نوروز باستانی را گرامی میداریم

نوروز باستانی را گرامی میداریم

نوزدهم مارچ ۲۰۲۲

آراست دگرباره جهاندار جهان را                                  چون خلد برین کرد زمین را و زمان را (سنائی غزنوی)

در حالیکه مردم افغانستان برای تجلیل از نوروز آمادگی گرفته اند، ذبیح‌الله مجاهد سخنگوی طالبان به بی‌بی‌سی فارسی گفت که طالبان مانع برگزاری مراسم نوروز از سوی مردم نمی‌شوند اما حکومت طالبان رسما از نوروز تجلیل نخواهد کرد. به گفته او “هر مراسمی را که در اسلام نیست، طالبان تجلیل نمی‌کنند».  جملهٔ اخیر که از آقای مجاهد نقل قول شده است بدین معناست که هر مراسم عنعنوی و تاریخی مردم افغانستان که اسلام به تطبیق آن حکم نکرده باشد،  بشکل رسمی از سوی طالبان تجلیل نمیگردد. این موضعگیری طالبان یکبار دیگرنشان میدهد که وقتی یک گروه سیاسی بعد از غضب قدرت دولتی در تصیمگیری های دولتی وملی صرفآ اولویتهای گروهی و ایديولوژیک خود را، بجای خواست اکثریت مردم  درمحور قرار دهد، ناگزیر است بین خود و مردم خط فاصل بکشد. در رابطه با بیرق سه رنگ ملی هم برای طالبان منافع گروهی شان عمدگی داشت و خواست مردم نادیده گرفته شد. در رابطه با موسیقی که در تارو پود مردم ما قبل و بعد از اسلام ریشه دارد و نیاز هر جامعه است هم طالبان قرائت خود از اسلام را بالای مردم تحمیل کردند. البته ملتها در شرایط اختناق هم هویت فرهنگی خود را حفظ کرده میتوانند. اما این نوع فشار ها بر میزان فاصله میان مردم و حاکمیت بشدت می افزاید.  طی سده یا سده های گذشته نوروز در تقویم افغانستان روز رخصتی بود و از این روز خجسته در شهرهای بزرگ بطور رسمی تجلیل میشد.

مردم افغانستان در هر صورت به تجلیل از این روز ادامه خواهند داد. به دو دلیل:

نوروز ریشه در تاریخ بیش از ۳۰۰۰ قبل آریائی ها دارد و بلخ افغانستان مهد پیدایش این عنعنه بود. مرحوم پوهاند داکتر احمد جاوید محقق و استاد پوهنتون کابل ریشهٔ چند هزار ساله نوروز درتاریخ وطن ما را در کتاب «نوروز خوش آئین» به تفصیل تشریح کرده که در قسمتی از آن میخوانیم: « آریائیها در اعصار باستانی سال را بدو فصل گرما (Hama) هفت ماه و فصل سرما Zayama بنج ماه تقسیم میکردند…  در آغاز فصل تابستان گله ها و رمه ها را از آغیل ها به چمن های سرسبزبه چرا میبردند و در آغاز زمستان آنها را با توشه و انباشتهٔ زمستانی به آغیل ها می آوردند. بدین مناسبت هر دو را آغاز سال میدانستند و با سور و سرور میپرداختند که اصطلاح نوروز و مهرگان یاد آور همین جشن ها و شادی هاست.» ابوریحان البیرونی درکتاب التفهیم میگوید:«نوروز چیست؟ نخستین روز است از ماه حمل،  و از اینجهت روز نو نام کردند که پیشانی سال نو است.» به قول فکری سلجوقی:

از آن روز و از آن ماه و از آن سال                  به جا مانده خجسته جشن نوروز

از نوروز طی اعصار و قرون تجلیل شده و بعد از ترویج دین اسلام هم این سلسله ادامه یافته است زیرا این جشن با احیای مجدد زندگی نباتات و خرمی و سرسبزی طبعیت و آغاز فصل بهار و کشت وکاربصورت طبعی ارتباط داشته و تغیراتی که درطبیعت ایجاد میگردد خوشی و هیجان لازمه برای برگزاری جشن و همنوا شدن با طبعیت را بوجود می آورد. نوروز در ادبیات ما، بخصوص در اشعارناب شعرای متقدم زبان دری زنده نگهداشته شده ودر تار وپود فرهنگ مردم افغانستان هم قبل و هم بعد از ترویج دین اسلام ریشه های مستحکم ایجاد کرده  و درخطهٔ جفرافیائی ما که قبلاً بنام های آریانا و خراسان یاد میشد، همیشه بزرگداشت شده است. در اینجا مثالهای را از ادبیات شعری افغانستان ذکر میکنیم تا تأکیدی باشد بر اهمیت فرهنگی وتاریخی نوروز در ادبیات و هرهنگ ما:

ابوریجان البیرونی (قرون ۴ و ۵ هجری قمری) در آثار الباقیه (ص۳۶۳) میگوید: «نوسرد: روز اول آن نوروز سغدیان است که نوروز بزرگ باشد»

دقیقی بلخی: (قرن ۴ هجری)

به بلخ گزین شد در آن نوبهار               که یزدان پرستان آن روزگار

هشت مارچ وتشدید نقض حقوق زن در افغانستان

هالند، هشت مارچ ۲۰۲۲

هشت مارچ، روز جهانی همبستگی ومبارزه  زنان جهان برای کسب حقوق برابرو آزادیست. از سال ۱۹۰۹ تا اکنون، این روز، روز مبارزه با تبعیض جنسیتی و روز آگاهی و دفاع مشترک از حقوق زنان به حساب می آید.  این روز ده ها سال قبل از آنکه در سال ۱۹۷۵ توسط ملل متحد بحیث روزجهانی همبستگی زنان پذیرفته شود، در امریکا واروپا بحیث روزبین المللی زن، با اکسیونهای حق طلبانه تجلیل میگردید. هشت مارچ نقطهٔ ُاغاز مبارزات دسته جمعی زنان کارگر در شیکاگوی امریکا بود. این زنان آگاهی مبارزاتی شان را مدیون زنان کارگرمبارز و زنان سوسیالیست بودند. سپس زنان کارگر سایر کشور های صنعتی برای کسب حقوق اجتماعی، اقتصادی و سیاسی خویش، با صدا و اکسیون های مشترک،  جاده های کشور های صنعتی را اشغال کردند و توانستند با ادامه مبارزه، طی سالیان متمادی، حقوق معینی را بدست آورند. اینکه امروز زنان اروپا  از لحاظ قوانین و میثاق ها، از حقوقی مساوی با مردان برخوردار هستند، به این معنی نیست که همیشه از حقوق مساوی برخوردار بوده اند. این موقف مساوی دربرابر قانون بصورت تدریجی و در نتیجهٔ مبارزات جهانی زنان آگاه، بدست آمده است. این حقیقت که قبل از جنگ جهانی اول زنان فاقد حق رأی در انتخابات بسیاری از کشور های اروپا بودند، گواه آن است که حقوق سیاسی زنان در اروپا هم کمی بیشتر از یک قرن قبل در نتیجهٔ مبارزات دوامدار زنان برسمیت شناخته شد. حتی امروز در موقف های بالا در حکومت ها و شرکت های اروپائی زنان اقلیت اند.

از چند دهه  بدین سو تجلیل از روز هشت مارچ به حیث روز جهانی زن، در افغانستان نیز مطرح شده است و زنان کشور نیز در این روز در سطح مؤسسات دولتی و پوهنتون ها برگزار میشد و مدتی هم  توسط جامعۀ مدنی محافل متفاوتی برپا گردید. در این گردهمائی ها  ازحقوق پامال شدهٔ زنان در ساحات مختلف و خواست پایان دادن به این وضع تبادل نظر میشد. اما با تأسف زنان فعال جامعهٔ مدنی و احزاب سیاسی تا حال نتوانسته اند افکارحق طلبانهٔ خویش را بیرون از شهر های بزرگ و به قریه های کشور ببرند.

خشونت علیه زن در کشور ما یک پدیدۀ تاریخی است. اما طی ۴۲ سال اخیر که افغانستان طعمهٔ جنگ سرد و میدان جنگ قدرتهای بزرگ است، گراف خشونت و  نقض حقوق زن، به بالاترین درجۀ آن رسیده است. فرامین سه گانهٔ آقای ربانی رئیس دولت اسلامی و تصامیم و پالیسی های امارت های دیروز و امروز طالبان به تبعیض آشکارو وضع محدویتهای غیر مؤجه و قرون وسطائی علیه زنان صبغهٔ رسمی دادند.  حتی طی دو دههٔ به اصطلاح جمهوریت نیز حکمداران و متنفذین محلی وابسته به مافیای دولتی و طالبی خشونتی را  در برابرزنان به نمایش گذاشتند که درهیچ دوره ای سابقه نداشته است. آزار و تجاوز جنسی، سنگسار، شلاق زدن در ملای عام، سوختاندن، قطع اعضا، خودکشی های اجباری، آموزش اجباری انتحاری، اعتیاد، شکنجه، ازدواج های اجباری، ازدواج اطفال، قتل های ناموسی، خشونت خانوادگی، خشونت اجتماعی، خشونت مذهبی، فحشای سازمانیافته، گدایی سازمانیافته با استفادهٔ سوء ازفقر زنان بیوه و اطفال شان ، توهین و تحقیر … همگی چیز هایی ست که علاوه بر جنگ،  بر زنان کشور تحمیل گردیده است. با کشته شدن هر مرد درجنگ، مسؤلیت خانه و اطفال بدوش خانم او افتاده است. زنان با هزار مشکلات این مسؤلیت را بدوش می کشند.

از ماه اگست ۲۰۲۱ بدینسو که طالبان دوباره قدرت را بدست گرفته اند، به گواهی سازمانهای بین المللی حقوق بشر: «جنگ ختم شده اما نقض حقوق بشر و بخصوص حقوق و آزادیهای زنان تشدید گردیده است». طالبان پذیرش اعلامیهٔ جهانی حقوق بشر و همه کنوانسیون ها و میثاقهای ذیربط آن را مشروط به مطابقت آن به برداشت رهبران خویش از شریعت و فقه اسلامی ساخته اند. بعبارهٔ دیگر فتوای رهبران شان مافوق قوانین ملی و بین المللی است. امروز در افغانستان هیچ قانون ملی و هیچ سند حقوقی بین المللی ضمانت تطبیقی ندارد. «فرهنگ معافیت» که طی ۲۰ سال گذشته به نفع همه زورمندان تنظیمی و مافیائی وجود داشت، حالا در انحصار طالبان است.  در چنین شرایطی است که تظاهرات پراگندهٔ ولی صلح آمیزخیابانی زنان تحت شعار « نان، کار، تحصیل و آزادی» بعد از چند ماه ادامهٔ پراگنده سرکوب گردید. در این میان وعدهٔ احیای حق تحصیل برای زنان داده شده است. اما طالبان در قسمت حق کار برای زنان نظر مساعد ندارند و صرف در سکتور های تعلیمی، صحی و پولیس امکانات محدودی برای کار زنان برایشان قابل تحمل است. در تظاهرات امروز در کابل خواست عمدهٔ زنان را «کار» تشکیل میداد. اگر طالبان طرز دید شان به حقوق و آزادیهای زنان را مطابق به مقتضات قرن بیست و یکم عیارنسازند، جنبش زنان در آینده های نه چندان دور با قدرت و سازماندهی بسیار بهتر دوباره به مبارزات شان آغازخواهند کرد. با اختناق و خشونت نمیتوان نیمی از نفوس کشور را به بند و زنجیر کشید.

تجارب زنان جهان و کشور ما نشان میدهد که زنان افغان نباید به حمایت بیرونی دل ببندند، بلکه فقط و فقط بوسیلۀ آگاهی کافی از حقوق شان، متشکل شدن و وحدت  سرتاسری خواهند توانست از شر خشونت های سُنتی و سیاسی که همواره زندگی زنان افغان را دشوار میسازد، نجات یابند.

کمیتهٔ امور زنان فارو