تجلیل از روز جهانی طفل

تجلیل از روز جهانی طفل در شرایطی که اطفال افغانستان از فرق فقر فروخته میشوند!؟در حالیکه ده ها هزار طفل بخاطر عدم دسترسی والدین شان به مواد غذائی صحت شان را از دست داده اند، والدین بخاطر بقای بقیه اعضای خانواده دختران خورد سال شان را میفروشند و ملیلون ها دختر نوجوان بخاطر عقاید افراطی طالبان از درس و تعلیم محروم اند،  جهان مصروف تجلیل از روز جهانی طفل است. آیا دول ثروتمند جهان در این قسمت احساس مسؤلیت می‌کنند؟ وعده های میان خالی درد اطفال افغانستان را دوا کرده نمی تواند.

پیام تسلیت به مناسبت درگذشت استاد حضرت سرابی

پیام تسلیت

باز گشت همه بسوی اوست

با نهایت تاسف و تاثر اطلاع یافتیم که جناب  استاد سابق لیسه استقلال کابل، برادرهمکار همیشگی ما بانو انجنیر صاحب پروین سرابی بدرود حیات گفتند و همه را اندوهبار ساخت.

 شاد روان استاد غلام حضرت سرابی که بعد از فراغت و تحصیلات عالی علوم رشته های حقوق و تاریخ در فرانسه، کمرهمت و خدمت برای معارف و مردمش بست و به حیث یک استاد لایق و با دانش نه تنها به تدریس دلسوزانه در لیسه استقلال مصدر خدمت صادقانه گردیدند بلکه در مبارزات آزادیخوانه و روشنگری جوانان چه در محیط تدریسی و چه در بین مردم نیز سهم آرزنده و رسالت تاریخی اش را متعهدانه ومسئولانه ادا کرد بعد از انکه مورد پیگرد دستگاه خاد قرار گرفت  راهی غزنی گردید و بالاجبار دردهه هشتاد م. مجبور به ترک وطن گردید وبه مبارزات آزادیخواهانه اش در فرانسه ادامه داد.

هئیت مدیره فدراسیون سازمانهای پناهندگان افغان مقیم هالند ( فافون)  این ضایعه بزرگ را از طرف همه اعضاء هئیت مدیره و به نمایندگی از انجمنهای عضوء فدراسیون سفر ابدی آن شاد روان یک ضایعه بزرگ علمی برای جامعه علمی دانسته و این ضایعه را خدمت بانو پروین سرابی، محترم استاد حمید عزیززاده، جمیع بازماندگان آن شاد روان و خانواده محترم سرابی مراتب تسلیت هئیت مدیره فارو و فافون را اعلام داشته، با ابراز مراتب غمشریکی و همدردی در این مصیبت  برای همه عزیزان شکیبائی و صبرجمیل ارزومندیم

هئیت مدیره فدراسیون سازمانهای

پناهندگان افغان در هالند(فافون)

گزارش کنفرانس عواقب تجاوز نظامی امریکا به افغانستان

گزارش کنفرانس

 عواقب تجاوز نظامی امریکا به افغانستان

به مناسبت بیستمین سالروز تجاوز نظامی امریکا به افغانستان

 چهاردهم اکتوبر ۲۰۲۱، هالند

هفتم اکتوبر ۲۰۲۱ مصادف است با بیستمین سالروز تجاوز نظامی نیرو های امریکا و انگلیس بر افغانستان. در آستانهٔ بیستمین سالگرد، نیرو های امریکا و ناتو افغانستان را بر اساس موافقتنامه ئی که با طالبان داشتند، ترک نمودند و رژیمی که به مساعدت و طبق نسخهٔ مورد قبول این کشور ها ایجاد شده بود، سقوط کرد. یقیناً طی بیست سال گذشته افغانستان انکشافات مثبتی را نیز تجربه کرد، اما نگاهی به وضع اقتصادی و اجتماعی بجا مانده از۲۰ سال حضور دول غربی در افغانستان در مجموع تصویر مطلوبی را ارائه نمیکند. برای ارزیابی این اوضاع، به سلسلهٔ  کنفرانس های فدراسیون سازمانهای افغان های مقیم اروپا (فارو)  بتاریخ ۹ اکتوبر ۲۰۲۱کنفرانسی تحت عنوان “عواقب تجاوز نظامی امریکا به افغانستان”، بصورت آنلاین برگزارشد. ده ها  تن ازهموطنان ما شامل دانشمندان، شخصیتهای مستقل و نمایندگان سازمانهای افغان های مقیم اروپا در این کنفرانس اشتراک داشتند.

در آغازکنفرانس سرودمیهنی استاد اولمیر«دا زمونږ زیبا وطن» پخش شد. سپس گردانندگان کنفرانس محترم دلیری و محترم داکتر هدایت در مورد شیوهٔ کار کنفرانس به زبان های دری و انگلیسی معلومات مقدماتی دادند. کنفرانس با سخنرانی افتتاحیهٔ خانم لونا ولی رئیس فارو آغاز یافت. خانم ولی با یاد آوری از اینکه امریکا نتوانست تروریسم را نابود کند بلکه حضورو جنگ این کشورو متحدینش در افغانستان باعث تقویت تروریسم در منطقه شد، باب سخن را گشود. بانو ولی گفت دول غربی بشمول امریکا با ترسی که از ضربه پذیری های پاکستان اتمی دارند، نتوانستند قادر به از میان برداشتن مدارس، مراکز تعلیمی و پناهگاه های تروریستی در پاکستان که منبع و مرکز صدور تروریسم اسلامگرا است، شوند. خانم ولی از پیشرفت ها در زمینه های تعلیمی، آزادی بیان و رسانه ها یاد آوری نموده به تحول نمادین در بخش حقوق زن اشاره نمود. وی افزود که چون این تحولات در جامعه نهادینه نشده بود، با سقوط رژیم قبلی طالبان توانستند یکشبه آنرا کنار بگذارند. خانم ولی اظهار داشت که کنفرانس ۹ اکتوبر۲۰۲۱ فارو علاوه برنقشی که برای توحید نظرات سازمانهای عضو فارو و افغانهای مقیم اروپا در ارتباط با  برههٔ تاریخی دو دههٔ اخیر دارد، میتواند برای مؤرخین بازگو کنندهٔ ارزیابی افغانهای مقیم اروپا در رابطه با عواقب تجاوز نظامی و جنگ ۲۰ سالهٔ امریکا و متحدینش در افغانستان باشد. 

سخنران نخست آقای اندرش فنگ از سویدن بود. آقای فنگ نویسندهٔ چندین کتاب در مورد افغانستان، رئیس سابق کمیتهٔ سویدن برای افغانستان و سابق کارمند  مؤسسهٔ ملل متحد برای افغانستان بوده از آگاهی عمیق در مورد کلتور افغانها و تاریخ ۴۳ سال بحران افغانستان و پالیسی جهان غرب طی ۲۰ سال اخیر در افغانستان برخوردار است. آقای اندرش فنگ سخنان اش را با یک مرور تاریخی از سقوط رژیم نجیب الله  به بعد آغاز کرد. وی گفت تنظیمهای اسلامی به این عقیده بودند که کابل شهر گناه است و در جریان جنگ قدرت طلبانه که حتی قبل از تسلیم گیری رسمی کابل میان تنظیمها آغاز شده بود، به تخریب شهر و کشتار مردم آن در جریان عملیاتهای نظامی متقابل پرداختند. این حالت بیزاری مردم را از تنظیمها درپی داشت و زمینهٔ بقدرت رسیدن طالبان را که در آغاز با شعارتأمین امنیت مالی و جانی مردم ذهنیت مثبت نسبت به خود ایجاد کرده بودند، مساعد ساخت. آمدن امریکائی ها بعد از حوادث ۱۱ سپتمبر۲۰۰۱ صرف به هدف تأمین منافع دولت امریکا بود. اتکا برملیشیای ائتلاف شمال منحیث قوت پیاده، نه از سرعلاقمندی به این گروپ بلکه بخاطرآن بود که ائتلاف شمال در آن زمان یگانه نیروی نظامی موجود و حاضر به ایفای نقش موصوف درداخل قلمرو افغانستان بود. اما حضور پُر رنگ اٍئتلاف شمال در کنفرانس بُن و غیابت طالبان و سایر جنبش های سیاسی در این کنفرانس باعث کج گذاشتن تهداب ساختار حاکمیت جدید در افغانستان شد. وقتی تهداب کج گذاشته شود، سقوط محتوم تعمیر قابل پیش بینی میباشد. اصلاحات سیاسی و اجتماعی که تحت فشار و با پول دول غربی در افغانستان پیاده شد، بیشتر بخاطر آماده سازی افکارعامه در کشور های غربی برای ادامهٔ ماموریت نظامی بود. در طرح این اصلاحات به ساختار کلتوری-اجتماعی پیچیدهٔ افغانستان توجه نشده بود. معمولاً یک سکه دو روی میداشته باشد. اما سکهٔ افغانستان چند روی دارد. امریکا و متحدین اش که صرف در پی تأمین اهداف خود بودند، درتمام ساحات دولت سازی و اصلاحات زحمت توجه به پیچیدگی های افغانستان را بخود ندادند. آقای اندرش فنگ گفت مقامات دولتی افغانستان و سیاسیون سهیم در قدرت فقط به یک چیز می اندیشیدند و آن پُرساختن جیب شان بود. در نتیجه گیری اش آقای فنگ علل ضعیف شدن و سر انجام سقوط جمهوری اسلامی را چنین برشمرد: بخاطر عدم توجه امریکا ومتحدین به شرایط خاص افغانستان دولتسازی به شکست مواجه شد. دستگاه دولتی ایجاد شده یغما گرو دچارفساد گسترده بود، کمک های مالی وسیع بین المللی فساد در قوای ثلاثه جمهوری اسلامی را تشدید کرد،  نحوهٔ جنگ امریکا مبنی بر کاربرد قوای منظم بخصوص قوای هوائی علیه یک گروه متحرک گوریلائی و بمباردمانها بر اساس اطلاعات نادقیق ومغرضانه باعث نارضائیتی مردم از قشرحاکم در افغانستان شد، دید تحقیرآمیز امریکا به کلتور و مختصات مردم افغانستان سرمایه گذاری های بزرگش در بازسازی و ریفورمهای اجتماعی را به شکست مواجه کرد، سرانجام کمک  و حمایت همه جانبه پاکستان به طالبان و امضای موافقتنامهٔ دوحه باعث ضعف جمهوری اسلامی و سرانجام سقوط آن و پیروزی طالبان شد. اما آقای فنگ مخالفت خود را با نظریهٔ وابستگی کامل طالبان به پاکستان به صراحت ابراز داشت.

سخنران دوم خانم ملالی جویا عضو سابق پارلمان افغانستان و فعال حقوق زن و حقوق بشر بود. خانم جویا بنا به مشکلاتی که داشت صحبت ویدیوئی ثبت شده اش را به فارو فرستادکه در کنفرانس پخش شد. جویا در جریان صحبت اش گفت: «جمهوری اسلامی دست پخت و محصول تجاوز امریکا و کاملاً وابسته به آن بود. به همین سبب به آن ارج نمیگذاشت و در غیابش موافقتنامهٔ دوحه را با طالبان امضا کرد. فروپاشی تدریجی رژیم دست نشانده از همینجا آغاز یافت.  فرا خواندن همه نیرو های نظامی وقراردادی باقیمانده از افغانستان آخرین ضربهٔ بود که ادارهٔ بایدن بر پیکر رژیم دست نشانده وارد کرد، قشر حاکم ناپدید شد و رژیم قبل از تکمیل خروج قوا، سقوط کرد. این سرنوشت محتوم هر رژیم وابسته است». خانم جویا اظهار داشت که طالبان طبق برنامهٔ از قبل تنظیم شده توسط امریکا به قدرت رسانیده شدند. با به قدرت رسیدن طالبان گروه های تروریستی دیگر نیز جان گرفته وپرو بال کشیده اند. وی گفت :«من همیشه صدای عدالتخواهی مردم خود بوده ام. اکنون طالبان دست به رفتار خشونت آمیز و ضد بشری میزنند که کارنامهٔ مرگ آفرین شان شامل  قتل غیر نظامیان و کوچ اجباری مردم در کندهار، پنجشیر، مالستان ، دایکندی و نا پدید شدن عدهٔ زیادی از جوانان میباشد. من این اعمال را محکوم میکنم و خواهان محاکمهٔ عاملین آن هستم. در عین حال با پلان های دول خارجی که هریک در پی دسترسی به اهداف خود در افغانستان اند مخالف هستم. مثلاً پلان ایران، روسیه وهند را که میخواهند ائتلاف شمال را دوباره بقدرت برسانند، نیز محکوم میکنم».

سومین سخنران آقای داکتر هدایت فعال مدنی و سیاسی از کشور انگلستان بود. داکتر هدایت ابراز داشت که بعد از استماع سخنرانان قبلی بیانیه اش را بخاطر جلوگیری از تکرار مطلب محدود به داعیهٔ قربانیان جنایات جنگی و جنایات علیه بشریت نموده نکاتی چند را بشکل مؤجز به حضار تقدیم میکند. آقای هدایت نظری به ۲۰ سال گذشته انداخته و از اینکه تجاوز امریکا به افغانستان باعث آغاز یک منازعهٔ مسلحانهٔ دیگر شد که در جریان آن ارتکاب جرایم جنگی و جرایم علیه بشریت ٔ ازجانب طرفین جنگ صورت گرفته و جنگ از مردم ملکی ده ها هزار قربانی گرفت. ورود اسلحه و مهمات زیاد به افغانستان از جانب قوای خارجی، جنگ را خاتمه نداد بلکه جنگ را وسعت و عمق بیشتر بخشید. داکتر هدایت گفت: «هدف اصلی تجاوز امریکا به افغانستان رسیدن به اهداف جیو پولیتیک بود نه جنگ علیه تروریسم. اتکای امریکا بالای جنگسالاران موجب رُشد بیسابقهٔ فساد و ضعف دولتی شد که امریکا و متحدینش در افغانستان بنیاد گذاشتند. هر سه رکن این دولت از آغاز تا سقوط ضعیف، فاسد و غیر مؤثر بودند.»

سخنران اخیر آقای عزیز رفیعی رئیس اجرائی مجتمع جامعهٔ مدنی افغانستان بود. محترم رفیعی پرزنتیشن اش را به شیوهٔ جدید، آموزنده و همه جانبه ترتیب نموده به کنفرانس ارائه نمودند. این پر زنتیشن شکل طرح سوالات را داشت که زوایای گنگ در رابطه به موضوع کنفرانس را مطرح و ذهن اشتراک کنندگان را متوجه نکات اساسی قضیه ساخت وبه اینکه ما افغانهای داخل و خارج کشور به خود این زحمت را نداده ایم تا برای دریافت جواب علمی و اکادمیک به  این سوالات دست به تحقیق و تتبع علمی بزنیم،   و جوابات ما را بر داده های این تحقیقات استوار سازیم. محترم رفیعی در آغاز پرزنتیشن یک پرسش اساسی را مطرح کردند وآن اینکه آیا هجوم نظامی امریکا به افغانستان تصادفی بود یا برنامه شده؟ جواب منطقی و اکادمیک به این سوال چیست؟ آیا ما افغانها در این مورد دست به کاوش علمی زده ایم؟ آیا امریکائی ها واقعاً افغانستان را ترک کرده اند؟ آیا انگلیس ها واقعاً در افغانستان شکست خورده بودند؟ آیا خروج عساکر شوروی این معنی را داشت که روسها افغانستان را کاملاً ترک کرده اند؟  جواب های ما وشما به این سوالات یا زیاد آرمانگرایانه است یا بسیار عملگرایانه. حال آنکه این جوابات باید منطقی بوده و مبنای علمی داشته باشند. آقای رفیعی گفت، حضور امریکا و غرب و ایجاد نظام مبتنی بر انتخابات هم جوانب مثبت داشت و هم موجب معضلات بزرگ شد. بطور مثال امنیت نسبی فردی و اجتماعی در این دوره باعث مشارکت گروه های مختلف اجتماعی و قومی  در زندگی اجتماعی شد، سکتور خصوصی و سرمایه گذاری رُشد کرد، در بخش حمل و نقل زیرساخت ها ایجادشد، بعد از چند قرن سکوت، نوشتن و انتشار نظرات و ایجاد جنبش عقلانی، رفاهی و اجتماعی  را میتوان در زمرهٔ جوانب مثبت شمرد. اما نواقص بزرگ این دوره را هم نباید فراموش کرد. ساختارمند سازی قدرت به دو جهت متضاد که به ساختار های غیر مشروع مشروعیت میداد، مشروعیت دهی نظام سیاسی مبتنی برتقسیم بندی قومی قدرت در میان به اصطلاح «نخبگان»سیاسی، منحصر شدن منابع طبعی و ملی به دست حلقه های مسلح کوچک برخورداراز حمایت عناصرقدرتمند دولتی،  مداخلهٔ بیش از حد امریکا در امور داخلی افغانستان که به بی اعتبارسازی دموکراسی و انتخابات انجامید، تبدیل کردن حلقات مسلح وجنگی به جزایر قدرت اقتصادی و اجتماعی از طریق واگذاری قراردادهای بزرگ عمرانی منطقوی و زمینه سازی فساد به آنها، فضا سازی برای رُشد بنیادگرائی و افراطیت مذهبی، و… جوانب منفی پالیسی ها و طرح های دول پشتیبان جمهوری اسلامی طی دو دههٔ گذشته را مشخص میسازد.

آقای رفیعی در مورد هریک از موضوعات فوق و سایرنکاتی که ذکر آنها در این مختصر نمی گنجد، توضیحات داده و در اخیرانتقادی هم از افغانهای خارج ازکشور داشتند.  محترم رفیعی نقش غیر فعال و غیر مؤلد  افغان های خارج از کشور را در تولید فکر و در یافتن جوابات علمی و تحقیقی به سوالات مهمی چون تعریف هویت ملی، تعریف وحدت ملی در شرایط افغانستان و سایر سوالات که قبلاً از آن یاد آوری شد، مورد انتقاد قرار داده و اشتراک کنندگان کنفرانس را که عمدتاً مقیم اروپا بودند متوجه ضرورت سرمایه گذاری از وقت شان بالای تحقیقات علمی که بتواند برای افغانستان فکر مبتنی بر علم تولید کند، ساختند.  آقای رفیعی به همین ارتباط به این نکته هم اشاره کردند که چون ما فاقد تحرک هستیم، هویت ما را همسایه ها برای ما تعریف میکنند. آیا ما کشور فدائی ها هستیم؟ آیا ما گروه های نیابتی همسایگان هستیم؟ آیا گروه های قومی افغانستان بروایت تاریخ با هم آشتی پذیر اند یا آشتی نا پذیر؟ آیا برای این سوالات جواب علمی یعنی  جوابی که به اقناع خارجی هائی که در مورد ما پیشداری هائی دارند، منجر شده بتواند؟ با تأسف چنین جوابی نداریم. عده ئی از روشنفکران داخل کشوربه عوض پرداختن به این وظایف، بعد از بقدرت رسیدن طالبان دین پناهی را پیشه کرده اند. یک عقبگرد خطرناک فرهنگی در پیشرو است. بطور مثال تدوین نصاب تعلیمی جدید آغاز شده است. در چنین حالتی روشنفکر مخالف طالبان چه باید بکند؟ تحریم طالبان؟ همکاری با آنها؟ جنگ مسلحانه؟ مبارزهٔ فرهنگی؟ اکثریت روشنفکران داخل و خارج از کشور منتظر حوادث اند و بدنبال حوادث میروند.

قبل از بخش بحث با سخنرانها آهنگ میهنی «وطن عشق تو افتخارم» از آقای وهاب مددی پخش شد.

بخش بحث با سخنرانها

بحث با سخنرانها یک بخش مهم برنامهٔ کنفرانس بود. این بخش بیش از یک ونیم ساعت ادامه یافت. سخنرانان حاضر در کنفرانس یعنی آقای اندرش فنگ، آقای عزیز رفیعی و آقای داکتر هدایت حاضربه پاسخدهی به سوالات اشتراک کنندگان بودند. سوالاتی زیادی مطرح شد. بطور اجمالی میتوان گفت که اشتراک کنندگان کنفرانس بخاطر ضربه پذیری های مردم و وطن متعاقب بقدرت رسیدن مجدد طالبان نگرانی های زیادی دارند. سوال چه باید کرد سوال مرکزی در بحث ها بود. تشویش از انعطاف نا پذیری طالبان و مداخلات خارجی که در نهایت میتواند به طولانی شدن آلام مردم افغانستان و تشدید خطر جنگ داخلی نیز گردد، در کنفرانس ابراز گردید. اما مهمترین نگرانی تهدید گرسنگی برای ده ها میلیون هموطن ما بود که یکشبه ایجادنشده است و ادامهٔ بحران ایست که قبلاً هم وجود داشت اما قطع کمک های بشردوستانه بعد از حاکم شدن طالبان باعث روشن شدن عمق و وسعت آن شد. سخنرانان یک بیک به همه سوالات پاسخ دادند که تفصیل آن بعداً در گزارش تصویری از طریق حساب یوتیوب فدراسیون نشر میگردد. 

در ختم کنفرانس کمیتهٔ تسوید قطعنامه که در آغاز کنفرانس تعین شده بود، به اشتراک کنندگان وعدهٔ ارسال مسودهٔ قطعنامه را طی دو روز داده و خواهان کنترول و پیشنهادات اصلاحی و تکمیلی از اشتراک کنندگان شد. . مسودهٔ قطعنامه بعد ازآنکه بر وفق نظر اشتراک کنندگان تعدیل شد، در صفحات انترنتی فارو و سایر سایتهای افغانی در اروپا و امریکا قبلاً انتشار یافت.

فدراسیون سازمان های

افغانهای مقیم اروپا (فارو)

قطعنامهٔ کنفران عواقب تجاوز نظامی امریکا به افغانستان

قطعنامهٔ کنفرانس

 عواقب تجاوز نظامی امریکا به افغانستان

  نهم اکتوبر ۲۰۲۱، هالند

فدراسیون سازمانهای افغان‌های مقیم اروپا (فارو) کنفرانس “عواقب تجاوز نظامی امریکا به افغانستان” را بتاریخ ۹ اکتوبر ۲۰۲۱ بصورت آنلاین برگزارکرد. درین کنفرانس شخصیت‌های مستقل و نماینده‌های سازمان‌های افغان‌های مقیم اروپا اشتراک داشتند. پس از استماع سخنرانی‌ها پیرامون پیش زمینهٔ تجاوز، انکشافات بعد از سقوط طالبان، پیشرفت‌ها در ساحات حقوقی و اجتماعی وعوامل شکست امریکا و ناتو این قطعنامه در سه بخش در تفاهم با اشتراک کننده‌ها صادر گردید:

الف: تحلیل وضعیت

به نظر می‌رسد افغانستان و افغان‌ها یکبار دیگر قربانی بازی‌های بزرگ سیاسی و استراتیژیک جهانی می‌شوند.

متاسفانه سیاست تداوم جنگ‌های نیابتی کشورهای منطقه و فرامنطقه، هنوز با همان قوت و پوتانسیل منازعه آفرینی، باقیست.

بهانه جنگ با تروریزم نه تنها سبب محو ترور و تروریزم نشد که حتی باعث تقویت تندروی، افتیدن جوانان به دام بنیاد گرایی، تولید خشونت بیشتر و تقویت گروهای بنیاد گرای جنگی منطقوی گردید.

حضور بیست سالۀ امریکا و ناتو در منطقه بیشتر زمینه ساز استفاده از گروه‎‌های نیابتی شد که در فرجام گردانندگان جنگ‌های نیابتی را بَرنده، قهرمان و بی‌باک‌تر ساخت.

مداخلات مستقیم امریکا و غرب، به خصوص صدور به اصطلاح تکنوکراسی غرب زده، سبب شد تا این مهره‌ها فساد و حاکمیت فاسد بیافریند و سرنوشت کشور به چنین مصبتی سردچار کنند.

فساد گسترده در نظام و رشد و حمایت از فرهنگ معافیت در کشو، نظام لرزان شکل گرفته در بیست سال گذشته را به پرتگاهی که با چنین سرنوشتی گرفتار آمد.

غربی‌ها به خصوص امریکا، با وجود داشتن قرار داد امنیتی و استراتژیک با افغانستان، برخلاف مفاد این قرارداد به امضای تفاهم‌نامۀ دوحه با طالبان پرداختند. این امر در واقع پشت پازدن به ارزش‌هایی شد که خود مدعی آن بودند. این تفاهم‌نامه در واقع زمام امور را حسب دلخواه به طالبان واگذار کرد.

ب: وضعیت کنونی و تدابیر مورد نیاز:

همه طرف‌های ذیدخل در مسایل افغانستان باور دارند که کشور با فاجعۀ فقر و قحطی شدید روبروست. هر نوع تعلل درین مقطع، سبب خواهد شد فاجعۀ بزرگ انسانی در کشور اتفاق بیافتد که همه مسئول آن خواهند بود.

مردم با شناختی که ازعملکرد طالبان دارند، در بی‌باوری نسبت به نظام طالبانی و حاکمیت آنان و همچنان صداقت کشورهای کمک کننده قرار دارند. از میان برداشتن این بی‌باوری نیاز به عملکرد انسانی و صادقانه؛ و همچنان بازنگری به سیاست‌های نادرست گذشته دارد. این امر فقط با تعهدات جهانی و چندین جانبه میسر خواهد بود.

سرنوشت اقلیت‌های مذهبی، زبانی و قومی با در نظرداشت سیاست‌های تندروانه و تنگنظرانۀ طالبان در قبال اقلیت‌های مذهبی، زبانی و قومی، با تهدیدهای شدید و حتی با فاجعه‌های غیر قابل پیش‌بینی جنایت علیه بشریت روبروست. درین مورد اقدامات پیشگیرانه و همه جانبه و مشترک جهانی نیاز است.

افغانستان بیشتر از هر زمان دیگر به ایجاد جنبش‌های سیاسیِ ملی دموکراتیک نیاز مند است. حمایت از ایجاد این نیروها می‌تواند خلاء نمایندگی سیاسی مردم را در مذاکرات و تعیین سرنوشت سیاسی آنان را بهتر رقم بزند.

طالبان با نقص صریح حقوق بشری و محروم ساختن زنان و کودکان از حقوق بنیادی آنان، فاجعه آفریده اند. محرومیت زنان و دختران از کار و تحصیل سبب خواهد شد که کشور سریعتر به پرتگاه فقر و درماندگی اجتماعی فرو رود. این امر با تمامی تدابیر لازم باید جلوگیری شود.

ج: سرنوشت مردم و کشور:

تجربۀ پنج‎‌دهه جنگ گذشته نشان می‌دهد که کشور نیازمند تغییر بنیادی در ساختار سیاسی- اقتداریست. رجوع پس از کنفرانس بن و اخیراً طالبان به قانون اساسی دهۀ دموکراسی یا مشروطیت (1343 برابر 1964)، دلیل این ادعاست. نیاز است طرف‌ها برای رسیدن به صلح و حفظ تمامیت ارضی کشور، ساختار و چهارچوب اقتدار را از نو تعریف کنند.

تجربه‌های پنج دهۀ گذشته همچنان نشان می‌دهند که مردم خواستار نظام مشروع و برخواسته از اراده ملت و اآرای مردم اند.  این مشروعیت باید همه شمول و قابل اعتماد بوده و با ساختارهای قابل اعتماد تسجیل گردد.

مردم افغانستان به خدمات رفاهی نیازمند اند. ایجاد جنبش‌های اجتماعی در بیست سال گذشته سرشار از تبارز خواست مردم به رفاه است. رفاه در کشور زمانی میسر است که نظام قانونمندِ استوار بر عدالت و برابری شهروندی حاکم گردد. جیوپولتیک و جیواکانومی افغانستان هنوز با همان قوت قبل از جنگ سرد در دهه 80 قرن گذشته باقیست. هنوز تشدید ناامنی و دوام جنگ درین منطقه تمامی جهان را به خطر می‌افگند. نیاز است نه تنها برای پایان دادن به جنگ تدابیر اتخاذ شود که برای جبران اشتباهات بیست سال گدشته؛ تمامی کشورهای جهان برای توسعه و امنیت افغانستان به رهبری خود افغان‌ها سرمایه گذاری کنند. این سرمایه گذاری باییست با تفاهم همه جانبۀ اهداف استراتیژیک توسعۀ جهانی و اشتراک کشورهای منطقه در برنامه، هماهنگ گردد.

تاریخ گواه است که درین سرزمین هیچ حاکمیت استبدادی و تحت‌الحمایه نتوانسته است دوام یابد. هرنوع پافشاری برای تصاحب و تکتازی در قدرت سبب ایستادگی مردم و دوام جنگ خواهد شد. لازم است کشورهای منطقه، قبل از آنکه شعله‌های این جنگ دامن‌های خودشان را بسوزاند، برای پایان دادن این جنگ در کنار مردم افغانستان قرار گیرند.

فدراسیون سازمان های

افغانهای مقیم اروپا (فارو)

به نقض حقوق بشرو اشغال دفاتر کمسیون حقوق بشر و وزارت امور زنان خاتمه دهید

به  نقض حقوق بشرو اشغال دفاتر کمسیون حقوق بشر و وزارت امور زنان خاتمه دهید!

شرایط کنونی افغانستان پیچیدگی های خود را دارد. مداخلات همسایگان برای ایجاد بی ثباتی در افغانستان از دید هیچکس پوشیده نیست.  پخش اخبار جعلی مبالغه آمیزدر رسانه های اجتماعی در رابطه با آنچه در افغانستان اتفاق می افتد بر بغرنجی قضاوت در مورد اوضاع می افزاید. اما سازمان های مدافع حقوق بشری وظیفه دارند تا در میان انبوه اخباری که به رسانه های اجتماعی راه می یابد، کاه را از گندم جدا کنند و اخبار مؤثق نقض حقوق بشر را مشخص نموده، جدی بگیرند و علیه آن اعتراض کنند. استفاده از شلاق و کیبل علیه ژونالیستان و لت وکوب زنان اعتراض کننده ، اخراج مردم ملکی از خانه های شان بدون بدیل قابل قبول و خشونت با مظاهره کنندگان (قندهار، کابل، مزار…) مثالهای از نقض حقوق بشر توسط طالبان است که منابع مختلف آنرا تائید کرده اند.  .

با آنکه طالبان مردم کشور را منبع مشروعیت قدرت سیاسی نمیدانند، اما به این معترف اند که انسان خلیفهٔ خداوند در روی زمین است وانسان از خود حقوقی دارد. هم ادیان وهم حقوق بین المللی این حقوق را مشخص نموده و در اعلامیهٔ جهانی حقوق بشر این حقوق توحید و تدوین شده و جزئی از منشور مؤسسهٔ ملل متحد میباشد. بس هر دولتی که علاقمند است بخشی از جامعهٔ ملل باشد و به انزوا نرود، باید به این اصول پابند باشد. تحریک طالبان اینبار اعلام نموده اند که به حقوق بشر و میثاق های بین المللی تا جائیکه در تناقض با اسلام نباشند، احترام میگذارد.

موجودیت یک نهاد مستقل نظارت کننده ازتطبیق  حقوق بشر توسط نهاد های دولتی و خصوصی در جهان امروز یک نیاز مبرم میباشد.   همچو نهادی در چوکات قانون اساسی ۲۰۰۴ و به همکاری و کمک مستقیم کمیسیون حقوق بشر ملل متحد ایجاد شد که عبارت است از کمسیون مستقل حقوق بشر. این کمسیون توانست به کمک مالی، معنوی و سیاسی مؤسسهٔ ملل متحد طی بیش از یک ونیم دههٔ اخیر در۳۴ ولایت افغانستان دفاتر محلی خود را ایجاد نموده و به نظارت وگزارشدهی از وضع حقوق بشر در کشور بپردازد. صرف نظر از نارضائیتی هائی که در مورد کارکرد های این کمسیون وجود دارد، موجودیت این کمسیون برای کشور ما ضروری پنداشته میشود. اما به روز شنبه ۱۸ سپتمبر اعلامیه ای از جانب این کمسیون به نشر رسید که موجب تشویش و نگرانی مدافعین حقوق بشرگردید. کمسیون در این اعلامیه  مدعی شده است که طالبان با تسلط در افغانستان تمامی دفاتر و دارایی های  این کمیسیون را غصب کرده اند. در این اعلامیه آمده است که طالبان از دفاتر کمیسیون مستقل حقوق بشر افغاستان برای برگزاری نشست های شان کار می گیرند و از وسایط  نقلیه و کمپیوتر های این نهاد استفاده می کنند. هرگاه این ادعا واقعیت داشته باشد، اشغال شعبات کمسیون مستقل حقوق بشرقابل تأسف است و ما آنرا محکوم نموده خواستار تخلیهٔ دفاتر این کمسیون،  فعال سازی مجدد کمسیون و احترام به استقلالیت این کمسیون میباشیم.

تسلط طالبان زنان را بیشتر از همه اقشار دیگر جامعه شوک داد و نا امید ساخت. تجربهٔ تلخی که زنان از دورهٔ حاکمیت طالبان در سالهای ۱۹۹۶ الی ۲۰۰۱ داشتند منبع این نا امیدی بود. در آن سالها طالبان زنان را زندانی خانه های شان ساخته بودند و بر علاوهٔ محرومیت از حق کار و تحصیل، حق این را هم نداشتند که برای خرید دوا برای طفل مریض خود، بدون محرم شرعی به دواخانهٔ نزدیک محل اقامت خود بروند.هر خلاف رفتاری کوچک با شلاق ادارهٔ امر بالمعروف مجازات میشد. اقدامات اخیر طالبان چون تعلیق کار زنان در دفاتر دولتی تا تدوین وتصویب لایحهٔ که شرایط آن را تعین کند، به یاد آورندهٔ  خاطرات تلخ سالهای ۱۹۹۶ الی ۲۰۰۱ است. به کارمندان  وزارت  امور زنان نیز اجازهٔ کار داده نشده و در عوض لوحهٔ این وزارت توسط طالبان برداشته شده و به عوض آن لوحهٔ همان سازمان شلاق زن یعنی ادارهٔ امر بالمعروف نصب شده است. این عمل هم برای هر مرد و زن افغانستان تکان دهنده است.

وزارت امور زنان ادامه دهندهٔ کار « دمیرمنو ټولنه» است. «دمیرمنو ټولنه»  در سالهای ۱۳۳۰بحیث یک مؤسسهٔ غیر دولتی ایجاد شده وخدمات زیادی در بخش سواد آموزی و دادن آگاهی به زنان از حقوق شان انجام داده  و در بلند بردن مهارت زنان در صنایع دستی مثل گلدوزی، خیاطی و غیره برنامه های منظم داشتند. تعمیر وزارت امورزنان و سینمای زینب هم اساساً مالکیت همان میرمنو ټولنه است که توسط اشخاص به آن مؤسسه اهدا شده بود. بنااً طالبان در آن حق تصرف مالکانه را ندارد. آغاز کار مجدد وزارت امور زنان، چه در شکل قبلی آن یا با تعدیلات و واگذاری مجدد تعمیر ذیربط به این وزارت خواست همه زنان و آنعده از مردان افغانستان است که به زنان وحقوق شان احترام قایل اند.  

اگرچه وزارت امور زنان طی سالهای موجویت خویش نتوانست بحیث یک وزارت پالیسی ساز، نقش فعال درپر س قانون گذاری وپالیسی سازی در سطوح بالا به نحوهٔ لازمه و بنفع ارتقای موقف زنان ایفا کند، اما در همان حالت نیمه سمبولیک اش هم، برای زنان یک مرجع داد خواهی، کمک حقوقی ومنبع امید تلقی میشد. 

کمسیون حقوق بشر فارو

سرنوشت آزادی بیان و رسانه ها در افغانستان تحت تسلط طالبان

سرنوشت آزادی بیان و رسانه ها در افغانستان تحت تسلط طالبان

بر بنیاد اطلاعات فدراسیون بین المللی خبرنگاران بیش از ۷۰۰۰ کارمند رسانه یی پس از تصرف افغانستان از سوی طالبان متأثر شده اند. آنان یا از کار دست کشیده اند و یا هم از ترس مخفی شده اند. احمد وحید پیمان، روزنامه نگار افغان که اکنون به آلمان فرار کرده است به این فدراسیون گفته است که فعالیت خبرنگاران زن ممنوع شده است و برنامه های سرگرمی از رسانه ها کاملاً لغو گردیده اند: «طالبان فقط وانمود می کنند که با مردم مدارا می کنند تا در سطح بین المللی شناخته شوند، اما نمونه های بیشماری از حملات گسترده آنان وجود دارد» بر اساس اطلاعات این فدراسیون ۱۵۳ رسانه مجبور به توقف فعالیتهای شان شده اند.

انتونی بلانگر، دبیرکل این فدراسیون گفته است: «من معتقدم آنچه ما شاهد ظهور آن خواهیم بود، یک رسانه رسمی – یک رسانه طالبان و بدون حضور زنان است»

The fate of the freedom of expression and media in Taliban-dominated Afghanistan

According to the International Federation of Journalists(IFJ), more than 7,000 media workers have been affected by the Taliban's occupation of Afghanistan. They have either quit their jobs or gone into hiding out of fear. Ahmad Wahid Peyman, an Afghan journalist who has now fled to Germany, told the IFJ that female journalists had been banned and that entertainment programs in the media had been completely canceled: "The Taliban are only pretending to be tolerant of the people. "To be recognized internationally, but there are countless examples of widespread attacks." According to the IFJ, 153 media outlets have been forced to shut down. "I believe that what we are going to see is an official media - a Taliban media without women," said Anthony Blanger, the IFJ's secretary general.

آلمان: آغاز روند پذیرش بیش از ۲۰۰۰ فعال حقوق بشر از افغانستان

آلمان: آغاز روند پذیرش بیش از ۲۰۰۰ فعال حقوق بشر از افغانستان | مهاجرت به اروپا | DW | 14.09.2021

ازحقوق بنیادی آزادی بیان و دسترسی مردم ما به اطلاعات پشتیبانی میکنیم

ازحقوق بنیادی آزادی بیان و دسترسی مردم ما به اطلاعات پشتیبانی میکنیم

بیست و ششم جنوری ۲۰۲۱

حق بنیادی آزادی بیان و حق بنیادی دسترسی به اطلاعات و معلومات، حقوقی اند که با کار ژورنالیست ها به طور عمده اجرا و تمثیل می شوند، این حقوق در مادۀ ۱۹ اعلامیۀ حقوق بشر، و در میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی ۱۹۶۶ – که افغانستان به آن ملحق است – در مادۀ ۱۹ آن در فقرات ۲ و ۳ صراحت دارد و در مواد ۳۴ و قسماً ۵۰  قانون اساسی کشور نیز تضمین شده است این حقوق  به اندازه ای مهم و اساسی است که می گویند: « آزادی اطلاعات و دسترسی به اطلاعات ومعلومات آکسیجن جامعۀ دیموکراتیک است».و تأمین کنندۀ این آزادی و ممثل این حقوق همین ژورنالیست ها می باشند، به این ترتیب حمله به جان ژورنالیست ها مبین نیت طالب ها مبنی بر درهمکوبیدن حقوق آزادی بیان و خفه کردن دسترسی به اطلاعات و معلومات و کار خبر رسانی یعنی قطع  اوکسیجن جامعۀ دموکراتیک است که به طور فزیکی اعِمال می شود.

رویداد های خونین ترور که اخیراً در شهر های بزرگ کشور- به خصوص در شهر کابل – توسط گروه تحریک طالبان و احیاناً به دست گروه های تروریستی دیگر نظیر داعش و یا دسته های تروریستی نامشخص به عمل می آید،سبب نگرانی جدی تمام هموطنان ما مخصوصاً اقشار تحصیکرده، شامل ژورنالیست ها، متخصصین واعضای جامعۀ مدنی گردیده است، زیرا در این میان به طورعمده ژورنالیست های زحمتکش و فعال ما که در عرصۀ خبر نگاری و خبر رسانی تا حد به خطر انداختن جان های شیرین شان عرق ریزی میکنند، اعضای جامعۀ مدنی، کدر های که در ارگان های دموکراتیک نظیر مؤسسسه شفافیت انتخابات فعال می باشند، جوانان ما که مشغول آموختن علم ودانش اند، زنان کشور که تازه در هوای بالنسبه “آزاد” پر و بال باز کرده اند، آماج این ترور های دهشتبار قرار میگیرند.

تروریستان به طور حساب شده و هدفمند کدر های را که برای یک جامعۀ دموکراتیک مهم اند، مورد حمله قراداده اند. بر علاوۀ ژورنالیست ها، یکی از کارمندان ورزیده و فعال کمیسیون مستقل انتخابات، بعضی از اعضای جامعۀ مدنی، سه افسرپولیس زن در ولایت بلخ، دو قاضی زن در کابل در میان قربانیان این ترور ها دیده می شوند، که مؤید هدفمندی این ترور ها بوده و با سنجش های  محتملاً استخباراتی طرح ریزی گردیده اند.

برای بررسی  وضع موجود بهتر است نقل قول هائی از ژورنالیستانی را که در داخل افغانستان کار وزندگی میکنند، ودر کنفرانس آنلاین افغانهای برونمرزی ۱۷ جنوری سخنرانی داشتند، در اینجا درج کنیم: یکی از این ژورنالیست ها اظهار داشت که  «از ملاحظۀ مسیر طالبان در مذاکرات دوحه دانستیم که آیندۀ آزادی بیان و آزادی مبادلۀ معلومات و خبر رسانی جداً مورد تهدید است؛ ابراز فکر و اندیشه  مبادلۀ معلومات و خبر رسانی از نظر طالب ها پدیدۀ آورده شده ای امریکایی هاست که با رفتن شان این پدیده هم از میان برود، در حالیکه در اسناد عام حقوق بشر این حقوق بنیادی برای تمام عالم بشریت اعلام گشته و در قانون اساسی ما توسط مردان و زنان کشور نیز تسجیل گردیده و توسط جوانان افغانستان که در رسانه ها کار میکنند در عمل پیاده شده است. لذا کدام  تحفۀ امریکایی نمی باشد، این حقوق را به بهای خون همکاران ما  نهادینه ساخته ایم. از جانب جمهوریت دردوحه کدام نماینده ای از ژورنالیست ها وجود ندارد که از نقش کاری و مسلک شان در برابر هیأت طالب حمایت و دفاع صورت گیرد». ژورنالیست دیگری عمیقاً از این نگران بود که مبادا بالای حق بنیادی آزادی بیان و حق دریافت و ارائۀ معلومات که جان کار ژورنالستیک را احتوا میکند، در مذاکرات دوحه “معامله” گردد.

ژورنالیستی که سخنران بعدی بود تحلیل نمود که «در نتیجۀ کار خبرنگاران مردم به آگاهی هائی دست یافته اند که به خاطر حقوق شان در برابر قدرت می ایستند ودر واقع همان نیروی فشار بالای حاکمیت را تمثیل میکنند و امروز رسانه ها به قوۀ چهارم در نظام فعلی در حال مبدل شدن است که این همه رایگان بدست نیامده بلکه بادادن ۱۴۰ کشته، عدهٔ زیادی زخمی و بیش از ۱۵۰۰ شکایت ناشی از خشونت، حمله و تعرض بر جان خبرنگاران در مراجع ذیربط ٍثبت است، به آن دست یافته ایم.  بعد از حملات هدفمند اخیر به جان همکارانم، عده ای از ژور نالیست های ما یا به ترک وطن ناگزیر گردیدند یا به شیوۀ غیر مسلکیی خود سانسوری پناه بردند».

علت اساسی این سیاست ترور و کشتار توسط طالبان وارد کردن فشار بر دولت افغانستان جهت دریافت امتیازات هر چه اضافه تر در مذاکرات جاری در دوحه، فراهم کردن هر چه بیشتر عرصه برای یک نظام بسته و توتالیتیر همانند ۲۰ سال قبل و هدف عمدۀ دیگرعبارت از حذف حق بنیادی آزادی بیان و آزادی اظهاراندیشه و فکر و دریافت و ارائۀ معلومات است که طالبان با کشتار های شان در صدد تحقق این اهداف اند. طالبان  انگار مصمم اند هر جریان و گرایشی را که با نظام بسته و مستبدانۀ شان در تناقض حس گردد، از سر راه بردارند.

ایجاد هراس و در همکوبیدن روحیۀ شهروندان وطن ما مقصد این ترور های طرح ریزی شده است.

این ترور ها در یک پلان کلی جنگ روانی بر علیه وطن ما اعمال می شود.

منظور دیگر این کشتار های فجیع وانمود کردن بی کفایتی، ناتوانی و ضعف دولت افغانستان بوده و همچنان نیرومندی طالب ها در جبهات در حال جنگ با دولت رابه نمایش می گذارد.

بر ما افغانهاست تا با حس مسؤلیت در شرایط پیچیده و حساس فعلی بر اتحاد و یک پارچگی مردم ستمدیدۀ ما تأکید جدی به عمل آوریم، کشورفعلاً در حالت نه کاملاً ولی قسماً در شرایط نیمه جنگی و نیمه اضطراری به سر می برد و لذالازم است تدابیر جدیتر در مورد تأمین امنیت شهروندان رویدست گرفته شود.

کمیتهٔ حقوق بشر فارو با تحلیل وضع کنونی و در نظر داشت تهدیداتی که متوجه آزادی بیان و حق دسترسی مردم ما به اطلاعات است، برمواردآتی تأکید میکند:

 فارو ترور های وحشیانه و غیر انسانی ژورنالیستها، فعالین جامعهٔ مدنی و سایر افراد ملکی را بشدت محکوم نموده، تصریح می نمایند که عاملین این قتل ها صدای آزادی دوست و ترقی خواهانۀ مردم افغانستان را خفه کرده نمی توانند.

از جامعۀ جهانی، به شمول سازمان ملل متحد – بخصوص شورای حقوق بشر و سایر ارگان های حقوق بشری آن –  اتحادیۀ اروپا، انجمن های تخصصی جهانی مانند خبرنگاران بدون مرز و سایر ارگان های ذیربط، توقع برده می شود تا این ترور ها را محکوم کنند و دولت افغانستان در امر مبارزه علیه چنین ترور ها، معاونت های فنی و تخصصی بنمایند تا تهدید های جدی که متوجه حقوق آزادی بیان، دسترسی به اطلاعات و معلومات  و خبر رسانی می باشد، متوقف و منتفی گردد و برای حفظ جان ژورنالیستان ما و سایر متخصصان تدابیری را پیشنهاد نمایند.

دولت افغانستان بر مبنای قانون اساسی مکلف به تعقیب و مجازات مرتکبین این ترور ها می باشد. دولت با جلب همکاری مردم برای حفظ جان آنها، بطور اخص متخصصین رسانه ها و جامعه مدنی  باید تدابیر گسترده، مشخص، شمرده و مورد به مورد را بر بنیاد حرفۀ تأمین امنیت توسط ماهران عرصۀ امنیتی و عرصۀ مبارزه علیه تروریزم – مخصوصاً ارتکاب ترور در شهر ها –  را مطمع نظر جدی  قرار بدهد. آرائه معلومات و آموزش تدابیر امنی در برابر چنین عملیات تروریستی به مردم از طریق رسانه ها نیز در این عرصه ممد واقع شده میتواند.

افغانهای مقیم اروپا ازکمیسیون مستقل حقوق بشر میخواهند تا در رابطه به خواست ژورنالیستها و جامعهٔ مدنی برای داشتن نماینده در  ترکیب هیآت مذاکره کنندۀ جانب جمهوریت در دوحه را، به دولت افغانستان و مجامع بین المللی رسانیده و در این رابطه به آنهامشوره بدهد.  

ازهموطنان عزیز چه در داخل و چه در سرتاسر جهان تمنی میگردد تا به هر طریقی که برای شان ممکن است این ترور های متخصصان کشور – منجمله ژورنالیست ها – را مورد تقبیح قرار داده از مواظبت و تأمین امنیت مطمئن آنان پشتیبانی بنمایند و در قطار حامیان حق آزادی بیان در وطن ما و در سراسر جهان بیایستند.

–   از ژور نالیست های ممالک منطقه انتظار میرود که حملات تروریستی بر متخصصان و ژورنالیست های افغانستان را محکوم نمایند و بر دول خویش فشار وارد کنند تا از موافقت و یا سکوت در برابر این ترور ها دست بکشند، پشتیبانی از اجرای صحیح شغل  ژورنالیزم و حمایت ژور نالیست ها یک داعیۀ جهانی است که همیشه بر خبرنگاران سیارۀ ما و ژورنالیست های منطقه اثرات خوب و یا نامطلوب متقابل دارد.

– از هموطنان مقیم اروپا انتظار میرود تا با استفاده از همه امکانات دست داشتهٔ خویش برای دفاع از داعیهٔ آزادی بیان و دست رسی به اطلاعات در افغانستان با سازمانها و مراجع تأثیرگذار کشور میزبان خویش تماس گرفته و توجه آنها را به حاد بودن وضع کنونی جلب نمایند. در ضمن افکارعامه د اروپا را باید از طریق مقالات ومصاحبه ها به زبان کشور میزبان در جهت بهبود این وضع بسیچ ساخت.

«کمیتهٔ حقوق بشر فارو»

گزارش تظاهرات ۱۱ سپتمبر همزمان در شهرهای اروپا

گزارش تظاهرات ۱۱ سپتمبر همزمان در شهرهای اروپا

جهاردهم سپتمبر ۲۰۲۱

به تاریخ  ۱۵ اگست ۲۰۲۱ فدراسیون سازمانهای پناهندگان افغان در اروپا (فارو)  درست پس ازافتادن شهر کابل بدست طالبان،  نهاد ها و شخصیت های دلسوز وطن و طرفدار مردم سالاری را فراخواند تا بتاریخ ۱۱ سپتمبر ۲۰۲۱، روزی که همه مشکلات کنونی افغانستان با آن گره خورده است، یکصدا و هماهنگ علیه عاملین اصلی بحران بشری، سیاسی و حقوق بشری کنونی افغانستان، یعنی امریکا و  پاکستان و به طرفداری از مبارزات مردم و بخصوص زنان افغانستان، دست به تظاهرات اعتراضی بزنند!

خوشبختانه به این فراخوان ما ، مجامع و نهاد های مختلف افغانی در اروپای غربی  پاسخ مثبت گفتند و آمادگی عملی را برای تظاهرات ۱۱ سپتمبر۲۰۲۱، آغاز کردند. مراتب سپاسگذاری خود را به این نهاد ها وهموطنان تقدیم میکنیم و تظاهرات توأم با موفقیت شان را در دفاع از افغانستان عزیز و مردم آن به آنها تبریک عرض میکنیم. عدهٔ دیگری ازحرکات اعتراضی ازنظر تشکیلاتی ارتباطی با فارو نداشتند اما با فراخوان ما همنوائی داشته و بگونهٔ مستقل اما با اهداف مشابه دست به تظاهرات زدند.  

برای قدردانی ازحرکات اعتراضی را که در ارتباط یا همنوائی با فراخوان ۱۵ اگست فارو برگزار شدند میتوان از تظاهرات در شهر های ذیل نام برد:

تظاهرات درمقابل سفارت پاکستان درشهر برلین به ابتکارخانهٔ فرهنگ افغانستان (عضو فارو)عهده دار شده بود.

تظاهرات در Gansemarkt شهرهامبورگ به ابتکار چند نهاد غیرعضو با شیوه های فرهنگی.

تظاهرات شهر هانوور به ابتکار جنبش زنان افغانستان(عضو فارو) وهمکاری چند نهاد دیگر

تظاهرات در Berliner Platz Gieben  شهر Kundegebung آلمان توسط نهاد ها و شخصیتهای غیر عضو

تظاهرات در شهر های مونشن، لیمبورگ ، کولن و گیتسن آلمان توسط نهاد های غیرعضو

تظاهرات در مقابل استیشن مرکزی شهر فرانکفورت توسط نها ه و شخصیتهای غیر عضو

تظاهرات در Willemsplein شهرروتردام توسط نهاد های مختلف هالندی و افغانی به همکاری مستقیم فارو

تظاهرات در Museumplein شهرامستردام که توسط  چند نهاد افغانی بشمول یک عضو فارو ((FAVON .

کنفرانس مشترک هالندی ها  و افغانها در محلی در جنوبشرق هالند.

تظاهرات در  Molevangstrogetشهر مالموی سویدن توسط نهاد های مقیم مالمو براساس فراخوان فارو

تظاهرات درمقابل سفارت امریکا در استکهلم توسط عده ای از دوشیزگان افغان

تظاهرات درگوتا پلاتسن شهر گوتنبورگ سویدن به ابتکار انجمن فرهنگی افغانها (عضو فارو) و همکاری سیاسیون سویدنی.

تظاهرات در شهر پاریس، فرانسه.

تظاهرات شهر تورنتوی کانادا.

تظاهرات شهر ونکور کانادا.

احتمالاً حرکات اعتراضی دیگری هم برگزار شده باشد که ما از آن اطلاع نداریم. آنچه تظاهرات روز شنبه ۱۱ سپتمبر را برجسته میسازد ارادهٔ مشترک همه افغانهای معترض در اروپا برای پشتیبانی از حقوق مدنی و سیاسی هموطنان شان در داخل افغانستان است. هدف اعتراضات در عین حال محکوم کردن عملکرد حکومات امریکا و پاکستان در قسمت زمینه سازی برای بازگشت طالبان به قدرت بود. معترضین دولت بایدن را بخاطر خروج نا منظم و فرار گونه، وقشر حاکم قبلی را بخاطرفساد، جنجال دایمی رهبران قدرت طلب و بی کفایتی مزمن مسؤل از هم پاشی قوای مسلح و بحران کنونی در افغانستان دانسته، بشدت محکوم کردند.

 تا زمانیکه از طرف حکام کنونی حقوق مدنی، سیاسی و کرامت انسانی هموطنان ما، بخصوص زنان افغانستان رسماً تضمین و عملاً تأمین نگردد، این اعتراضات در اروپا ادامه خواهد یافت

بزودی در این قسمت یک گزارش تصویری ارائه خواهد شد

کمیتهٔ اجرائیهٔ فارو

قطعنامه تظاهرات ۱۱ سپتمبر ۲۰۲۱

قطعنامه

یازدهم سپتمبر ۲۰۲۱

دولت ایالات متحدهء امریکا بیست سال قبل افغانستان را به بهانهء تروریسم طالبانی مورد تجاوز نظامی قرار داد. موجودیت قوای امریکا و ائتلاف جهانی «ضد تروریسم» به پاکستان که مرکز اصلی تولید و صدور تروریسم است ضربتی وارد نشد بلکه ده ها میلیارد ها دالر تحت نام  ترانزیت ضروریات قوای امریکا و ناتو پرداخته شد. سرکوب که در نتیجهء آن صدها هزار افغان بی گناه و سربازان کشورهای ناتو به قتل رسید. ناکامی پالیسی مبارزه با مواد مخدره به ازدیاد تولید ومعتاد شدن  بیش از ۳ میلیون انسان از اتباع کشور افغانستان گردید. در اخیر هم دولت ایالات متحدهء امریکا در غیاب دولت تحت الحمایهٔ شان با طالبان قرارداد صلح می بندد و طی یک برنامهء از قبل مهندسی شده ولسوالی ها و ولایات افغانستان را یکی پی دیگر و  بالاخره پس از تسلیمی تمامی خاک افغانستان به همان تروریستانی، که گویا بخاطر مقابله با آنان افغانستان را تسخیرکرده بودند، پا به فرار می گذارند. شرکت کننده گان تظاهرات ۱۱ سپتمبر، که با پذیرش فراخوان فدراسیون سازمانهای پناهندگان افغان در اروپا (فارو) در … گردهم آمده بودند، قطنامهء تظاهرات را با متن آتی به تصویب میرسانند:

۱) ما تجاوز امریکا، جنایات جنگی آن در بیست ساله گذشته و فاجعهء کنونی در کشور ما افغانستان را، که در توافقنامهٔ دوحه طرح و مسؤلیت آنرا ایالات متحدهء امریکا بدوش دارد، شدیداً محکوم می کنیم.

۲) ما از جامعه بین المللی و بخصوص مردمان اروپا، امریکا، استرالیا و سایر کشورها می خواهیم، که بالای دول خویش فشار آورند، تا شناسایی دولت طالبان و کمکهای مالی شان را در صورت تشکیل آن مشروط به رعایت::

حقوق مدنی و سیاسی مردم افغانستان،

آزادی بیان و مطبوعات بر اساس نورم های قبول شدهء بین المللی،

تساوی حقوق شهروندان کشور، با صرف نظر از جنسیت، قوم، زبان و مذهب،

حاکمیت قانون اساسی و متعهد بودن به اعلامیهء جهانی حقوق بشر و تمامی کنوانسیونهای بین المللی، که افغانستان و سایرکشور های جهان به آن پیوسته اند،

تضمین تساوی حقوق زن و سهم زنان در زندگی سیاسی و اجتماعی کشور،

آزادی فعالیت های سیاسی، مدنی، فرهنگی و حقوق بشری و عدم تعقیب و در بند کشیدن فعالین آن،

قطع کامل مداخلات کشورهای خارجی، بخصوص ایالات متحدهء امریکا در مسایل داخلی افغانستان،

حفظ دست آورد های مادی و معنوی ۲۰ سال گذشته، که محصول عرق ریزی مردم افغانستان است.

محکوم کردن اظهارات بی بند و بار دولتمردان ایالات متحدهء امریکا در قبال افغانستان و دست برداشتن از مسلح ساختن جناهای متضاد و مشتعل ساختن جنگ داخلی در کشور ما.

فراخوان ملی. شنبه ۱۱ سپتمبر ۲۰۲۱

دوستان قرار ما یازدهم سپتمبر 2021 در پشتیبانی از خواسته های برحق زنان ، دختران شجاع داخل و خارج کشور و مردم ما در داخل کشور برای کسب آزادی و جنبش “آزادی ” جوانان سرزمین ما در داخل کشور، اروپاو سراسر جهان و اعتراض به حاکمیت قرون وستائی طالبان و باداران امریکائی و پاکستانی آنها در شهرهای مختلف اروپا.( ادرس محل تجمعات اعتراضی در برشور های ضمیمه است). هالند : امستردام و روتر دام و يك كنفرانس مختلط افغانها و هالندي ها جنوب شرق هالند سويدن: استكهلم ، گوته بوري ، مالمو، او ميو ( برشور او ميو زير عنوان در پشتيباني از جنبش آزادي المان : هامبورگ ، هانور ؛ برلین فرانكفورت، شهر لمبورگ، گیسن و شايد هم شهرهاي اطريش : ويانا انگلستان: لندن

1 2 3 11