ورشکستگی پارلمان وتراژیدی سیمین بارکزی

12 اکتوبر2011

اعلامیه

پارلمان کنونی افغانستان بشمول دورۀ اول، یک پارلمان مصلحتی است که شالودۀ آن نه بر مبنای ضرورت  وشرایط عینی افغانستان بلکه بر مبنای نیازافکارعامۀ کشورهای غربی دخیل در مسایل افغانستان شکل گرفته است. علاقمندی ملل متحد وکشورهای ناتو به موجودیت پارلمان درپهلوی قوۀ اجرائیه وقضاییه نیز از همینجا سرچشمه میگیرد. والی هرانسان عاقل فهمیده میتواند که در یک کشورنا امن که نیمی ازمرمش توسط طالبان ونیم دیگر توسط جنگسالاران گروگان گرفته شده اند، برگزاری انتخابات آزاد وعادلانه ناممکن میباشد.

غربیها چنین استدلال میکنند که یک انتخابات بد بهتر ازدیکتاتوری است. وضعیت کنونی پارلمان افغانستان نشان میدهد که ازطریق انتخابات بد ومصلحتی، در شرایط کشوری چون افغانستان، عمدتأ جنگسالاران ومافیا سالاران ویا نمایندگانشان به پارلمان راه می یابند. این نوع افراد کرسی پارلمان را برای کسب پول وکسب توانایی معامله باحکومت وخارجیها بغرض حفظ تشبثات غیرقانونی خود، میخرند. آنها نه به مصالح مردم می اندیشند ونه به مؤکلین خویش احترام میگذارند. اکثر آنها نمیدانند وظیفۀ شان بحیث عضو پارلمان چیست وحدود صلاحیتهای شان کدام اند.  در روزهای کاری پارلمان برای عیاشی به تاجکستان ویا برای معاملات مافیایی به دوبی میروند. به هر بهانۀ اعتصاب میکنند. پارلمان افغانستان نخستین پارلمانیست که اعضایش وقتی کاری مخالف میل شان شد، اعتصاب میکند ومسوولیتهای پارلمانی خود را به طاق نسیان میگذارند. هدف این قهرونازها اکثرأ کسب توجه از خارجیها است. درچنین پارلماتی، کمتر اشخاصی چون سیمین بارکزی پیدا میشود که به کرسی خود وتعهد خود به مؤکلین چنان وفادار است که حتی حاضربه فدا کردن جان خود بخاطر آن میباشد.

 

امیدواریم مؤسسۀ ملل متحد، بازهم بخاطرحفظ وجهه خود، با یک حرکت مصلحتی دیگر،  کمسیون انتخابات ودولت افغانستان را مجبور به اقناع یا اعادۀ حقوق این زن پاکباز وبا جرأت افغان بسازد. باچنین حرکتی ملل متحد میتواند یکباردیگربه مردم افغانستان مثالی بدهد ازمستقل بودنش وازاینکه حاضرنیست هرحرکت دولت را کورکورانه تأیید کند.  ناگفته نماند که منظور ما صرف رسیدگی به قضیۀ سیمین بارکزی است، نه آن رندانی که به قیمت جان اومیخواهند به اهداف خودبرسند.

 

(کمیته حقوق بشرفارو)

افغانستان ده سال بعد ازحملۀ قوای ائتلاف

اکتوبر 8 – 2011

هفتم اکتوبرسال 2011 دهمین سالروزنخستین حملات قوای ائتلاف بالای افغانستان تحت سلطۀ دیکتاتوری عقبگرای طالبان بود. حملات ائتلاف با شعارنابودسازی تروریسم وجنگسالاری وکمک به مردم افغانستان در ایجاد یک حاکمیت انتخابی و متکی برحاکمیت قانون آغازیافت. به همین جهت مردم خسته شده ازجنگ دونیم دهه (مقاومت علیه تجاوزروسها ودورۀ جنگهای داخلی تنظیمها وطالبان) برخلاف عنعنۀ شناخته شدۀ خود موجودیت قوای خارجی را مؤقتأ تحمل کردند زیرا فکر میکردند غرب به رهبری امریکا به وعده های خود وفا میکنند.

خوشبینی مردم به وعده های غرب زیاد دوام نکرد. زمانیکه مردم با چشمان حبرت زده ملیشیای ائتلاف شمال را سوار بر تانکها در شهرها وقریه های خویش دیدند، متوجه شدند که غربیها فرشته های نجات نیستند وبا تکیه بر چنین گروه فاسد ومردم ستیزآوردن حاکمیت قانون، عدالت انتقالی، دموکراسی و ترقی نا ممکن میباشد. زمانیکه کوشش نماینده های اقوام درلویه جرگۀ اضطراری برای دادن نقش کلیدی به شاه سابق در ادارۀ انتقالی تحت رهبری سازمان ملل متحد وخروج نیروهای تنظیمی از کابل، توسط زلمی خلیلزاد نمایندۀ فوق العادۀ بوش در افغانستان ناکام ساخته شد، به خوشبینی اولیه به نیات امریکا در افغانستان نقطۀ پایان گذاشته شد.

 

نباید انکارکرد که طی ده سال گذشته پیشرفتهای نسبی در ساحات تعلیم وتربیه، سرکسازی، صحت عامه ومخابرات بوجود آمده است. ازانکشاف در ساحۀ آزادی مطبوعات نام نمیبریم زیرا بیشترین استفاده ازین آزادی توسط جنگسالاران شده ونشریات تلویزیونهای ایشان درخدمت منافع کشورهای همسایه ودرتضاد با منافع مردم افغانستان میباشند. غربیها برنامۀ برای پایان دادن به بیسوادی وفقرمردم افغانستان نداشتند وبرای ساختن زیربنای اقتصادی ، در ساحات که برای فعالیتهای جنگی واقناع افکارعامۀ داخلی خودشان ضروری نبود، کاری انجام ندادند. ازجانب دیگرهمین دو مرض (فقرناشی ازبیکاری وبیسوادی) همرا با فسادوضعف همه جانبه ومزمن ارگانهای دولتی تحت رهبری کرزی به همسایه های تبهکارما (پاکستان وایران) زمینه داد تا کوشش ها برای بازسازی مؤسسات ملی ما درساحات امنیت، اقتصاد، مطبوعات، دموکراسی وغیره را ازطریق استخدام نوکران از میان اتباع افغان وسیعأ تخریب کنند. تبهکاری همسایگان (بخصوص پاکستان) ونبود مقاومت عملی متکی به مردم افغانستان در برابر آن، عامل داخلی کم ثمر بودن مصرف 450 بلیون دالرکمک بین المللی دربازسازی افغانستان میباشد. متأسفانه غربیها دربازسازی ارگانهای امنیتی به توانائی اقتصادی کشورما ونیازهای درازمدت امنیتی افغانستان هیچ توجهی نکرده اند. این وضع، با درنظرداشت توان اقتصادی افغانستان، بقای این ارگانها را بشدت مورد سوال قرار میدهد. در نتیجه امروز، ده سال بعد ازحملۀ ائتلاف به افغانستان مردم ما همچنان ازنبود امنیت، کاروعدم اطمینان به آینده رنج میبرند.

(کمیته حقوق بشرفارو)