوان “عواقب تجاوز نظامی امریکا به افغانستان”، بصورت آنلاین برگزارشد. ده ها  تن ازهموطنان ما شامل دانشمندان، شخصیتهای مستقل و نمایندگان سازمانهای افغان های مقیم اروپا در این کنفرانس اشتراک داشتند.

در آغازکنفرانس سرودمیهنی استاد اولمیر«دا زمونږ زیبا وطن» پخش شد. سپس گردانندگان کنفرانس محترم دلیری و محترم داکتر هدایت در مورد شیوهٔ کار کنفرانس به زبان های دری و انگلیسی معلومات مقدماتی دادند. کنفرانس با سخنرانی افتتاحیهٔ خانم لونا ولی رئیس فارو آغاز یافت. خانم ولی با یاد آوری از اینکه امریکا نتوانست تروریسم را نابود کند بلکه حضورو جنگ این کشورو متحدینش در افغانستان باعث تقویت تروریسم در منطقه شد، باب سخن را گشود. بانو ولی گفت دول غربی بشمول امریکا با ترسی که از ضربه پذیری های پاکستان اتمی دارند، نتوانستند قادر به از میان برداشتن مدارس، مراکز تعلیمی و پناهگاه های تروریستی در پاکستان که منبع و مرکز صدور تروریسم اسلامگرا است، شوند. خانم ولی از پیشرفت ها در زمینه های تعلیمی، آزادی بیان و رسانه ها یاد آوری نموده به تحول نمادین در بخش حقوق زن اشاره نمود. وی افزود که چون این تحولات در جامعه نهادینه نشده بود، با سقوط رژیم قبلی طالبان توانستند یکشبه آنرا کنار بگذارند. خانم ولی اظهار داشت که کنفرانس ۹ اکتوبر۲۰۲۱ فارو علاوه برنقشی که برای توحید نظرات سازمانهای عضو فارو و افغانهای مقیم اروپا در ارتباط با  برههٔ تاریخی دو دههٔ اخیر دارد، میتواند برای مؤرخین بازگو کنندهٔ ارزیابی افغانهای مقیم اروپا در رابطه با عواقب تجاوز نظامی و جنگ ۲۰ سالهٔ امریکا و متحدینش در افغانستان باشد. 

سخنران نخست آقای اندرش فنگ از سویدن بود. آقای فنگ نویسندهٔ چندین کتاب در مورد افغانستان، رئیس سابق کمیتهٔ سویدن برای افغانستان و سابق کارمند  مؤسسهٔ ملل متحد برای افغانستان بوده از آگاهی عمیق در مورد کلتور افغانها و تاریخ ۴۳ سال بحران افغانستان و پالیسی جهان غرب طی ۲۰ سال اخیر در افغانستان برخوردار است. آقای اندرش فنگ سخنان اش را با یک مرور تاریخی از سقوط رژیم نجیب الله  به بعد آغاز کرد. وی گفت تنظیمهای اسلامی به این عقیده بودند که کابل شهر گناه است و در جریان جنگ قدرت طلبانه که حتی قبل از تسلیم گیری رسمی کابل میان تنظیمها آغاز شده بود، به تخریب شهر و کشتار مردم آن در جریان عملیاتهای نظامی متقابل پرداختند. این حالت بیزاری مردم را از تنظیمها درپی داشت و زمینهٔ بقدرت رسیدن طالبان را که در آغاز با شعارتأمین امنیت مالی و جانی مردم ذهنیت مثبت نسبت به خود ایجاد کرده بودند، مساعد ساخت. آمدن امریکائی ها بعد از حوادث ۱۱ سپتمبر۲۰۰۱ صرف به هدف تأمین منافع دولت امریکا بود. اتکا برملیشیای ائتلاف شمال منحیث قوت پیاده، نه از سرعلاقمندی به این گروپ بلکه بخاطرآن بود که ائتلاف شمال در آن زمان یگانه نیروی نظامی موجود و حاضر به ایفای نقش موصوف درداخل قلمرو افغانستان بود. اما حضور پُر رنگ اٍئتلاف شمال در کنفرانس بُن و غیابت طالبان و سایر جنبش های سیاسی در این کنفرانس باعث کج گذاشتن تهداب ساختار حاکمیت جدید در افغانستان شد. وقتی تهداب کج گذاشته شود، سقوط محتوم تعمیر قابل پیش بینی میباشد. اصلاحات سیاسی و اجتماعی که تحت فشار و با پول دول غربی در افغانستان پیاده شد، بیشتر بخاطر آماده سازی افکارعامه در کشور های غربی برای ادامهٔ ماموریت نظامی بود. در طرح این اصلاحات به ساختار کلتوری-اجتماعی پیچیدهٔ افغانستان توجه نشده بود. معمولاً یک سکه دو روی میداشته باشد. اما سکهٔ افغانستان چند روی دارد. امریکا و متحدین اش که صرف در پی تأمین اهداف خود بودند، درتمام ساحات دولت سازی و اصلاحات زحمت توجه به پیچیدگی های افغانستان را بخود ندادند. آقای اندرش فنگ گفت مقامات دولتی افغانستان و سیاسیون سهیم در قدرت فقط به یک چیز می اندیشیدند و آن پُرساختن جیب شان بود. در نتیجه گیری اش آقای فنگ علل ضعیف شدن و سر انجام سقوط جمهوری اسلامی را چنین برشمرد: بخاطر عدم توجه امریکا ومتحدین به شرایط خاص افغانستان دولتسازی به شکست مواجه شد. دستگاه دولتی ایجاد شده یغما گرو دچارفساد گسترده بود، کمک های مالی وسیع بین المللی فساد در قوای ثلاثه جمهوری اسلامی را تشدید کرد،  نحوهٔ جنگ امریکا مبنی بر کاربرد قوای منظم بخصوص قوای هوائی علیه یک گروه متحرک گوریلائی و بمباردمانها بر اساس اطلاعات نادقیق ومغرضانه باعث نارضائیتی مردم از قشرحاکم در افغانستان شد، دید تحقیرآمیز امریکا به کلتور و مختصات مردم افغانستان سرمایه گذاری های بزرگش در بازسازی و ریفورمهای اجتماعی را به شکست مواجه کرد، سرانجام کمک  و حمایت همه جانبه پاکستان به طالبان و امضای موافقتنامهٔ دوحه باعث ضعف جمهوری اسلامی و سرانجام سقوط آن و پیروزی طالبان شد. اما آقای فنگ مخالفت خود را با نظریهٔ وابستگی کامل طالبان به پاکستان به صراحت ابراز داشت.

سخنران دوم خانم ملالی جویا عضو سابق پارلمان افغانستان و فعال حقوق زن و حقوق بشر بود. خانم جویا بنا به مشکلاتی که داشت صحبت ویدیوئی ثبت شده اش را به فارو فرستادکه در کنفرانس پخش شد. جویا در جریان صحبت اش گفت: «جمهوری اسلامی دست پخت و محصول تجاوز امریکا و کاملاً وابسته به آن بود. به همین سبب به آن ارج نمیگذاشت و در غیابش موافقتنامهٔ دوحه را با طالبان امضا کرد. فروپاشی تدریجی رژیم دست نشانده از همینجا آغاز یافت.  فرا خواندن همه نیرو های نظامی وقراردادی باقیمانده از افغانستان آخرین ضربهٔ بود که ادارهٔ بایدن بر پیکر رژیم دست نشانده وارد کرد، قشر حاکم ناپدید شد و رژیم قبل از تکمیل خروج قوا، سقوط کرد. این سرنوشت محتوم هر رژیم وابسته است». خانم جویا اظهار داشت که طالبان طبق برنامهٔ از قبل تنظیم شده توسط امریکا به قدرت رسانیده شدند. با به قدرت رسیدن طالبان گروه های تروریستی دیگر نیز جان گرفته وپرو بال کشیده اند. وی گفت :«من همیشه صدای عدالتخواهی مردم خود بوده ام. اکنون طالبان دست به رفتار خشونت آمیز و ضد بشری میزنند که کارنامهٔ مرگ آفرین شان شامل  قتل غیر نظامیان و کوچ اجباری مردم در کندهار، پنجشیر، مالستان ، دایکندی و نا پدید شدن عدهٔ زیادی از جوانان میباشد. من این اعمال را محکوم میکنم و خواهان محاکمهٔ عاملین آن هستم. در عین حال با پلان های دول خارجی که هریک در پی دسترسی به اهداف خود در افغانستان اند مخالف هستم. مثلاً پلان ایران، روسیه وهند را که میخواهند ائتلاف شمال را دوباره بقدرت برسانند، نیز محکوم میکنم».

سومین سخنران آقای داکتر هدایت فعال مدنی و سیاسی از کشور انگلستان بود. داکتر هدایت ابراز داشت که بعد از استماع سخنرانان قبلی بیانیه اش را بخاطر جلوگیری از تکرار مطلب محدود به داعیهٔ قربانیان جنایات جنگی و جنایات علیه بشریت نموده نکاتی چند را بشکل مؤجز به حضار تقدیم میکند. آقای هدایت نظری به ۲۰ سال گذشته انداخته و از اینکه تجاوز امریکا به افغانستان باعث آغاز یک منازعهٔ مسلحانهٔ دیگر شد که در جریان آن ارتکاب جرایم جنگی و جرایم علیه بشریت ٔ ازجانب طرفین جنگ صورت گرفته و جنگ از مردم ملکی ده ها هزار قربانی گرفت. ورود اسلحه و مهمات زیاد به افغانستان از جانب قوای خارجی، جنگ را خاتمه نداد بلکه جنگ را وسعت و عمق بیشتر بخشید. داکتر هدایت گفت: «هدف اصلی تجاوز امریکا به افغانستان رسیدن به اهداف جیو پولیتیک بود نه جنگ علیه تروریسم. اتکای امریکا بالای جنگسالاران موجب رُشد بیسابقهٔ فساد و ضعف دولتی شد که امریکا و متحدینش در افغانستان بنیاد گذاشتند. هر سه رکن این دولت از آغاز تا سقوط ضعیف، فاسد و غیر مؤثر بودند.»

سخنران اخیر آقای عزیز رفیعی رئیس اجرائی مجتمع جامعهٔ مدنی افغانستان بود. محترم رفیعی پرزنتیشن اش را به شیوهٔ جدید، آموزنده و همه جانبه ترتیب نموده به کنفرانس ارائه نمودند. این پر زنتیشن شکل طرح سوالات را داشت که زوایای گنگ در رابطه به موضوع کنفرانس را مطرح و ذهن اشتراک کنندگان را متوجه نکات اساسی قضیه ساخت وبه اینکه ما افغانهای داخل و خارج کشور به خود این زحمت را نداده ایم تا برای دریافت جواب علمی و اکادمیک به  این سوالات دست به تحقیق و تتبع علمی بزنیم،   و جوابات ما را بر داده های این تحقیقات استوار سازیم. محترم رفیعی در آغاز پرزنتیشن یک پرسش اساسی را مطرح کردند وآن اینکه آیا هجوم نظامی امریکا به افغانستان تصادفی بود یا برنامه شده؟ جواب منطقی و اکادمیک به این سوال چیست؟ آیا ما افغانها در این مورد دست به کاوش علمی زده ایم؟ آیا امریکائی ها واقعاً افغانستان را ترک کرده اند؟ آیا انگلیس ها واقعاً در افغانستان شکست خورده بودند؟ آیا خروج عساکر شوروی این معنی را داشت که روسها افغانستان را کاملاً ترک کرده اند؟  جواب های ما وشما به این سوالات یا زیاد آرمانگرایانه است یا بسیار عملگرایانه. حال آنکه این جوابات باید منطقی بوده و مبنای علمی داشته باشند. آقای رفیعی گفت، حضور امریکا و غرب و ایجاد نظام مبتنی بر انتخابات هم جوانب مثبت داشت و هم موجب معضلات بزرگ شد. بطور مثال امنیت نسبی فردی و اجتماعی در این دوره باعث مشارکت گروه های مختلف اجتماعی و قومی  در زندگی اجتماعی شد، سکتور خصوصی و سرمایه گذاری رُشد کرد، در بخش حمل و نقل زیرساخت ها ایجادشد، بعد از چند قرن سکوت، نوشتن و انتشار نظرات و ایجاد جنبش عقلانی، رفاهی و اجتماعی  را میتوان در زمرهٔ جوانب مثبت شمرد. اما نواقص بزرگ این دوره را هم نباید فراموش کرد. ساختارمند سازی قدرت به دو جهت متضاد که به ساختار های غیر مشروع مشروعیت میداد، مشروعیت دهی نظام سیاسی مبتنی برتقسیم بندی قومی قدرت در میان به اصطلاح «نخبگان»سیاسی، منحصر شدن منابع طبعی و ملی به دست حلقه های مسلح کوچک برخورداراز حمایت عناصرقدرتمند دولتی،  مداخلهٔ بیش از حد امریکا در امور داخلی افغانستان که به بی اعتبارسازی دموکراسی و انتخابات انجامید، تبدیل کردن حلقات مسلح وجنگی به جزایر قدرت اقتصادی و اجتماعی از طریق واگذاری قراردادهای بزرگ عمرانی منطقوی و زمینه سازی فساد به آنها، فضا سازی برای رُشد بنیادگرائی و افراطیت مذهبی، و… جوانب منفی پالیسی ها و طرح های دول پشتیبان جمهوری اسلامی طی دو دههٔ گذشته را مشخص میسازد.

آقای رفیعی در مورد هریک از موضوعات فوق و سایرنکاتی که ذکر آنها در این مختصر نمی گنجد، توضیحات داده و در اخیرانتقادی هم از افغانهای خارج ازکشور داشتند.  محترم رفیعی نقش غیر فعال و غیر مؤلد  افغان های خارج از کشور را در تولید فکر و در یافتن جوابات علمی و تحقیقی به سوالات مهمی چون تعریف هویت ملی، تعریف وحدت ملی در شرایط افغانستان و سایر سوالات که قبلاً از آن یاد آوری شد، مورد انتقاد قرار داده و اشتراک کنندگان کنفرانس را که عمدتاً مقیم اروپا بودند متوجه ضرورت سرمایه گذاری از وقت شان بالای تحقیقات علمی که بتواند برای افغانستان فکر مبتنی بر علم تولید کند، ساختند.  آقای رفیعی به همین ارتباط به این نکته هم اشاره کردند که چون ما فاقد تحرک هستیم، هویت ما را همسایه ها برای ما تعریف میکنند. آیا ما کشور فدائی ها هستیم؟ آیا ما گروه های نیابتی همسایگان هستیم؟ آیا گروه های قومی افغانستان بروایت تاریخ با هم آشتی پذیر اند یا آشتی نا پذیر؟ آیا برای این سوالات جواب علمی یعنی  جوابی که به اقناع خارجی هائی که در مورد ما پیشداری هائی دارند، منجر شده بتواند؟ با تأسف چنین جوابی نداریم. عده ئی از روشنفکران داخل کشوربه عوض پرداختن به این وظایف، بعد از بقدرت رسیدن طالبان دین پناهی را پیشه کرده اند. یک عقبگرد خطرناک فرهنگی در پیشرو است. بطور مثال تدوین نصاب تعلیمی جدید آغاز شده است. در چنین حالتی روشنفکر مخالف طالبان چه باید بکند؟ تحریم طالبان؟ همکاری با آنها؟ جنگ مسلحانه؟ مبارزهٔ فرهنگی؟ اکثریت روشنفکران داخل و خارج از کشور منتظر حوادث اند و بدنبال حوادث میروند.

قبل از بخش بحث با سخنرانها آهنگ میهنی «وطن عشق تو افتخارم» از آقای وهاب مددی پخش شد.

بخش بحث با سخنرانها

بحث با سخنرانها یک بخش مهم برنامهٔ کنفرانس بود. این بخش بیش از یک ونیم ساعت ادامه یافت. سخنرانان حاضر در کنفرانس یعنی آقای اندرش فنگ، آقای عزیز رفیعی و آقای داکتر هدایت حاضربه پاسخدهی به سوالات اشتراک کنندگان بودند. سوالاتی زیادی مطرح شد. بطور اجمالی میتوان گفت که اشتراک کنندگان کنفرانس بخاطر ضربه پذیری های مردم و وطن متعاقب بقدرت رسیدن مجدد طالبان نگرانی های زیادی دارند. سوال چه باید کرد سوال مرکزی در بحث ها بود. تشویش از انعطاف نا پذیری طالبان و مداخلات خارجی که در نهایت میتواند به طولانی شدن آلام مردم افغانستان و تشدید خطر جنگ داخلی نیز گردد، در کنفرانس ابراز گردید. اما مهمترین نگرانی تهدید گرسنگی برای ده ها میلیون هموطن ما بود که یکشبه ایجادنشده است و ادامهٔ بحران ایست که قبلاً هم وجود داشت اما قطع کمک های بشردوستانه بعد از حاکم شدن طالبان باعث روشن شدن عمق و وسعت آن شد. سخنرانان یک بیک به همه سوالات پاسخ دادند که تفصیل آن بعداً در گزارش تصویری از طریق حساب یوتیوب فدراسیون نشر میگردد. 

در ختم کنفرانس کمیتهٔ تسوید قطعنامه که در آغاز کنفرانس تعین شده بود، به اشتراک کنندگان وعدهٔ ارسال مسودهٔ قطعنامه را طی دو روز داده و خواهان کنترول و پیشنهادات اصلاحی و تکمیلی از اشتراک کنندگان شد. . مسودهٔ قطعنامه بعد ازآنکه بر وفق نظر اشتراک کنندگان تعدیل شد، در صفحات انترنتی فارو و سایر سایتهای افغانی در اروپا و امریکا قبلاً انتشار یافت.

فدراسیون سازمان های

افغانهای مقیم اروپا (فارو)

قطعنامهٔ کنفران عواقب تجاوز نظامی امریکا به افغانستان

قطعنامهٔ کنفرانس

 عواقب تجاوز نظامی امریکا به افغانستان

  نهم اکتوبر ۲۰۲۱، هالند

فدراسیون سازمانهای افغان‌های مقیم اروپا (فارو) کنفرانس “عواقب تجاوز نظامی امریکا به افغانستان” را بتاریخ ۹ اکتوبر ۲۰۲۱ بصورت آنلاین برگزارکرد. درین کنفرانس شخصیت‌های مستقل و نماینده‌های سازمان‌های افغان‌های مقیم اروپا اشتراک داشتند. پس از استماع سخنرانی‌ها پیرامون پیش زمینهٔ تجاوز، انکشافات بعد از سقوط طالبان، پیشرفت‌ها در ساحات حقوقی و اجتماعی وعوامل شکست امریکا و ناتو این قطعنامه در سه بخش در تفاهم با اشتراک کننده‌ها صادر گردید:

الف: تحلیل وضعیت

به نظر می‌رسد افغانستان و افغان‌ها یکبار دیگر قربانی بازی‌های بزرگ سیاسی و استراتیژیک جهانی می‌شوند.

متاسفانه سیاست تداوم جنگ‌های نیابتی کشورهای منطقه و فرامنطقه، هنوز با همان قوت و پوتانسیل منازعه آفرینی، باقیست.

بهانه جنگ با تروریزم نه تنها سبب محو ترور و تروریزم نشد که حتی باعث تقویت تندروی، افتیدن جوانان به دام بنیاد گرایی، تولید خشونت بیشتر و تقویت گروهای بنیاد گرای جنگی منطقوی گردید.

حضور بیست سالۀ امریکا و ناتو در منطقه بیشتر زمینه ساز استفاده از گروه‎‌های نیابتی شد که در فرجام گردانندگان جنگ‌های نیابتی را بَرنده، قهرمان و بی‌باک‌تر ساخت.

مداخلات مستقیم امریکا و غرب، به خصوص صدور به اصطلاح تکنوکراسی غرب زده، سبب شد تا این مهره‌ها فساد و حاکمیت فاسد بیافریند و سرنوشت کشور به چنین مصبتی سردچار کنند.

فساد گسترده در نظام و رشد و حمایت از فرهنگ معافیت در کشو، نظام لرزان شکل گرفته در بیست سال گذشته را به پرتگاهی که با چنین سرنوشتی گرفتار آمد.

غربی‌ها به خصوص امریکا، با وجود داشتن قرار داد امنیتی و استراتژیک با افغانستان، برخلاف مفاد این قرارداد به امضای تفاهم‌نامۀ دوحه با طالبان پرداختند. این امر در واقع پشت پازدن به ارزش‌هایی شد که خود مدعی آن بودند. این تفاهم‌نامه در واقع زمام امور را حسب دلخواه به طالبان واگذار کرد.

ب: وضعیت کنونی و تدابیر مورد نیاز:

همه طرف‌های ذیدخل در مسایل افغانستان باور دارند که کشور با فاجعۀ فقر و قحطی شدید روبروست. هر نوع تعلل درین مقطع، سبب خواهد شد فاجعۀ بزرگ انسانی در کشور اتفاق بیافتد که همه مسئول آن خواهند بود.

مردم با شناختی که ازعملکرد طالبان دارند، در بی‌باوری نسبت به نظام طالبانی و حاکمیت آنان و همچنان صداقت کشورهای کمک کننده قرار دارند. از میان برداشتن این بی‌باوری نیاز به عملکرد انسانی و صادقانه؛ و همچنان بازنگری به سیاست‌های نادرست گذشته دارد. این امر فقط با تعهدات جهانی و چندین جانبه میسر خواهد بود.

سرنوشت اقلیت‌های مذهبی، زبانی و قومی با در نظرداشت سیاست‌های تندروانه و تنگنظرانۀ طالبان در قبال اقلیت‌های مذهبی، زبانی و قومی، با تهدیدهای شدید و حتی با فاجعه‌های غیر قابل پیش‌بینی جنایت علیه بشریت روبروست. درین مورد اقدامات پیشگیرانه و همه جانبه و مشترک جهانی نیاز است.

افغانستان بیشتر از هر زمان دیگر به ایجاد جنبش‌های سیاسیِ ملی دموکراتیک نیاز مند است. حمایت از ایجاد این نیروها می‌تواند خلاء نمایندگی سیاسی مردم را در مذاکرات و تعیین سرنوشت سیاسی آنان را بهتر رقم بزند.

طالبان با نقص صریح حقوق بشری و محروم ساختن زنان و کودکان از حقوق بنیادی آنان، فاجعه آفریده اند. محرومیت زنان و دختران از کار و تحصیل سبب خواهد شد که کشور سریعتر به پرتگاه فقر و درماندگی اجتماعی فرو رود. این امر با تمامی تدابیر لازم باید جلوگیری شود.

ج: سرنوشت مردم و کشور:

تجربۀ پنج‎‌دهه جنگ گذشته نشان می‌دهد که کشور نیازمند تغییر بنیادی در ساختار سیاسی- اقتداریست. رجوع پس از کنفرانس بن و اخیراً طالبان به قانون اساسی دهۀ دموکراسی یا مشروطیت (1343 برابر 1964)، دلیل این ادعاست. نیاز است طرف‌ها برای رسیدن به صلح و حفظ تمامیت ارضی کشور، ساختار و چهارچوب اقتدار را از نو تعریف کنند.

تجربه‌های پنج دهۀ گذشته همچنان نشان می‌دهند که مردم خواستار نظام مشروع و برخواسته از اراده ملت و اآرای مردم اند.  این مشروعیت باید همه شمول و قابل اعتماد بوده و با ساختارهای قابل اعتماد تسجیل گردد.

مردم افغانستان به خدمات رفاهی نیازمند اند. ایجاد جنبش‌های اجتماعی در بیست سال گذشته سرشار از تبارز خواست مردم به رفاه است. رفاه در کشور زمانی میسر است که نظام قانونمندِ استوار بر عدالت و برابری شهروندی حاکم گردد. جیوپولتیک و جیواکانومی افغانستان هنوز با همان قوت قبل از جنگ سرد در دهه 80 قرن گذشته باقیست. هنوز تشدید ناامنی و دوام جنگ درین منطقه تمامی جهان را به خطر می‌افگند. نیاز است نه تنها برای پایان دادن به جنگ تدابیر اتخاذ شود که برای جبران اشتباهات بیست سال گدشته؛ تمامی کشورهای جهان برای توسعه و امنیت افغانستان به رهبری خود افغان‌ها سرمایه گذاری کنند. این سرمایه گذاری باییست با تفاهم همه جانبۀ اهداف استراتیژیک توسعۀ جهانی و اشتراک کشورهای منطقه در برنامه، هماهنگ گردد.

تاریخ گواه است که درین سرزمین هیچ حاکمیت استبدادی و تحت‌الحمایه نتوانسته است دوام یابد. هرنوع پافشاری برای تصاحب و تکتازی در قدرت سبب ایستادگی مردم و دوام جنگ خواهد شد. لازم است کشورهای منطقه، قبل از آنکه شعله‌های این جنگ دامن‌های خودشان را بسوزاند، برای پایان دادن این جنگ در کنار مردم افغانستان قرار گیرند.

فدراسیون سازمان های

افغانهای مقیم اروپا (فارو)

به نقض حقوق بشرو اشغال دفاتر کمسیون حقوق بشر و وزارت امور زنان خاتمه دهید

به  نقض حقوق بشرو اشغال دفاتر کمسیون حقوق بشر و وزارت امور زنان خاتمه دهید!

شرایط کنونی افغانستان پیچیدگی های خود را دارد. مداخلات همسایگان برای ایجاد بی ثباتی در افغانستان از دید هیچکس پوشیده نیست.  پخش اخبار جعلی مبالغه آمیزدر رسانه های اجتماعی در رابطه با آنچه در افغانستان اتفاق می افتد بر بغرنجی قضاوت در مورد اوضاع می افزاید. اما سازمان های مدافع حقوق بشری وظیفه دارند تا در میان انبوه اخباری که به رسانه های اجتماعی راه می یابد، کاه را از گندم جدا کنند و اخبار مؤثق نقض حقوق بشر را مشخص نموده، جدی بگیرند و علیه آن اعتراض کنند. استفاده از شلاق و کیبل علیه ژونالیستان و لت وکوب زنان اعتراض کننده ، اخراج مردم ملکی از خانه های شان بدون بدیل قابل قبول و خشونت با مظاهره کنندگان (قندهار، کابل، مزار…) مثالهای از نقض حقوق بشر توسط طالبان است که منابع مختلف آنرا تائید کرده اند.  .

با آنکه طالبان مردم کشور را منبع مشروعیت قدرت سیاسی نمیدانند، اما به این معترف اند که انسان خلیفهٔ خداوند در روی زمین است وانسان از خود حقوقی دارد. هم ادیان وهم حقوق بین المللی این حقوق را مشخص نموده و در اعلامیهٔ جهانی حقوق بشر این حقوق توحید و تدوین شده و جزئی از منشور مؤسسهٔ ملل متحد میباشد. بس هر دولتی که علاقمند است بخشی از جامعهٔ ملل باشد و به انزوا نرود، باید به این اصول پابند باشد. تحریک طالبان اینبار اعلام نموده اند که به حقوق بشر و میثاق های بین المللی تا جائیکه در تناقض با اسلام نباشند، احترام میگذارد.

موجودیت یک نهاد مستقل نظارت کننده ازتطبیق  حقوق بشر توسط نهاد های دولتی و خصوصی در جهان امروز یک نیاز مبرم میباشد.   همچو نهادی در چوکات قانون اساسی ۲۰۰۴ و به همکاری و کمک مستقیم کمیسیون حقوق بشر ملل متحد ایجاد شد که عبارت است از کمسیون مستقل حقوق بشر. این کمسیون توانست به کمک مالی، معنوی و سیاسی مؤسسهٔ ملل متحد طی بیش از یک ونیم دههٔ اخیر در۳۴ ولایت افغانستان دفاتر محلی خود را ایجاد نموده و به نظارت وگزارشدهی از وضع حقوق بشر در کشور بپردازد. صرف نظر از نارضائیتی هائی که در مورد کارکرد های این کمسیون وجود دارد، موجودیت این کمسیون برای کشور ما ضروری پنداشته میشود. اما به روز شنبه ۱۸ سپتمبر اعلامیه ای از جانب این کمسیون به نشر رسید که موجب تشویش و نگرانی مدافعین حقوق بشرگردید. کمسیون در این اعلامیه  مدعی شده است که طالبان با تسلط در افغانستان تمامی دفاتر و دارایی های  این کمیسیون را غصب کرده اند. در این اعلامیه آمده است که طالبان از دفاتر کمیسیون مستقل حقوق بشر افغاستان برای برگزاری نشست های شان کار می گیرند و از وسایط  نقلیه و کمپیوتر های این نهاد استفاده می کنند. هرگاه این ادعا واقعیت داشته باشد، اشغال شعبات کمسیون مستقل حقوق بشرقابل تأسف است و ما آنرا محکوم نموده خواستار تخلیهٔ دفاتر این کمسیون،  فعال سازی مجدد کمسیون و احترام به استقلالیت این کمسیون میباشیم.

تسلط طالبان زنان را بیشتر از همه اقشار دیگر جامعه شوک داد و نا امید ساخت. تجربهٔ تلخی که زنان از دورهٔ حاکمیت طالبان در سالهای ۱۹۹۶ الی ۲۰۰۱ داشتند منبع این نا امیدی بود. در آن سالها طالبان زنان را زندانی خانه های شان ساخته بودند و بر علاوهٔ محرومیت از حق کار و تحصیل، حق این را هم نداشتند که برای خرید دوا برای طفل مریض خود، بدون محرم شرعی به دواخانهٔ نزدیک محل اقامت خود بروند.هر خلاف رفتاری کوچک با شلاق ادارهٔ امر بالمعروف مجازات میشد. اقدامات اخیر طالبان چون تعلیق کار زنان در دفاتر دولتی تا تدوین وتصویب لایحهٔ که شرایط آن را تعین کند، به یاد آورندهٔ  خاطرات تلخ سالهای ۱۹۹۶ الی ۲۰۰۱ است. به کارمندان  وزارت  امور زنان نیز اجازهٔ کار داده نشده و در عوض لوحهٔ این وزارت توسط طالبان برداشته شده و به عوض آن لوحهٔ همان سازمان شلاق زن یعنی ادارهٔ امر بالمعروف نصب شده است. این عمل هم برای هر مرد و زن افغانستان تکان دهنده است.

وزارت امور زنان ادامه دهندهٔ کار « دمیرمنو ټولنه» است. «دمیرمنو ټولنه»  در سالهای ۱۳۳۰بحیث یک مؤسسهٔ غیر دولتی ایجاد شده وخدمات زیادی در بخش سواد آموزی و دادن آگاهی به زنان از حقوق شان انجام داده  و در بلند بردن مهارت زنان در صنایع دستی مثل گلدوزی، خیاطی و غیره برنامه های منظم داشتند. تعمیر وزارت امورزنان و سینمای زینب هم اساساً مالکیت همان میرمنو ټولنه است که توسط اشخاص به آن مؤسسه اهدا شده بود. بنااً طالبان در آن حق تصرف مالکانه را ندارد. آغاز کار مجدد وزارت امور زنان، چه در شکل قبلی آن یا با تعدیلات و واگذاری مجدد تعمیر ذیربط به این وزارت خواست همه زنان و آنعده از مردان افغانستان است که به زنان وحقوق شان احترام قایل اند.  

اگرچه وزارت امور زنان طی سالهای موجویت خویش نتوانست بحیث یک وزارت پالیسی ساز، نقش فعال درپر س قانون گذاری وپالیسی سازی در سطوح بالا به نحوهٔ لازمه و بنفع ارتقای موقف زنان ایفا کند، اما در همان حالت نیمه سمبولیک اش هم، برای زنان یک مرجع داد خواهی، کمک حقوقی ومنبع امید تلقی میشد. 

کمسیون حقوق بشر فارو

سرنوشت آزادی بیان و رسانه ها در افغانستان تحت تسلط طالبان

سرنوشت آزادی بیان و رسانه ها در افغانستان تحت تسلط طالبان

بر بنیاد اطلاعات فدراسیون بین المللی خبرنگاران بیش از ۷۰۰۰ کارمند رسانه یی پس از تصرف افغانستان از سوی طالبان متأثر شده اند. آنان یا از کار دست کشیده اند و یا هم از ترس مخفی شده اند. احمد وحید پیمان، روزنامه نگار افغان که اکنون به آلمان فرار کرده است به این فدراسیون گفته است که فعالیت خبرنگاران زن ممنوع شده است و برنامه های سرگرمی از رسانه ها کاملاً لغو گردیده اند: «طالبان فقط وانمود می کنند که با مردم مدارا می کنند تا در سطح بین المللی شناخته شوند، اما نمونه های بیشماری از حملات گسترده آنان وجود دارد» بر اساس اطلاعات این فدراسیون ۱۵۳ رسانه مجبور به توقف فعالیتهای شان شده اند.

انتونی بلانگر، دبیرکل این فدراسیون گفته است: «من معتقدم آنچه ما شاهد ظهور آن خواهیم بود، یک رسانه رسمی – یک رسانه طالبان و بدون حضور زنان است»

The fate of the freedom of expression and media in Taliban-dominated Afghanistan

According to the International Federation of Journalists(IFJ), more than 7,000 media workers have been affected by the Taliban's occupation of Afghanistan. They have either quit their jobs or gone into hiding out of fear. Ahmad Wahid Peyman, an Afghan journalist who has now fled to Germany, told the IFJ that female journalists had been banned and that entertainment programs in the media had been completely canceled: "The Taliban are only pretending to be tolerant of the people. "To be recognized internationally, but there are countless examples of widespread attacks." According to the IFJ, 153 media outlets have been forced to shut down. "I believe that what we are going to see is an official media - a Taliban media without women," said Anthony Blanger, the IFJ's secretary general.

آلمان: آغاز روند پذیرش بیش از ۲۰۰۰ فعال حقوق بشر از افغانستان

آلمان: آغاز روند پذیرش بیش از ۲۰۰۰ فعال حقوق بشر از افغانستان | مهاجرت به اروپا | DW | 14.09.2021

1 2 3 4 12