لغو کمیسیون مستقل حقوق بشر، گامی برای تحکیم مطلق العنانی

لغو کمیسیون مستقل حقوق بشر، گامی برای تحکیم مطلق العنانی

بیستم می ۲۰۲۲

براساس فیصله نامهٔ شماره ۳۸/۱۳۴ سال ۱۹۹۳ اسامبلهٔ عمومی مؤسسهٔ ملل متحد مبنی بر ایجاد نهاد های ملی برای ترویج و حمایت از حقوق بشر و مطابق به اصول پاریس (UN Paris principles)، کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان در کابل تأسیس گردید. تأسیس این کمیسیون توسط ادارهٔ مؤقت بایست بر مبنای اصول شش گانهٔ پاریس (هیات مدیرهٔ ذیصلاح به نظارت از تطبیق مواد اعلامیه جهانی حقوق بشر/ استقلال رسمی و عملی/ داشتن منابع کافی برای اجرای وظایف/ شمولیت افرادی از لایه های مختلف اجتماعی در ترکیب کمسیون/ حق ابتکار مستقل برای انجام تحقیقات) اساس گذاشته شد.  تأسیس کمیسیون مستقل حقوق بشر برای جنبش جوان حقوق بشر در افغانستان که در مبارزه با دور اول دیکتاتوری طالبان در داخل و خارج از کشور شکل گرفته بود، خبر بسیارخوب بود. جنبش حقوق بشراز سال ۲۰۰۲ تا ۲۰۲۱ یک محیط مناسب برای رُشد را تجربه کرد. بخشی از نسل جوان کشور با این اصول انس گرفتند. اما کنترول نیرو های عقبگرا بر وزارت معارف مانع آن شد تا بر اساس پیشنهاد کمیسیون مستقل، تاریخچه و محتوی حقوق بشر در مواد درسی مکاتب انعکاس لازمه را بیابد. متأسفانه این دوره نواقض خود را هم داشت. بطور مثال کار برای ترویج اصول حقوق بشروکوشش برای رعایت آن توسط همشهریان را که به اساس ایده آل ها شکل گرفته بود و کاملا رضا کار بود، به فعالیت پروژه ای وابسته به کمک مالی دول خارجی و وسیله ای برای امرار معاش مبدل ساخت.  با برآمدن دونر ها از کشور، کاراکثریت این پروژه ها  نیز متوقف شد. هر گاه فعالین حقوق بشر که در داخل افغانستان اند، با درسگیری از تجارب ۲۰ سال گذشته، به شیوهٔ پیشبرد دواطلبانهٔ فعالیت برای ترویج و رعایت حقوق بشر، به همان شکلی که برای مردم حساسیت بر انگیزو برای خودشان خطر آفرین نباشد، کار شان را ادامه دهند، داعیهٔ حقوق بشر و دادخواهی برای حقوق قربانیان، قادربه کانالیزه کردن نارضایتی مردم (بخصوص زنان) از سلب حقوق شان، توسط طالبان ، بسوی ایجاد یک جنبش فکری آزادیخواه خواهند شد.

کمیسیون مستقل حقوق بشرافغانستان طی تقریباً ۱۸ سال موجودیت اش قادر به ایجاد تشکیلات سرتاسری نظارت از رعایت حقوق بشر از طریق دفاتر ساحوی اش گردیده و گزارشات موارد نقض حقوق بشر را توسط همین دفاتر جمع آوری میکرد. دولت قبلی به دلایل معین قادر به تأمین قانونیت در جامعه نبود و در سایهٔ فرهنگ معافیت زورمندان، حقوق بشری انسان های بی پناه به شدت پامال میشد. مخالفین مسلح دولت نیز انفجارات را در اماکن عامه و محلات تجمع افراد ملکی براه می انداختند و باعث قتل و جرح عدهٔ زیادی از مردم ملکی میشدند.  کمیسیون بر مبنای تحقیقات خود گزارش این تخلفات را تهیه و دولت و مخالفین مسلح آنرا مورد انتقاد قرار داده و به اصلاح پالیسی ها و اعمال شان فرا میخواند. بدین ترتیب کمیسیون بخاطر صراحت لهجه اش در برابر ناقضین حقوق بشر، برای صاحبان قدرت و مخالفین مسلح شان یک نهاد مطلوب تلقی نمی شد.  مستندسازی تلفات غیرنظامیان در جنگ دو دهه گذشته یکی از دست آورد های دیگر این کمیسیون است. کمیسیون توانست در بخش عدالت انتقالی دو گزارش تحقیقی را انجام دهد که بخصوص گزارش دومی شامل مستند سازی تخلفات، مشخص سازی هویت ناقضین و اظهارات قربانیان از کودتای ثور ۱۳۵۷ بدینسو بوده صد ها صفحه حجم داشت. متاسفانه حکام داخلی افغانستان و پشتیبانان خارجی آنها ارادهٔ تطبیق برنامهٔ عدالت انتقالی برمبنای این سند را نداشتند.  در ساحهٔ کسب اعتبار بین المللی، کمیسیون مستقل حقوق بشر پل ارتباط میان افغانستان و شورای حقوق بشر ملل متحد بود. کمیسیون گزارش سالانهٔ وضع حقوق بشر در افغانستان را به دفتر ملل متحد برای  حقوق بشر که تحت رهبری کمیشنرعالی ملل متحد برای حقوق بشر قرار دارد، ارسال میکرد. 

البته آنانی که در مورد محدود بودن ساحهٔ صلاحیتهای کمسیون حقوق بشر کمتر اطلاع داشتند، انتظارات غیرواقعبینانه از این کمیسیون داشتند. بطور مثال کمیسیون نمیتوانست خود به تطبیق عدالت انتقالی بپردازد و صلاحیت اش محدود به اجرای برنامه ها تحقیقی و تهیه گزارشات بر مبنای فاکتها بود. در ضمن مستقل بودن کمیسیون بعضأ مورد تردید قرار داده میشد.  البته بافت نهاد های ملی حقوق بشر که اکنون در اکثر کشور های جهان موجود میباشد، طوریست که نهاد از سوی دولت در چوکات اصول پاریس ملل متحد ایجاد میگردد. استقلال کمیسیون رکن اصلی اصول پاریس و شرط شناسائی آن توسط کمیتهٔ حقوق بشر ملل متحد میباشد.  نهاد های ملی مذکوردر اجراآت و تهیهٔ گزارشات خود مستقل عمل میکنند.

با سقوط رژیم قبلی و حاکم شدن طالبان بر سرنوشت کشور، دفاترمرکزی و ساحوی کمیسیون با تمام کمپیوتر ها و وسایط ترانسپورتی آن از سوی طالبان اشغال و به یک ادارهٔ نا معلوم متعلق به این گروه واگذارشد. کارمندان دفاترمرکزی و ساحوی بیکار شدند. علاوه بر کارمندان کمسیون هزاران فعال حقوق بشر در تحت حاکمیت طالبان خود را مصؤن احساس نمیکردند. بیش از ۱۰۰۰ نفر ازاین فعالین توسط مؤسسهٔ « مدافعین خط نخست» مستقر در دوبلین که برای حفاظت از فعالین حقوق بشرکار میکند، به خارج از کشور انتقال یافتند. به اساس معلومات منتشره توسط همین مرجع، بیش از ۲۰۰۰ فعال دیگر حقوق بشر، در داخل کشور اند.

فرمان انحلال کمسیون مستقل حقوق بشرافغانستان که اخیرأ توسط رهبر طالبان صادر شد، به موجودیت رسمی این کمسیون پایان داد. خانم میشل باشله کمیشنر عالی حقوق بشر ملل متحد در عکس العمل به این خبر، گفت که  در جریان سفر خود به کابل در ماه مارچ، با مقامات طالبان در مورد اهمیت ایجاد مجدد یک میکانیسم مستقل حقوق بشری که بتواند شکایات مردم را دریافت کند و از مقامات انتقاد نماید، گفتگو کرده بود. وی انحلال این کمسیون را بشدت محکوم نموده گفت: « کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان در طی سال ها کار فوق العاده ای را در شرایط بسیار دشوار انجام داد و به حقوق بشری همه افغان ها، از جمله قربانیان در همه طرف های درگیر توجه کرد. کمیسیون مستقل حقوق بشرافغانستان یک صدای قدرتمند برای حقوق بشر و یک شریک قابل اعتماد برای دفترحقوق بشر سازمان ملل متحد بوده است، و از دست دادن آن گامی عمیقا واپسگرایانه برای همه افغان ها و جامعه مدنی افغانستان خواهد بود».

کمیتهٔ حقوق بشر فارو به نوبهٔ خود انحلال کمیسیون حقوق بشر افغانستان، این نهاد عصری و جا افتاده در کشوری چون افغانستان  را گامی تأسف بار، حرکتی شدیداً عقبگرانه و تخریب آگاهانهٔ نهادی میدانند که انسانهای سرزمین ما را از حقوق و آزادی های مدنی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی شان مطلع میساخت. طالبان از آگاهی مردم هراس دارند و میکوشند جلو آنرا بگیرند. اما فعالین حقوق بشر افغانستان امیدوار به احیای مجدد کمیسیون مستقل حقوق بشرافغانستان در آینده های نه چندان دور میباشند.

هیأت مدیرهٔ فارو

فرمان اجباری ساختن چادری نوع افراطی طالبان برای

فرمان اجباری ساختن چادری نوع افراطی طالبان برای

دختران وزنان رامحکوم میکنیم

  2022 هالند دهم می    

وزارت نام نهاد و خود ساخته امر بالمعروف و نهی عن المنکرگروه طالبان بروز هفدهم ماه ثور۱۴۰۱ شمسی در یک کنفرانس خبری بعد از یک نشست کاملاَ مردانه و بدَوی، بدون حضور حتی یک نفراز بانوان کشور از فرمان غیر انسانی صحبت کردند که گویا به تائید رهبر آنها ملا هبت الله نیز رسیده است اینکه چه کسی دستورتهیه آنرا داده هنوز روشن نیست.

 متن کامل این نوشته و دستور العمل نشر شد 2*، واز پوشیدن اجباری چادری یا حجابی که سر و نیمهٔ بالائی بدن را بپوشاند خبر دادند. بیشتررسانه ها بخشهای از فرمان را که خلاف کرامت انسانی و در تضاد با  مقام شامخ انسانی زنان قرار دارد قبلا بعضی از رسانه ها نیزهمگانی ساختند.

گروه طالبان با افکار و باورهای بدَوی متعلق به عصر سنگی، علاقمندی شدیدی به محدود کردن آزادی ها و نقض حقوق زنان یا نیمی از پیکر جامعه نشان داده اند. در این هشت ماه اشغال قدرت توسط این قشر متحجر طالبان که  تمام عم و غم آنها بر محور محرومیت زنان از حقوق انسانی اولیهٔ شان بیانگر نگاه آپارتائید و دیدگاه زن ستیزانه طالبان را بوضوع نشان میدهد، طالبان نخست کوشیدند خانمهای را که در ادارات دولتی و بخصوص در معارف کار میکردند با لغو بستها، با اقدام به تقرر مردان و طالبان کردند م با  قطع معاشات زنان، بسته نگهداشتن مکاتب دختران و حکم تبدیلی زنان معلم از ولایات به ولسوالی ها و اطراف عملا زنان را خانه نشین ساختند. سپس برای جلوگیری ازتحصیل نسل جدیدی از زنان تحصیل یافته اقدام به پالیسی دلسرد سازی دختران محصل و بسته نگهداشتن مکاتب متوسط و عالی دختران رو آوردند. در واقع طالبان فکرمیکنند با این دو ضربت کاری بیش از ۱۵ میلیون زن ودختر را از زندگی اجتماعی افغانستان خارج ساخته اند. فرمان حجاب اجباری هم در همین جهت براه انداخته شد.

در این فرمان طالبان آمده است که در صورت عدم رعایت حجاب مورد دلخواه طالبان توسط زنان اگر خانمی مطابق میل طالبان حجاب و چادری نپوشند ” نوبت اول خانه آنها نشانی و به ولی آنها برای اولین بار ( پدر و برادران ) خانمها توصیه و تنبیه میگردد”. آما در حقیقت این امرمداخله درحریم خصوصی خانواده ها و بدور از سنت و فرهنگ اجتماعی افغانهاست، حکم مداخله و تفرقه افگنی بین خانواده هاست که مردان خانواده را در مقابل زنان مجبوربه تطبیق حکم خلاف حقوق انسانی زنان قرار دهند.

همین یک جمله کافیست که مردم و جهانیان بدانند که طالبان در سرزمین فرهنگ، ادب و اخلاق احکام بدوی را صادر میکنند که فرسنگها با باورهای سنتی وفرهنگی این خطه فاصله دارد، حتی اگر جرمی در کار باشد جرم را یک امرشخصی پنداشته که درهیچ قانون مدنی وشرعی مجازات شخص ثانی و ثالث مجاز نیست متون تاریخی ادبا و اندیشمندان متفکر این خطه چنین پندار ها را با طنز، کنایه و ضرب المثل های خِرد گرایانه به تمسخر نیز گرفته اند مانند این ضرب المثل.

گنه کرد در بلخ آهنگری

به شوشتر زدند گردن مسگری1*

طالبان ازرواج و پیشینه تاریخی چادری تا حدی بی اطلاع اند که خلاف واقعیت پوشش چادری را از قرنها پیش عنوان میکنند که کاملا خلاف واقعیت است و حتی مادر کلانهای همین طالبان از آن بی اطلاع اند چه رسد که از رواج چادری با سابقه قرنها از آن صحبت میکنند.

همزمان ذبیح‌الله مجاهد، سخنگوی طالبان در کنفرانس خبری در وزارت نام نهاد امربه‌معروف در باره دستور صادره در مورد حجاب اجباری زنان چنین دُرافشانی میکند “زنان مانند دوران جاهلیت لباس نپوشند و بدون حجاب بیرون نروند، این امر خداوند متعال است”. گویا طالبان با صدور امرجاهلانه خویش ادعای مدرنیته و خدائی نیز دارند!.

تصمیم ضد کرامت انسانی طالبان مبنی براجباری ساختن چادری یا حجاب معادل آن برای بانوان کشور از طرف دفتر هیأت معاونت سازمان ملل متحد در کابل (یوناما)، سازمان ملل، اتحادیه اروپا، مجامع حقوق بشری، واکثریت فعالان حقوق زنان، و بانوان فعال اجتماعی افغان و شخصیتهای بین المللی  با شدید ترین الفاظ محکوم گردیده است.

فدراسیون سازمانهای پناهندگان افغان در هالند و انجمنهای عضوء تحمیل احکام قرون وسطایی طالبان را علاوه بر اینکه خلاف سنتهای جامعه و باورهای مردم دانسته، هر نوع پوشش اجباری و محدودیت در انتخاب پوشش را درعصر کنونی در تظاد با برابری حقوق زنان و مردان دانسته و محکوم میکنند. در جهان امروز زنان حق دارند در همه عرصه های زندگی اعم ازسیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، تحصیل، کار و درامد معاش برابر مردان باشند. فرمان حجاب اجباری دارای محتوی تبعیضی و خلاف نورم های انساندوستانه و انسان محور است.  این چنین فرمانهای استبدادی را مردم سرزمین ما به تکرار از مستبد ین تاریخ مانند فرمانهای هفت ثوری و هشت ثوری  و دیگران نیز به تکرار با بیزاری کامل تجربه کرده اند. خصوصیت مشترک این فرمانها این است که از بالا و بصورت اجباری و بدون رضائیت مردم کشور که صاحبان اصلی این سرزمین اند، صادر میشوند و حکام مستبد کوشش میکنند تا آنرا با استفاده از قوهٔ قهریه تطبیق کنند.  خصوصیت مشترک دیگر این فرمان ها اینست که مردم آنرا نمی پذیرند. شاید در ظاهر سکوت کنند، اما در عمل علیه آن مبارزه میکنند. و سر انجام این فرمان ها با بد نامی بحیث فرمان های دیکتاتوری و ضد انسانی ثبت صفحات سیاه تاریخ میشوند.

هیأت اجرائیه فافون

استاد آصف فکرت (شمع دیگری ازعلم و فرهنگ که خاموش شد)

استاد آصف فکرت

شمع دیگری ازعلم و فرهنگ که خاموش شد

«هنگام بهار است عزیزان وطنم کو»

ششم می ۲۰۲۲

استاد آصف فکرت هروی شاعر، نویسنده، محقق، نسخه شناس و مترجم برجستۀ افغانستان به سن هفتاد و شش سالگی پس از بیماری طولانی در کانادا جان به حق تسلیم نمود.وی که مصدر خدمات زیادی در عرصه های مطبوعات، ادبیات و فرهنگ کشور گردیده بود پس از مهاجرت به ایران در سال ١٣٦١ به کارهای علمی، ادبی و تحقیقی خود ادامه داد و بیشتر در حلقات علمی و ادبی ایران درخشید، بطوری که به اثر دوری از محیط فرهنگی افغانستان در سال های اخیر نسل جوان کشور با نام و آثار او کمتر آشنایی دارند. 

آصف فکرت درسال ۱۳۲۵ خورشیدی در هرات دیده به جهان گشود وپس از به پایان رساندن دوره مکتب ثانوی در لیسه سلطان غیاث‌الدین غوری شهر هرات شامل فاکولتهٔ زبان و ادبیات پوهنتون کابل گردیده درجۀ لیسانس را در ادبیات فارسی دری از دانشگاه کابل و سپس درجۀ ماستری را در رشته روزنامه ‌نگاری از انستتیوت ارتباطات جمعی هند به دست آورد. وی پس از برگشت به وطن منحیث مدیر مسئول روزنامه های «بیدار» و «فاریاب» منتشره در کندز و میمنه خدمات شایان مطبوعاتی انجام داد و در روزنامه‌های انیس و جمهوریت مسوولیت‌های متعددی را به عهده داشت. مدتی هم به حیث مدیر هنر و ادبیات رادیو افغانستان اجرای وظیفه نمود. پس از کودتای هفت ثور سال ١٣۵٧ استاد فکرت به دلیل تنگ و پُر خطر شدن عرصهٔ کارهای علمی و ژورنالستیک در افغانستان،نپذیرفتن سیاست های مطبوعاتی رژیم پوشالی‌، استبداد حاکم بر کشور و حضور نیروهای اشغالگر شوروی، زادگاه خود را در سال ١٣٦١ ترک و به ایران پناهنده شد و در شهر مشهد اقامت گزید. حلقات علمی و ادبی ایران با شناختی که از مرحوم فکرت داشتند استعداد و توانایی علمی و ادبی او را با گماشتن او به سمت فهرست نگار و نسخه شناس کتابخانه خطی آستان قدس رضوی در مشهد به کار گرفتند. مرحوم فکرت در سال ۱۳۶۵ به تهران سفر کرد و قریب سه سال به عنوان یکی از اعضای اصلی موسسه تازه تاسیس«دایرة ‌المعارف بزرگ اسلامی»مشغول کار پژوهش، نگارش و ویراستاری شد‌‌‌‌. وی در سال ١٣٦٨ به مشهد برگشت و در موسسه بنیاد پژوهشهای اسلامی که نهادی از مجموعۀ آستان قدس رضوی بود مشغول تحقیق و نگارش شد تا آنکه در سال ١٣٧٧ به کانادا مهاجرت و در آن دیار رحل اقامت افگند.از استاد فکرت صدها نوشته و مقالۀ علمی و ادبی در نشرات مختلف ایرانی و افغانی به نشر رسیده که از آن جمله در سال های اخیر مقالات شان بیشتر در مجلۀ وزین «بخارا» به نشر می رسید. تازه ترین کتاب او به نام «پشت دروازه هند» در ایران در دست چاپ است.

فکرت در محیط هجرت نیز برای دو زبان ملی و رسمی کشور کارهای ارزندۀ علمی و پژوهشی انجام داد، که از آنجمله می توان از کتاب های «لهجه بلخ و دریافت بهتر سخن مولانا»  و «فارسی هروی، زبان گفتاری هرات» که از نظر زبانشناسی و تاریخ زبان بسی پرارزش اند و پژوهشنامه و فرهنگ جامع لغات گفتاری لهجهٔ های بلخ و هرات می باشندنام برد که به همت استاد فکرت تألیف و تدوین شده در دههٔ ۷۰ هجری شمسی انتشاریافتند. این کتاب ها که بعداً توسط انتشارات بیهقی در کابل نیز اقبال چاپ یافتند می توانند نظریات برخی شرق شناسان غربی را که در رابطه با تاریخ زبان پارسی-دری نظریات استعمار پسند داده اند، اصلاح کند. 

شماری از کتابهایی که مرحوم فکرت تالیف، ترجمه یا ویرایش کرده اند ازین قرار است:

سه مجموعهٔ شعری بنام های «نسیم شیدایی»، «نکهت خاک ره یار» و «گر عشق نبودی» که سومی بر علاوۀ مجموعهٔ اشعارموزون به شیوهٔ کلاسیک حاوی اشعار سروده شده به سبک نو را نیز حاوی می باشد.

«لندی– ترانه های پشتو»

«لغات زبان گفتاری هرات»

«فارسی هروی، زبان گفتاری هرات»

«لهجه بلخ و دریافت بهتر سخن مولانا»

«مناجات پیر هرات»

مقدمه بر فقه شیعه (ترجمه از انگلیسی)

ترجمهٔ «آکام المرجان فی ذکر مدائن المشهوره فی کل المکان»  که درقرن ۴ هجری توسط اسحق بن حسن منجم تألیف شده بود (ترجمه از عربی)

ترجمهٔ «میخ اول بر تابوت استعمار»

ترجمۀ «گزارش سفارت کابل»

ترجمهٔ کتاب «افغانان» اثر منتستوارت الفنستون از انگلیسی به دری

ویرایش «عین الوقایع – تاریخ افغانستان در سال های ١٢٠٧ – ١٣٢۴ »

ویرایش «پیراستۀ تاریخنامۀ هرات»

ویرایش «کرسی نشینان کابل– احوال دولتمردان افغانستان در روزگاران امیر امان الله خان» نوشتۀ سید مهدی فرخ

شمار زیاد مقالات علمی و ادبی منتشره در سایت  http://fekrat.kateban.com

شمار زیاد مقالات علمی و ادبی منتشره در سایت  http://www.yaadhaa.blogspot.ca

مرحوم آصف فکرت عالم تر از آن بود که در بند شهرت و جاه باشد. وفات این عاشق علم و فرهنگ را به خانواده اش و به جامعهٔ فرهنگی افغانستان تسلیت میگوییم. روح استاد فکرت شاد باد!

(کمیتهٔ فرهنگی فارو)