هفت و هشت ثور، دو فاجعه در تاریخ معاصر کشور

هفت و هشت ثور، دو فاجعه در تاریخ معاصر کشور

بیست و هشت اپریل ۲۰۲۲

اکثریت قریب به اتفاق مردم افغانستان در این متفق الرأی اند که کودتای بد فرجام هفت ثور۱۳۵۷ سر آغازو علت العلل دورهٔ سیاهی است که از ۴۴ سال بدینسو افغانستان را طعمهٔ جنگ سرد، جنگهای خانمانسوز داخلی و تجاوزات نظامی خارجی ساخته به آزمایشگاه ایدئوژی های مختلف مبدل ساخت. کودتای خونین ۷ ثور و «مرحلهٔ تکاملی» آن یعنی ۶ جدی که با تجاوز خونین اتحاد شوروی و بقدرت رسیدن جناح پرچم همزمان بود، افغانستان را از یک کشور مستقل  به یک کشور وابسته به اجنبی و میدان مداخلات وعملیاتهای جاسوسی و تهاجم فرهنگی دول بزرگ و همسایه مبدل ساخت. هرآنچه توسط روسها و۷ ثوری ها تخریب نشده بود، بعد از ۸ ثور ۱۳۷۱ در جریان جنگهای قدرت میان تنظیمها یا تخریب شد یا در بازار کارخانو در پاکستان و مشهد ایران به فروش رسید. در سطور ذیل بصورت مؤجز از جنایات ارتکاب یافته در دوره های بعد از ۷ و ۸ ثور نام میبریم تا ازاین جنایات هم برای مرتکبین آن که در حالت انکار قرار دارند، واضح گردد که جنایات دوران قدرت شان را مردم افغانستان فراموش نکرده اند، و معلومات تاریخی ای باشد برای نسل جوان که خودشاهد این جنایات نبوده اند.

جنایات انجام یافته در دورهٔ تره کی و امین(اپریل ۱۹۷۸ الی ۱۹۹۲دسمبر۱۹۷۹) درافغانستان:

اختناق شدید سیاسی و سرکوب بیرحمانهٔ دگراندیشان

زندانی کردن ها و ناپدید ساختن ده ها هزارتحصیل یافته و متخصص در سرتاسر افغانستان

جنایات جنگی در جریان عملیاتهای نظامی برای سرکوب مخالفین مسلح

قتل عام صد ها نفر ازمردم کرالهٔ کنر

قتل عام ۲۴۰۰۰ تظاهرات کننده در شهر هرات (مارچ ۱۹۷۹)

اعتراضات در هزاره جات، بمباردمان ها، دستگیری ها و ناپدید شدن ها

سرکوب اعتراضات در ولایت کابل

شکنجهٔ زندانیان سیاسی تا سرحد مرگ یا اعتراف اجباری وبعدأ اعدام خودسرانه.

جنایات انجام یافته در دورهٔ کارمل و نجیب الله(دسمبر۱۹۷۹ الی اپریل ۱۹۹۲) درافغانستان

تخطی گسترده و سیستماتیک از حقوق بشر و حقوق بشر دوستانه.

 و اعمال روزمرهٔ شکنجه در مراکز تحقیق خاد و زندانها

کوشش برای سرپوش گذاشتن بالای جنایات خاد با تأسیس محکمه و څارنوالی نامنهاد و نمایشی درچوکات خاد.

سرکوب بیرحمانهٔ قیام سوم حوت مردم کابل در برابر اشغالگران روس که ده ها کشته و صد ها زندانی در پی داشت.

سرکوب اعتصابات محصلین پوهنتون کابل با زندانی ساختن صد ها محصل و ده ها استاد.

تخطی روزمره از حقوق بشر دوستانهٔ بین المللی و ارتکاب جرایم جنگی در جریان جنگ و زندانها

دستگیری وسیع و متداوم و شکنجهٔ سیستماتیک دگر اندیشان و مخالفین اشغال افغانستان توسط روسها

شدت و وسعت یافتن بمباردمان های بدون هدف گیری دقیق بالای روستا ها در آغاز دورهٔ نجیب الله

تکیه بر گروه های ملیشیا ودادن دست باز به آنها در زیر پا کردن قانون و حقوق مدنی مردم ملکی بعد از تصمیم مسکو به خروج قوای نظامی از افغانستان

تخطی از قوانین جنگ توسط قوتهای مسلح و ملیشیای افغان بعد از خروج روسها (۱۹۸۹الی ۱۹۹۲)

تخلفات از حقوق بشر و حقوق بشر دوستانهٔ بین المللی بعد از تأسیس دولت اسلامی (۱۹۹۲الی ۱۹۹۶)

قبل از کسب قدرت نیزاکثر تنظیمهای جهادی قوانین جنگ و حقوق بشر دوستان را زیرپامال کردند.

جنگ داخلی میان تنظیمهای تشکیل کنندهٔ دولت در پایتخت که به قتل وجرح ۷۰۰۰۰ فرد ملکی انجامید.

تجاوز بربیت المال و مال و ناموس شخصی مردم ملکی در جریان جنگ داخلی

بم ریزی و راکتباران کور و بدون هدفگیری مشخص توسط طرفین جنگ داخلی بالای مردم شهرکه در نتیجهٔ آن کابل به خرابه و شهر ارواح مبدل شد.

تخلف از قوانین بشر دوستانهٔ جنگ توسط (نیرو های دوستم و مسعود) برای تسلط کامل بر شمال

تخلف از قوانین بشر دوستانهٔ جنگ در جنگهای اسماعیل خان برای تسلط بر حوزهٔ غرب

قتل عام و تجاوز جنسی دسته جمعی بالای ناموس مردم افشار کابل توسط تنظیمهای شامل در دولت

شکنجه و اعدام های خودسرانه توسط نیروهای حزب وحدت اسلامی بطور خاص در کابل و مزار

شکنجه، تجاوز جنسی و اعدام های خودسرانه توسط نیروهای جنبش ملی- اسلامی

راکتباران دوامدار و تکرارشونده  شهریان کابل توسط حزب اسلامی حکمتیار

سایر تنظیمها نیزدر دورهٔ ۱۹۹۲-۱۹۹۶ متهم به تخطی از قوانین جنگ و غارت اموال مردم اند

قتل عام زندانیان طالبان در مزارشریف.

فروش طیارات نظامی و ملکی به قیمت ناچیز به همسایگان. یک فروند طیارههٔ مسافربری ایربس ملکیت هواپیمائی آریانا به امر برهان الدین ربانی به هواپیمائی ماهان ایران که مربوط سپاه قددس است، به قیمت بسیارناچیز فروخته شد. کسی نمیداند پول بدست آمده در جیب کی رفت.

مبارزین و اقعی جنگ مقاومت روسی که بدون اهداف کاسبکارانه در این جنگ و یا در مبارزات غیر مسلحانه علیه اشغالگران روس اشتراک کرده بودند، بعد از خروج منفعلانهٔ قوای روس از افغانستان خواستار تأمین صلح به کمک مؤسسهٔ ملل متحد بودند. آنها میدانستند که پاکستان و ایران به کمک گروه های وابسته به خود در پی ضعیف ساختن افغانستان و تبدیل قسمتی از آن به حوزهٔ نفوذ خود اند. آنها از تنظیمهای وابسته به اجنبی فاصله داشتند. اگراین مبارزین جنگ مقاومت در همان زمان شهید یا در زندان اعدام نشده باشند، با تقوای سیاسی در گوشه ای از افغانستان یا خارج از افغانستان با وجدان آرام از اینکه در زمان اشغال دَین وطن خود را ادا کرده و در جنگهای تباه کن داخلی سهمی نداشته اند، بسر میبرند. آینها نه فخر میفروشند، نه امتیاز می طلبند و نه القاب قهرمانی میخواهند. افتخاربه آنها.

هیأت مدیرهٔ فارو

اعلامیه فارو در محکومیت کشتارهای هدفنمد متعلمین

اعلامیه فارو در محکومیت کشتارهای هدفنمد متعلمین

مکاتب غرب کابل و قربانیان حملات برمساجد و عبادگاهای مردم در مزارشریف و کندز

بیست و پنج آپریل ۲۰۲۲

کشتارهدفمند دانش آموزان و مردم ملکی بیگناه در کابل و مزار و کندوز، چه از طرف داعش، سایر سازمانهای تروریستی و یا افراد حاکمیت خود خوانده طالبان باشد، مصداق جنایت جنگی، جنایت علیه بشریت و نوعی از نسل کشی ایست که متاسفانه در این روزها کشور را به حمام خون مبدل ساخته است. حذف شاگردان مکاتب، دارندگان تعلق تباری و مذهبی دیگر و دیگر باوران که از هفت ماه بدینسو در سراسر کشور جریان دارد، بااغماض عمدی مدعیان حاکمیت کابل از عمل کردن به تعهدات مکرر شان برای تأمین و حفظ امنیت مردم کشور و بخصوص برادران شعیه مذهب، به تشدید خرابی اوضاع و ضعیف تر شدن باور آنانی گردیده که به وعده های طالبان اعتماد میکردند. تفاوت میان  وعده های لفظی و عملکرد گروه طالبان و پس گرفتن تصمیم باز گشائی مکاتب دختران بالاتر از صنف ششم  بیانگر عمق فاجعه این نظام دیفاکتو وغاصب قدرت است.

جنایت مرگبار و انفجار های سازمان یافته پی هم آنهم در لحظهٔ خروج متعلمین یکی از بزرگترین لیسه های کابل  بنام “عبدالرحیم شهید” و مرکز آموزشی  ممتاز در غرب کابل بروز سه شنبه سی حمل برای مردم افغانستان و جهان تکان دهنده بود. این حملات تروریستی دانش آموزان بیگناهی را که جز تحصیل هیچ جرمی نداشتند، هدف قرار دادند. سخنگویان طالبان رقم تلفات را بر خلاف رقم واقعی قربانیان که ۳۱ نفر جانباخته و بیش از هشتاد نفر زخمی شدید بود، شش نفر کشته و ۱۱ نفر زخمی گزارش دادند و با مداخله در کار خبر نگاران کوشیدند حقایق تلخ این فاجعه را کوچک جلوه دهند. تهدید اهدا کنندگان خون به متعلمین زخمی در شفاخانه ها بیانگر این حقیقت است که طالبان از آشکار شدن عواقب فاجعه بار و ابعاد انسانی این حملات هراس داشته عمداً  به اغفال مردم پرداخته حتی در انتشار ارقام قربانیان کوچک نمائی عمدی میکنند تا موجودیت دهشت افگنی را کمرنگ جلوه دهند وآب به اسیاب تروریستان میریزند.

 پرسش اساسی در باز نگری حوادث مکاتب یاد شده و مساجد مزار شریف، کندز و سایر نکات اینست که چگونه هراس افگنان توانستند این همه ماینها و مواد انفجاری را به محل ارتکاب جرم انتقال داده از قبل جاه سازی کنند؟ طالبان این حقیقت را چگونه توجیه و استدلال میکنند که از یکسو با بوغ و سُرنا ادعای تأمین سرتاسری امنیت میکنند و امنیت نسبی ماه های اول حاکمیت شان را همه روزه  برخ مردم و جهانیان میکشند و از سوی دیگر دهشت افگنان گروه های مختلف، منجمله داعش را تحت نام مصالحه و استقرار صلح از زندانهای دولت فاسد پیشین در پی عقد توافقنامه صلح با امریکا آزاد نمودند تا بازهم با دهشت افکنی و ترور مردم ملکی، افغانستان را به خاک وخون بکشانند. فدراسیون سازمانهای افغانهای مقیم اروپا در همان زمان در اعلامیهٔ رسمی خویش به این عاقیب نه اندیشی با طالبان اعتراض کرد که معافیت جنایتکاران خطر افرین است و ازعواقب خونین رهائی دهشت افگنان که برای بار دوم کشور ما را به لانه امن تروریستهای حرفوی و بین المللی مبدل ساخت، ابراز انزجار داشتیم.

جابجائی مواد انفجاری آنهم در مساجد پر جمعیتی شهر های ما که نظم امنیتی آنها در زیر نظر وزارت داخله و نیر های امنیتی که خود تجارب کافی در انتحار و انفجار  بسیار پرسش بر انگیز است! طالبان اعلام داشته اند که داعش دیگر خطر جدی برای امنیت افغانستان و کشور های دیگر نیست. شاید منظور طالبان از عدم خطر داعش خطر برای خودشان باشد.  در پاسخ به رسانه ها طالبان در قبال اینهمه جنایت وعده میدهد :” در زمینه تحقیق میکنیم! “. چه زمانی تحقیق طالبان در مورد حوادث ۷ ماه گذشته که به قیمت جان صد ها انسان هموطن ما تمام شده تکمیل میگردد؟ رژیم فاسد قبلی «هیات بررسی» تعین میکرد و کار این هیأت ها تا سقوط رژیم معلوم نشد. اکنون هم تا این لحظه کدام موردی از نتایج تحقیقات در مورد  عاملین دهشت افگنی و کشتار دگراندیشان، زنان معترض ، نظامی های رژیم سابق که حالا در جنگ اشتراک ندارند و مورد حمایت کنوانسیونهای بین المللی بشر دوستانه میباشند و سایر حوادث جنایتکارانه در قندهار هرات، مزار تا پروان و جلال آباد،از پکتیا و کابل تا بدخشان با مردم مطرح و یا اطلاع رسانی نشده است. آیا تاریخ تکرار میگردد؟

فدراسیون سازمانهای افغانهای مقیم اروپا ” فارو ” با ابراز تسلیت به خانواده های قربانیان این جنایتهای هولناک، جامعه معارف افغانستان و مردم به گروگان گرفته شدهٔ کشور کشتار های شنیع و جنایتکارانهٔ شاگردان مکتب و سایر غیر نظامیان  را با شدید ترین الفاظ محکوم میکند و بدین نظر است که در صورت تعلل طالبان در دستگیری و مجازات عاملین این جنایات، سازمانهای حقوق بشری و بخصوص محکمه بین المللی جزائی برای شناسائی، تعقیب و اجرای عدالت در حق باز ماندگان و خانواده های  قربانیان مرجع قابل رجوع برای بررسی قربانیان این جنایتها میباشد.

یاد شهدای راه دانش و معرفت گرامی باد.

فدراسیون سازمانهای افغانهای

مقیم اروپا ” فارو”

کمیته حقوق بشر

فرمانده پیشین زندان پلچرخی در هالند به ۱۲ سال حبس محکوم شد

یک محکمه در هالند روز پنجشنبه ۱۴ اپریل (۲۵ حمل) یک مرد افغان را به جرم “جنایات جنگی” و “شکنجه” مخالفان سیاسی‌ حکومت در زندان پلچرخی در دهه ۱۹۸۰، به ۱۲ سال حبس محکوم کرد.

قضات محکمه گفتند که این مرد ۷۶ ساله که خود را عبدالرفیف می‌نامد، در واقع عبدالرزاق عارف نام دارد و از سال ۱۹۸۳ تا ۱۹۹۰ فرمانده زندان پلچرخی بود، اما اکنون با نام کاذب عبدالرفیف در هالند زندگی می‌کند.

رفیف در سال ۲۰۰۱ به هالند آمد و پناهندگی سیاسی گرفت و پس از چند سال شهروند آن کشور شد.
سارنوالان محکمه گفته اند که بر اساس ادعاها، رفیف که مسوول زندانیان سیاسی در محبس پلچرخی بود، زندانیان را در شرایط غیر انسانی در زندان نگه‌ می‌داشت و محافظان زیر امر وی زندانیان را لت و کوب، شکنجه و اعدام می‌کردند.

الس کول، قاضی محکمۀ محلی هاگ گفت که عبدالرفیف با زندانیان “ظالمانه و بی‌شرفانه رفتار کرده و آنان را جبراً از آزادی‌های شان محروم کرده بود” که به گفتۀ وی این‌همه “جرایم جنگی” اند.

خانم کول گفت که این متهم در زمانیکه حکومت به حمایت شوروی در افغانستان بر ضد مجاهدین می‌جنگید، هزاران زندانی را شکنجه و شماری از آنان را به نام اینکه دشمنان رژیم اند، اعدام کرده است.

او گفت: “رفیف در خشونت دخیل بود. او اوامر را صادر می‌کرد و می‌دانست که در زندان چه اتفاق می‌افتد و برای جلوگیری از اعمال زیردستانش هیچ‌کاری نمی‌کرد.”

خبرگزاری فرانس‌پرس گزارش داده است که از جمع ۱۹ شاهدی که در محکمه آمده بودند، شماری از آنان هویت رفیف را که همان فرمانده پیشین زندان پلچرخی بوده است، تایید کرده اند.

احمد راتب فقیری، ۶۶ ساله، که یکی از قربانیان بود و در جلسۀ محکمه حضور داشت، پس از صدور حکم زندان بر عبدالرفیف در مصاحبه با صدای امریکا گفت که از اینکه کسی که او را شکنجه کرده بود و اکنون برایش جزا داده شد، احساس راحتی می‌کند

جهت شنیدن مصاحبه احمد راتب فقیری اینجا اشاره نمایید

سارنوالان محکمه گفته اند که شماری از زندانیان در زندان پلچرخی که زیر ادارۀ عبدالرفیف بود بدون محاکمه اعدام شده اند و کسانی هم که محاکمۀ شان برگزار شده است فقط “برای نمایش” بوده است.

در جریان محاکمه، سارنوالان، شاهدانی را حاضر کردند که هویت رفیف را عارف معرفی کردند. یکی از قربانیان به قضات گفت که هنوز از شکنجه‌های روانی که در زندان متحمل شده است، شب‌ها از بی‌خوابی رنج می‌برد.

مارین زوکیتو، وکیل مدافع عبدالرفیف گفته است که استیناف طلب خواهد شد. او گفت: “تقریباً با هر نکته‌ای که قاضی در جلسۀ محکمه ذکر کرد، مخالف استیم.”

مقام‌های هالندی گفته اند که تحقیقات در مورد این مظنون در سال ۲۰۱۲ پس از آن آغاز شد که در بلاگ‌های انترنتی گزارش‌هایی نشر شد که گویا فرمانده پیشین زندان پلچرخی در هالند زندگی می‌کند.

در جریان تحقیقات، مسوولان هالندی با ۲۵ شاهد در کشورهای مختلف مصاحبه کرده و نیز “محتویات بی‌شماری” را از منابع آزاد گردآوری کرده اند

لینک منبع خبر

https://www.darivoa.com/a/afghanistan-prison-commander-jailed-for-12-years-for-war-crimes-by-dutch-court/6529406.html

بازگشائی مکاتب دختران، خواست همه مردم افغانستان است

بازگشائی مکاتب دختران، خواست همه مردم افغانستان است!

دوازدهم اپریل ۲۰۲۲

خاطرهٔ تلخ ۲۳ مارچ ۲۰۲۲ را دختران مکاتب متوسطه و عالی افغانستان هرگز فراموش نخواهند کرد. در این  روز بیش از یک میلیون دخترنوجوان و جوان بعد از هفت ماه انتظاربا یونیفورم ها و بکس مکتب خویش و با دلهای پُر از امید به آینده به مکاتب خویش داخل شدند، اما از مسؤلین مکاتب شنیدند که گروه طالبان با تخلف از وعدهٔ قبلی خویش به مردم افغانستان، مکاتب متوسطه و عالی دختران را تا امر ثانی بسته نگهمیدارد. این خبر برای دختران مکاتب چنان تکاندهنده و وحشتناک بود که اشک را از چشمان شان جاری ساخت و با چشمان پُر از اشک و دلهائی که در آن جای امید را یأس و جای خوشی را غم گرفته بود، به خانه های شان برگشتند و اندوه و نا امیدی فضای زندگی میلیون ها خانواده را فرا گرفت.

پس منظر موضوع:  در سال ۱۹۹۶، زمانیکه طالبان برای نخستین بار قدرت سیاسی را بدست گرفتند، هیچ پلانی برای سیستم آموزشی افغانستان نداشتند. کشور نیزبا جنگهای قدرت طلبانهٔ  داخلی تنظیمیها در یک حالت بحرانی بسر میبرد. طالبان بعد از مدتی مکاتب پسران را اجازهٔ فعالیت دادند اما مکاتب دختران را به بهانهٔ مساعد نبودن محیط برای آموزش دختران به تعویق انداختند. چند نسل از دختران تا زمان سقوط امارت طالبان از درس و تعلیم محروم ماندند. سیستم تعلیمی توانست طی دو دههٔ بعد از سقوط طالبان تا حدی به پا بیایستد. اما تعداد اطفال، بخصوص دختران محروم از مکتب بخاطر خرابی وضع امنیتی و فساد لجام گسیختهٔ اداری رژیم قبلی هنوز هم به ۵ میلیون میرسید.

بعد از توافق دوحه بین طالبان و امریکا که زمینه  به قدرت رسیدن مجدد طالبان را زیر نام مذاکرات صلح مساعد ساخت و به بتاریخ ۱۵ اگست ۲۰۲۱، زمانیکه طالبان با کنار گذاشتن امکان تشکیل حاکمیت همه شمول قدرت را قبضه کردند، مکاتب بخاطر شیوع کوید ۱۹ در حال تعطیل بودند. بتاریخ ۱۹ سپتمبرمکاتب پسران و مکاتب ابتدائیهٔ دختران دوباره باز شدند. اما باز شدن مکاتب متوسطه و عالی دختران به بهانه ای « نهائی نشدن برنامهٔ اسلامی و آماده شدن  محیط» به تعویق انداخته شد. بیم آن وجود داشت که تاریخ تکرار گردد، و میلیونها دختر وطن از حق تعلیم محروم شوند. اما تحت فشار خارجی طالبان وعده دادند که مکاتب دختران با آغاز فصل جدید تعلیمی مکاتب سرد سیردوباره باز میشوند. دختران با علاقمندی به خرید ضروریات مکتب پرداختند وبتاریخ ۲۳ مارچ روانهٔ مکاتب شدند اما انکار طالبان از وفا به عهد شان میلیونها خانواده را افسرده و سوگوارساخت.

عکس العمل مردم افغانستان:  با وصف محدودیتها بر آزادی بیان و تهیهٔ اخبار، تا جائی که در رسانه های داخل کشور دیده شده، هیچ باشندهٔ افغانستان با تصمیم رهبری طالبان مبنی بر تعویق نا محدود فعالیت مکاتب دختران ابراز موافقت نکرده است. برعکس همه با آن ابراز مخالفت کردند و ازرهبری طالبان خواسته اند تا هرچه سریعترامر بازگشائی مکاتب دختران را صادر کند. محروم شدن دختران از تعلیم، عواقب اجتماعی و اقتصادی ناگواری برای افغانستان خواهد داشت. مهمترین موضوع ضربه  روانی ایست که این تصمیم رهبری طالبان بردختران محروم شده از حق تعلیم و حق داشتن آرزو های بزرگتر از تشکیل خانواده بر آنها وارد میکند. خانواده های این دختران نیز ازتأثیرات روانی منفی این فیصله رنج میبرند. طی بیش از دوصد روز گذشته معلمین مکاتب دختران با وصف محروم بودن از معاش و سایر امتیازات، به امید وفا نمودن طالبان به وعدهٔ بازگشائی مکاتب منتظر مانده اند تا به وظیفهٔ مقدس معلمی ادامه بدهند. این معلمین نمیتوانند منتظر امر ثانی طالبان که شاید سالها طول بکشد، بمانند. آنها به کار های دیگری رو می آورند واین ضربهٔ بزرگی برسیستم معارف افغانستان که همین حالا از کمبود معلمین رنج میبرد، خواهد بود. با در نظر داشت نکات فوق همه مردم افغانستان بشمول افغانهای مقیم خارج، روحانیت کشور و بخشی از طالبان با قا طعیت خواستار بازگشائی فوری مکاتب دختران میباشند و نظر خود را از طریق تظاهرات، رسانه ها و گردهمائی ها ابراز کرده اند. هیأت مدیرهٔ فدراسیون سازمانهای افغانهای مقیم اروپا، از نام اعضا و هواداران نهاد های عضو خویش به هموطنان معترض به بسته ماندن مکاتب دختران می پیوندند و خواستار خاتمه دادن عاجل به این بحران جدی اجتماعی است.

چه باید کرد؟

تعلیم و تحصیل دختران و زنان در تمام سطوح تحصیلی و کسب مدارج حرفوی و انکشاف ظرفیت فنی، تخنیکی و علمی جزوه حقوق بنیادی مردم هر جامعه است و در این عصر درهیچ کشوری از جهان دختران و زنان از تحصیل محروم نگردیده  و هیچ حاکمیتی حق محروم ساختن انها از تحصیل را ندارند. عهد شکنی طالبان در قسمت بازگشائی مکاتب دهتران در شروع سال جدید تعلیمی، عدهٔ زیادی از خانواده ها را بخاطرتعلیم فرزندان شان عملا مجبور به ترک کشور ساخته اند.

متأسفانه ۴۳ سال جنگ و پالیسی های مُخرب کشور های همسایه از یکسو و سیاست ضعیف، مصرفی و وابسته نگهداشتن اقتصاد کشور ما طی دو دههٔ گذشته از جانب به اصطلاح دونر های غربی، اقتصاد افغانستان را چنان ورشکسته ساخته است که هر گروهی که برافغانستان حاکم شود، حد اقل برای چند سال نخست محتاج به کمک بین المللی برای عرضهٔ خدمات مبرم داخلی چون تعلیم و تربیه و خدمات صحت عامه خواهد بود. سیستم معارف افغانستان از کمبود شدیدد امکانات برای عرضهٔ خدمات رنج میبرد. هرگاه حکام فعلی افغانستان از موضوع گشایش و عدم گشایش مکاتب دختران بحیث یک وسیلهٔ زور آزمائی و بازی سیاسی با غرب استفاده کنند، هم دچار برخورد ظالمانه و خلاف تمام موازین بشردوستی علیه دختران هموطن خویشمیشوند و هم امکان تمویل معاشات معلمین مکاتب پسران را به خطر می اندازند زیرا دول تمویل کننده اعلام کرده اند که تبعیض در تعلیم وتربیه را تمویل نمیکنند.

از جانب دیگر، بازگشائی عاجل مکاتب دختران میتواند از وسیع شدن اعتراضات افغانهای مقیم خارج، بخصوص اروپا و امریکا در برابر پالیسی های زن ستیزانهٔ طالبان بکاهد و الی افغانها در داخل و خارج از کشور مصمم به دفاع وسیع و همه جانبه ازحقوق دوشیزگان معصوم افغان که مادران فردای اولاد وطن بوده و سلامت جامعه، به سلامت آنها وابسته است، میباشند.

هیأت مدیرهٔ فدراسیون سازمانهای وناهندگان افغان در اروپا «فارو»

پروژۀ پایپلاین گاز تاپیمیلیارد ها دالر می اورد پایپلاین گاز باقدرت بزرگ

پروژۀ پایپلاین گاز تاپیمیلیارد ها دالر می اورد
پایپلاین گاز باقدرت بزرگ

پساز خروج نیروهای امریکائی از افغانستان،اسیای میانهمعجزه ایرا از سر می گذراند که بر اوضاع و احوال
مربوط به انرژی در منطقهبه صورت جدیاثرگذار است. یکی از ان مسائلی که حکومت جدید افغانستان که
اینکبر کابل مسلط گشته،برنامه ٔ از سر گرفتناعمار پروژۀ عظیم پایپلاین گازاست. در این رابطه صدای
دندانخائیو ژاژخائیایالات متحدۀ امریکا در سراسر جهان به گوش می رسید. و این قابل تعجبهمنیست،
زیرا اهمیت این پایپلاین برای هند و افغانستان با نقش پایپلاین2Nord Stream1
برای المان و روسیه قابل
مقایسه است.پروژۀ تاپی از طریق ترکمنستان، افغانستانوپاکستانتاهندوستان کشیده می شود. از طریق
این پایپلاین در ایندۀ نزدیکبهصد ها میلیارد متر مکعب گاز انتقال می یابد که اقتصاد ملی کشور های اسیائی
را تقویه کرده و ساختار های محلی صنعتیانهارا از اساسدگرگونخواهدساخت.
چندی قبل اعلامیۀ وزیر خارجۀ روسیه،سرگی لاورف،توجههمه را به خود جلب کرد. او در تاشکند اعلان کرد
که روسیه حاضر است که در اعمار این پایپلاین که قبلا ً به خاطر حوادث افغانستان متوقف شده بود، به
صورت فعال اشتراک نماید. ایا اینبهمعنیتصمیمروسیهمبنی بر برگشتانبه اسیای میانهنیست؟ این
پایپلاین روی اقتصادملی کشور هائی که در انها امتداد می یابد، چه تأثیری خواهد گذاشت؟ برای جواب به
این سؤال باید در نخست بدانیم که در این پایپلاین جدید گپ سر چیست؟منابعگازبرایاین پایپلاین از
ساحاتپیدایش گاز درترکمنستان،ًمخصوصااز حوزۀ گالکیونش(Galkynysh)که در معنی “رنسانس”
است، تأمین می شود.ذخائر گاز گالکیونشبعد از ذخائر حوزۀ “جنوبفارس” ایران،ازبزرکترین منابع گاز
در سطحجهان شمرده می شود. در منطقۀ گالکیونش21,4بیلیون متر مکعب گازکشف شده که دو برابر منابع
….. گاز در “حوزۀ فروافتادۀ اورینگوی” روسیه میباشد.

جهت داونلود کامل این مطلب لطفا در اینجا اشاره نمایید.