روزبین المللی زنان درسایۀ خشونت علیۀ زنان

 

Date: 08 / March 2013

اعلامیه

اگرموقعیت کنونی زنان کشور ما را با وضع آنان در دوران طالبان وحکومت تنظیمی سالهای هفتاد هجری شمسی مقایسه کنیم، متوجه انکشاف مثبت در ساحۀ تعلیم وتربیۀ دختران افغان و توسعۀ حقوق آنها در متن قوانین میشویم. ولی آزادیها وحقوق که درقانون اساسی برای زنان پیشبینی شده اند، تأثیرعملی بسیار محدود دارند. آزادیهای سیاسی زنان درمحدودۀ حلقات نمایشی باقی مانده است. با درنظرداشت ترکیب کنونی قوای سه گانۀ دولت وعقایدسیاسی اپوزسیون رسمی واپوزیسیون مسلح  امیدی برای کاروسیع ودوامدار برای تأمین سهمگیری واقعی زنان در زندگی سیاسی واقتصادی جامعه موجود نیست. حتی همین امکانات مثبت در ساحۀ تعلیم وتربیه وتضمینهای قانون اساسی هم که تحت فشارخارجیها بوجود آمده اند، میتوانند با رفع این فشاراز بین بروند. زنان افغانستان میدانند که بدون انکشاف واقعی اقتصادی واجتماعی وطن شان وکار وسیع توسط دولت، رسانه ها وجامعۀ مدنی برای تغییر ذهنیت مردسالارموجود در جامعۀ ما، تغیرپایداردر وضع زنان دشوار است.

مریم میترا شاعرۀ جوان که محصل پوهنتون کابل میباشد،  آگاهی ونگرانی زن معاصرافغان را درشعر خود چنین زیبا بیان کرده است:

از گامهای نا استوار زمان میترسم

انگاربه گردش هزاره های دورمیروند.

ومن دوباره زیرخاک میروم

وازنگاه مشکوک برادرم

در لای هفت پرده پنهان میشوم

که فکرمیکندباد مذکر است

وگیسوان مرا میبوسد.

همین اکنون، درحال حضورنیروهای خارجی، فرهنگ معافیت از مجازات باعث شده است که مواردکشته شدن زنان، تجاوز به زنان، شکنجۀ زنان و خودسوزی زنان ادامه داشته وخشونت علیۀ زنان اشکال وحشیانه تررا بخود میگیرد. ازجانب دیگرجنگ نیابتی از مادران وخواهران ما هرروزشوهر، پسریا برادرشان را میگیرد. طبق آرقام صلیب سرخ درهرماه  بطوراوسط صدنفر دست وپای خود را درجنگها، بخصوص در انفجارماینهای کنارجاده ازدست میدهند. هرمعیوب خانوادۀ را محکوم به تحمل رنج دایمی میسازد. زن افغان را به سنگ صبور تشبیه کرده اند. اماکاسۀ صبربخشی اززنان را ستم وبی عدالتی لبریزساخته است. خودسوزیها زنگ خطریست که دربسیاری ولایات افغانستان بصدا درآورده شده است. سر انجام جنگ نیابتی ختم میگردد وذهنیت پدرسالاری دربستر تاریخ مدفون خواهد شد. برماست که درآن راستا کاربا برنامه ومستدام کنیم.

(کمیته حقوق بشرفارو)

 

 

قیام مردمی ٢٤حوت هرات ازدیدبازماندگان شهدا

 

Date: 16 March 2013

قیام پرشکوه 24 حوت 1357 هرات علیۀ رژیم تحت الحمایۀ شوروی  ومظالم حزب دموکراتیک خلق افغانستان وتروردولتی وحشتناک تظاهرکنندگان توسط رژیم تحت رهبری حزب دموکراتیک خلق، حادثۀ فراموش نشدنی درتاریخ افغانستان است. قیام که بتاریخ 22 حوت ازولسوالی هاشروع شد الی 24 حوت تدریجأ تمام شهر را فراگرفت. انگیزۀ ان قیام اعتراض مردم به موجودیت یک رژیم جباروتحت الحمایۀ روسها بود. قرار اظهارات شهود عینی، این قیام کاملأ خودجوش، فاقد رهبری واقعی وفاقد هرگونه پشتیبانی خارجی بود. کشتاربربرمنشانۀ تظاهرکنندگان به فرمان منشی کمیتۀ ولایتی حزب و شخص والی هرات توسط افسران حزبی اردو، پولیس واعضای ملکی حزب دموکراتیک خلق باعث تشدید خشم پرغرورمردم میشد. یک شاهد عینی چشم دید خود ازروز 24 حوت را چنین گزارش میدهد: ((خونهای که توسط حکومتی ها ریختانده شدخشم مردم را برانگیخت. چنان حالت را من هرگزندیده بودم. مردم هرات بدون ترس از رگبارتوپ وتفنگ دشمن پیش مرفتند وبا دست خالی تانکهای دشمن را تسخیر میکردند. بتاریخ 26 حوت افسران غیرحزبی فرقۀ 17 نیز به جبهۀ مردم پیوستند وقیام کنندگان را در اشغال فرقه کمک نمودند. به شهادت محمدصدیق فرهنگ این افسران عبارت بودند از علاالدین خان، سردارخان، جگرن عبدالعزیز، جگتورن نوراحمد، دگرمن محمد انور نصرتی ، جگتورن علاوالدین، جگرن شایسته ، تورن نجیب الله ، جگرن سید اسدالله ، جگرن شمشیر خان، ظابط خلیل احمد، جگرن غلام رسول بلوچ، ظابط سلطان احمد، شیرین گل، بصیر خان وتورن اسماعیل (فعلأ وزیرآب وبرق) “.   بنابرین نقش افسران اردودرین قیام 4 روز بعد از شروع قیام مطرح شد.

 

پیوستن افسران  فرقه 17 به قیام زنگ خطربزرگ بود برای روسها وحکومت تحت الحمایۀ شان بود. طبق نوشتۀ آقای فرزان (رجوع شود به تاریخ ثقافت جهاد) درین موقع رسول سرده مسوول امورسیاسی وهمه کارۀ فرقه فرار نموده وخود را  به شیندندرسانیده بود. سیدمکرم قوماندان حزبی فرقه 17 باچند مشاور روسی قرارگاه را ترک نموده به قصروالی پنهان شدند و از آنجا همه به شمول والی هرات وجنرال واسیلویچ مشاورروسی اش ازطریق میدان هوائی هرات به میدان هوائی نظامی شیندند فرار کردند. قراراظهارات شهود از نظیف الله نهضت وعبدالحی یتیم (اعضای گروپ حفیظ الله امین) بحیث والی ومنشی کمیتۀ ولایتی آنزمان هرات نام برده شده است.

دو روزبعد قوای دولت تحت الحمایه با بیرقهای سبزولباس ملکی درشاهراه قندهار-هرات ظاهرشدند. قیام کنندگان به این تصورافتادند که همانند فرقۀ 17، قوای مستقردرولایات همجوارنیز به کمک مردم هرات آمده اند. غافل از اینکه حزب “دموکراتیک خلق” افغانستان به هدف قتل عام دهاقین وشهریان هرات قوای تازه نفس فرستاده وبا این حیلۀ میخواهد مدافعین هرات را بفریبد وبه شهر راه یابد. جنبش خودجوش مردمی که فاقد رهبری آگاه وهمگانی بود، فریب این حیله را خورد. گروه اوپراتیفی زون شمالغرب ازشیندند وقطعۀ کوماندو جزء این قوا بودند. در نوشته های ذیربط از افراد ذیل بحیث قوماندانان این قوای تهاجمی نام برده شده است: شهنوازتنی و انڂیرگل.  قوای دولتی به مجرد اشغال مواضع استرتیژیک درشهر، مراکزتجمع مدافعین هرات، از جمله فرقۀ 17  را زیرآتش گرفتند. قوای هوائی حکومتی وروسها از میدان هوائی شیندند قوای دولت تحت الحمایۀ را درکشتار مجدد قیام کنندگان هرات هفته ها همرائی نمودند. بسیاری از اجساد را دولتیها در گورهای دسته جمعی بین تخت سفر و باغ ملت مدفون شده اند. مردم هرات این منطقه را مکان شهدای گمنام نامیدند . پروژۀ عدالت افغانستان درگزارش تحقیقی “تیره گیهای سرنوشت ساز” درمورد اقدامات بعدی حکومت تحت رهبری حزب دموکراتیک خلق چنین مینویسد: ((زمانی که دولت کنترول شهر را دوباره گرفت، دستگیری های گسترده را انجام داد. بسیاری از دستگیر شدگان مفقود شدند و احتمالاً بدون محکمه به قتل رسیده اند. طبق ارماکورا، خبرنگار ویژۀ ملل متحد: اصل معلوماتی که به خبرنگار ویژه داده شده بیان می دارد که در حدود 1000 نفر، اگر بیشتر نباشد، در جریان این دوره تا آپریل 1979 بعد از قیام شهر هرات دستگیر شده اند. در برخی موارد دستگیری های زندانی های سیاسی با توقیف همسرانشان و فرزندانشان همراه بود. دامنه اشخاص دستگیر شده گسترش یافته ازاعضای گروه های بنیاد گرای مذهبی تا اعضای گروه های چپ و همچنین اعضای دولتی، متعلمین، تجار، دیپلمات ها ، افراد علمی، و اعضای بلند رتبه گروهی را در برداشت. ))

این قیام سرکوب شده، مادر ده ها جبهۀ نظامی ضد روسی درقریه جات مختلف ولایت هرات شد.

مردم سلحشورهرات با براه انداختن این قیام به روسها وحکومت دست نشاندۀ شان اعلام نمودند که:

–         دولت تحت الحمایه فاقد پشتیبانی مردمی در افغانستان بود.

–         اختناق تحمل نا پذیر، دستگیری روحانیون وسایرافرادنامدارمحلی بدون هیچ اتهامی کاسۀ صبر مردم را لبریزساخته بود.

–         رژیم تحت رهبری حزب دموکراتیک خلق وفرامین عجولانه آن که بشکل مستبدانه وبزوربرچه تطبیق میگردید، برای مردم افغانستان قابل قبول نبودند.

–         مردم حاضربودند در برابراین رژیم وروسها با فدا کردن جانهای شان مجادله ومقاومت کنند.

روسها بعوض درس گرفتن ازین قیام وقطع حمایت از حکومت دست نشانده اش، به تعویض  مهره وتجاوزنظامی مستقیم به افغانستان دست زدند. بدین ترتیب سلسلۀ کشتار دسته جمعی مردم افغانستان که ازکراله، درۀ صوف و قیام بزرگ هرات اغازیافته بود، حتی با سقوط رژیم دست نشانده درسال 1371 ختم نشد وشعله های آتش آن هنوزهم خانه وکاشانۀ روستائیان ما را ویران میکند.

صرف نظر از عدم مشروعیت حکومت کودتائی آن زمان، عملکرد دولت تحت رهبری حزب دموکراتیک خلق درهرات نقض آشکارکنوانسیونهای بشردوستانۀ ژنیو بوده وبدلایل ذیل جنایت جنگی تلقی میگردد:

–         اصولأ قیام هرات تظاهرات سراسری مردم هرات علیه رژیم بود. دستگاه دولتی تحت رهبری حزب دموکراتیک خلق بعوض برخورد عاملانه ودموکراتیک با تظاهرکنندگان ملکی که اکثریت مطلق شان را دهاقین تشکیل میداد، کوشید تظاهرکنندگان را با رگبارگلوله پراکنده سازد. این حرکت که بذات خود غصب آزادی بیان واعتراضات بوده وجنایت علیۀ افراد ملکی است، باعث تحریک خشم مردم شد.

–         ادامۀ اعتراض توسط مردم خشمگین که عمدتأ با چوب وسنگ مجهزبودند، با فیرمرمی های تانک های تی 62 ، هیلیکوپتر های جنگی ام آی 24 ، جت های جنگنده میگ 21 ، میگ 23  و اس یو 22 بسوی جمعیت مردم جواب گفته شد. عدم تناسب بین وسایل استفاده شده از طرف دولت (توپ، تانک وطیاره) و سنگ وچوب که مردم بدست داشتند، حاکی اززیاده روی افراطی حکومت در استعمال خشونت علیه مردم ملکی میباشد. ولو چنین بپنداریم که حکومت در آنزمان درحال جنگ قرارداشت، بازهم شیوۀ سرکوب مردم توسط دولت حالت قتل عام مردم ملکی را داشته وجنایت جنگی میباشد.

–         دستگیری وسیع افراد یکه فکر میشد در تظاهرات اشتراک کرده اند، دستگیری اعضای خانوادۀ آنها، شکنجه وقتل بدون محاکمۀ آنها همه شامل تعریف حنایات جنگ میشوند. افرادیکه مظنون به دادن دستورویا اشتراک در تطبیق این اعمال اند، باید مورد بازپرس ومحاکمه قرار بگیرند.

سوال اینجاست که چرا برای التیام زخمهای  بازماندگان قیام کنندگان به محاکمۀ آنانیکه مسؤلیت جنایات ضدبشری هرات را بدوش دارند، پرداخته نمیشود؟ چراهمین اکنون که شهود عینی بیشماری برعلیه افراد مظنون به این جنایات ضدبشری موجود است، اقدامی برای محاکمۀ آنها، حتی در سطح یک تربیونال مردمی در داخل یاخارج کشور صورت نمیگیرد؟ چرا مسوولین این کشتارها اجازه دارند با دستهای تا شانه آغشته به خون بیگناهان، در کشورهای غربی موقف پناهنده داشته با معافیت کامل ازمجازات زندگی کنند؟

درین رابطه نکات ذل درخورتوجه جدی اند:

–         مسؤلیت اساسی فرهنگ معافیت برای همه جانیان، که جانیان جنگی هم شامل آن میباشند، بدوش دولت کنونی افغانستان است. پارلمان نامنهاد این دولت قانون عفوه جانیان جنگی را تصویب کرد. دیپلماتها ووزرای این دولت درسفرهای خود به اروپا کار دیگری جزالتماس نزددول اروپائی برای اعطای اجازه نامۀ اقامت برای سران رژیمهای که مسوول جنایات سه دهۀ اخیر اند، ندارند. این دولتمردان نمیخواهند لحظۀ هم به جوهای خون که در هرات وسایرمناطق افغانستان توسط رژیمهای سه ونیم دهۀ اخیرریختانده شده است، فکرکنند.

–         یک بخش ازاین نوع دولتمردان آنانی اندکه طی یک دهۀ اخیردر قدرت شریک بوده از “قانون” عفوه پشتیبانی کرده اند ولی درعین حال بخاطر اشتراک شان در قیام علیۀ روسها، مصروف امتیازخواهی ازحکومت وپشتیبانان بین المللی آن میباشند. این دکانداران خون شهدا را هم متاع قابل معامله میدانندومیخواهند خود را وارث مجاهدین واقعی قلمدادنموده به چوکیهای سود آوردولتی دست یابند. اسماعیلخان وشاروال فعلی هرات (تره کی) در رأس این امتیازطلبان قراردارند. عملکرداین ها خیانت به خون شهدا بوده ومانع بزرگ در برابرتطبیق عدالت برجنایات گذشته میباشند.

–         ما بازماندگان قربانیان نیز بخاطرجدی دنبال نکردن خواست مابرای محاکمۀ جنایات جنگی سه ونیم ده ۀ اخیر، به سهم خویش درمسؤلیت تداوم وبقای فضای معافیت برای جانیان جنگ شریک هستیم. شهدای هرات توانستند دیروزبا عزم راسخ درحالیکه دستهای شان خالی بوده وفاقد رهبری سراسری وآگاه بودند، با قیام خود کابل ومسکو را تکان بدهند وپیام خود را ثبت تاریخ افغانستان وجهان بسازند. اگرما بازماندگان آن شهدا ذرۀ از عزم راسخ شهدای ما را داشته باشیم، قادرخواهیم شد نام شهدای خود را ثبت تاریخ کشورسازیم. نخستین قدم درین راه مستندسازی شهادت هر فرد وبرقراری همکاری متداوم میان بازماندگان شهدا میباشد.

 

(کمیتۀ حقوق بشرفارو)

 

 

اول حمل، روزبین المللی علیه راسیسم وتبعیض

 

21 MARCH

International Day against Racism and Discrimination

بتاریخ 21 مارچ سال 1960، دولت متکی بر اپارتاید افریقای جنوبی با حملۀ مسلحانه برتظاهرکنندگان که برای ابرازاعتراض علیه اپارتاید وتبعیض نژادی گردهم آمده بودند، 69 نفربشمول زنان وکودکان را کشت وبیش از 180 نفر را زخمی

ساخت. روزبعدی، دولت حالت فوق العاده را اعلان کرد وبیش از بیست هزار نفر را زندانی ساخت. ازهمان سال به بعد، 21 مارچ بحیث روزبین المللی علیه راسیسم وتبعیض تجلیل میشود.

 

اکنون اپارتایدبشکل پالیسی دولتی در جهان موجود نیست. ولی مظاهرراسیسم وتبعیض نه تنها در افریقای جنوبی، بلکه دربسیاری کشورهای جهان بیدادمیکند. بخصوص مهاجرین وپناهندگان قربانی تبعیض درکشورهای میزبان میباشند. در ده ها کشورروزبین المللی علیه راسیسم وتبعیض با دعوت همگان به خاتمه دادن به روش غیرعادلانه توسط اشخاص وگروه ها در برابرهم ورعایت مساوات در برخورد با دیگران تجلیل میگردد.

کمیتۀ حقوق بشر فارو، همه ساله ازین روزبا برگزاری گردهمائی های معلوماتی وبحث ها، تجلیل بعمل می آورد.

(کمیتۀ حقوق بشرفارو)

 

 

 

براعدام مهاجرین بیدفاع افغان در ایران اعتراض کنیم!

30 مارچ 2013

چندی قبل وزارت خارجه افغانستان به تعقیب تلاشهای دیپلماتیک درسطح بالا اعلان کرد که دولت ایران موافقه نموده است تا تطبیق اعدام افغانها را به حالت تعلیق درآورد.  درعمل ایران به اعدام افغانها ادامه داد. وکلای ولسی جرگه، حکومت افغانستان وکمیساری عالی مهاجران ملل متحد نیزادامۀ اعدام زندانیان افغان را تأئید کرده اند.

ایران با نادیده گرفتن تقاضا های رسمی ورسانه ای حکومت افغانستان ویوناما سلسلۀ اعدام زندانیان افغان را قطع نکرده است. طبق اظهارات مؤرخ 23/1/1392عبدالسلام قاضی زاده وکیل هرات در ولسی جرگه چهل وپنج افغان در طی سه روز(20 الی 22 حمل) درطیبات اعدام واجسادشان ازطریق اسلام قلعه به وارثین شان تسلیم داده شده اند.

دولت افغانستان بعد از دهسال سکوت به یک تقاضا شفاهی بسنده کرد. متأسفانه در رأس وزارت امورمهاجرین نیزتا اکنون هیچ فرد با کفایت وجدی مقررنشده است. وزیرفعلی امور مهاجرین حتی تعداد محکومین به اعدام را نمیداند. چندی قبل آقای جماهیرانوری به رسانه ها گفت: “تعداد دقیق اعدامی ها را هرگز مقامات ایرانی به ما ارایه نکرده اند. نمیدانیم تحقیق مطابق نورمهای قبولشده صورت گرفته یا خیر. زمانیکه ما با این سوال مواجه می شویم، جانب ایران به شکلی از اشکال موضوع را تغییر داده ما را در سردرگمی قرار میدهد. در قسمت کسانیکه در ایران اعدام شده اند از طریق رسانه ها همهء ما شنیدیم ما هم بیشتر از این معلومات نداریم”. معلوم نیست دیپلماتهای ایران چه طلسمی دارند که وقتی موضوع را تغییرمیدهند، وزرای ما بعوض کوشش مجدد واعمال فشاردیپلماتیک، برای گرفتن جواب وطرح جدی خواستهای خود، اجازه میدهند که ایرانی ها آنها را “سردرگم” بسازند؟ موضع غیرفعال وزارت خارجه وسفارت افغانستان در ایران نیزتعجب آوراست. وزارت خارجه حتی یکبارهم سفیر ایران در کابل را به وزارت خارجه احضارنکرده تا متن اعتراض افغانستان به اعدامها را به وی تسلیم بدهد. هرسفارت به اساس حقوق بین الدول حق دارد درموردچگونگی وضع هرفرد ازاتباع زندانی شدۀ کشورمتبوع خود ازدولت خارجی طالب معلومات شود. دولت خارجی مکلف به دادن معلومات وفراهم ساختن زمینۀ ملاقات دیپلمات سفارت افغانستان با زندانی افغان میباشد. اگرزندانی خود توان پرداخت پول وکیل مدافع را نداشته باشد، سفارت مکلف است برای زندانی موصوف وکیل بگیرد. معلوم نیست چرا وزارت خارجه وسفارت افغانستان ازین حقوق خود واتباع خود در برابردولت ایران دفاع نمیکنند؟ شاید ایشان رانیز ایرانیها “سردرگم” ساخته باشند. با وصف تصویب قانون استرداد متهمین با کشورهای دیگرکه سال گذشته متعاقب بحث های جدی درموردپالیسی کشتارایران درمورد افغانهای زندانی تدوین ونافذ شد، وزارت خارجۀ افغانستان قادر به این نشد که قراردادی برای استردادزندانیان با حکومت ایران امضأ کند ویا مشکلات موجود درین راستا را به مردم افغانستان گذارش دهد. وزارت امورمهاجرین بایست این موضوع را در وزارت امورخارجه تا رسیدن به نتیجۀ مطلوب تعقیب میکرد. روش معمول در حکومت افغانستان اینست که هیچکس وظیفۀ خود را بشکل درست انجام نمیدهد ودربرابرمطبوعات همه کس، بشمول کرزی ومعاونان اش، مقامات دولتی غیر از خود را ملامت میکنند.

جمهوری اسلامی ایران با علم کردن نام “انقلاب اسلامی” همه قوانین ومعیار های بین المللی وحتی اصول اخوت اسلامی وهمسایگی نیک را بیباکانه زیرپا میگذارد. درایران با وصف سی سال دیکتاتوری ملاها وحاکمیت “حکومت ناب اسلامی” گراف جرایم بالاتراز بسیاری ازکشورهای غیراسلامی است. طبق احصائیه های خود دولت ایران، از هرهشت تبعۀ ایران یکنفر آن دوسیۀ جرمی دارد. قاچاق پرمنفعت مواد مخدره عدۀ زیادی از خلاف کاران دولتی وغیردولتی ایرانی را اغوا کرده است. طبق اظهارات برخی ازمهاجرین زمانیکه قاچاق مرتبط به “دوستان” سپاه پاسداران وسایر نهادهای امنیتی ایران افشأ شود، آنها به عوض متهمین اصلی، برای چند افغان مهاجرکه درقضیۀ مربوطه دخالت نداشته یا نقش جزئی داشته اند، با استفاده از شکنجه دوسیه میسازند. زندانیان افغان بطور عموم فاقدحق استفاده ازوکیل مدافع میباشند. بنابرین بادستان وچشمان بسته حکم اعدام شان سلسلتأ نهائی میشود. مصایب که ازفاجعۀ هفت ثوربدینسو باعث مهاجرت کتلوی افغانها به کشورهای همسایه شد وپالیسی “کشتی نرم” حکومت کرزی در برابر ایران باعث شده است که پولیس، څارنوال وقضات ایرانی به افغانها بحیث موجودات فاقد حق دفاع برخورد نموده خود را درمورد افغانها مکلف به رعایت نورم های بین المللی که ایران نیزامضأ کنندۀ آنست، ندانند.  ازجانب دگربرای جمهوری “اسلامی” ایران اکنون این بیک عنعنه تبدل شده است که برای تحمیل خواستهای سیاسی-استراتیژیک خودبالای دولت افغانستان از فشاربالای مهاجرین ومهاجرین زندانی افغان استفادۀ ابزاری میکند.

طبق اظهارات وکلای هرات ونیمروزدرولسی جرگه تعداد افغانهای که آخندهای ایران آنها را به اعدام محکوم کرده اند، بیش از سه هزارنفر است. ولی منابع خبری ایرانی می گویند که درحال حاضر حدود دو هزار افغان در ایران زندانی می باشند، که بیشتر از دونیم صد تن آنها با مجازات اعدام رو به رو اند. نقش کمیساری عالی ملل متحد در دفاع ازین مهاجرین اعدامی منحصر به “ابراز نگرانی” میشود. درپی ادامۀ “اعدام” افغانها بعد از تعهدات اخیر ایران، نادرفرهادسخنگوی این کمیساری درکابل به رسانه ها گفت: ” ایران باید اعدام افغان ها را متوقف گرداند، زیرا این کار مخالف همه میثاق های بین المللی است.” درینجا سوال پیدا میشود که چرا کمیساری عالی ملل متحد، گزارش رسمی ازاین تخلفات ایران از میثاقهای بین المللی را به دار الانشای مؤسسۀ ملل متحد اطلاع نمیدهد تا ازنمایندۀ دایمی ایران در ملل متحد درین زمینه بازخواست صورت بگیرد؟ ایران کشوری نیست که نگرانی یک کارمند یوناما را جدی بگیرد. کمیساری عالی ملل متحد باید درین رابطه،  که زندگی حداقل صد ها انسان مهاجردرمعرض خطراست، نقش فعال بازی نموده دست به اقدامات عملی بزند. باید ایران را ازطریق نمایندۀ دایمی اش در ملل متحد تحت فشار قرار داد.

برخی از احزاب سیاسی ورسانه های وطنی که ازگزندسفارت ایران درکابل هراس دارند ویا با این سفارت داخل معاملات مالی-سیاسی شده اند، با سکوت خود درین مورد، به مهاجرین افغان درایران وخانواده های شان پشت میکنند. هرکس حق دارد از خود بپرسد که آیا با بقدرت رسیدن این احزاب، وضع افغانستان بمراتب بدترازحالت کنونی نخواهدشد؟

کمیتۀ حقوق بشرفاروازهمه مدافعین اصلی قربانیان این اعدامها یعنی فامیلهای قربانیان، جامعۀ مدنی، رسانه های مستقل ومهاجرین افغان در سراسرجهان دعوت میکند تا با اعتراض گسترده علیه کشتار افغانها درایران، براین جنایت آشکارعلیه افغانها اعتراض کنند!

 

(کمیتۀ حقوق بشرفارو)