فرمان اجباری ساختن چادری نوع افراطی طالبان برای

فرمان اجباری ساختن چادری نوع افراطی طالبان برای

دختران وزنان رامحکوم میکنیم

  2022 هالند دهم می    

وزارت نام نهاد و خود ساخته امر بالمعروف و نهی عن المنکرگروه طالبان بروز هفدهم ماه ثور۱۴۰۱ شمسی در یک کنفرانس خبری بعد از یک نشست کاملاَ مردانه و بدَوی، بدون حضور حتی یک نفراز بانوان کشور از فرمان غیر انسانی صحبت کردند که گویا به تائید رهبر آنها ملا هبت الله نیز رسیده است اینکه چه کسی دستورتهیه آنرا داده هنوز روشن نیست.

 متن کامل این نوشته و دستور العمل نشر شد 2*، واز پوشیدن اجباری چادری یا حجابی که سر و نیمهٔ بالائی بدن را بپوشاند خبر دادند. بیشتررسانه ها بخشهای از فرمان را که خلاف کرامت انسانی و در تضاد با  مقام شامخ انسانی زنان قرار دارد قبلا بعضی از رسانه ها نیزهمگانی ساختند.

گروه طالبان با افکار و باورهای بدَوی متعلق به عصر سنگی، علاقمندی شدیدی به محدود کردن آزادی ها و نقض حقوق زنان یا نیمی از پیکر جامعه نشان داده اند. در این هشت ماه اشغال قدرت توسط این قشر متحجر طالبان که  تمام عم و غم آنها بر محور محرومیت زنان از حقوق انسانی اولیهٔ شان بیانگر نگاه آپارتائید و دیدگاه زن ستیزانه طالبان را بوضوع نشان میدهد، طالبان نخست کوشیدند خانمهای را که در ادارات دولتی و بخصوص در معارف کار میکردند با لغو بستها، با اقدام به تقرر مردان و طالبان کردند م با  قطع معاشات زنان، بسته نگهداشتن مکاتب دختران و حکم تبدیلی زنان معلم از ولایات به ولسوالی ها و اطراف عملا زنان را خانه نشین ساختند. سپس برای جلوگیری ازتحصیل نسل جدیدی از زنان تحصیل یافته اقدام به پالیسی دلسرد سازی دختران محصل و بسته نگهداشتن مکاتب متوسط و عالی دختران رو آوردند. در واقع طالبان فکرمیکنند با این دو ضربت کاری بیش از ۱۵ میلیون زن ودختر را از زندگی اجتماعی افغانستان خارج ساخته اند. فرمان حجاب اجباری هم در همین جهت براه انداخته شد.

در این فرمان طالبان آمده است که در صورت عدم رعایت حجاب مورد دلخواه طالبان توسط زنان اگر خانمی مطابق میل طالبان حجاب و چادری نپوشند ” نوبت اول خانه آنها نشانی و به ولی آنها برای اولین بار ( پدر و برادران ) خانمها توصیه و تنبیه میگردد”. آما در حقیقت این امرمداخله درحریم خصوصی خانواده ها و بدور از سنت و فرهنگ اجتماعی افغانهاست، حکم مداخله و تفرقه افگنی بین خانواده هاست که مردان خانواده را در مقابل زنان مجبوربه تطبیق حکم خلاف حقوق انسانی زنان قرار دهند.

همین یک جمله کافیست که مردم و جهانیان بدانند که طالبان در سرزمین فرهنگ، ادب و اخلاق احکام بدوی را صادر میکنند که فرسنگها با باورهای سنتی وفرهنگی این خطه فاصله دارد، حتی اگر جرمی در کار باشد جرم را یک امرشخصی پنداشته که درهیچ قانون مدنی وشرعی مجازات شخص ثانی و ثالث مجاز نیست متون تاریخی ادبا و اندیشمندان متفکر این خطه چنین پندار ها را با طنز، کنایه و ضرب المثل های خِرد گرایانه به تمسخر نیز گرفته اند مانند این ضرب المثل.

گنه کرد در بلخ آهنگری

به شوشتر زدند گردن مسگری1*

طالبان ازرواج و پیشینه تاریخی چادری تا حدی بی اطلاع اند که خلاف واقعیت پوشش چادری را از قرنها پیش عنوان میکنند که کاملا خلاف واقعیت است و حتی مادر کلانهای همین طالبان از آن بی اطلاع اند چه رسد که از رواج چادری با سابقه قرنها از آن صحبت میکنند.

همزمان ذبیح‌الله مجاهد، سخنگوی طالبان در کنفرانس خبری در وزارت نام نهاد امربه‌معروف در باره دستور صادره در مورد حجاب اجباری زنان چنین دُرافشانی میکند “زنان مانند دوران جاهلیت لباس نپوشند و بدون حجاب بیرون نروند، این امر خداوند متعال است”. گویا طالبان با صدور امرجاهلانه خویش ادعای مدرنیته و خدائی نیز دارند!.

تصمیم ضد کرامت انسانی طالبان مبنی براجباری ساختن چادری یا حجاب معادل آن برای بانوان کشور از طرف دفتر هیأت معاونت سازمان ملل متحد در کابل (یوناما)، سازمان ملل، اتحادیه اروپا، مجامع حقوق بشری، واکثریت فعالان حقوق زنان، و بانوان فعال اجتماعی افغان و شخصیتهای بین المللی  با شدید ترین الفاظ محکوم گردیده است.

فدراسیون سازمانهای پناهندگان افغان در هالند و انجمنهای عضوء تحمیل احکام قرون وسطایی طالبان را علاوه بر اینکه خلاف سنتهای جامعه و باورهای مردم دانسته، هر نوع پوشش اجباری و محدودیت در انتخاب پوشش را درعصر کنونی در تظاد با برابری حقوق زنان و مردان دانسته و محکوم میکنند. در جهان امروز زنان حق دارند در همه عرصه های زندگی اعم ازسیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، تحصیل، کار و درامد معاش برابر مردان باشند. فرمان حجاب اجباری دارای محتوی تبعیضی و خلاف نورم های انساندوستانه و انسان محور است.  این چنین فرمانهای استبدادی را مردم سرزمین ما به تکرار از مستبد ین تاریخ مانند فرمانهای هفت ثوری و هشت ثوری  و دیگران نیز به تکرار با بیزاری کامل تجربه کرده اند. خصوصیت مشترک این فرمانها این است که از بالا و بصورت اجباری و بدون رضائیت مردم کشور که صاحبان اصلی این سرزمین اند، صادر میشوند و حکام مستبد کوشش میکنند تا آنرا با استفاده از قوهٔ قهریه تطبیق کنند.  خصوصیت مشترک دیگر این فرمان ها اینست که مردم آنرا نمی پذیرند. شاید در ظاهر سکوت کنند، اما در عمل علیه آن مبارزه میکنند. و سر انجام این فرمان ها با بد نامی بحیث فرمان های دیکتاتوری و ضد انسانی ثبت صفحات سیاه تاریخ میشوند.

هیأت اجرائیه فافون

استاد آصف فکرت (شمع دیگری ازعلم و فرهنگ که خاموش شد)

استاد آصف فکرت

شمع دیگری ازعلم و فرهنگ که خاموش شد

«هنگام بهار است عزیزان وطنم کو»

ششم می ۲۰۲۲

استاد آصف فکرت هروی شاعر، نویسنده، محقق، نسخه شناس و مترجم برجستۀ افغانستان به سن هفتاد و شش سالگی پس از بیماری طولانی در کانادا جان به حق تسلیم نمود.وی که مصدر خدمات زیادی در عرصه های مطبوعات، ادبیات و فرهنگ کشور گردیده بود پس از مهاجرت به ایران در سال ١٣٦١ به کارهای علمی، ادبی و تحقیقی خود ادامه داد و بیشتر در حلقات علمی و ادبی ایران درخشید، بطوری که به اثر دوری از محیط فرهنگی افغانستان در سال های اخیر نسل جوان کشور با نام و آثار او کمتر آشنایی دارند. 

آصف فکرت درسال ۱۳۲۵ خورشیدی در هرات دیده به جهان گشود وپس از به پایان رساندن دوره مکتب ثانوی در لیسه سلطان غیاث‌الدین غوری شهر هرات شامل فاکولتهٔ زبان و ادبیات پوهنتون کابل گردیده درجۀ لیسانس را در ادبیات فارسی دری از دانشگاه کابل و سپس درجۀ ماستری را در رشته روزنامه ‌نگاری از انستتیوت ارتباطات جمعی هند به دست آورد. وی پس از برگشت به وطن منحیث مدیر مسئول روزنامه های «بیدار» و «فاریاب» منتشره در کندز و میمنه خدمات شایان مطبوعاتی انجام داد و در روزنامه‌های انیس و جمهوریت مسوولیت‌های متعددی را به عهده داشت. مدتی هم به حیث مدیر هنر و ادبیات رادیو افغانستان اجرای وظیفه نمود. پس از کودتای هفت ثور سال ١٣۵٧ استاد فکرت به دلیل تنگ و پُر خطر شدن عرصهٔ کارهای علمی و ژورنالستیک در افغانستان،نپذیرفتن سیاست های مطبوعاتی رژیم پوشالی‌، استبداد حاکم بر کشور و حضور نیروهای اشغالگر شوروی، زادگاه خود را در سال ١٣٦١ ترک و به ایران پناهنده شد و در شهر مشهد اقامت گزید. حلقات علمی و ادبی ایران با شناختی که از مرحوم فکرت داشتند استعداد و توانایی علمی و ادبی او را با گماشتن او به سمت فهرست نگار و نسخه شناس کتابخانه خطی آستان قدس رضوی در مشهد به کار گرفتند. مرحوم فکرت در سال ۱۳۶۵ به تهران سفر کرد و قریب سه سال به عنوان یکی از اعضای اصلی موسسه تازه تاسیس«دایرة ‌المعارف بزرگ اسلامی»مشغول کار پژوهش، نگارش و ویراستاری شد‌‌‌‌. وی در سال ١٣٦٨ به مشهد برگشت و در موسسه بنیاد پژوهشهای اسلامی که نهادی از مجموعۀ آستان قدس رضوی بود مشغول تحقیق و نگارش شد تا آنکه در سال ١٣٧٧ به کانادا مهاجرت و در آن دیار رحل اقامت افگند.از استاد فکرت صدها نوشته و مقالۀ علمی و ادبی در نشرات مختلف ایرانی و افغانی به نشر رسیده که از آن جمله در سال های اخیر مقالات شان بیشتر در مجلۀ وزین «بخارا» به نشر می رسید. تازه ترین کتاب او به نام «پشت دروازه هند» در ایران در دست چاپ است.

فکرت در محیط هجرت نیز برای دو زبان ملی و رسمی کشور کارهای ارزندۀ علمی و پژوهشی انجام داد، که از آنجمله می توان از کتاب های «لهجه بلخ و دریافت بهتر سخن مولانا»  و «فارسی هروی، زبان گفتاری هرات» که از نظر زبانشناسی و تاریخ زبان بسی پرارزش اند و پژوهشنامه و فرهنگ جامع لغات گفتاری لهجهٔ های بلخ و هرات می باشندنام برد که به همت استاد فکرت تألیف و تدوین شده در دههٔ ۷۰ هجری شمسی انتشاریافتند. این کتاب ها که بعداً توسط انتشارات بیهقی در کابل نیز اقبال چاپ یافتند می توانند نظریات برخی شرق شناسان غربی را که در رابطه با تاریخ زبان پارسی-دری نظریات استعمار پسند داده اند، اصلاح کند. 

شماری از کتابهایی که مرحوم فکرت تالیف، ترجمه یا ویرایش کرده اند ازین قرار است:

سه مجموعهٔ شعری بنام های «نسیم شیدایی»، «نکهت خاک ره یار» و «گر عشق نبودی» که سومی بر علاوۀ مجموعهٔ اشعارموزون به شیوهٔ کلاسیک حاوی اشعار سروده شده به سبک نو را نیز حاوی می باشد.

«لندی– ترانه های پشتو»

«لغات زبان گفتاری هرات»

«فارسی هروی، زبان گفتاری هرات»

«لهجه بلخ و دریافت بهتر سخن مولانا»

«مناجات پیر هرات»

مقدمه بر فقه شیعه (ترجمه از انگلیسی)

ترجمهٔ «آکام المرجان فی ذکر مدائن المشهوره فی کل المکان»  که درقرن ۴ هجری توسط اسحق بن حسن منجم تألیف شده بود (ترجمه از عربی)

ترجمهٔ «میخ اول بر تابوت استعمار»

ترجمۀ «گزارش سفارت کابل»

ترجمهٔ کتاب «افغانان» اثر منتستوارت الفنستون از انگلیسی به دری

ویرایش «عین الوقایع – تاریخ افغانستان در سال های ١٢٠٧ – ١٣٢۴ »

ویرایش «پیراستۀ تاریخنامۀ هرات»

ویرایش «کرسی نشینان کابل– احوال دولتمردان افغانستان در روزگاران امیر امان الله خان» نوشتۀ سید مهدی فرخ

شمار زیاد مقالات علمی و ادبی منتشره در سایت  http://fekrat.kateban.com

شمار زیاد مقالات علمی و ادبی منتشره در سایت  http://www.yaadhaa.blogspot.ca

مرحوم آصف فکرت عالم تر از آن بود که در بند شهرت و جاه باشد. وفات این عاشق علم و فرهنگ را به خانواده اش و به جامعهٔ فرهنگی افغانستان تسلیت میگوییم. روح استاد فکرت شاد باد!

(کمیتهٔ فرهنگی فارو)

هفت و هشت ثور، دو فاجعه در تاریخ معاصر کشور

هفت و هشت ثور، دو فاجعه در تاریخ معاصر کشور

بیست و هشت اپریل ۲۰۲۲

اکثریت قریب به اتفاق مردم افغانستان در این متفق الرأی اند که کودتای بد فرجام هفت ثور۱۳۵۷ سر آغازو علت العلل دورهٔ سیاهی است که از ۴۴ سال بدینسو افغانستان را طعمهٔ جنگ سرد، جنگهای خانمانسوز داخلی و تجاوزات نظامی خارجی ساخته به آزمایشگاه ایدئوژی های مختلف مبدل ساخت. کودتای خونین ۷ ثور و «مرحلهٔ تکاملی» آن یعنی ۶ جدی که با تجاوز خونین اتحاد شوروی و بقدرت رسیدن جناح پرچم همزمان بود، افغانستان را از یک کشور مستقل  به یک کشور وابسته به اجنبی و میدان مداخلات وعملیاتهای جاسوسی و تهاجم فرهنگی دول بزرگ و همسایه مبدل ساخت. هرآنچه توسط روسها و۷ ثوری ها تخریب نشده بود، بعد از ۸ ثور ۱۳۷۱ در جریان جنگهای قدرت میان تنظیمها یا تخریب شد یا در بازار کارخانو در پاکستان و مشهد ایران به فروش رسید. در سطور ذیل بصورت مؤجز از جنایات ارتکاب یافته در دوره های بعد از ۷ و ۸ ثور نام میبریم تا ازاین جنایات هم برای مرتکبین آن که در حالت انکار قرار دارند، واضح گردد که جنایات دوران قدرت شان را مردم افغانستان فراموش نکرده اند، و معلومات تاریخی ای باشد برای نسل جوان که خودشاهد این جنایات نبوده اند.

جنایات انجام یافته در دورهٔ تره کی و امین(اپریل ۱۹۷۸ الی ۱۹۹۲دسمبر۱۹۷۹) درافغانستان:

اختناق شدید سیاسی و سرکوب بیرحمانهٔ دگراندیشان

زندانی کردن ها و ناپدید ساختن ده ها هزارتحصیل یافته و متخصص در سرتاسر افغانستان

جنایات جنگی در جریان عملیاتهای نظامی برای سرکوب مخالفین مسلح

قتل عام صد ها نفر ازمردم کرالهٔ کنر

قتل عام ۲۴۰۰۰ تظاهرات کننده در شهر هرات (مارچ ۱۹۷۹)

اعتراضات در هزاره جات، بمباردمان ها، دستگیری ها و ناپدید شدن ها

سرکوب اعتراضات در ولایت کابل

شکنجهٔ زندانیان سیاسی تا سرحد مرگ یا اعتراف اجباری وبعدأ اعدام خودسرانه.

جنایات انجام یافته در دورهٔ کارمل و نجیب الله(دسمبر۱۹۷۹ الی اپریل ۱۹۹۲) درافغانستان

تخطی گسترده و سیستماتیک از حقوق بشر و حقوق بشر دوستانه.

 و اعمال روزمرهٔ شکنجه در مراکز تحقیق خاد و زندانها

کوشش برای سرپوش گذاشتن بالای جنایات خاد با تأسیس محکمه و څارنوالی نامنهاد و نمایشی درچوکات خاد.

سرکوب بیرحمانهٔ قیام سوم حوت مردم کابل در برابر اشغالگران روس که ده ها کشته و صد ها زندانی در پی داشت.

سرکوب اعتصابات محصلین پوهنتون کابل با زندانی ساختن صد ها محصل و ده ها استاد.

تخطی روزمره از حقوق بشر دوستانهٔ بین المللی و ارتکاب جرایم جنگی در جریان جنگ و زندانها

دستگیری وسیع و متداوم و شکنجهٔ سیستماتیک دگر اندیشان و مخالفین اشغال افغانستان توسط روسها

شدت و وسعت یافتن بمباردمان های بدون هدف گیری دقیق بالای روستا ها در آغاز دورهٔ نجیب الله

تکیه بر گروه های ملیشیا ودادن دست باز به آنها در زیر پا کردن قانون و حقوق مدنی مردم ملکی بعد از تصمیم مسکو به خروج قوای نظامی از افغانستان

تخطی از قوانین جنگ توسط قوتهای مسلح و ملیشیای افغان بعد از خروج روسها (۱۹۸۹الی ۱۹۹۲)

تخلفات از حقوق بشر و حقوق بشر دوستانهٔ بین المللی بعد از تأسیس دولت اسلامی (۱۹۹۲الی ۱۹۹۶)

قبل از کسب قدرت نیزاکثر تنظیمهای جهادی قوانین جنگ و حقوق بشر دوستان را زیرپامال کردند.

جنگ داخلی میان تنظیمهای تشکیل کنندهٔ دولت در پایتخت که به قتل وجرح ۷۰۰۰۰ فرد ملکی انجامید.

تجاوز بربیت المال و مال و ناموس شخصی مردم ملکی در جریان جنگ داخلی

بم ریزی و راکتباران کور و بدون هدفگیری مشخص توسط طرفین جنگ داخلی بالای مردم شهرکه در نتیجهٔ آن کابل به خرابه و شهر ارواح مبدل شد.

تخلف از قوانین بشر دوستانهٔ جنگ توسط (نیرو های دوستم و مسعود) برای تسلط کامل بر شمال

تخلف از قوانین بشر دوستانهٔ جنگ در جنگهای اسماعیل خان برای تسلط بر حوزهٔ غرب

قتل عام و تجاوز جنسی دسته جمعی بالای ناموس مردم افشار کابل توسط تنظیمهای شامل در دولت

شکنجه و اعدام های خودسرانه توسط نیروهای حزب وحدت اسلامی بطور خاص در کابل و مزار

شکنجه، تجاوز جنسی و اعدام های خودسرانه توسط نیروهای جنبش ملی- اسلامی

راکتباران دوامدار و تکرارشونده  شهریان کابل توسط حزب اسلامی حکمتیار

سایر تنظیمها نیزدر دورهٔ ۱۹۹۲-۱۹۹۶ متهم به تخطی از قوانین جنگ و غارت اموال مردم اند

قتل عام زندانیان طالبان در مزارشریف.

فروش طیارات نظامی و ملکی به قیمت ناچیز به همسایگان. یک فروند طیارههٔ مسافربری ایربس ملکیت هواپیمائی آریانا به امر برهان الدین ربانی به هواپیمائی ماهان ایران که مربوط سپاه قددس است، به قیمت بسیارناچیز فروخته شد. کسی نمیداند پول بدست آمده در جیب کی رفت.

مبارزین و اقعی جنگ مقاومت روسی که بدون اهداف کاسبکارانه در این جنگ و یا در مبارزات غیر مسلحانه علیه اشغالگران روس اشتراک کرده بودند، بعد از خروج منفعلانهٔ قوای روس از افغانستان خواستار تأمین صلح به کمک مؤسسهٔ ملل متحد بودند. آنها میدانستند که پاکستان و ایران به کمک گروه های وابسته به خود در پی ضعیف ساختن افغانستان و تبدیل قسمتی از آن به حوزهٔ نفوذ خود اند. آنها از تنظیمهای وابسته به اجنبی فاصله داشتند. اگراین مبارزین جنگ مقاومت در همان زمان شهید یا در زندان اعدام نشده باشند، با تقوای سیاسی در گوشه ای از افغانستان یا خارج از افغانستان با وجدان آرام از اینکه در زمان اشغال دَین وطن خود را ادا کرده و در جنگهای تباه کن داخلی سهمی نداشته اند، بسر میبرند. آینها نه فخر میفروشند، نه امتیاز می طلبند و نه القاب قهرمانی میخواهند. افتخاربه آنها.

هیأت مدیرهٔ فارو

اعلامیه فارو در محکومیت کشتارهای هدفنمد متعلمین

اعلامیه فارو در محکومیت کشتارهای هدفنمد متعلمین

مکاتب غرب کابل و قربانیان حملات برمساجد و عبادگاهای مردم در مزارشریف و کندز

بیست و پنج آپریل ۲۰۲۲

کشتارهدفمند دانش آموزان و مردم ملکی بیگناه در کابل و مزار و کندوز، چه از طرف داعش، سایر سازمانهای تروریستی و یا افراد حاکمیت خود خوانده طالبان باشد، مصداق جنایت جنگی، جنایت علیه بشریت و نوعی از نسل کشی ایست که متاسفانه در این روزها کشور را به حمام خون مبدل ساخته است. حذف شاگردان مکاتب، دارندگان تعلق تباری و مذهبی دیگر و دیگر باوران که از هفت ماه بدینسو در سراسر کشور جریان دارد، بااغماض عمدی مدعیان حاکمیت کابل از عمل کردن به تعهدات مکرر شان برای تأمین و حفظ امنیت مردم کشور و بخصوص برادران شعیه مذهب، به تشدید خرابی اوضاع و ضعیف تر شدن باور آنانی گردیده که به وعده های طالبان اعتماد میکردند. تفاوت میان  وعده های لفظی و عملکرد گروه طالبان و پس گرفتن تصمیم باز گشائی مکاتب دختران بالاتر از صنف ششم  بیانگر عمق فاجعه این نظام دیفاکتو وغاصب قدرت است.

جنایت مرگبار و انفجار های سازمان یافته پی هم آنهم در لحظهٔ خروج متعلمین یکی از بزرگترین لیسه های کابل  بنام “عبدالرحیم شهید” و مرکز آموزشی  ممتاز در غرب کابل بروز سه شنبه سی حمل برای مردم افغانستان و جهان تکان دهنده بود. این حملات تروریستی دانش آموزان بیگناهی را که جز تحصیل هیچ جرمی نداشتند، هدف قرار دادند. سخنگویان طالبان رقم تلفات را بر خلاف رقم واقعی قربانیان که ۳۱ نفر جانباخته و بیش از هشتاد نفر زخمی شدید بود، شش نفر کشته و ۱۱ نفر زخمی گزارش دادند و با مداخله در کار خبر نگاران کوشیدند حقایق تلخ این فاجعه را کوچک جلوه دهند. تهدید اهدا کنندگان خون به متعلمین زخمی در شفاخانه ها بیانگر این حقیقت است که طالبان از آشکار شدن عواقب فاجعه بار و ابعاد انسانی این حملات هراس داشته عمداً  به اغفال مردم پرداخته حتی در انتشار ارقام قربانیان کوچک نمائی عمدی میکنند تا موجودیت دهشت افگنی را کمرنگ جلوه دهند وآب به اسیاب تروریستان میریزند.

 پرسش اساسی در باز نگری حوادث مکاتب یاد شده و مساجد مزار شریف، کندز و سایر نکات اینست که چگونه هراس افگنان توانستند این همه ماینها و مواد انفجاری را به محل ارتکاب جرم انتقال داده از قبل جاه سازی کنند؟ طالبان این حقیقت را چگونه توجیه و استدلال میکنند که از یکسو با بوغ و سُرنا ادعای تأمین سرتاسری امنیت میکنند و امنیت نسبی ماه های اول حاکمیت شان را همه روزه  برخ مردم و جهانیان میکشند و از سوی دیگر دهشت افگنان گروه های مختلف، منجمله داعش را تحت نام مصالحه و استقرار صلح از زندانهای دولت فاسد پیشین در پی عقد توافقنامه صلح با امریکا آزاد نمودند تا بازهم با دهشت افکنی و ترور مردم ملکی، افغانستان را به خاک وخون بکشانند. فدراسیون سازمانهای افغانهای مقیم اروپا در همان زمان در اعلامیهٔ رسمی خویش به این عاقیب نه اندیشی با طالبان اعتراض کرد که معافیت جنایتکاران خطر افرین است و ازعواقب خونین رهائی دهشت افگنان که برای بار دوم کشور ما را به لانه امن تروریستهای حرفوی و بین المللی مبدل ساخت، ابراز انزجار داشتیم.

جابجائی مواد انفجاری آنهم در مساجد پر جمعیتی شهر های ما که نظم امنیتی آنها در زیر نظر وزارت داخله و نیر های امنیتی که خود تجارب کافی در انتحار و انفجار  بسیار پرسش بر انگیز است! طالبان اعلام داشته اند که داعش دیگر خطر جدی برای امنیت افغانستان و کشور های دیگر نیست. شاید منظور طالبان از عدم خطر داعش خطر برای خودشان باشد.  در پاسخ به رسانه ها طالبان در قبال اینهمه جنایت وعده میدهد :” در زمینه تحقیق میکنیم! “. چه زمانی تحقیق طالبان در مورد حوادث ۷ ماه گذشته که به قیمت جان صد ها انسان هموطن ما تمام شده تکمیل میگردد؟ رژیم فاسد قبلی «هیات بررسی» تعین میکرد و کار این هیأت ها تا سقوط رژیم معلوم نشد. اکنون هم تا این لحظه کدام موردی از نتایج تحقیقات در مورد  عاملین دهشت افگنی و کشتار دگراندیشان، زنان معترض ، نظامی های رژیم سابق که حالا در جنگ اشتراک ندارند و مورد حمایت کنوانسیونهای بین المللی بشر دوستانه میباشند و سایر حوادث جنایتکارانه در قندهار هرات، مزار تا پروان و جلال آباد،از پکتیا و کابل تا بدخشان با مردم مطرح و یا اطلاع رسانی نشده است. آیا تاریخ تکرار میگردد؟

فدراسیون سازمانهای افغانهای مقیم اروپا ” فارو ” با ابراز تسلیت به خانواده های قربانیان این جنایتهای هولناک، جامعه معارف افغانستان و مردم به گروگان گرفته شدهٔ کشور کشتار های شنیع و جنایتکارانهٔ شاگردان مکتب و سایر غیر نظامیان  را با شدید ترین الفاظ محکوم میکند و بدین نظر است که در صورت تعلل طالبان در دستگیری و مجازات عاملین این جنایات، سازمانهای حقوق بشری و بخصوص محکمه بین المللی جزائی برای شناسائی، تعقیب و اجرای عدالت در حق باز ماندگان و خانواده های  قربانیان مرجع قابل رجوع برای بررسی قربانیان این جنایتها میباشد.

یاد شهدای راه دانش و معرفت گرامی باد.

فدراسیون سازمانهای افغانهای

مقیم اروپا ” فارو”

کمیته حقوق بشر

فرمانده پیشین زندان پلچرخی در هالند به ۱۲ سال حبس محکوم شد

یک محکمه در هالند روز پنجشنبه ۱۴ اپریل (۲۵ حمل) یک مرد افغان را به جرم “جنایات جنگی” و “شکنجه” مخالفان سیاسی‌ حکومت در زندان پلچرخی در دهه ۱۹۸۰، به ۱۲ سال حبس محکوم کرد.

قضات محکمه گفتند که این مرد ۷۶ ساله که خود را عبدالرفیف می‌نامد، در واقع عبدالرزاق عارف نام دارد و از سال ۱۹۸۳ تا ۱۹۹۰ فرمانده زندان پلچرخی بود، اما اکنون با نام کاذب عبدالرفیف در هالند زندگی می‌کند.

رفیف در سال ۲۰۰۱ به هالند آمد و پناهندگی سیاسی گرفت و پس از چند سال شهروند آن کشور شد.
سارنوالان محکمه گفته اند که بر اساس ادعاها، رفیف که مسوول زندانیان سیاسی در محبس پلچرخی بود، زندانیان را در شرایط غیر انسانی در زندان نگه‌ می‌داشت و محافظان زیر امر وی زندانیان را لت و کوب، شکنجه و اعدام می‌کردند.

الس کول، قاضی محکمۀ محلی هاگ گفت که عبدالرفیف با زندانیان “ظالمانه و بی‌شرفانه رفتار کرده و آنان را جبراً از آزادی‌های شان محروم کرده بود” که به گفتۀ وی این‌همه “جرایم جنگی” اند.

خانم کول گفت که این متهم در زمانیکه حکومت به حمایت شوروی در افغانستان بر ضد مجاهدین می‌جنگید، هزاران زندانی را شکنجه و شماری از آنان را به نام اینکه دشمنان رژیم اند، اعدام کرده است.

او گفت: “رفیف در خشونت دخیل بود. او اوامر را صادر می‌کرد و می‌دانست که در زندان چه اتفاق می‌افتد و برای جلوگیری از اعمال زیردستانش هیچ‌کاری نمی‌کرد.”

خبرگزاری فرانس‌پرس گزارش داده است که از جمع ۱۹ شاهدی که در محکمه آمده بودند، شماری از آنان هویت رفیف را که همان فرمانده پیشین زندان پلچرخی بوده است، تایید کرده اند.

احمد راتب فقیری، ۶۶ ساله، که یکی از قربانیان بود و در جلسۀ محکمه حضور داشت، پس از صدور حکم زندان بر عبدالرفیف در مصاحبه با صدای امریکا گفت که از اینکه کسی که او را شکنجه کرده بود و اکنون برایش جزا داده شد، احساس راحتی می‌کند

جهت شنیدن مصاحبه احمد راتب فقیری اینجا اشاره نمایید

سارنوالان محکمه گفته اند که شماری از زندانیان در زندان پلچرخی که زیر ادارۀ عبدالرفیف بود بدون محاکمه اعدام شده اند و کسانی هم که محاکمۀ شان برگزار شده است فقط “برای نمایش” بوده است.

در جریان محاکمه، سارنوالان، شاهدانی را حاضر کردند که هویت رفیف را عارف معرفی کردند. یکی از قربانیان به قضات گفت که هنوز از شکنجه‌های روانی که در زندان متحمل شده است، شب‌ها از بی‌خوابی رنج می‌برد.

مارین زوکیتو، وکیل مدافع عبدالرفیف گفته است که استیناف طلب خواهد شد. او گفت: “تقریباً با هر نکته‌ای که قاضی در جلسۀ محکمه ذکر کرد، مخالف استیم.”

مقام‌های هالندی گفته اند که تحقیقات در مورد این مظنون در سال ۲۰۱۲ پس از آن آغاز شد که در بلاگ‌های انترنتی گزارش‌هایی نشر شد که گویا فرمانده پیشین زندان پلچرخی در هالند زندگی می‌کند.

در جریان تحقیقات، مسوولان هالندی با ۲۵ شاهد در کشورهای مختلف مصاحبه کرده و نیز “محتویات بی‌شماری” را از منابع آزاد گردآوری کرده اند

لینک منبع خبر

https://www.darivoa.com/a/afghanistan-prison-commander-jailed-for-12-years-for-war-crimes-by-dutch-court/6529406.html

بازگشائی مکاتب دختران، خواست همه مردم افغانستان است

بازگشائی مکاتب دختران، خواست همه مردم افغانستان است!

دوازدهم اپریل ۲۰۲۲

خاطرهٔ تلخ ۲۳ مارچ ۲۰۲۲ را دختران مکاتب متوسطه و عالی افغانستان هرگز فراموش نخواهند کرد. در این  روز بیش از یک میلیون دخترنوجوان و جوان بعد از هفت ماه انتظاربا یونیفورم ها و بکس مکتب خویش و با دلهای پُر از امید به آینده به مکاتب خویش داخل شدند، اما از مسؤلین مکاتب شنیدند که گروه طالبان با تخلف از وعدهٔ قبلی خویش به مردم افغانستان، مکاتب متوسطه و عالی دختران را تا امر ثانی بسته نگهمیدارد. این خبر برای دختران مکاتب چنان تکاندهنده و وحشتناک بود که اشک را از چشمان شان جاری ساخت و با چشمان پُر از اشک و دلهائی که در آن جای امید را یأس و جای خوشی را غم گرفته بود، به خانه های شان برگشتند و اندوه و نا امیدی فضای زندگی میلیون ها خانواده را فرا گرفت.

پس منظر موضوع:  در سال ۱۹۹۶، زمانیکه طالبان برای نخستین بار قدرت سیاسی را بدست گرفتند، هیچ پلانی برای سیستم آموزشی افغانستان نداشتند. کشور نیزبا جنگهای قدرت طلبانهٔ  داخلی تنظیمیها در یک حالت بحرانی بسر میبرد. طالبان بعد از مدتی مکاتب پسران را اجازهٔ فعالیت دادند اما مکاتب دختران را به بهانهٔ مساعد نبودن محیط برای آموزش دختران به تعویق انداختند. چند نسل از دختران تا زمان سقوط امارت طالبان از درس و تعلیم محروم ماندند. سیستم تعلیمی توانست طی دو دههٔ بعد از سقوط طالبان تا حدی به پا بیایستد. اما تعداد اطفال، بخصوص دختران محروم از مکتب بخاطر خرابی وضع امنیتی و فساد لجام گسیختهٔ اداری رژیم قبلی هنوز هم به ۵ میلیون میرسید.

بعد از توافق دوحه بین طالبان و امریکا که زمینه  به قدرت رسیدن مجدد طالبان را زیر نام مذاکرات صلح مساعد ساخت و به بتاریخ ۱۵ اگست ۲۰۲۱، زمانیکه طالبان با کنار گذاشتن امکان تشکیل حاکمیت همه شمول قدرت را قبضه کردند، مکاتب بخاطر شیوع کوید ۱۹ در حال تعطیل بودند. بتاریخ ۱۹ سپتمبرمکاتب پسران و مکاتب ابتدائیهٔ دختران دوباره باز شدند. اما باز شدن مکاتب متوسطه و عالی دختران به بهانه ای « نهائی نشدن برنامهٔ اسلامی و آماده شدن  محیط» به تعویق انداخته شد. بیم آن وجود داشت که تاریخ تکرار گردد، و میلیونها دختر وطن از حق تعلیم محروم شوند. اما تحت فشار خارجی طالبان وعده دادند که مکاتب دختران با آغاز فصل جدید تعلیمی مکاتب سرد سیردوباره باز میشوند. دختران با علاقمندی به خرید ضروریات مکتب پرداختند وبتاریخ ۲۳ مارچ روانهٔ مکاتب شدند اما انکار طالبان از وفا به عهد شان میلیونها خانواده را افسرده و سوگوارساخت.

عکس العمل مردم افغانستان:  با وصف محدودیتها بر آزادی بیان و تهیهٔ اخبار، تا جائی که در رسانه های داخل کشور دیده شده، هیچ باشندهٔ افغانستان با تصمیم رهبری طالبان مبنی بر تعویق نا محدود فعالیت مکاتب دختران ابراز موافقت نکرده است. برعکس همه با آن ابراز مخالفت کردند و ازرهبری طالبان خواسته اند تا هرچه سریعترامر بازگشائی مکاتب دختران را صادر کند. محروم شدن دختران از تعلیم، عواقب اجتماعی و اقتصادی ناگواری برای افغانستان خواهد داشت. مهمترین موضوع ضربه  روانی ایست که این تصمیم رهبری طالبان بردختران محروم شده از حق تعلیم و حق داشتن آرزو های بزرگتر از تشکیل خانواده بر آنها وارد میکند. خانواده های این دختران نیز ازتأثیرات روانی منفی این فیصله رنج میبرند. طی بیش از دوصد روز گذشته معلمین مکاتب دختران با وصف محروم بودن از معاش و سایر امتیازات، به امید وفا نمودن طالبان به وعدهٔ بازگشائی مکاتب منتظر مانده اند تا به وظیفهٔ مقدس معلمی ادامه بدهند. این معلمین نمیتوانند منتظر امر ثانی طالبان که شاید سالها طول بکشد، بمانند. آنها به کار های دیگری رو می آورند واین ضربهٔ بزرگی برسیستم معارف افغانستان که همین حالا از کمبود معلمین رنج میبرد، خواهد بود. با در نظر داشت نکات فوق همه مردم افغانستان بشمول افغانهای مقیم خارج، روحانیت کشور و بخشی از طالبان با قا طعیت خواستار بازگشائی فوری مکاتب دختران میباشند و نظر خود را از طریق تظاهرات، رسانه ها و گردهمائی ها ابراز کرده اند. هیأت مدیرهٔ فدراسیون سازمانهای افغانهای مقیم اروپا، از نام اعضا و هواداران نهاد های عضو خویش به هموطنان معترض به بسته ماندن مکاتب دختران می پیوندند و خواستار خاتمه دادن عاجل به این بحران جدی اجتماعی است.

چه باید کرد؟

تعلیم و تحصیل دختران و زنان در تمام سطوح تحصیلی و کسب مدارج حرفوی و انکشاف ظرفیت فنی، تخنیکی و علمی جزوه حقوق بنیادی مردم هر جامعه است و در این عصر درهیچ کشوری از جهان دختران و زنان از تحصیل محروم نگردیده  و هیچ حاکمیتی حق محروم ساختن انها از تحصیل را ندارند. عهد شکنی طالبان در قسمت بازگشائی مکاتب دهتران در شروع سال جدید تعلیمی، عدهٔ زیادی از خانواده ها را بخاطرتعلیم فرزندان شان عملا مجبور به ترک کشور ساخته اند.

متأسفانه ۴۳ سال جنگ و پالیسی های مُخرب کشور های همسایه از یکسو و سیاست ضعیف، مصرفی و وابسته نگهداشتن اقتصاد کشور ما طی دو دههٔ گذشته از جانب به اصطلاح دونر های غربی، اقتصاد افغانستان را چنان ورشکسته ساخته است که هر گروهی که برافغانستان حاکم شود، حد اقل برای چند سال نخست محتاج به کمک بین المللی برای عرضهٔ خدمات مبرم داخلی چون تعلیم و تربیه و خدمات صحت عامه خواهد بود. سیستم معارف افغانستان از کمبود شدیدد امکانات برای عرضهٔ خدمات رنج میبرد. هرگاه حکام فعلی افغانستان از موضوع گشایش و عدم گشایش مکاتب دختران بحیث یک وسیلهٔ زور آزمائی و بازی سیاسی با غرب استفاده کنند، هم دچار برخورد ظالمانه و خلاف تمام موازین بشردوستی علیه دختران هموطن خویشمیشوند و هم امکان تمویل معاشات معلمین مکاتب پسران را به خطر می اندازند زیرا دول تمویل کننده اعلام کرده اند که تبعیض در تعلیم وتربیه را تمویل نمیکنند.

از جانب دیگر، بازگشائی عاجل مکاتب دختران میتواند از وسیع شدن اعتراضات افغانهای مقیم خارج، بخصوص اروپا و امریکا در برابر پالیسی های زن ستیزانهٔ طالبان بکاهد و الی افغانها در داخل و خارج از کشور مصمم به دفاع وسیع و همه جانبه ازحقوق دوشیزگان معصوم افغان که مادران فردای اولاد وطن بوده و سلامت جامعه، به سلامت آنها وابسته است، میباشند.

هیأت مدیرهٔ فدراسیون سازمانهای وناهندگان افغان در اروپا «فارو»

پروژۀ پایپلاین گاز تاپیمیلیارد ها دالر می اورد پایپلاین گاز باقدرت بزرگ

پروژۀ پایپلاین گاز تاپیمیلیارد ها دالر می اورد
پایپلاین گاز باقدرت بزرگ

پساز خروج نیروهای امریکائی از افغانستان،اسیای میانهمعجزه ایرا از سر می گذراند که بر اوضاع و احوال
مربوط به انرژی در منطقهبه صورت جدیاثرگذار است. یکی از ان مسائلی که حکومت جدید افغانستان که
اینکبر کابل مسلط گشته،برنامه ٔ از سر گرفتناعمار پروژۀ عظیم پایپلاین گازاست. در این رابطه صدای
دندانخائیو ژاژخائیایالات متحدۀ امریکا در سراسر جهان به گوش می رسید. و این قابل تعجبهمنیست،
زیرا اهمیت این پایپلاین برای هند و افغانستان با نقش پایپلاین2Nord Stream1
برای المان و روسیه قابل
مقایسه است.پروژۀ تاپی از طریق ترکمنستان، افغانستانوپاکستانتاهندوستان کشیده می شود. از طریق
این پایپلاین در ایندۀ نزدیکبهصد ها میلیارد متر مکعب گاز انتقال می یابد که اقتصاد ملی کشور های اسیائی
را تقویه کرده و ساختار های محلی صنعتیانهارا از اساسدگرگونخواهدساخت.
چندی قبل اعلامیۀ وزیر خارجۀ روسیه،سرگی لاورف،توجههمه را به خود جلب کرد. او در تاشکند اعلان کرد
که روسیه حاضر است که در اعمار این پایپلاین که قبلا ً به خاطر حوادث افغانستان متوقف شده بود، به
صورت فعال اشتراک نماید. ایا اینبهمعنیتصمیمروسیهمبنی بر برگشتانبه اسیای میانهنیست؟ این
پایپلاین روی اقتصادملی کشور هائی که در انها امتداد می یابد، چه تأثیری خواهد گذاشت؟ برای جواب به
این سؤال باید در نخست بدانیم که در این پایپلاین جدید گپ سر چیست؟منابعگازبرایاین پایپلاین از
ساحاتپیدایش گاز درترکمنستان،ًمخصوصااز حوزۀ گالکیونش(Galkynysh)که در معنی “رنسانس”
است، تأمین می شود.ذخائر گاز گالکیونشبعد از ذخائر حوزۀ “جنوبفارس” ایران،ازبزرکترین منابع گاز
در سطحجهان شمرده می شود. در منطقۀ گالکیونش21,4بیلیون متر مکعب گازکشف شده که دو برابر منابع
….. گاز در “حوزۀ فروافتادۀ اورینگوی” روسیه میباشد.

جهت داونلود کامل این مطلب لطفا در اینجا اشاره نمایید.

نوروز باستانی را گرامی میداریم

نوروز باستانی را گرامی میداریم

نوزدهم مارچ ۲۰۲۲

آراست دگرباره جهاندار جهان را                                  چون خلد برین کرد زمین را و زمان را (سنائی غزنوی)

در حالیکه مردم افغانستان برای تجلیل از نوروز آمادگی گرفته اند، ذبیح‌الله مجاهد سخنگوی طالبان به بی‌بی‌سی فارسی گفت که طالبان مانع برگزاری مراسم نوروز از سوی مردم نمی‌شوند اما حکومت طالبان رسما از نوروز تجلیل نخواهد کرد. به گفته او “هر مراسمی را که در اسلام نیست، طالبان تجلیل نمی‌کنند».  جملهٔ اخیر که از آقای مجاهد نقل قول شده است بدین معناست که هر مراسم عنعنوی و تاریخی مردم افغانستان که اسلام به تطبیق آن حکم نکرده باشد،  بشکل رسمی از سوی طالبان تجلیل نمیگردد. این موضعگیری طالبان یکبار دیگرنشان میدهد که وقتی یک گروه سیاسی بعد از غضب قدرت دولتی در تصیمگیری های دولتی وملی صرفآ اولویتهای گروهی و ایديولوژیک خود را، بجای خواست اکثریت مردم  درمحور قرار دهد، ناگزیر است بین خود و مردم خط فاصل بکشد. در رابطه با بیرق سه رنگ ملی هم برای طالبان منافع گروهی شان عمدگی داشت و خواست مردم نادیده گرفته شد. در رابطه با موسیقی که در تارو پود مردم ما قبل و بعد از اسلام ریشه دارد و نیاز هر جامعه است هم طالبان قرائت خود از اسلام را بالای مردم تحمیل کردند. البته ملتها در شرایط اختناق هم هویت فرهنگی خود را حفظ کرده میتوانند. اما این نوع فشار ها بر میزان فاصله میان مردم و حاکمیت بشدت می افزاید.  طی سده یا سده های گذشته نوروز در تقویم افغانستان روز رخصتی بود و از این روز خجسته در شهرهای بزرگ بطور رسمی تجلیل میشد.

مردم افغانستان در هر صورت به تجلیل از این روز ادامه خواهند داد. به دو دلیل:

نوروز ریشه در تاریخ بیش از ۳۰۰۰ قبل آریائی ها دارد و بلخ افغانستان مهد پیدایش این عنعنه بود. مرحوم پوهاند داکتر احمد جاوید محقق و استاد پوهنتون کابل ریشهٔ چند هزار ساله نوروز درتاریخ وطن ما را در کتاب «نوروز خوش آئین» به تفصیل تشریح کرده که در قسمتی از آن میخوانیم: « آریائیها در اعصار باستانی سال را بدو فصل گرما (Hama) هفت ماه و فصل سرما Zayama بنج ماه تقسیم میکردند…  در آغاز فصل تابستان گله ها و رمه ها را از آغیل ها به چمن های سرسبزبه چرا میبردند و در آغاز زمستان آنها را با توشه و انباشتهٔ زمستانی به آغیل ها می آوردند. بدین مناسبت هر دو را آغاز سال میدانستند و با سور و سرور میپرداختند که اصطلاح نوروز و مهرگان یاد آور همین جشن ها و شادی هاست.» ابوریحان البیرونی درکتاب التفهیم میگوید:«نوروز چیست؟ نخستین روز است از ماه حمل،  و از اینجهت روز نو نام کردند که پیشانی سال نو است.» به قول فکری سلجوقی:

از آن روز و از آن ماه و از آن سال                  به جا مانده خجسته جشن نوروز

از نوروز طی اعصار و قرون تجلیل شده و بعد از ترویج دین اسلام هم این سلسله ادامه یافته است زیرا این جشن با احیای مجدد زندگی نباتات و خرمی و سرسبزی طبعیت و آغاز فصل بهار و کشت وکاربصورت طبعی ارتباط داشته و تغیراتی که درطبیعت ایجاد میگردد خوشی و هیجان لازمه برای برگزاری جشن و همنوا شدن با طبعیت را بوجود می آورد. نوروز در ادبیات ما، بخصوص در اشعارناب شعرای متقدم زبان دری زنده نگهداشته شده ودر تار وپود فرهنگ مردم افغانستان هم قبل و هم بعد از ترویج دین اسلام ریشه های مستحکم ایجاد کرده  و درخطهٔ جفرافیائی ما که قبلاً بنام های آریانا و خراسان یاد میشد، همیشه بزرگداشت شده است. در اینجا مثالهای را از ادبیات شعری افغانستان ذکر میکنیم تا تأکیدی باشد بر اهمیت فرهنگی وتاریخی نوروز در ادبیات و هرهنگ ما:

ابوریجان البیرونی (قرون ۴ و ۵ هجری قمری) در آثار الباقیه (ص۳۶۳) میگوید: «نوسرد: روز اول آن نوروز سغدیان است که نوروز بزرگ باشد»

دقیقی بلخی: (قرن ۴ هجری)

به بلخ گزین شد در آن نوبهار               که یزدان پرستان آن روزگار

هشت مارچ وتشدید نقض حقوق زن در افغانستان

هالند، هشت مارچ ۲۰۲۲

هشت مارچ، روز جهانی همبستگی ومبارزه  زنان جهان برای کسب حقوق برابرو آزادیست. از سال ۱۹۰۹ تا اکنون، این روز، روز مبارزه با تبعیض جنسیتی و روز آگاهی و دفاع مشترک از حقوق زنان به حساب می آید.  این روز ده ها سال قبل از آنکه در سال ۱۹۷۵ توسط ملل متحد بحیث روزجهانی همبستگی زنان پذیرفته شود، در امریکا واروپا بحیث روزبین المللی زن، با اکسیونهای حق طلبانه تجلیل میگردید. هشت مارچ نقطهٔ ُاغاز مبارزات دسته جمعی زنان کارگر در شیکاگوی امریکا بود. این زنان آگاهی مبارزاتی شان را مدیون زنان کارگرمبارز و زنان سوسیالیست بودند. سپس زنان کارگر سایر کشور های صنعتی برای کسب حقوق اجتماعی، اقتصادی و سیاسی خویش، با صدا و اکسیون های مشترک،  جاده های کشور های صنعتی را اشغال کردند و توانستند با ادامه مبارزه، طی سالیان متمادی، حقوق معینی را بدست آورند. اینکه امروز زنان اروپا  از لحاظ قوانین و میثاق ها، از حقوقی مساوی با مردان برخوردار هستند، به این معنی نیست که همیشه از حقوق مساوی برخوردار بوده اند. این موقف مساوی دربرابر قانون بصورت تدریجی و در نتیجهٔ مبارزات جهانی زنان آگاه، بدست آمده است. این حقیقت که قبل از جنگ جهانی اول زنان فاقد حق رأی در انتخابات بسیاری از کشور های اروپا بودند، گواه آن است که حقوق سیاسی زنان در اروپا هم کمی بیشتر از یک قرن قبل در نتیجهٔ مبارزات دوامدار زنان برسمیت شناخته شد. حتی امروز در موقف های بالا در حکومت ها و شرکت های اروپائی زنان اقلیت اند.

از چند دهه  بدین سو تجلیل از روز هشت مارچ به حیث روز جهانی زن، در افغانستان نیز مطرح شده است و زنان کشور نیز در این روز در سطح مؤسسات دولتی و پوهنتون ها برگزار میشد و مدتی هم  توسط جامعۀ مدنی محافل متفاوتی برپا گردید. در این گردهمائی ها  ازحقوق پامال شدهٔ زنان در ساحات مختلف و خواست پایان دادن به این وضع تبادل نظر میشد. اما با تأسف زنان فعال جامعهٔ مدنی و احزاب سیاسی تا حال نتوانسته اند افکارحق طلبانهٔ خویش را بیرون از شهر های بزرگ و به قریه های کشور ببرند.

خشونت علیه زن در کشور ما یک پدیدۀ تاریخی است. اما طی ۴۲ سال اخیر که افغانستان طعمهٔ جنگ سرد و میدان جنگ قدرتهای بزرگ است، گراف خشونت و  نقض حقوق زن، به بالاترین درجۀ آن رسیده است. فرامین سه گانهٔ آقای ربانی رئیس دولت اسلامی و تصامیم و پالیسی های امارت های دیروز و امروز طالبان به تبعیض آشکارو وضع محدویتهای غیر مؤجه و قرون وسطائی علیه زنان صبغهٔ رسمی دادند.  حتی طی دو دههٔ به اصطلاح جمهوریت نیز حکمداران و متنفذین محلی وابسته به مافیای دولتی و طالبی خشونتی را  در برابرزنان به نمایش گذاشتند که درهیچ دوره ای سابقه نداشته است. آزار و تجاوز جنسی، سنگسار، شلاق زدن در ملای عام، سوختاندن، قطع اعضا، خودکشی های اجباری، آموزش اجباری انتحاری، اعتیاد، شکنجه، ازدواج های اجباری، ازدواج اطفال، قتل های ناموسی، خشونت خانوادگی، خشونت اجتماعی، خشونت مذهبی، فحشای سازمانیافته، گدایی سازمانیافته با استفادهٔ سوء ازفقر زنان بیوه و اطفال شان ، توهین و تحقیر … همگی چیز هایی ست که علاوه بر جنگ،  بر زنان کشور تحمیل گردیده است. با کشته شدن هر مرد درجنگ، مسؤلیت خانه و اطفال بدوش خانم او افتاده است. زنان با هزار مشکلات این مسؤلیت را بدوش می کشند.

از ماه اگست ۲۰۲۱ بدینسو که طالبان دوباره قدرت را بدست گرفته اند، به گواهی سازمانهای بین المللی حقوق بشر: «جنگ ختم شده اما نقض حقوق بشر و بخصوص حقوق و آزادیهای زنان تشدید گردیده است». طالبان پذیرش اعلامیهٔ جهانی حقوق بشر و همه کنوانسیون ها و میثاقهای ذیربط آن را مشروط به مطابقت آن به برداشت رهبران خویش از شریعت و فقه اسلامی ساخته اند. بعبارهٔ دیگر فتوای رهبران شان مافوق قوانین ملی و بین المللی است. امروز در افغانستان هیچ قانون ملی و هیچ سند حقوقی بین المللی ضمانت تطبیقی ندارد. «فرهنگ معافیت» که طی ۲۰ سال گذشته به نفع همه زورمندان تنظیمی و مافیائی وجود داشت، حالا در انحصار طالبان است.  در چنین شرایطی است که تظاهرات پراگندهٔ ولی صلح آمیزخیابانی زنان تحت شعار « نان، کار، تحصیل و آزادی» بعد از چند ماه ادامهٔ پراگنده سرکوب گردید. در این میان وعدهٔ احیای حق تحصیل برای زنان داده شده است. اما طالبان در قسمت حق کار برای زنان نظر مساعد ندارند و صرف در سکتور های تعلیمی، صحی و پولیس امکانات محدودی برای کار زنان برایشان قابل تحمل است. در تظاهرات امروز در کابل خواست عمدهٔ زنان را «کار» تشکیل میداد. اگر طالبان طرز دید شان به حقوق و آزادیهای زنان را مطابق به مقتضات قرن بیست و یکم عیارنسازند، جنبش زنان در آینده های نه چندان دور با قدرت و سازماندهی بسیار بهتر دوباره به مبارزات شان آغازخواهند کرد. با اختناق و خشونت نمیتوان نیمی از نفوس کشور را به بند و زنجیر کشید.

تجارب زنان جهان و کشور ما نشان میدهد که زنان افغان نباید به حمایت بیرونی دل ببندند، بلکه فقط و فقط بوسیلۀ آگاهی کافی از حقوق شان، متشکل شدن و وحدت  سرتاسری خواهند توانست از شر خشونت های سُنتی و سیاسی که همواره زندگی زنان افغان را دشوار میسازد، نجات یابند.

کمیتهٔ امور زنان فارو

His Execllency Mr. J. Biden, president of United States of America

The Hague, 23 February 2022,

To:
His Execllency Mr. J. Biden, president of United States of America,

With House, Washtington DC
USA

His Execllency Mr. J. Biden

From the start of 20th century, Afghan kingdom kept gold, bonds and currency in the US Federal Reserve Bank as back up for Afghan currency (Afghani). The amount of which grew higher during the last two decades. A remarkable amount of current assets came from foreign exchange funds that accumulated over the past 20 years. Half a billion of it is deposits of the ordinary Afghans and businessmen trusted by commercial banks to Afghanistan Central Bank.

When the pro-US Afghan government dissolved on 15 August 2021, it left behind more than $7 billion in central bank assets on deposit at the Federal Reserve Bank in New York. Another three billion was put on deposit in Banks in Germany, Switzerland, Qatar and United Arab Emirates.  Because it was no longer clear who — if anyone — had legal authority to gain access to those accounts, the Federal Reserve bank made the funds unavailable for withdrawal. Banks in Germany, Switzerland, the United Arab Emirates and Qatar followed suit. This move was understandable because it was a safeguarding measure to protect the assets of Afghanistan.

On Feb. 11th 2022, you, as US president issued an executive order  invoking emergency powers to freeze all $7 kept in New York. The administration said, it would ask a judge for permission to move $3.5 billion to a trust fund it would set up to support the needs of the Afghan people, like for humanitarian relief. In the meantime, you started to clear a legal path for certain relatives of victims of the Sept. 11, 2001 attacks to pursue $3.5 billion from the 7-billion-dollar assets of Afghanistan Central Bank. 

Your decision on expenditure of national assets of Afghanistan is not acceptable to the people of Afghanistan. It is unusual and controversial. FAROE, a platform of tens of Afghan social-cultural organizations of Afghans residing in Europe, decided to join the protest of the people of Afghanistan demanding reconsidering this decision by you, Mr. president. European Afghans expect also European Union and its Member States to stand with the people of Afghanistan and criticize president Bidens decision on this issue.

Why Afghan Europeans oppose this decision:

  • Afghan assets in Federal Reserve Bank and in banks in other 4 countries belong to the people of Afghanistan, not to the Taliban. A big part of these assets kept in Fed, since the 50s, when Afghanistan a kingdom was. That was long before the Taliban project was designed by the CIA and implemented in 1993 by Pakistan.
  • Mr. Biden’s executive order on partition and expenditure of the assets belonging to another nation, on US soil, is highly unusual and contradicts all legal norms, customary international laws, and general standards of ethics.
  • To give the assets of one of the poorest countries in the World to the victims of a terrorist attack planned and executed by 15 nationals of the oil rich Saudi Arabia, where no Afghan was involved. and the leader of this terrorist group was granted sanctuary by Pakistani Army in Abbottabad until his death in 2012, is an excessive reaction against a nation which have nothing to do with 9/11.
  • This executive order destroys the trust, a part of the population in Afghanistan had, in banking system and in the United States. The decision feeds the growth of anti-American sentiments the Taliban try to create.
  • The people of Afghanistan have been victimized and revictimized repeatedly by the Taliban from 1996 tell now. Using financial assets of these victims to pay the victims of 9/11 tragedy, is not justifiable. It will mean re-victimizing a nation, badly misunderstood by Mr. Biden.
  • Blocking the Afghan banking system from international banking system (SWIFT)brought the weak economy of Afghanistan in verge of collapse. Traders cannot pay or receive money. This measure can not affect the Taliban. They are used to illegal ways of transfer of money and relying on benefits from illicit business of drugs. As the experience of Iran and North Korea shows, economic sanction without a limited target, does not affect the dictators, but the ordinary people. We request the US president to target the Taliban, not the whole nation.  
  • Humanitarian crisis in Afghanistan started in 2020, has reached the phase of mass starvation which can result to destabilization, and a new wave of refugees if not addressed timely. Addressing this problem needs international solidarity and contribution by all rich countries. But FAROE opposes your decision to use 3,5 billion of the 7 billion kept in Fed for humanitarian relief. The USA, as former occupying power which used Afghan territory for war on terror, has a moral responsibility towards the people of Afghanistan who lost 250.000 of its sons in this war. Mr. President, you should help this people out of humanitarian crisis, but not by using their own national assets.
  • We do not ask for handing these assets over to the Taliban. We want you to let the assets sit untouched, gathering interest for years, until the Taliban lose power or change itself to a normal and legitimate government.

The World is responsible for what is happening in Afghanistan. If the USA sanctions the people of Afghanistan despite their sacrifices, they will lose its fait in the USA, a nation they respected in 2001 and did not resist its invasion. Afghanistan needs these assets for standing up after a crisis started in 1978 and continues now. To nihil these assets, will be an historic mistake and depriving Afghan nation from any chance of recovery.

With regards,

Mrs. Lona Wali, chairperson of FAROE

1 2 3 33