علل عقب نشینی های پیهم حکومت کرزی از موضع قبلی اش درقسمت آزادی بیان!

با وصف خشونت آشکارمقامات دولتی محلی وسایرجنگسالاران علیه ژورنالیستان افغان، آزادی بیان یک دست آوردغیر قابل انکارادارۀ انتقالی بودکه حکومات تحت رهبری کرزی آنرا ولو بشکل محدودتر ادامه دادند. از زمانیکه کابینۀ جدید کرزی بکار آغاز نموده است، عقب نشینی ها در ساحۀ آزادی بیان بصورت مسلسل وسیستماتیک طرح وعملی میگردد. سانسور انترنت گام جدیدیست درین راستا.

سانسوروسیله ایست که معمولأ دولتها ی ضعیف برای طولانی شدن عمر خویش از آن استفاده میکنند. برای تفکیک سانسورمحدود ومؤقتی از سانسورمتمایل به اختناق باید به معیارهای که بر مبنای آن سانسور عملی میگردد، مراجعه نمود. معیارهای سانسور حکومت کنونی را دو وزیرمجری این سانسوریعنی آقایان سیدمخدوم رهین و امیرزی سنگین دریک جمله چنین خلاصه کرده اند: ” سایتهای که مغایردین اسلام و امنیت ملی دانسته شوند، بسته میشوند”. تعین اینکه کدام مطلب یا برنامه مطابق به معیارهای فوق باید بسته شود، توسط کدام ارگان مستقل نه بلکه توسط کمسیونی تعین میگردد که در رأس آن آقای سیدمخدوم رهین این مبتکرسانسورقرار دارد. جلسات مسلسل آقای رهین با قشرعقبگرای روحانیت وفشاری که از طرف او بالای مطبوعات آزاد وارد میگردد، حتی در دورۀ آقای خرم که بخاطرمناسبات سیاسی قبلی خویش ” بنیادگرا ” تلقی میگردید، سابقه نداشت. به احتمال قوی پالیسی به زنجیر کشیدن مطبوعات جزء مهم ماستر پلان آقای کرزی برای ایجاد شرایط مطلوب برای اقناع رهبران طالبان به اسلامی بودن حکومتش، ومزج آنان با سایرجنگسالاران درحاکمیت کنونی میباشد. هرگاه این فرضیه درست باشد، مردم افغانستان باید در ماه ها وسالهای که در پیشروست، شاهد شباهت پیدا کردن روز افزون حکومت کرزی به حکومت های اختناقی سه دهۀ اخیرخواهند بود. درینصورت آقای رهین تدریجأ حتی خانقا ها، یعنی یگانه دستاورد دوران وزارت اول خویش را نیزخواهد بست. چه وهابیت مسلح با خانقا نیزمخالف میباشد.

متأسفانه حکومت فعلی، خبط سیاسی حکومتهای قبلی افغانستان را تکرار میکند. مردم ما بخاطر دارند که در دوران حاکمیت حزب دموکراتیک خلق شنیدن رادیو BBC وصدای امریکا جرم تلقی میشد و یک جمله علیۀ رهبران حکومت پوشالی یا “اتحادشوروی” با حبس طویل مجازات میشد. در هماندوران مطبوعات آزاد اصلأ وجود نداشت. حتی در سالهای قبل ازسقوط رژیم آنچه نشریات آزاد جا زده میشد، بطور مثال نشریه ای بنام “اخبارهفته” از طرف خاد نشرمیشد. ولی آن اختناق شدید نه برفساد رژیم سرپوش گذاشته توانست ونه باعث ایجاد امنیت وختم جنگ گردید. آنچه از اختناق میتوان انتظار داشت عبارتست از عمیقترساختن شگاف موجودبین مردم وحکومت.

انتقاد پژوهشگر آمریکایی از دولت افغانستان

 

  یک پژوهشگر باسابقه آمریکایی انتقاد کرده است که دولت افغانستان نگه داری میراثهای فرهنگی را در اولویت های کاری خود قرار نداده است.
نانسی هچ دوپری (Nancy Hatch Dupree)، که از شش دهه به این سو در افغانستان به تحقیقات فرهنگی و تاریحی مشغول است، می گوید میراثهای فرهنگی افغانستان به شدت آسیب دیده و افغانها در باره فرهنگ شان آگاهی زیادی ندارند.
خانم دوپری می گوید با آن که تلاش های زیادی در زمینه های فرهنگ و تاریخ افغانستان انجام داده، اما مقامات در این کشور نگه داری میراثهای فرهنگی را در اولویت های کاری خود قرار نداده اند.
او گفت: “در ۲۰ سال اخیر ما کار هایی را با وزارت اطلاعات و فرهنگ و مسئوولان موزیم (موزه) انجام دادیم، ما همچنین کتابهایی را در باره تاریخ بناهای تاریخی و کتاب رهنما برای موزیم افغانستان در مرکز تحقیقات افغانستان در دانشگاه کابل چاپ کردیم، ما (از کارهای فرهنگی در افغانستان) خیلی حمایت کردیم، اما در کل مقامات به این مسئله اولویت قایل نشده اند.”
خانم دوپری می گوید که میراث های فرهنگی افغانستان در تحولات اخیر این کشور آسیب زیادی دیده، اما به این مسئله توجه کافی نشده است.
این پژوهشگر آمریکایی گفت: “میراث های فرهنگی خیلی آسیب دیده اند، برای این که مردم در باره فرهنگ شان زیاد آگاهی ندارند و این موضوع در مکاتب (مدارس) به خوبی آموزش داده نشده است. به همین دلیل ارزش میراث های فرهنگی را نمی دانند و بنا بر این چرا باید از آنها حفاظت کرد؟”
نانسی هچ دوپری ۸۱ ساله، بیوه لویی دوپری باستان شناس آمریکایی است که در سال های جنگ در افغانستان، مرکز پژوهشهای افغانستان را در شهر پیشاور پاکستان تاسیس کرد.
خانم دوپری که از سال ۱۹۵۰ میلادی در افغانستان کار می کند، پس از سقوط حاکمیت رژیم طالبان این مرکز را به کابل انتقال داد.
در حال حاضر خانم دوپری مسئولیت مرکز پژوهشهای افغانستان در دانشگاه کابل را به عهده دارد.
این مرکز حاوی ۴۵ هزار نسخه حاوی اطلاعاتی در زمینه تاریح و فرهنگ افغانستان است که شامل کتاب، مجله، روزنامه و آثار پژوهشی می شود.
خانم دوپری می گوید در نظر دارد که این نسخه ها را دیجیتالی کند تا از میان رفتن آنها جلوگیری کرده باشد.
خانم دوپری میگوید بعد از تاسیس ساختمان جدید این مرکز در دو ماه آینده، برنامه های آموزشی و نمایش های ویدئویی را برای توسعه اطلاعات در باره تاریخ و فرهنگ افغانستان به اجرا خواهد گذاشت.
 

 

Source: http://www.bbc.co.uk/persian/afghanistan/2009/02/090202_a-afghan-heritage-dupree.shtml?s

شماری از قربانیان تجاوز های جنسی خواهان اشد مجازات به عاملا

 

دو دخترکه یکی 13 سال ودیگرش 12 سال دارد، حدود چهارماه قبل ازسوی فرماندهان محلی در ولایت سرپل مورد تجاوزدسته جمعی قرارگرفتند
برای تماشا نمودن ویدیو نخست بر روی تصویر کلیک نمایید تا فعال گردد . بعد از آن بالای ایکن پلی کلیک نمایید . ممکن تا زمانیکه ویدیو کاملاً لود گردد شما در انتظار بمانید و این ارتباط می گیرد به سرعت شبکه ای که شما از آن استفاده میکنید .

 

http://www.youtube.com/watch?v=Ljgz6GMK3Bo

گزارش کنفرانس بین المللی ساختار صلح در افغانستان

کمیتۀ سویدن برای افغانستان Swidish Committee for Afghanistan (SCA)  کنفرانس بین المللی یی را به روز های 6-7 نوامبر در شهر استهکلم (Stockholm)  به خاطر بحث و گفتگو روی معضلۀ صلح در افغانستان دایر نمود. در این کنفرانس بیشتر از 250 نمایندۀ سازمان های مختلف کمک رسانی برای افغانستان در اروپا، مقامات دولتی سویدن و سایر سازمانها و اتحادیه های فعال در رابطه با افغانستان شرکت نموده بودند.

Faroe (فارو) نیز از جملۀ تشکل هایی بود که رسماً از طرف کمیتۀ سویدن (SCA)  دعوت شده بود. داکتر ویس جلال زاده که نمایندۀ فارو در کشور های اسکانداویاوی می باشد، به نمایندگی از فارو در ین کنفرانس شرکت نموده و گفتگوهای مفیدی را با مسؤولین SCA، سفیر کبیر دولت افغانستان در کشور های اسکانداناوی و سایر سخنرانانی که از داخل و خارج افغانستان دعوت شده بودند، داشته و مواضع فارو را در رابطه با معضلۀ صلح در افغانستان توضیح نمودند. وی همچنان آنها را در جریان کنفرانس بین المللی فارو که قرار است در دسامبر سال جاری در هالند دایر گردد، قرار داده از عدۀ آنها دعوت نمود تا در این کنفرانس شرکت نمایند.
در میان سخنرانانی که در داخل افغانستان به این جلسه دعوت شده بودند، یکی هم داکتر سیما ثمر مسؤول کمیتۀ مستقل حقوق بشر در افغانستان بود که موارد مختلفی را به بحث و نقد گرفته به نکاتی اشاره نمودند که مانع جدی در راه رسیدن به صلح میباشند. وی به مسئلۀ امنیت اشاره کرده گفت که چگونه میتوان به صلح دست یافت، وقتی امنیت وجود نداشته باشد و چگونه میتوان به امنیت دست یافت، وقتی از عدالت اجتماعی خبری نباشد. وی زنان را بیشترین قربانیان این وضعیت دانسته از مجامع بین المللی که در این  رابطه از خود عکس العمل لازم را نشان نمیدهند، شدیداً انتقاد کرد. داکتر سیما ثمر همچنان از موارد مختلف نقض حقوق بشر در افغانستان با فاکت های مستند یادآوری نموده، مخصوصاً فیصلۀ ستره محکمۀ افغانستان را در رابطه با دوسیۀ جرمی اسد الله سروری و مقایسۀ آن با 20 سال حبس پرویز کامبخش غیر عادلانه خوانده آن را شدیداً محکوم کرد. وی با سخنرانی هایش و سوالاتی که در رابطه با صحبت های سایر سخنرانان مطرح میکرد، نقش فعال و سازنده را در این کنفرانس ایفا نمود.
آقای جیلانی پوپل مسؤول Independent Directorte of Local Governance in Afghanistan (IDLG) نیز از جملۀ مهمانان بود که از داخل افغانستان در این کنفرانس برای سخنرانی دعوت شده بودند. وی که از نزدیک بامردم و والی های تمامی ولایات افغانستان در تماس است، روی وضعیت و موقعیت والی ها و خواست های مردم روشنی انداخته گفت که قدرت دولت بیشتر در کابل متمرکز و محدود بوده، رابطۀ مرکز با ولایات ضعیت است. این کمبود باعث میشود که شرکت مردم در پروسۀ صلح و بازسازی و دموکراتیزه نمودن جامعه خیلی محدود گردد. وی همچنان تذکر  داد که این روشن نیست که کی مسؤول کدام کار است و این نا روشنی خود یکی از عواملی است که دولت را بیشتر ضعیف ساخته است.
یکی دیگر از مهمانانی که از داخل افغانستان در این کنفرانس دعوت شده بودند، فرشته سخی بود. وی که مسؤول Women’s Activities and Social Services Association (WASSA) در هرات می باشد، روی مشکلات زنان مخصوصاً در ولایت هرات روشنی انداخته گفتند که یکی از اهداف وی از شرکت در همچو محافل بین المللی این است که او می خواهد صدای مردم افغانستان مخصوصاً زنان را به گوش جهانیان برساند. وی روی نقش زنان افغان در بازسازی افغانستان و پروسۀ صلح و دموکراتیزه نمودن جامعه روشنی انداخته از کشور های اروپایی خواست تا مردم افغانستان را تنها نگذاشته و کمک های شان را به افغانستان مخصوصاً در دفاع از حقوق بشر و حقوق زنان ادامه دهند.
ماری اکبری که مسؤولیت Afghan Women Skills Development Center (AWSDC)  را از سال 1999 یه این سو به عهده دارد، نیز از جملۀ مهمانانی بود که از داخل افغانستان برای سخنرانی در این کنفرانس دعوت شده بود. او روی اهمیت نقش زنان در پروسۀ صلح و بازسازی در افغانستان صحبت نموده، موانع متعددی را که در برابر زنان در این زمینه وجود دارد، برشمرد. از نظر وی نقش زنان در پروسۀ بازسازی و صلح به فراموشی سپرده شده است. وی از جامعۀ جهانی خواست تا زنان را در این رابطه یاری نموده، زمینه های شرکت فعال آنها را در همچو موارد بیشتر سازند.
آقای میرویس وردک نیز یکی از سخنرانانی این جلسه بود. وی مسؤول Cooperation for Peac and Unity (CPAU) است. وی که مسؤولیت پروژه های مختلف CPAU را در داخل افغانستان داشته است، از نزدیک با مردم مناطق مختلف افغانستان در تماس بوده و از خواست های آنها آگاهی داشت. از نظر وی مهمترین خواست مردم در شرایط کنونی تأمین امنیت است. بدون امنیت مردم جرئت نمی کنند که در پروسه های بازسازی و صلح شرکت نمایند. وی خاطر نشان ساخت که بدون امنیت هیچگونه فعالیتی در زمینۀ بازسازی دوبارۀ افغانستان ممکن نمیباشد و تأکید کرد که اگر امنیبت وجود داشته باشد، مردم افغانستان این کفایت و درایت را دارند که جامعۀ شان را بدست خود شان بازسازی کرده و به طرف تعالی و رشد گام بردارند.
احمد رشید ژورنالیست، نویسنده و افغانستان شناس تا کنون در چندین جلسه بین المللی که از طرف کمیتۀ سویدن برگزار شده، شرکت نموده است. بسیاری از آثار وی که در رابطه با افغانستان نوشته شده است، به زبان سویدی ترجمه شده و نام وی نزد علاقمندان به مسئلۀ افغانستان یک نام آشناست. احمد رشید با سخنرانی هایش توانست که توجه حاضرین را بیشتر از دیگران به خود جلب نماید. وی به کمبود های متعددی اشاره نمود که آمریکا و متحدین بین المللی اش در رابطه با مبارزه بر علیه تروریسم و بازسازی دوبارۀ افغانستان از سال 2001 بدین طرف با آن دست به گریبان بوده و نتوانسته است راه حل درستی را دریابند. از نظر وی حاکمیت جنگ سالاران در بسیاری از ولایات افغانستان یکی از عوامل بازدارنده است که پروسۀ صلح و بازسازی را ضربه زده مانع پیشرفت آن میگردد. نکتۀ دیگری که از نظر وی به آن توجه نشده است، مسئلۀ انیفراستراکتور infrastractur  است، چیزی که باید در بازسازی دوبارۀ افغانستان در قدم اول در نظر گرفته شود. احمد رشید در رابطه با طالبان و وضعیت امنیتی گفت که وضعیت امنیتی روز به روز بد تر شده و تعداد تلفات جانی در سال اخیر بالاترین رقم را از سقوط طالبان در 2001 تا کنون داشته است. تا دیروز صحبت از طالبان در افغانستان بود ولی امروز صحبت از طالبان پاکستانی و طالبان در آسیای میانه به عمل می آید. چیزی که قبلاً در سطح افغانستان مطرح بود، امروز به یک مسئلۀ منطقوی مبدل شده است. از نظر احمد رشید طالبان خارج از افغانستان به یک مشکل جداگانه در کنار طالبان افغانی قرار گرفته اند؛ و برای حل آن باید راه های حل منطقوی را جستجو کرد. 
خانم شهر بانو تاجکبخش که در فرانسه زندگی میکند، نیز یکی از سخنرانان در این کنفرانس بود. وی پژوهشگر و مسؤول یک پروژۀ تحقیقاتی است که مشترکاً با محصلین فرانسوی و افغانی انجام یافته است. در این پروژه  خواسته شده است که برداشت افغان ها را از پدیدۀ دموکراسی و دموکراتیزه نمودن جامعۀ افغانی دریابند. میتدولوژی این پروژه تحقیقاتی بر مصاحبه هایی تکیه میکند که محصلین مذکور با قدرتمندان و سیاست مداران و همچنان مردم عادی در سطوح مختلف انجام داده اند. یکی ازنتایج این پروژۀ تحقیقاتی این است که اسلام جایگاه خاص خود را در جامعۀ افغانی داشته و این خود تأثیر زیادی به دیدگاه های افغان ها در رابطه با دموکراسی، صلح و امنیت بجا گذاشته است. از نظر خانم شهر بانو اگر جهان غرب بخواهد جامعۀ افغانی را با مدل های نوع غربی دموکراتیز نماید و عقاید و دیدیگاه های افغانها را در نظر نگیرد، در این صورت با موانع متعددی روبرو شده و این پروسه زمان طولانی را در بر خواهد گرفت.
کریستر بیرگ هارپریکن Kristiar Berg Harpriken  پژوهشگر و محقق نارویژی و مسؤول انستیتوت PRIO  يا Peace Reserch Institute Oslo هم یکی از سخنرانان این کنفرانس بود. از نظر وی امنیت، سیاست و توسعۀ یکی جامعه روابط تنگاتنگ با هم داشته و تقریباً موازی باهم به جلو میروند. به گمان او موجودیت یک دولت با ثبات در افغانستان از اهمیت بزرگی در امر صلح و توسعۀ این کشور برخودار می باشد.
آقای اندرش فنگ Anders Fange که تقریباً 30 سال تجربۀ کار در داخل افغانستان را دارد، در دوره های مختلفی مسؤولیت کمیتۀ سویدن در داخل افغانستان را به عهده داشته است. وی در رابطه با پروسۀ صلح و بازسازی در افغانستان گفت که پروسۀ دولت سازی و به وجود آمدن دولت های نسبتاً با ثبات در کشور های اروپایی صد ها سال را در بر گرفت، امکان آن که این پروسۀ طولانی در افغانستان، آن هم با مدل های اروپایی آن بتواند طی چند سال کوتاه به سر برسد، بعید به نظر می آید. از نظر وی همچو تحولات زمان می خواهد و در رابطه باید با حوصله مندی فراوان برخورد کرد.
نیمۀ دوم روز دوم کنفرانس بیشتر اختصاص داده شده بود به سخنرانی های مقامات رسمی دولت افغانستان و دولت سویدن. از جانب افغانستان آقای جاوید لودین سفیر کبیر افغانستان در کشور های اسکانداناوی که فعلاً در اسلو اقامت دارند و از طرف دولت سویدن خانم گونیلا کارلسون Gunilla Carlsson وزیر مساعدت های اقتصادی سخنرانی نموده به پرسش ها پاسخ گفتند.
آقای جاوید لودین بنابر نقش خاص شان در این کنفرانس در هر دو روز اول ودوم سخنرانی نمودند. صحبت های روز اول وی بیشتر جنبه های تحلیلی و توضیحی داشته و در محور سوالات حاضرین متمرکز بود. در حالی که سخنرانی  روز دوم شان بیشتر به اعلام مواضع دولت افغانستان خلاصه میشد. وی در رابطه با صلح و بازسازی در افغانستان گفتند که صلح در پروسه رشد و تکاملش از دو مرحله میگذرد. مرحلۀ اول که در واقع قدم اولی و ضروری برای فراهم شدن مرحلۀ دومی می باش، همانا خاتمه جنگ و مخاصمت های مسلحانه است. مرحلۀ دوم که در واقع ادامۀ مرحلۀ اولی است، همانا دموکراتیزه شدن جامعه است که میتواند مرحلۀ اولی را قوام بخشیده به پختگی برساند. بدون گذار از این دو مرحله نمی توان به صلح پایدار دسترسی یافت. وی در ختم صحبت هایش گفت که پروسۀ صلح چندین نسل را در بر خواهد گرفت. ما به زمان نیاز داریم و نمی توان صلح را به زور بدست آورد. وی از سفر رسمی اش به افغانستان که تقریباً دو هفته قبل از شرکت وی به این کنفرانس بوده است، صحبت نموده گفت که خوشبینی ها به آیندۀ بهتر وجود داد. افغانستان در آغاز سال 2009 شاهد تحولات مهمی خواهد بود. وی از نزدیکی و همکاری دولت پاکسنان در رابطه با مبارزه مشترک علیه تروریسم صحبت گرده گفت که در این رابطه پیشرفت های قابل ملاحظه یی صورت گرفته است. پشتی بانی جامعه بین المللی در سال 2009 بیشتر از پیش خواهد شد.
پشتی بانی جامعۀ بین المللی در سال 2009 بیشتر از پیش خواهد شد و این روند ادامه خواهد یافت. وی از پلان های دراز مدت Obama در رابطه به افغانستان با خوشبینی زیادی یاد کرده گفت که مسئلۀ افغانستان یک گره مهم در سیاست های خارجی اوباما بوده همکاری های بیشتر امریکا و اروپا را در قبال مسایل مربوط به افغانستان در پی خواهد داشت.
گویلا کارلسون وزیر مساعدت و کمک های اقتصادی کشور سویدن روی نقش دولت سویدن در پروسۀ بازسازی و صلح در افغانستان روشنی انداخته گفت که دولت سویدن تصمیم گرفته است که کمک های اقتصادی اش را در افغانستان بیشتر سازد. افزایش این کمک ها از اول جنوری سال 2009 آغاز شده و به تدریج از 300 میلوین کرون سویدی به 500 ملیون کرون سویدی تا سال 2011 بالا برده خواهد شد. این کمک های بیشتر در زمینه های چون دموکراتیزه شدن، رشد نهاد های دولتی، مسایل مربوط به حقوق بشر و دفاع از حقوق زنان و همچنان تعلیم و آموزش و رشد سکتور های خصوصی به کار گرفته خواهد شد.
در اخیر باید یاد آور شد که کلوپ قلم، که اکثریت با نام خوب آن آشنا هستند، ابتکار عمل را بدست گرفته جلسۀ جداگانه یی را با شرکت افغانهای مقیم شهر استهکلم به تاریخ 8 نوامبر ترتیب دادند. با این کار زمینۀ بحث و گفتگو ی مستقیم به زبان خود ما فراهم شده و مهمانانی که از داخل افغانستان آمده بودند، توانستند با افغانهای مقیم در شهر استهکلم از نزدیک صحبت نمایند. آغازگر این جلسه آقای رحیم غفوری مدیر مسؤول نشریۀ پربار فردا بود که مسؤولیت رهبری جلسه را تا ختم آن به عهده داشتند. فضای حاکم در جلسه مملو از صمیمت و حسن تفاهم بوده مخصوصاً سخنرانی فرشته سخی که از ته دل بیرون میشد و همه را به کار مشترک برای افغانستان ترغیب میکرد، بدل نشسته و تأثیر خاصی بر حاضرین بجا گذاشت. سوالاتی که مطرح شد، بیشتر مربوط میشد به آقای جاوید لودی و مسؤولیت وی در برابر افغانهای مقیم در سویدن. وی به سوالات حاضرین بدون دیپلوماس های معمول پاسخ گفته وعده نمود تا با افغانهای مقیم در تماس بوده و به مشکلات آنها رسیده گی کند.

 

افغانستان هنوزهم آن سالهای خونین را بیاددارد!

 اعلامیه کمیه حقوق بشرFAROE

  

افغانستان هنوزهم آن سالهای خونین را بیاددارد!

چهاردهم فبروری 1989 روزپر افتخاری درتاریخ معاصر افغانستان است. ارتش سرخ که از جنگ جهانی دوم با سرفرازی بدر آمد ولشکر شکست ناپذیرپنداشته میشد، از زورازمایی با افغانهای سلحشورعاجز آمد . جنرال گرومف آخرین نظامی متعلق به سپاه 40 اتحادشوروی حین خروج از افغانستان حتی جرأت نکرد به عقب خود بنگرد. موصوف امروزبیست سال بعد ازآنروز درمراسم گل گزاری بر پای بنای یادبود نظامیان روسی کشته شده در افغانستان درشهر ماسکو گفت: “با اتکا به تجارب خویش به ایالات متحده مشوره میدهیم از ارسال نیروی بیشتر به افغانستان بپرهیزد. در افغانستان راه حل نظامی وجود ندارد”.  شکست اتحاد شوروی در افغانستان نقطه آغازانقراض امپراطوری شوروی بود.  گذشت بیست سال نتوانسته است خاطرات تلخ سالهای پر از خون وآتش اشغال کشورشان توسط  روسها را ز حافظه مردم افغانستان بزداید. مردم دستهای آلوده به خون وجنایت روسها ورهبران قوای مسلح رژیم دست نشانده روس راخوب بیاددارند وازعواقب نامیمون آن هنوزهم رنج میبرند. بنابرین کرشمه های اخیرکرزی بطرف روسها که در واقع میخواهد حسادت امریکایی ها را تحریک کند، فقط میتواند به تنفر بیشترمردم ازوی منتهی گردد. تلاشهای مذبوحانه طراحان “منشورعفوه” در”پارلمان” افغانستان برای دفع الوقت وماستمالی جنایات آن دوران ودوره جنگهای داخلی سالهای نود، هرگز پیر وز نخواهد شد.  برخی ازذباله های رژیمهای سی سال گذشته برخود اسم بی مسمای ” کارشناس” را گذاشته وحاضرند با استفاده از تربیون برخی تلویزیونهای بی مضمون افغانستان با آمدن بروی صفحه تلویزیون مردم افغانستان را رنج دهند، میکوشند دولت پوشالی ویا دکانهای توزیع اسلحه (تنظیمهای) شان را در پیروزی بزرگ مردم افغانستان علیه تجاوز روس شریک جلوه دهند. حقیقت اینست که افتخار این پیروزی بزرگ فقط وفقط به مردم افغانستان تعلق دارد. دکانداران تنظیمی که ادعای “انحصار” این افتخار را دارند، آله دست آی اس آی، سی آی آی واستخبارات ایران وعربستان سعودی بوده یگانه اثری که این تنظیمها بدستور بیگانگان برجنبش مقاومت ضد روسها گذاشتند اینبود که جنبش را رنگ مذهبی داده متفرق ساختند. بعداز خروج عساکر روس ایشان درهمکاری با دوستمها، محمودبریالی ها، عبدالوکیل ها، تنی ها، علومی ها، محمدرفیع ها، کشتمندها و… پلان صلح ملل متحد را ناکام ساختند وماحصل خون دو میلیون شهیدجنبش ضداشغالگران را با جنگ داخلی سالهای نود به باد فنا دادند.

بعنوان حسن ختام میخواهیم نکاتی را ازکتاب “افغانستان پس از بازگشت سپاهیان شوروی” که توسط جنرال داکترقارییف سر مشاوراعلای نجیب الله در مورد حکومت پوشالی واشغال برشته تحریر درآمده است نقل قول کنیم. میکوشیم عبارات مرتبط بهم را ازصفحات مختلف دریک پاراگراف جمع نموده با ذکرصفحه وسه نقطه ازهم جدا سازیم. قارییف مینویسد: “در واقع چرخش آوریل (اپریل) یک کودتای نظامی بود”(صفحه16)… ” این حرکت از همان آغازکدامین پایگاه اجتماعی جدی نداشت” (صفحه 19)…”ناسازگاری برنامه های انقلابی با روح جامعه، تلاش برای تحمیل این برنامه ها باروشهای ستمگرانه وزور، تنشها ومبارزه آشتی ناپذیرمیان گروهکهای “خلق” و”پرچم”  درمیان حزب وبیدادگری های گروهی دربرابرروحانیون ولایه های گسترده مردم، نیروهای انقلابی را درچشمان توده ها هرچه بیشتربی ارج میگردانید”(صفحه17)… مشاوران شوروی که درارگانهای حزبی ودولتی کارمیکردند، نیزنمیتوانستندجدأ برپیشامدها تأثیر واردکنند. در گام نخست مشوره گیرندگان آنها زیر هیچگونه فشار نمیخواستندویا اینکه ترس داشتند در بین مردم بروند” (صفحه 19)… “در مجموع جنگ در افغانستان به پیمانه بسیاربه پر تنش شدن رویارویی های نیروهای مختلف اجتماعی-سیاسی  درکشوروتشدید بسیاری دیگر ازپدیده های منفی مساعدت کردکه در سر انجام منجربه فروپاشی اتحادشوروی ونابسامانیهای دیگری که ما امروز به آن دست وگریبان هستیم گردید” (صفحات 29 و30)    

“ختم

 

1 10 11 12