مسوولین سرکوب قیام مردمی سوم حوت دردولت افغانستان وسیعأ نفوذ کرده اند!

 

اعلامیه

فبروری 2012

عکس العمل مردم افغانستان در مقابل سانحۀ اشغال افغانستان توسط ارتش روس بسیارصریح ومستقیم بود.  هنوز دوماه ازسیاهروز شش جدی نگذشته بود که قیام متحدانۀ مردم پایتخت افغانستان در برابر اشغالگران روس، کاخ کریملین را به لرزه دراورد.

 

فرارسیدن سوم حوت برای آنعده ازمردم افغانستان که شاهد این  روز پرافتخاربوده اند ویا ازوالدین خود داستان افتخارآفرین ودر عین حال غم انگیزسوم حوت را شنیده اند، بیاد آورجواب رد ودندان شکن مردم افغانستان به قوای اشغالگرروس وپیک بیمقدار شان  ببرک کارمل است. دومیلیون شهروند کابل ازبام خانه های شان نهرۀ الله اکبر ومرگ برشوروی را سردادند. صدها هزارمرد وزن جوان وسالمند درمرکز ونواحی مختلف شهرکابل با شعار “مرگ برببرک کارمل این شاه شجاع ثانی !” ، مرگ برروسهای اشغالگر!” ،

“روسها از ازکشور ما خارج شوید!” وغیره راه پیمائی کردند. آین وضع لشکر تا دندان مسلح روس را دچار تب لرزه ساخت. برعلاوۀ هلیکوپتر های جنگی طیارات جت نیزبر فراز کابل به پرواز متداوم پرداختند.

کارمل بعد ازتکیه زدن بر مسند شاه شجاع، با وصف اینکه اسدالله سروری قصاب اگسا معاون صدراعظم اش بود، با وقاحتی که داشت، نقاب بشردوستی واحترام به آزادی عقیده وبیان را برخ کشید. وی مسوولیت قتل عام فعالین سیاسی، افراد متنفذ مذهبی واجتماعی وسایرشهروندان افغان طی مرحلۀ نخست فاجعۀ ثور را به حفیظ الله امین نسبت داد. این ادعا درحالی صورت میگرفت که نجیب الله (مشهور به جلادکابل) تحت رهبری افسران ک.گ.ب مصروف پایه گذاری خاد، این بزرگترین وخون آشام ترین دستگاه شکنجه وسرکوب درتاریخ افغانستان، بود.

عوامفریبی ببرک کارمل را تظاهرات وسیع سوم حوت به مرحلۀ آزمون گذاشت. اشتراک کنندگان تظاهرات ازفضا توسط روسها واززمین توسط پرچمیهای کارملی ازدفاترحزبی، ماموریتهای پولیس، قطعات نظامی وغیره با انواع اسلحه مورد حملۀ وحشیانه قرار گرفتند. سرکوب خونین تظاهرات ضدروسی سوم حوت 1358 کابل وپرشدن مجددزندان پل چرخی ازوطندوستان افغانستان  نقاب عوامفریبی کارمل را درید وبعد از سوم حوت کارمل جرأت نکرد از آزادی تظاهرات صحبت کند. تعداد زندانیان پل چرخی وسایرزندانهای افغانستان تا زمان تعویض ببرک کارمل با نجیب الله علی الرغم اعدامهای دسته جمعی متواترومرگ ومیرزندانیان ، قوس صعودی را میپیمود. دستگاه جهنمی خاد ومضحکۀ که بنام “محکمۀ اختصاصی انقلابی” توسط اشغالگران خلق شده بود، موازی با چرخش ساعت فعال بوده هرفرد مشکوک به مخالفت با اشغال یا طرفداری از دموکراسی را چون سایه تعقیب نموده به حبس طویل یااعدام محکوم میکردند.

بدین ترتیب حزب دموکراتیک خلق ورژیم تحت رهبری آنرا جنون قدرت و روسپرستی افراطی به حزب تحت رهبری هیولا ها تبدیل نمود. هیولا های این حزب اکنون با نفوذ وسیع در ارگانهای امنیتی کرزی میکوشند خود را به موقفی برسانند که  بتوانند بازهم به سرکوب وشکنجۀ مردم افغانستان  بپردازند. آغوش حکومت کرزی بروی جنرالهای خون آشام خاد واردو وپولیس خلقی-پرچمی کاملأباز است.

“کمیتۀ حقوق بشرفارو”

 

کتمان تاریخ چهاردهۀ اخیرخیانت به کودکان افغان است!

اعلامیه

17– 02- 2012

آگاهی از تاریخ کشور متبوع حق هر شهروند افغانستان است. بدون شناختن تاریخ کشور، شناخت از خود وشناخت از جهان برای برای یک فرد نا ممکن میباشد . حذف قسمتی از تاریخ از کتب درسی مکاتب یکی از طرفه اقداماتیست که در دورۀ حکومت کرزی اتفاق می افتد. درگذشته ها تاریخ مسخ میشد ویا به نفع اشرافیت حاکم تحریف میگردید.

ولی حذف قسمتی از تاریخ حرکت بیسابقۀ ایست که جزکوشش برای فرار از عدالت و ترس ازواقعیت نام دیگری بران صدق نمیکند. حلقات حاکم فعلی از عدالت ترس داشتند وبا تصویب منشور منفور عفو عدالت را از عقب خنجر زدند. حالا بخاطرجلوگیری از لعنت شدن توسط نسلهای جدید، میکوشند بر اعمال ننگین گذشتۀ خود پرده اندازند. این دوحرکت ، عین هدف را دنبال میکنند.

وزارت معارف این اقدام خود را در 7 فبروری سال 2012 اعلان نموده هدف  آنرا حفظ وتحکیم وحدت ملی اعلان کرد. امان الله ایمان سخنگوی این وزارت گفت: هشت سال پیش، وقتی بالای نصاب درسی بحث میشد، تصمیم به حذف قسمتهای از تاریخ از نصاب درسی گرفته شد.  قرار معلوم  این فکر بکر ازذهن آقای یونس قانونی که درآنزمان وزیرمعارف بود، نشأت نموده است.  واقعأ هم آقای قانونی به اینکه بالای جنایات انجام شده در چهل سال اخیر خاک اندازدعلاقمندی خاص دارد. قانونی در دورانیکه رئیس ولسی جرگه بود دوبارخاص بخاطردفاع از خادیستها و کادرهای حکومت پرچمی-خلقی که درهالند مظنون به ارتکاب جنایات جنگی اند به این کشور سفرنمود. دفاعیۀ قانونی ازین مظنونین هر باربا جواب دندان شکن مقامات هالندی مواجه شد.  درنصاب درسی که آقای قانونی در دوران وزارت خویش بکمک آخوندهای ایران بصورت عاجل چاپ نموده بود، سلیقه های شخصی وحزبی آقای قانونی مد نطرگرفته شده بود. متعاقبأ آقای حنیف اتمروزیر معارف شد.  اتمر همانند قانونی در خاک انداختن بالای گند جنایات سی وچندسال اخیرنفع داشت. در کتب مکتب نباید سخنی در مورد اینکه کارمل شاه شجاع ثانی بود،  اینکه پنجهزار قریه توسط پیلوتهای حزب دموکراتیک خلق وروسها تخریب شده بود، در مورد جوی های خون که توسط داکتر نجیب الله ها، شهنواز تنی ها، جنرال عظیمی ها، آصف دلاورها وغیره بره انداخته شده بود، درج میشد.  بلاخره سر رشتۀ امور وزارت معارف به آقای وردک سپرده شد.  آقای وردک نیزدرسکوت در مورد راکتپرانیهای حزب اسلامی حکمتیاربالای شهرکابل نفع دارد. آقای وردک نمیخواهدشاگردان مکاتب بدانند که حزب آقای وردک در تخریب شهرکابل وکشتار 65 هزارباشندۀ کابل در سالهای نودنقش مهم داشته است.

واما وجدان یک وزیربحیث مسوول تعلیم وتربیه در کشور چه شد؟  آیا آقایان اتمر وووردک وظیفه نداشتند منافع وطن را بر منافع حزبی خویش ترجیح دهند؟ لازم نبود این آقایان برخبط بزرگ قانونی اعتراض نموده صفحات تاریخ را بروی اولاد وطن میگشودند؟

مشکل اینجاست که حقایق تاریخی چهل سال اخیرآیینه ایست که همه حکام کنونی از دیدن به آن وحشت دارند. این حکام از مفاهیمی نظیرعدالت وتاریخ متنفر اند. جوابدهی از اعمال گذشته کابوس وحشتناک حکام چهاردهۀ گذشته است.

ولی ” آفتاب را نمیتوان با دو انگشت پوشاند. ” درعصر انترنت کتمان حقایق ازیک ملت ناممکنست. هزاران فرزند اسیب دیده کشور با نوشتن چشمدید شان ازجنایات چها ردهۀ اخیربروی صفحۀ کاغذ وانترنت وانتشارویدیوهای دست داشته حقایق ایندوره را برای نسلهای امروزوفردای کشور بیان میکنند.

“کمیتۀ حقوق بشرفارو”